سرویس تاریخ و سیاست خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، کتاب «رهیافتی نو به رخداد عاشورا؛ پنجرهای به اندیشهی امروز» تالیف سیدهاشم آقاجری از سوی نشر پنجره به بازار کتاب آمد.

عاشور، عاشورا و عاشوراء، بنا به قول مشهور علمای لغت، دهم محرم را گویند و آن روزی است که حسین بن علی(ع) شهید شد. در «جمهره اللغه» آمده است روز عاشورا پس از اسلام به این نام خوانده شده و در جاهلیت چنین نامی وجود نداشت. گفته شده بعضی از واژهشناسان، عاشورا را کلمهای عِبرانی و مُعَرَّب واژه عاشور دانستهاند.
روز عاشورا مهمترین روز عزاداری در فرهنگ شیعیان است. در هر جایی که گروهی از شیعیان حضور داشته باشند در این روز مراسم سوگواری برگزار میشود. کشورهای شیعهنشین در این روز تعطیل رسمی هستند. بازارها و کسب و کار نیز تعطیل است. عزاداری که در ده روز اول محرم معمولا شبها و در مکانهای سرپوشیده برگزار میشد به کوچه و خیابانها منتقل میشود و مردم به صورت دستههای عزاداری حرکت میکنند. دستههای عزادار با خود پرچمهای عزا، عَلَم، کُتَل و سایر نشانهای مربوط به عزاداری امام حسین(ع) را حمل میکنند. عزاداری روز عاشورا تا ظهر طول میکشد. دستهجات عزا معمولا به اماکن مذهبی عمومی مثل حرم امامان یا امامزادگان منطقه و منزل عالمان ساکن هر شهر میروند. در برخی مناطق نیز آخرین نقطه حرکت عزاداران قبرستان و محل دفن اموات است.
مولف کتاب «رهیافتی نو به رخداد عاشورا؛ پنجرهای به اندیشهی امروز» را با عنوان «عاشورا، تقابل دو فلسفه سیاسی» آغاز میکند و این معنا را متذکر میشود که نگاه ما به امام حسین(ع)، نگاه به یک موضوع عبرت است یا یک اسوه هدایت و رهایی؟ در دیدگاه اسلام راستین و رهاییبخش، امامان ما سرمشق و الگوهای رهایی هستند و همانطور که از سخن پیامبر گرامی شنیدیم، حسین به عنوان یکی از امامان، مشعل هدایت است و کشتی نجات.
در یک نگاه معکوس و غیراسلامی و غیرشیعی، امامان و از جمله امام حسین، از موضوع پیروی و سرمشق و الگو برای هدایت، گاه تقلیل پیدا کردهاند به موضوعی برای عبرت و این از شگفتیهای روزگار ما است. آن طرز تلقی که امام را موضوع عبرت میکند، در واقع امام را از جایگاه بلند رهبری خود فرومیکاهد و در حد یک پدیده عرفی تاریخی تقلیل میدهد. معنای این نگرش آن است که امامان همچون دیگر شخصیتهای تاریخی در عرصه تاریخ رفتار و کرداری داشتهاند که احتمالا منجر به شکست شده است و ما امروزه موظفیم که رفتار آنها را جمعبندی کنیم و عبرت بگیریم و عجیب این است که این دیدگاه، گاهی توسط کسانی مطرح میشود که در عرصههای دیگر آنچنان قدسیمآب میشوند که حتی میکوشند قدسیت را بر امور عرفی هم تعمیم بدهند، در حالیکه این نگره عبرت به امامان، کاملا یک نگاه عرفی آن هم به معنای منفی کلمه است.
سیدهاشم آقاجری به اصطلاح عبرت در قرآن کریم اشاره میکند و مینویسد؛ در قرآن کریم اصطلاح عبرت در جایی به کار رفته است که خداوند میخواهد بدینطریق به ما انذار بدهد که آن مسیر را نپیماییم، زیرا که آن مسیر، مسیری بوده است بدفرجام و به دلیل همین بدفرجامی است که از ما خواستهاند با دیدهای عبرتآمیز به آن پدیدهها بنگریم و بکوشیم که از شکستها و بدفرجامیها و تلخیهای آن تجربه تاریخی بپرهیزیم.
مولف در ادامه به این نکته اشاره میکند که گاهی این سخنان از سوی کسانی مطرح میشود که ادعای دینداری دارند، آن هم از نوع افراطی.
سیدهاشم آقاجری به بینش شیعی اسلامی در این خصوص اشاره میکند: در بینش اسلامی شیعی، ما امام را الگو میکنیم برای تاسی به او، او اسوه است. او را تبدیل نمیکنیم به یک موضوع و اُبژه برای مطالعه تا نارساییها و اشتباهات و خطاهای موجود در حرکت او را استخراج کنیم و بعد به گونهای معکوس آن را مورد توجه و عمل قرار بدهیم تا به آن فرجام بد مبتلا نشویم.

