به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، «مرد مستور» نوشته علی ابراهیمی کتابی دروازهای است به سوی کشف نقابی از جنس نفاق! اگر به دنبال روایتی هستید که اندیشههایتان را به عمیقترین زوایای تاریخ بکشاند، قلبتان را به تپش وا دارد و دریچه چشمانتان را به دنیای تازهای از دهه پر رمز و راز و پرماجرای شصت باز کند، این کتاب همان گمشده شماست.
در میان صفحات آن، نه تنها واژهها، بلکه نفسهای تاریخ را خواهید شنید، زمزمههایی که از دل زمان برخاستهاند و اکنون در گوش جان شما طنین میاندازند. اینجا، حقیقت و خیال در هم میآمیزند و جهانی میسازند که در آن، هر سطر، رازی را فاش میکند و هر صفحه، دری به سوی ناشناختهها میگشاید.
شهید محمد تورانی کسی است که موفق شد تا با ورود به هسته مرکزی منافقان، مسئولیت انبار و تأمین تسلیحات منافقین را در مازندران بهعهده بگیرد و در نهایت اطلاعات مهمی درخصوص انبارهای اسلحه آنان را در اختیار سپاه قرار داد. شهید تورانی بهعنوان سرباز گمنام امام زمان (عج)، با فداکاری و ایثار نقشی کلیدی در نابودی خانه های تیمی و هسته مرکزی منافقین در مازندران ایفا کرد. او مرارت ها و سختی های زیادی را پشت سر گذاشت و در ۲۲ آبان ۱۳۶۰ در جنگلهای آمل در مقابله با کمونیستها و منافقین، اسیر شد و پس از شکنجه شدید به شهادت رسید. این کتاب داستان اوست که پیشگام نفوذ در دل منافقان است.
در بخشی از کتاب میخوانیم:
طنین صدای زنگ برج ساعت حواس محمد را سر جایش آورد، اما ناگهان لگدی به پهلویش خورد و مثل کوهی که فرو ریخته باشد او را به زمین سرد دوخت. سرش به آسفالت ترک خورده ای خورد که از زخم شهر، سر باز کرده بود و چند قطره خون روی زمین پاشید. محمد دستش را روی پیشانی شکسته اش گذاشت تا جلوی فواره خون را بگیرد. لکه ای سرخ روی پیراهن سفیدش خودنمایی می کرد و درد تیرکشانی در پهلویش پیچیده بود. سرش را برگرداند. این «حسن سبیل» بود که با نگاه آتش گرفته و با آن ریش ژولیده بالای سرش ایستاده بود.
کتاب مرد مستور به قلم علی ابراهیمی گتابی در ۴۲۴ صفحه بهار ۱۴۰۵ توسط انتشارات روایت فتح منتشر و روانه بازار نشر شد.
نظر شما