به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، در کتاب «ایران و جهان عرب» تالیف محمد سلطانینژاد، دانشیار دانشکده مطالعات جهان دانشگاه تهران به بررسی روابط ایران و کشورهای عرب حاشیه خلیج فارس پرداخته که در این گزارش چند صفحه پایانی کتاب انتخاب شده که میخوانید.
در این اثر مولف بر آن است که در قالبی تحلیلی و انتقادی، دلایل همکاری و رقابت میان ایران و جهان عرب را در نگاهی کلان شرح دهد به گونهای که بتوان به میانگینی در رفتارها و سیاستهای ایران و کشورهای عربی دست یافت. مبنای کار مولف، تحولات اخیر با بهرهگیری از نظریه سازهانگاری در روابط بینالملل و رویکردی مرکب از تحلیل سیاست خارجی شناختی بوده است. مجموعهای از عوامل هیجانی، عاطفی و نگرشی بررسیشده در این اثر گویای این واقعیت است که نگرشهای منفی میان ایران و بخش مهمی از جهان عرب به تفسیر بدبینانه رفتارها و اقدامهای این دو در قبال هم انجامیده است.
لازم به یادآوری است که مطالب ایران نگاه به روابط جمهوری اسلامی و کشورهای خلیج فارس در زمانی است که جنگ دوازده روزه و چهل روزه رخ نداده بود. با این همه مروری بر نکات قوت و ضعف این رابطه خواندنی است.
ابرگفتمان استقلال در سیاست خارجی جمهوری اسلامی
برای تحلیل مناسبات جمهوری اسلامی ایران و جهان عرب باید به نگرشها، عواطف و ادراکهای هیجانی که شکل دهنده به هویت و همچنین سازنده ابرگفتمان استقلال در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایرانند توجه داشت. هویت جمهوری اسلامی ایران در برگیرنده دو دسته عناصر ملیگرایانه و دینی است. هر دو دسته این عناصر، در فرایند تکوین خود با عواطف و نگرشهایی نسبت به جهان عرب گره خوردهاند. ملیگرایی مدرن ایرانی در قدیمیترین شکل خود ستیزش با جهان عرب را در خود داشت و با احساساتی از رنجش نسبت به عربها و افتخار و عزت و بالیدن به خود در برابر آنها گره میخورد تا جایی که میتوان گفت برخی از اولین ناسیونالیستهای ایرانی ضدعرب بودند. این ضدیت با جهان عرب در سیر تحولات ناسیونالیسم ایرانی با فراز و نشیبهایی روبهرو بود، اما تا پیروزی انقلاب اسلامی به عنوان بخشی مهم از روایات مشروعیتساز نظام پهلوی به حیات خود ادامه داد. تنها در دوران بعد از پیروزی انقلاب اسلامی بود که رنجش از جهان عرب از هویت دولت زدوده شد. هر چند در روایت بعد از انقلاب، ایران نه با عظمت پیش از اسلام، بلکه با مشارکت فعال ایرانیان در تمدن اسلامی شناخته میشود، اما در اینجا نیز دو عامل شناسایی نشدن و مورد احترام قرار نگرفتن این جایگاه توسط برخی نخبگان عرب آنگاه که تمدن اسلامی را با عنوان
تمدن عربی معرفی میکنند، فاصله میان ایرانی بودن و عرب بودن را در روایت ملیگرایانه جدید ایران حفظ میکند. فاصله میان ایرانی بودن وعرب بودن را در روایت ملیگرایانه جدید ایر ان حفظ میکند.
درکنار آن عنصر دوم هویت ملی ایرانی یعنی مذهب نیز با همدردی آنگاه که به نوع نگاه ایران به شیعیان و نیروهای مقاومت میرسد، همراه است. از آنجا که تاریخ شیعه مشحون از مظالمی است که شیعیان به عنوان یک اقلیت متحمل شدهاند، حسی از همدردی با شیعیان را در ایران با یادآوری مظالمی که در گذشته متحمل شدهاند تولید و بازتولید میکند. این احساس درد و در نتیجه همدردی با شیعیان، به تلاشهای ایران به برقراری مناسبات سازنده استراتژیک و تدافعی با مردمان و جریانهای شیعی و حمایت از آنها در برابر نیروهای سرکوبگر یا مهاجمان معنای عاطفی میدهد. همدردی زیربنای عاطفی روابط مثبت و مبتنی بر ائتلاف میان ایران با عراق و حزبالله لبنان است و حمایتهای سیاسی و دیپلماتیک ایران از جریانهای شیعه مورد تعرض در یمن و بحرین را تبیین میکند.
