چهارشنبه ۲۷ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۴:۳۸
ناگفته‌هایی از شب ترور شهید عباسی

آیین گرامی‌داشت نخستین سالگرد شهادت شهید دکتر فریدون عباسی، دانشمند برجسته هسته‌ای کشور، با حضور نخبگان، فعالان رسانه‌ای و اهالی فرهنگ به همت دفتر مطالعات جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی در حسینیه هنر تهران برگزار شد.

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا محمد مهدی عباسی، فرزند شهید دکتر فریدون عباسی، در ابتدای این مراسم با بازخوانی جزئیات سحرگاه ۲۳ خردادماه و شب عملیات تروریستی رژیم صهیونیستی گفت: «در سال ۱۳۹۶ برای آسایش تیم حفاظت و جلوگیری از تحمیل هزینه‌های سنگین اجاره‌بها به بیت‌المال، مجتمعی مسکونی در شهرک شهید محلاتی را انتخاب کردیم. من در طبقه چهارم و پدرم در طبقه سیزدهم ساکن شدند. سحرگاه روز حادثه، ناگهان صدای سه انفجار مهیب و پی‌درپی همراه با تکان‌های شدید، ساختمان را لرزاند. با قاطعیت به همسرم گفتم این زلزله نیست و پیش از ریزش ساختمان باید بچه‌ها را برداریم و پایین برویم. در آن فضای خاک‌آلود، دختر یک‌ساله‌ام را در آغوش گرفتم و سراسیمه پله‌ها را طی کردم. وقتی به محوطه رسیدم، دیدم گاز با فشار بسیار بالا در فضا پخش می‌شود و بوی تندی پیچیده است. بلافاصله بچه را به آغوش همسرم سپردم و با تمام وجود به سمت طبقه سیزدهم دویدم. وقتی به آنجا رسیدم فریاد زدم: کسی هست؟ که صدای مادرم را شنیدم؛ ایشان به شکلی معجزه‌آسا جان سالم به در برده بودند.»

فرزند شهید عباسی با تبیین چالش‌های دانشمندان حوزه علمی بیان کرد: «شهید بزرگوار در طول این ۱۵ سالی که پس از ترور اولشان در آذرماه ۱۳۸۹ به عنوان وقت اضافه از خدا هدیه گرفته بودند، بارها در مصاحبه‌ها گوشزد می‌کردند که مسائل راهبردی باید از تفکرات حزبی خارج شوند تا نظام در این موارد تصمیم‌گیرنده اصلی باشد و دولت‌ها صرفاً به عنوان مجری عمل کنند. به تعبیر ایشان، این یک اشتباه استراتژیک است که چرخ سانتریفیوژها را به زندگی مردم گره بزنیم؛ متأسفانه جامعه ما را شرطی کرده‌اند و اقتصاد و معیشت را به توان هسته‌ای، موشکی و رفتار ما در منطقه ربط می‌دهند تا خباثت‌های خودشان را پنهان کنند. این مسئله امروز هم در جریان مذاکرات زنده است و متأسفانه برخی در انتخابات از آن بهره‌برداری سیاسی می‌کنند.»

او درباره وجه دوم مجاهدت این شهیدگفت: «خداوند متعال پس از ترور ناموفق سال ۸۹، فرصتی ۱۵ ساله به ایشان داد تا کار خود را در بالاترین سطوح اجرایی صنعت هسته‌ای ادامه دهد و به تبیین و روایتگری بپردازد. شهید عباسی وارد میدان شد تا دانشمندانی چون شهیدان علی‌محمدی، رضایی‌نژاد، احمدی‌روشن و فخری‌زاده را به درستی معرفی کند؛ چرا که در آن زمان عده‌ای می‌خواستند مسئله را کم‌اهمیت جلوه دهند. مثلاً می‌گفتند شهید رضایی‌نژاد صرفاً یک دانشجوی خواجه‌نصیر بوده و ترور او ناشی از تسویه‌حساب‌های شخصی است، یا شهید احمدی‌روشن را یک دانشجوی شریف معرفی می‌کردند که فقط روی غشای پلیمری کار می‌کرده است. شهید عباسی با شجاعت وارد عمل شد و نگذاشت این تحریف‌ها صورت بگیرد، هرچند برخی سایت‌های خاص و فعالان مجازی شایعه ساختگی بودن ترور اول ایشان را مطرح کردند تا حرف‌هایشان را بی‌اثر کنند.»

محمد مهدی عباسی با اشاره به شرایط حساس کنونی، به نقل خاطره‌ای از مرتضی قاضی، پژوهشگر تاریخ شفاهی، در روز شهادت سید حسن نصرالله پرداخت و گفت: «آقای قاضی می‌گوید در میان بی‌تابی آن روز، دکتر عباسی به من زنگ زد. وقتی با شرمندگی از عقب افتادن کار کتاب خاطراتش عذرخواهی کردم، دکتر با همان لحن آرام همیشگی گفت زنگ زدم حالت را بپرسم؛ نگرانت شدم. وقتی گفتم سیدحسن را هم زدند، ایشان با همان خونسردی مقتدرانه گفت جنگ، جنگِ تکنولوژی است. ما با دشمنی می‌جنگیم که در دانش و فناوری از ما جلوتر است. من همیشه می‌گویم خودتان را مشغول کارهای سیاسی سطحی نکنید و خود را در حوزه دانش قوی کنید. شکل جنگ عوض شده است، اگر خودمان را قوی نکنیم، ضربه می‌خوریم.»

