سرویس بینالملل خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)- الهه شمس: برای بسیاری از کتابخوانها تصویر ایدهآل از خواندن هنوز همان صحنه آشناست: نشستن در گوشهای آرام، شاید زیر سایه درختی در پارک یا روی صندلی راحتی کنار پنجره، با فنجانی چای یا قهوه و کتابی که خواننده را کاملاً در خود فرو میبرد. اما در زندگی روزمره چنین لحظههایی کمتر پیش میآید. چند دقیقه پس از شروع خواندن، ذهن به سمت تلفن همراه میرود، صداهای اطراف مزاحم میشوند و کتاب دوباره بسته میشود.
کارشناسان میگویند همین تصویر رمانتیک از «لحظه کامل خواندن» یکی از موانع بازگشت به کتاب است.
کوین نگوین، نویسنده رمانهای اسناد من (My Documents) و موجهای تازه (New Waves)، معتقد است بسیاری از افراد منتظر شرایطی خاص برای خواندن میمانند؛ شرایطی که در عمل به ندرت اتفاق میافتد. او میگوید: «بعضیها تصور میکنند زمان کتاب خواندن باید مثل یک تجربه لوکس باشد؛ مثلاً نشستن روی صندلی راحتی با یک نوشیدنی در دست. اگر منتظر چنین لحظههایی بمانید، احتمالاً هیچوقت کتابی را تمام نخواهید کرد.»
به گفته او، راه سادهتر این است که خواندن به بخشی عادی از روز تبدیل شود، نه یک رویداد خاص. حتی چند دقیقه خواندن در زمانهای کوتاه (در صف خرید، ایستگاه مترو یا پیش از شروع یک قرار کاری )میتواند به تدریج به عادت تبدیل شود.
بازگشت به «خواندن عمیق»
یکی از دلایلی که بسیاری از خوانندگان سابق از کتاب فاصله گرفتهاند، تغییر الگوی توجه در عصر دیجیتال است. مریآن وولف، عصبشناس شناختی در دانشگاه کالیفرنیا در لسآنجلس و نویسنده کتاب "خواننده، به خانه برگرد" (Reader Come Home)، معتقد است مغز انسان در سالهای اخیر به نوع دیگری از خواندن عادت کرده است: خواندن سریع و سطحی.
او میگوید دستگاههای دیجیتال توجه ما را دائماً به سمت اعلانها، پیامها و لینکهای جدید میکشانند. «ما در محیطی زندگی میکنیم که سرشار از حواسپرتی است. حتی وقتی اعلانها را خاموش میکنیم، باز هم عادت داریم صفحه را سریع بالا و پایین کنیم و به دنبال چیز بعدی بگردیم.»
به گفته وولف، این نوع خواندن که بیشتر برای مرور خبرها یا ایمیلها مناسب است، با آنچه او «خواندن عمیق» مینامد تفاوت دارد. خواندن عمیق همان حالتی است که در آن خواننده در جهان متن فرو میرود، با شخصیتها همدلی میکند و به ایدههای تازه فکر میکند.
او معتقد است بازگشت به این نوع خواندن ممکن است، اما به تمرین نیاز دارد. وولف تجربه شخصی خود را مثال میزند: زمانی که پس از مدتی دوری از کتاب تلاش کرد دوباره یکی از آثار محبوبش، "بازی مهره شیشهای" (The Glass Bead Game) اثر هرمان هسه را بخواند، متوجه شد تمرکز گذشته را ندارد.
«برای دو هفته، هر روز فقط ۲۰ دقیقه خواندم. نه بیشتر. بعد از مدتی احساس کردم دوباره به همان خواننده قدیمی تبدیل شدهام.»
کتاب کاغذی هنوز مزیت دارد
در میان توصیههایی که برای بازگشت به عادت مطالعه مطرح میشود، یکی از نکات تکرارشونده ترجیح کتاب کاغذی است. هرچند کتابهای الکترونیکی و تلفنهای همراه دسترسی به متن را آسان کردهاند، اما بسیاری از پژوهشگران معتقدند صفحهنمایشها تمرکز خواننده را کاهش میدهند.
به گفته وولف، حتی وقتی اعلانها خاموش باشند، تلفن همراه همچنان فضایی است که با سرگرمیها و فعالیتهای دیگر گره خورده است. «در همان دستگاهی که کتاب میخوانید، شبکههای اجتماعی، پیامها و بازیها هم حضور دارند.» به همین دلیل برخی فعالان حوزه کتاب پیشنهاد میکنند برای تقویت عادت خواندن، دستکم بخشی از مطالعه روزانه با کتاب کاغذی انجام شود.
