به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، نشست «آرشیو، دستنویسهای مدرن و اندیشه معاصر در ایران» با حضور پژوهشگران حوزه تاریخ و فلسفه در سالن دکتر پرهام ساختمان آرشیو ملی ایران سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران برگزار شد و سخنرانان این نشست بر ضرورت توجه به دستنویسهای نوین، یادداشتهای ناتمام، نسخههای مختلف آثار و نقش مطالعات آرشیوی در شناخت دقیقتر تاریخ اندیشه معاصر ایران تأکید کردند.
در این نشست، علیرضا ملائیتوانی، عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی و رئیس پژوهشکده اسناد سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران، محمدتقی طباطبائی، عضو هیئت علمی گروه فلسفه دانشگاه تهران و سیداشکان خطیبی، دانشآموخته و مدرس مدعو گروه فلسفه دانشگاه تهران، به بیان دیدگاههای خود درباره نسبت آرشیو، دستنویسهای مدرن و تاریخ اندیشه در ایران پرداختند. دبیری این نشست را مرتضی ویسی، دکترای تاریخ ایران، برعهده داشت.
مرتضی ویسی، دبیر نشست، نیز با اشاره به اهمیت آرشیو در دنیای مدرن گفت: «آرشیو نماد حافظه در دنیای مدرن است. اگر در دنیای معاصر آرشیو وجود نداشته باشد، اساساً امکان انتقال تجربه و به همین ترتیب، امکان تداوم دنیای مدرن وجود نخواهد داشت.»
او با تأکید بر جایگاه دستنویسهای مدرن در آرشیوهای معاصر افزود: «دستنویسهای مدرن یکی از مهمترین ارکان تشکیلدهنده آرشیوها در دنیای معاصر محسوب میشوند؛ از همین رو باید در حفظ و نگهداری این اسناد کوشا باشیم.»
محمدتقی طباطبائی در این نشست، سخنان خود را با تأکید بر نسبت میان مطالعات آرشیوی و امکان شناخت دقیق تاریخ اندیشه در ایران آغاز کرد و با اشاره به ضرورت گفتوگوی میانرشتهای در علوم انسانی گفت: «ما نیاز داریم متخصصان و افرادی که در زمینههای مختلف علوم انسانی کار میکنند، با حفظ روش کار ویژه خودشان، از مرزها و دیوارهای تنگ رشتههای تخصصی به روی همدیگر گشوده شوند.»
این عضو هیئت علمی گروه فلسفه دانشگاه تهران، منشأ طرح مسئله خود را تلاش برای تدوین تاریخ گروه فلسفه دانشگاه تهران دانست و گفت: «وقتی وارد ماجرا شدیم، ناگهان متوجه شدیم آنچه در دسترس ما وجود دارد، بسیار بسیار اندک است. آیا واقعاً همانطور که معمولاً فرض میشود، عقلانیت فلسفی در ایران یک فترت ۴۰۰ ساله داشته و همه چیز از بین رفته بوده است؟»
او با طرح پرسشهایی درباره نخستین مواجهههای ایرانیان با فلسفه جدید تصریح کرد: «ما نمیدانیم کسانی که در دارالمعلمین فلسفه درس میدادند، چه درس میدادند و در کلاسهایشان چه میگفتند. آیا از آنها درسگفتار یا جزوهای باقی مانده است؟»
طباطبائی با اشاره به اهمیت دستنویسها، حاشیهنویسیها، نامهها و جزوات درسی در بازسازی تاریخ اندیشه گفت: «آن جایی که با دستنوشتهها، یادداشتها، حاشیهنوشتها بر کتابها، نامهها و آمادهسازی جزوات درسی روبهرو میشویم، ما تقریباً هیچ اثری از اینها نداریم. این فقدان مانعی جدی برای پژوهش فلسفی مبتنی بر متن است و برای کسی که بخواهد یک کار فلسفی مبتنی بر متن واقعی انجام بدهد، دست ما کاملاً بسته است.»
وی در ادامه، بیتوجهی بخشی از جامعه فلسفی به مطالعات آرشیوی را نقد کرد و گفت: «در کشور ما در فلسفه، به مطالعات آرشیوی توجهی نمیشود؛ اصلاً اهمیت ندارد. فیلسوف شأن خودش را، بهنابجا، اجل میداند از آنکه بخواهد درگیر این مسائل بهظاهر بیارزش شود.»
طباطبائی پیامد کمارج شدن دستنویسها را جایگزینی مرجعیت اشخاص به جای مرجعیت متن دانست و تأکید کرد: «وقتی متنها کمارج میشوند و دستنوشتهها نادیده گرفته میشوند، یک ضربه بزرگ به دانش میخورد؛ اتوریته افراد جایگزین اتوریته متنها میشود.»