بر اساس اعتقاد اسلام شیعی، همه کنشهای گفتاری و کرداری امامان ما سرمشق رهایی هستند. اگر با منطق حسین(ع) و یا منطق علی(ع) به هستی و تاریخ و انسان و جهان نگاه کنیم، اگر با منطق علوی به حکومت علوی نگاه کنیم، اگر با منطق حسین(ع) به نهضت حسینی نگاه کنیم، روشن است، اما اگر با منطق معاویه به حکومت علوی نگاه کنیم، طبعا امروز ما باید جمعبندی کنیم و از سقوط حکومت علوی درس عبرت بگیریم و به این نتیجه برسیم که کارهایی را که علی (ع) در حکومت کرده است، نکنیم تا ما هم به آن فرجام بد در حکومت دچار نشویم.
ما نیازمند آن هستیم که نظام علوی را و نهضت حسینی را از منظر یک الگو و یک سرمشق نگاه کنیم، نه بهعنوان یک موضوع عبرت، زیرا آن نگاه نتایج و پیامدهای بسیار شومی به بار خواهد آورد که دقیقا در مقابل منطق امامان قرار میگیرد.
کتاب «رهیافتی نو به رخداد عاشورا؛ پنجرهای به اندیشهی امروز» در شش فصل به شرح «عاشورا، تقابل دو فلسفه سیاسی»، «مبانی مشروعیت، حکومت با نگاه ویژه به سه مرحله حرکت حسینی»، «امر به معروف و نقد قدرت»، «امام حسین(ع) مقابل مردم نبود»، «حادثه عاشورا، زمزمه آزادگی است نه خشونت» و «پویایی جامعه و دگرگونی در گفتمان عاشورا» میپردازد. البته دو فصل «امام حسین(ع) مقابل مردم نبود»، «حادثه عاشورا، زمزمه آزادگی است نه خشونت» در قالب پرسش و پاسخ آورده شده است و نویسنده نظر خود را در قالب پاسخ به پرسشهایی که از او مطرح شد، بیان کرد.
در قسمتی از کتاب «رهیافتی نو به رخداد عاشورا؛ پنجرهای به اندیشهی امروز» این پرسش مطرح میشود که «به گواهی تاریخ، بیشتر مردم با یزید بیعت کرده بودند و گروهی که شاخصترین آنان امام حسین(ع) و عبدالله بن عمر هستند، از این امر سرباز زدند. مشروعیت حکومت یزید در چنین موقعیتی چگونه است؟»
سیدهاشم آقاجری در پاسخ مینویسد: متاسفانه همانطور که بسیاری از محققان، حتی محققان اهل سنت گفتهاند از سال چهل هجری خلافت تبدیل به سلطنت شد. در تئوری خلافت در عصر خلفای راشدین، بیعت و شورا پایه لازم برای انعقاد خلافت بود، در حالیکه پس از روی کار آمدن معاویه با شهادت امام علی(ع) و صلحی که بر امام حسن (ع) تحمیل شد، مبنای حکومت تغییر یافت و حکومت تغلبی شد، یعنی اساس تشکیل حکومت، زور و غلبه شد. در قرن چهارم و پنجم که احکامالسلطانیهها نوشته شد، برخی از تئوریسینهای خلافت، بعضی از واقعیتهای تاریخی را تئوریزه کردند، یعنی نه تنها سیره و روش خلیفه اول تا چهارم به صورت یک سنت عملی، مبنایی برای تئوریپردازی خلافت شد، بلکه روش معاویه و خلفای اموی هم مبنا قرار گرفت و برخی تئوریسنهای خلافت به صراحت گفتند که یکی از طرق انعقاد خلافت، زور و غلبه است، در حالیکه در سنت پیامبر اکرم (ص) زور و غلبه به هیچوجه مبنای مشروعیت نبود. از این رو، حکومت یزید از بنیاد، حکومت نامشروعی بود و حتی نسبت به حکومت معاویه به مراتب از مشروعیت کمتری برخوردار بود. بنیامیه از زمان معاویه مبانی خلافت مشروع در اسلام را تغییر داده بود و به این دلیل حکومت اموی با معیارهای اسلامی حکومت به هیچوجه مشروع نبود.
منابع مورد استفاده نویسنده در پایان کتاب آورده شده است که میتواند برای پژوهشگران تاریخ اسلام و برای علاقهمندان راهگشا باشد. به طور کلی سیدهاشم آقاجری در این کتاب دریچهای نو به رخداد عاشورا میگشاید که قابل تامل است.
کتاب «رهیافتی نو به رخداد عاشورا؛ پنجرهای به اندیشهی امروز» تالیف سیدهاشم آقاجری با 96 صفحه و شمارگان 500 نسخه از سوی نشر پنجره به بازار کتاب آمد.
نظر شما