خوانیتا جایلز، مدیر اجرایی جشنواره کتاب کودک ویرجینیا، میگوید یکی از سادهترین راهها برای بیشتر خواندن این است که کتابها همیشه در دسترس باشند. «من در خانه تقریباً همه جا کتاب دارم؛ یک کتاب کنار تخت، یکی در اتاق نشیمن، یکی در ماشین و حتی یکی در حمام. وقتی کتاب جلوی چشم باشد، احتمال این که آن را بردارید بیشتر میشود.»
او تأکید میکند که کتابخانههای عمومی میتوانند منبعی مهم برای دسترسی به کتاب باشند و ضرورتی ندارد همه کتابها خریداری شوند.
انتخاب کتاب مناسب
عامل دیگری که بر استمرار مطالعه تأثیر میگذارد انتخاب کتاب مناسب است. بسیاری از خوانندگان زمانی از کتاب فاصله میگیرند که خود را مجبور میکنند کتابی را ادامه دهند که در واقع از آن لذت نمیبرند.
تریسی توماس، مجری پادکست ادبی The Stacks، میگوید در کار حرفهایاش ناچار است کتابهایی را تا پایان بخواند، حتی اگر چندان جذاب نباشند. اما برای خوانندگان عادی چنین الزامی وجود ندارد.
او میگوید: «معمولاً در ۱۰ تا ۲۰ صفحه اول میتوان فهمید آیا کتابی برای شما مناسب است یا نه. اگر هنگام خواندن مدام حواستان پرت میشود یا ترجیح میدهید کار دیگری انجام دهید، احتمالاً آن کتاب برای شما نیست.» به گفته او کنار گذاشتن یک کتاب نامناسب به معنای شکست نیست، بلکه بخشی از شکلگیری سلیقه خواندن است.
کوین نگوین نیز پیشنهاد میکند خوانندگان بسته به زمان و شرایط خود کتابهای متفاوتی انتخاب کنند. برای مثال رمانی بلند ممکن است برای ساعات آرام شب مناسب باشد، در حالی که کتابهای کوتاهتر یا کمیکها برای زمانهای کوتاه در مسیر رفتوآمد مناسبترند.
هدفگذاری برای حفظ عادت
پس از بازگشت به عادت مطالعه، بسیاری از خوانندگان برای حفظ انگیزه از روش هدفگذاری استفاده میکنند. منسی خورانا، تهیهکننده NPR، میگوید زمانی که احساس کرد از کتاب فاصله گرفته، هدفی ساده برای خود تعیین کرد: خواندن ماهی یک کتاب.
او میگوید ثبت کتابهایی که خوانده بود به او نشان داد رسیدن به این هدف چندان دشوار نیست. «وقتی فهرست کتابهای خواندهشده را میبینید، حس پیشرفت ایجاد میشود.»
برخی خوانندگان دفترچهای برای ثبت یادداشتها و نقلقولهای مورد علاقه خود دارند، برخی دیگر از جدولهای ساده یا نرمافزارهای ثبت مطالعه استفاده میکنند. با این حال خورانا تأکید میکند این کار نباید به رقابت تبدیل شود. «این بیشتر نوعی بازنگری شخصی است، نه مسابقه.»
خواندن، تجربهای فردی و اجتماعی
اگرچه خواندن اغلب فعالیتی فردی به شمار میآید، اما شکلهای اجتماعی آن نیز میتواند انگیزه مطالعه را افزایش دهد. باشگاههای کتابخوانی، نشستهای نویسندگان در کتابخانهها و حتی رویدادهایی مانند «شبهای مطالعه در سکوت» از جمله فضاهایی هستند که در سالهای اخیر در بسیاری از شهرها شکل گرفتهاند. در این برنامهها افراد در کنار دیگران اما در سکوت کتاب میخوانند؛ تجربهای که به گفته برگزارکنندگان، ترکیبی از خلوت شخصی و حضور جمعی ایجاد میکند.
در نهایت، کارشناسان تأکید میکنند مهمترین نکته برای بازگشت به کتابخوانی کنار گذاشتن انتظار برای شرایط ایدهآل است. چند صفحه خواندن در زمانهای کوتاه، انتخاب کتابی که واقعاً جذاب باشد و ایجاد عادتهای کوچک اما پیوسته میتواند به تدریج همان لذت قدیمی را بازگرداند.
همانطور که مریآن وولف میگوید، رابطه با کتابها شبیه عضلهای است که ممکن است مدتی استفاده نشود، اما با تمرین دوباره فعال میشود. «خواندن به ما اجازه میدهد وارد ذهن و زندگی دیگران شویم و در عین تنهایی احساس تنهایی نکنیم.» برای بسیاری از خوانندگان، همین تجربه دلیل کافی است تا دوباره کتابی را باز کنند.
منبع: npr, June 9, 2026
نظر شما