او افزود: «این تاکید بر علم‌آموزی، در عرصه فرهنگ و رسانه نیز مصداق دارد. امروز که میدان‌های نبرد از خاکریزهای فیزیکی به سنگرهای ذهنی منتقل شده است، حضور ساعت‌های مداوم جوانان انقلابی در فضای مجازی بدون جمع‌بندی آموزشی و راهبردی برای مقابله با امپراتوری رسانه‌ای آمریکا و رژیم صهیونیستی کفایت نمی‌کند. ما باید شکاف میان تولید و اکران محصولات فرهنگی انقلابی را برطرف سازیم تا در بزنگاه‌ها به داد افکار عمومی برسد.»

در بخش دیگری از این مراسم، استاد حسن رحیم‌پور ازغدی، عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی گفت: «شنیدن سخنان این شهید عزیز، مرا به یاد مسائل دهه ۷۰ انداخت؛ یعنی ۳۰ سال پیش، پس از پایان جنگ که عده‌ای مسابقه گذاشته بودند برای انکار ارزش‌ها و عبور از گذشته و ادعا می‌کردند دهه ۶۰ دوران افراطی‌گری بوده است. در حالی که در زمان حمله دشمن عده‌ای جانانه می‌جنگیدند و طیفی دیگر عافیت‌طلبی می‌کردند، اما همان عافیت‌طلبان به مجاهدان توهین می‌کردند و طلبکار هم بودند.»

او با تبیین مظلومیت مجاهدان در عرصه‌های علمی، نظامی و امنیتی بیان کرد: «این فضا هنوز هم وجود دارد. این تیپ مجاهدان باید همه خطرات، ضررها و صدمات را بپذیرند و همه چیز را فدا کنند تا دیگران سر سفره دستاوردهایشان بنشینند و در نهایت آن‌ها را مسخره کنند. امروزه نیز وقتی خطری انقلاب را تهدید می‌کند، مجاهدان گمنام با دست خالی به صف اول می‌روند، اما امکانات، بیت‌المال و پرستیژ رسمی غالباً دست کسانی است که به این بچه‌ها برچسب رانت‌خوار می‌زنند.»

عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی با انتقاد شدید از مواضع برخی چهره‌های سیاسی اظهار داشت: «من برخی از سران اپوزیسیون داخلی دهه ۷۰ را که اکنون بعضی از آن‌ها در آمریکا هستند، به خوبی می‌شناسم. این‌ها خانه، زمین، باغ و همه چیز را به عنوان تشویق از بیت‌المال جمهوری اسلامی گرفتند، اما به لحاظ تئوریک و سیاسی با مبانی انقلاب مبارزه کردند و همیشه هم طرف غرب غش کردند. اکنون پز روشنفکری و ادای اپوزیسیون درمی‌آورند و از بچه‌هایی که هیچ چیز از نظام نگرفته و جان و آبروی خود را فدا کرده‌اند، طلبکارند. متأسفانه عده‌ای در شورای عالی انقلاب فرهنگی و بدنه مدیریتی نیز به خاطر منافع یا آبرو، همیشه حرف‌های کلی، خنک و مبهم می‌زنند و هیچ‌وقت موضع تیز و صریحی نمی‌گیرند تا هزینه‌ای نپردازند.»

رحیم‌پور ازغدی در ادامه با ذکر خاطره‌ای از رهبر شهید انقلاب گفت: «در دهه ۷۰، مرحوم پدرم به رهبری گفته بود شما که از قبل از انقلاب همه مسائل را می‌دانستید، اکنون که حکومت دست خودمان است چرا برخی امور اصلاح نمی‌شود؟ ایشان پاسخ داده بودند شما فکر می‌کنید قدرت به طور واقعی همه جا کاملاً منتقل شده است؟ ما در مواردی می‌بینیم تعداد انقلابیون واقعی، از همان تعدادی که در زمان مبارزات پیش از انقلاب با ما بودند، بیشتر نیست؛ سیاهی‌لشکر زیاد شده است، اما جای جایش، هم در تشخیص و هم در مقاومت و ایستادگی، این‌گونه نیست که عده زیادی پای کار باشند. بسیاری از این مشاهیر تا زمانی با انقلاب همراهند که منافعشان تأمین شود و در دوراهی‌ها مسیر خود را جدا می‌کنند. بنابراین نباید تصور کرد هر کس در سیستم است، واقعاً حاضر به فداکاری برای حفظ و ارتقای انقلاب است.»

او با مقایسه روحیه مدیران دهه ۶۰ با مسئولان امروزی و انتقاد از روند مذاکرات در سال‌های گذشته خاطرنشان کرد: «در دهه ۶۰ بچه‌هایی مسئولیت داشتند که وقتی می‌خواستند حقوق اندک خود را بگیرند، خجالت می‌کشیدند؛ اما حالا عده‌ای ۳۰-۴۰ سال مدیریت کلان اقتصادی و برنامه و بودجه کشور را در اختیار داشته‌اند و نتیجه کارشان برجام شد. گاهی انسان از شدت اندوه خوابش نمی‌برد که چگونه آن همه پیشرفت علمی را در سینی گذاشتند و تقدیم کردند و در ازای آن، تحریم‌ها بیشتر شد. به هرچه دشمنان گفتند عمل کردند و پرونده ما را از آژانس به شورای امنیت بردند و خود را به نادانی زدند، گویی نمی‌دانند شورای امنیت سازمان ملل یعنی همان آمریکا، انگلیس و فرانسه که خودشان عامل اصلی تحریم‌ها و قطعنامه‌ها هستند.»

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها