به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، به نقل از روابط عمومی معاونت امور فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی؛ سمانه شهرینژاد، مؤلف و محقق مطالعات فرهنگی اقوام و دبیر استان گلستان در دهمین جشنواره ملی جایزه فیروزه در گفتوگو با دبیرخانه جایزه فیروزه، درباره مهمترین چالشهای اقتصاد فرهنگ، راهکارهای توسعه صنایع خلاق، نقش هویت بومی در ارزشآفرینی محصولات فرهنگی و الزامات تبدیل هنر به یک فعالیت اقتصادی پایدار، دیدگاههای خود را تشریح کرد.
دبیر دهمین جشنواره ملی جایزه فیروزه در استان گلستان در پاسخ به این پرسش که اصلیترین حلقه مفقوده در تبدیل یک ایده فرهنگی یا هنری به یک کالای اقتصادی موفق در ایران چیست و آیا این ضعف بیشتر در طراحی، تولید انبوه یا شبکه توزیع دیده میشود، اظهار کرد: مهمترین حلقه مفقوده، شبکه توزیع و تجاریسازی است؛ اما این ضعف بهتنهایی قابل بررسی نیست. چالش اصلی اقتصاد فرهنگ در ایران، کمبود ایده یا استعداد هنری نیست؛ بلکه ضعف در حلقههای میانی زنجیره ارزش صنایع فرهنگی است. این زنجیره از خلق ایده آغاز میشود و با طراحی، تولید، برندسازی، بازاریابی، توزیع، فروش و بازتولید سرمایه ادامه مییابد.
وی افزود: در ایران، بخش قابل توجهی از ظرفیتهای خلاق در مرحله خلق اثر متوقف میشوند و به دلیل ضعف در تجاریسازی، به ارزش اقتصادی پایدار تبدیل نمیشوند. آثار فرهنگی و هنری، هرچند از کیفیت بالایی برخوردار باشند، بدون دسترسی به بازار، برندسازی حرفهای و شبکههای فروش داخلی و بینالمللی، نمیتوانند به درآمد پایدار تبدیل شوند.
این محقق مطالعات فرهنگی ادامه داد: از این رو، موفقیت اقتصادی صنایع فرهنگی بیش از آنکه به میزان تولید وابسته باشد، به توانایی اتصال تولیدکننده به بازار وابسته است. بنابراین، اصلیترین حلقه مفقوده در ایران نه کمبود ایده و نه صرفاً ضعف تولید، بلکه نبود یک نظام کارآمد برای تجاریسازی، برندسازی، بازاریابی و توزیع است. تا زمانی که این حلقه تقویت نشود، بسیاری از ایدههای ارزشمند فرهنگی و هنری، هرچند از نظر خلاقیت و کیفیت برجسته باشند، به کالاهای اقتصادی موفق و پایدار تبدیل نخواهند شد.
شهرینژاد در ادامه با اشاره به راهکارهای خروج از وابستگی به بودجههای حمایتی و دولتی برای مدلهای کسبوکار فرهنگی و حرکت به سمت درآمدزایی پایدار توضیح داد: تجربه بسیاری از کشورها نشان میدهد که وابستگی طولانیمدت فعالیتهای فرهنگی به بودجههای دولتی، معمولا پایداری اقتصادی، نوآوری و رقابتپذیری را تضعیف میکند. البته این به معنای حذف کامل نقش دولت نیست؛ بلکه نقش دولت باید از تأمینکننده دائمی منابع مالی به تسهیلگر و توسعهدهنده زیرساختها تغییر یابد.
وی تصریح کرد: گذار از وابستگی به بودجههای حمایتی به سمت درآمدزایی پایدار، مستلزم یک تغییر ساختاری است، نه صرفا تغییر در شیوه تأمین مالی. این گذار زمانی موفق خواهد بود که کسبوکارهای فرهنگی از منطق دریافت حمایت به منطق خلق ارزش و رقابت در بازار حرکت کنند.
دبیر دهمین جشنواره ملی جایزه فیروزه در استان گلستان در رابطه با نقشی که دولت در اقتصاد فرهنگ باید داشته باشد، توضیح داد: در این مسیر، نقش دولت حذف نمیشود، بلکه از تأمینکننده مستقیم منابع مالی به تسهیلگر اکوسیستم اقتصاد خلاق تغییر مییابد؛ یعنی با ایجاد زیرساختهای حقوقی، آموزشی، مالی و دیجیتال، شرایطی فراهم کند که بخش خصوصی و بازار بتوانند نقش اصلی را در تأمین مالی ایفا کنند.
به گفته این پژوهشگر، نتیجه این تحول، شکلگیری کسبوکارهایی است که هم از نظر اقتصادی پایدار هستند، هم به حفظ و گسترش فرهنگ کمک میکنند و هم در چارچوب توسعه پایدار، اشتغال، نوآوری و سرمایه اجتماعی را تقویت میکنند.
شهرینژاد گفت: وابستگی طولانیمدت به بودجههای دولتی، اگرچه ممکن است در کوتاهمدت بخشی از فعالیتهای فرهنگی را حفظ کند؛ اما در بلندمدت انگیزه نوآوری، رقابت و شناخت مخاطب را کاهش میدهد
نظر شما