گفتمانهای سیاسی متقابل ایرانی و عربی
در حالی که در دوران بعد از انقلاب رنجش از جهان عرب مکتوم در ناسیونالیسم ایرانی از هویت دولت ایران زدوده شد اما جای آن را رنجش از برخی قدرتهای بزرگ غربی و متحدان عرب آنها گرفت. در واقع حضور گفتمان استقلال به عنوان ابرگفتمان حاکم بر سیاست خارجی جمهوری اسلامی که تا اندازهای محصول بدعهدیهای قدرتهای بزرگ به ویژه انگلستان و آمریکا است، باعث میشود جمهوری اسلامی نگاهی منفی به دولتها و جریانهای وابسته در جهان عرب داشته و در مقابل از جریانهایی که در برابر قدرتهای بزرگ ایستادگی میکنند - سوریه، حزبالله لبنان و حماس - حمایت کند. در حالی که تجربه مواجهه ایران با قدرتهای بزرگ با تعرضها، دخالتها و بدعهدیها همراه است، تعداد زیادی از دولتهای عربی و نخبگان حاکم در آنها وجود خود را وابسته به حمایتهای قدرتهای بزرگ (انگلستان، فرانسه و در مرحله بعد ایالات متحده آمریکا) میدانند. این هیجانهای متعارض که برای یکی رنجش و دیگری دلبستگی نسبت به غرب است، مانع از ایجاد دلبستگیهای عاطفی مثبت میان ایران و بخشی از جهان عرب میشود. این هیجانها و عواطف در نهایت به نگرشهای نه چندان مثبت میان ایران و تعداد زیادی از دولتهای عربی و نخبگان سیاسی آنها شکل داده است که در نگرشسنجیهایی که تا کنون انجام شده منعکس است و میتوان آنها را در گفتمانهای سیاسی متقابل ایرانی و عربی نیز ردیابی کرد.
رنجش از غرب و به واسطه آن دولتهای عربی که در اتحاد با غرب عمل میکنند در کلام دولتمردان ایرانی منعکس است. تحلیل گفتمان شخصیتهای اصلی تصمیمساز در سیاست خارجی ایران همدردی با هر دو دسته نیروهای شیعی و غیرشیعی در منطقه که مورد هجمه آمریکا و برخی دولتهای عربی نیزهراس از ایران دارند نیز نشان میدهد. در کلام سران برخی دولتهای عربی نیز هراس از ایران به اشکال مختلف و در قالب گزارههایی هشدار دهنده نسبت به اعمال و رفتارهای آن قابل ردگیری است. عبارات القاء کننده هراس نسبت به ایران دو دستهاند؛ برخی منعکسکننده ترسهای واقعی برخی سران عرب از ایرانند که از ضعفهای داخلیشان و نوع روابط متشنج آنها با شهروندانشان نشأت میگیرد. برخی نیز بخشی از یک پروژه امنیتیسازی ایرانند که توسط برخی سران جهان عرب به ویژه حاکمان سعودی پی گرفته میشود و تأمینکننده منافع سیاسی داخلی و خارجی آنها است. مجموع دلبستگیهای هیجانی و عاطفی و نگرشهای مثبت و منفی از راه سازوکارهایی چون استدلال مبتنی بر تشبیه یا بر پایه طرحوارههایی که از دیگری در ذهن هر کدام از ایرانیان و نخبگان جهان عرب ایجاد میکنند، ادراک عقلانی و منطقی از طرف مقابل را معنی میبخشند.
حضور گسترده شیعیان و تودههای مردم در مناسبات مذهبی
همانطور که در متن ذکر شد، همدردی با مظلومیت شیعیان، زیربنای عاطفی روابط ایران با عراق است. اتفاقاتی نظیر تشییع رهبر در عراق و پیوند میلیونی اربعین، این عاطفه را از یک حس قلبی به یک «سرمایه سیاسی» تبدیل میکند. این پیوند، عراق را از یک فضای متشنج ناسیونالیستی به یک «حاشیه امن» و میدان نفوذ تبدیل کرده که مانع از تبدیل شدن عراق به پایگاهی برای فشار خارجی علیه ایران میشود.
در حالی که برخی حاکمان عرب تلاش میکنند ایران را به عنوان یک تهدید امنیتی معرفی کنند، حضور گسترده شیعیان و تودههای مردم در مناسبات مذهبی، این روایت را به چالش میکشد. این روابط نشان میدهد که هویت جمهوری اسلامی نه بر پایه تهدید، بلکه بر پایه «همبستگی مذهبی و تمدنی» است که لایههای زیرین جامعه عرب را با خود همراه میکند.
در شرایط جنگی و تقابل با قدرتهای جهانی، این رابطه به ایران کمک میکند تا «جبهه مقاومت» را نه یک ساختار نظامی، بلکه یک «هویت مشترک» تعریف کند. تلاقی مذهب و استقلال ملی، باعث میشود ایران بتواند در منطقه، ائتلافی بسازد که در برابر بدعهدیهای غرب ایستادگی کند و از کشورهای عربی وابسته، به سوی جریانهای مستقل و مقاوم حرکت کند.
نظر شما