وی در پایان تأکید کرد که بدون توجه به آرشیو، دستنویسها و اسناد، امکان ارائه تصویری دقیق و مستند از تاریخ اندیشه در ایران فراهم نمیشود و گفت: «وقتی اتوریته افراد جایگزین اتوریته متنها میشود، دیگر با یک ابژه قابل پژوهش روبهرو نیستیم که بتوانیم آن را اساس نظریهپردازی درباره سیر عقلانیت در ایران قرار دهیم.»
اشکان خطیبی به عنوان سخران بعدی برنامه در آغاز سخنان خود، با اشاره به بر نسبت میان فلسفه و آرشیو گفت: «ظاهراً فلسفه و آرشیو دو سر یک طیفاند که هیچ نسبتی با هم ندارند، اما خود این نشست یادآور این نکته است که تا چه اندازه ایده پیکرمند و وابسته به اسناد، نوشتهها و دستنوشتههاست و تا چه اندازه در آرشیو نظر و ایده وجود دارد.»
او با اشاره به تجربه پژوهشی خود درباره هانری برگسون عنوان کرد: «در جریان این پژوهش، با دفتر یادداشتهایی از علیاکبر سیاسی در آرشیو ملی روبهرو شدم که حاوی یادداشتی منتشرنشده درباره برگسون بود. من دیدم که ما در اینجا داشتهای داریم که داشتهای ناپیداست؛ یعنی داریم، اما در میان اسناد پنهان است.»
این پژوهشگر فلسفه، نبود امکان شناسایی دقیق دستنوشتههای نوین را یکی از مسائل مهم فضاهای آرشیوی دانست و افزود: «در میان عناصر توصیفی کاربرگههای آرشیو، چیزی با عنوان دستنویس یا نسخه خطی نوین وجود ندارد.»
خطیبی با طرح این پرسش که چرا دستنویسهای مدرن در نظام توصیف آرشیوی جایگاه مستقلی ندارند، گفت: «به نظر میرسد در برخی فضاهای آرشیوی، «دستنویس» یا «نسخه خطی» تنها زمانی واجد اهمیت تلقی میشود که قدیمی باشد. به نظر میرسد که در فضاهای آرشیوی ما، دستنویس یا نسخه خطی باید قدیمی باشد تا درخور عنوان نسخه باشد؛ وگرنه نهایتاً سندی در کنار سندهای دیگر است.»
او یکی دیگر از انگارههای رایج را پایان یافتن سرنوشت متن مدرن با چاپ شدن آن دانست و اظهار کرد: «گویی این انگاره وجود دارد که در دوره جدید، نسخه چاپی سرانجام کار متن است.»
اشکان خطیبی با نقد این نگاه تأکید کرد که متن مدرن با انتشار به پایان نمیرسد و چاپشدن، همه فرایند شکلگیری متن را نشان نمیدهد. او در اینباره گفت: «متن نوین با انتشار به پایان نمیرسد؛ زیرا چاپ، به سبب محدودیتهای ذاتی خود، همه چیز را به دست نمیدهد.»
این پژوهشگر حوزه فلسفه نبود مفهوم «دستنویس نوین» در فضاهای آرشیوی را دارای پیامدهای عملی دانست و گفت: «این مسئله فقط به توصیف اسناد محدود نمیشود، بلکه بر شیوه گردآوری و حفاظت از منابع نیز اثر میگذارد. نبود توصیف، نتیجه داده است به نبود هنجار؛ یعنی ما دیگر به نحو فعالانه دنبال این دستنویسها نمیرویم و نسبت به گردآوری آنها حساس نیستیم.»
وی در بخش دیگری از سخنانش، غلبه نگاه سندمحور بر فضاهای آرشیوی را نقد کرد و گفت: «به نظر میرسد فضای آرشیوی ما از حیث توصیف، سندمحور است و سند بهسان ابرآموزه توصیفگر عمل میکند. این رویکرد، به معنای نفی آرشیو سندی نیست، بلکه باید در کنار حفظ و تقویت آن، جایگاهی برای متن، دستنویسهای نوین، ویراستهای مؤلف و نسخههای دیجیتال نیز گشوده شود.»
خطیبی در ادامه، یکی دیگر از پیامدهای نبود این نگاه را غلبه گذشته دور بر گذشته نزدیک، اکنون و آینده دانست و گفت: «گاه در فضاهای آرشیوی ما نوعی گذشتهگرایی حاکم است که امر تاریخی را فقط از جایی به بعد به رسمیت میشناسد. جستوجوی آرشیوی فقط جستوجوی سرآغازها نیست؛ جستوجوی آن چیزی است که مؤثر است و اندیشه اکنون ما را میسازد.»
او در جمعبندی سخنان خود تأکید کرد: «برای افزودن مفهومی مانند «دستنویس مدرن» به نظام توصیف آرشیوی، باید پیش از آن مفهوم گستردهتری از «نگاشته» پذیرفته شود؛ مفهومی که نهتنها نسخههای خطی قدیم، بلکه دستنویسهای پس از رواج چاپ، ویراستهای مؤلف، نسخههای دیجیتال و صورتهای ناتمام متن را نیز دربرگیرد.»
علیرضا ملائیتوانی سخنران بعدی برنامه، موضوع سخنان خود را «یادداشتهای سرگردان در علوم انسانی ایران» عنوان کرد و گفت: «این تعبیر را میتوان به شکل گستردهتر درباره یادداشتهای سرگردان در فضای علم و تفکر ایران نیز به کار برد.»
رئیس پژوهشکده اسناد با توضیح مقصود خود از «یادداشتهای سرگردان» گفت: «مرادم از یادداشتهای سرگردان، بخشی از تکاپوهای فکری، کاوشهای علمی، تلاشهای نظری و ایدهپردازیهایی است که متفکران، صاحبنظران، محققان و اندیشمندان داشتهاند و اینها هرگز به جامعه عرضه نشدهاند.»
او با اشاره به اینکه بسیاری از این یادداشتها به دلیل مرگ، مشغلههای فکری یا فرصت نیافتن صاحبان آنها ناتمام ماندهاند، افزود: «این نوشتهها فرصت و مجالی برای قالب یافتن، انسجام یافتن و عرضه شدن در فضای عمومی، علمی یا تخصصی نداشتهاند و پنهان و دور از دسترس باقی ماندهاند.»
ملائیتوانی افزود: «این نوشتهها نه به معنای متعارف «سند» هستند و نه دقیقاً در قالب نسخههای خطی یا چاپهای مختلف جای میگیرند، بلکه گونهای از ایدهها و یادداشتهای ناتماماند که در ذهن و کار پژوهشی اندیشمندان شکل گرفته اما به سرانجام نرسیدهاند.»
وی همچنین در توضیح این وضعیت گفت: «اینها نه سندند در معنایی که ما تلقی میکنیم، نه دستنوشتهاند به آن سبکی که در بخشهای مربوط به نسخههای خطی نگهداری میشوند؛ بلکه نوعی ایدهاند که فرد سر کلاس، هنگام نوشتن یا در جریان تأملات خود ثبت کرده و بلاتکلیف و سرگردان باقی ماندهاند.»
این پژوهشگر تاریخ و اندیشه با طرح این پرسش که جامعه علمی و آرشیوی در برابر این میراث چه مسئولیتی دارد، افزود: «پرسش این است که تکلیف اینها چیست؟ آیا ما به عنوان جمعی از آرشیویستها، متفکران و متخصصان تاریخ معاصر، در برابر اینها مسئولیتی داریم یا نداریم؟»
ملائیتوانی، حفظ و ساماندهی این یادداشتها را دارای پیامدهای مهمی برای جامعه علمی دانست و گفت: «اگر این کار را نکنیم، جامعه متضرر میشود؛ ما مقام و جایگاه اندیشمندان خودمان را حفظ نکردهایم و به خاستگاهها و سرچشمههای افکار توجه نکردهایم.»
این استاد دانشگاه با تأکید بر ضرورت ایجاد اطمینان خاطر برای صاحبان اندیشه اظهار کرد: «ما باید یک اطمینان خاطر برای اندیشمندان، عالمان و صاحبان فکر ایجاد کنیم که دیگر نگران دستنوشتههای سرگردان خودشان نباشند.»
او همچنین به نگرانی دائمی اهل فکر درباره سرنوشت نوشتههای ناتمام خود اشاره کرد و گفت: «یک نوع اضطراب دائمی در میان اهل فکر وجود دارد که سرنوشت این نوشتهها چه میشود.»
رئیس پژوهشکده اسناد با اشاره به نقش سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران در این زمینه و با ارائه پیشنهاد تأسیس نهادی برای گردآوری، نگهداری و ساماندهی ایدهها و یادداشتهای ناتمام اهل علم افزود: «اگر بتوانیم کتابخانه ملی و سازمان اسناد را در مسیری پیش ببریم که به موزهای از فکر یا میدانی برای ایدههای سرگردان تبدیل شود، کار درخشانی میتواند باشد.»
ملائیتوانی در پایان تأکید کرد: «این ایده میتواند یکی از دستاوردهای عملی نشست باشد و افزود باید برای نگهداری، ساماندهی و عرضه این یادداشتها به جامعه علمی راهی گشوده شود.»
در پایان این نشست، جلسه پرسش و پاسخ با حضور سخنرانان و شرکتکنندگان برگزار شد و حاضران دیدگاهها و پرسشهای خود را درباره جایگاه آرشیو، دستنویسهای مدرن و ضرورت ساماندهی منابع فکری معاصر مطرح کردند.
نظر شما