سرویس دین و اندیشه خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)- عبدالله صلواتی، استاد دانشگاه تربیت دبیر شهید رجایی تهران؛ هر سال کربلا میآید و میرود. او با این آمد و رفت میخواهد با ما چه کند؟ ما از این فرصت چه بهرهای میبریم؟ نگاه ما به کربلا چیست؟ یک رویدادی که قرنها از آن گذشته؟ یا یک جهان است که ما باید نسبت خود را با آن معلوم کنیم؟
کربلا واجد ظرفیت باشکوهی است و نباید آن را به یک حادثه تاریخی فروکاست؛ ظرفیت و نگرشی که به نحو پیشینی همه چیز با کربلا شروع میشود و همه چیز با آن به اتمام میرسد. این نوع نگاه به کربلا، آن را در تاریخ جاری میسازد و ظرفیتی به وسعت تاریخ فراروی ما قرار میدهد.
وقتی نیاز به مطالعه و پژوهش داریم برای پاسخ به این نیاز، به سمت زمین فوتبال یا رستوران یا استخر نمی رویم بلکه بنحو پیشینی می دانیم که باید به سمت کتابخانه یا لپ تاپ برویم. اگر ما کربلا را یک ظرفیت قدرتمند بدانیم نه رویداد تاریخی صرف، راه حل امور را بنحو پیشینی در کربلا جست و جو می کنیم، و «مقاومت» و «ظلم ستیزی» در جامعه دیگر یک عقیده ساده نیست بلکه می شود بنیان همه ارزشها، و مقاومت هم هویت تقویمی پیدا میکند و هم هویت تنظیمی.
با این توضیح که در این حالت، مقاومت هم از زمره عقاید و ارزشهای ماست و هم زمینهساز رشد عقاید دیگر میشود و هم سامانبخش و تنظیمگر ارزشها میشود و هم راهنما و جهت بخش کلیت جهان زندگی و جهان سیاسی ما میشود. بنابر این نگاه، کربلا یک حادثه مانده در سال ۶۱ هجری نیست، بلکه کربلا یعنی مقاومت؛ کربلا یعنی ولایتپذیری؛ کربلا یعنی ایثار؛ کربلا یعنی راهحل؛ راه حلی که این توان را دارد بر پایه مقاومت رشد یافته در آن، بر پایه ولایتپذیری و بصیرت در آن، مسایل را پیش ببریم و اهداف را محقق کنیم.
کربلا در شیعه جاری است. به نوعی گرانیگاه کربلا، ظلمستیزی است: «مثلی لایبایع مثله». این گرانیگاه در اتمسفر بصیرت، ولایتپذیری، حکمت و ایثار، ضریب تأثیر چشمگیری در استقلال و شکوه و عزت جهان شیعه دارد.
کربلا هر سال می آید تا طیفی را با خود ببرد؛ می آید تا نوای هویت بخش «به مثلی لایبایع مثله» پرطنین شود؛ میآید تا ما از روی سرمشق حسینی، عشق و ایثار و ولایتپذیری و بصیرت را تمرین کنیم و سپس تکثیر؛ و بیش از پیش به قافلهسالار شهیدان کربلا و یاران باوفایش شبیه شویم و مثل او در موقعیتهای مرزی یا شرایط عادی عمل کنیم و همانند او آدم و عالم را ببینیم و با اقتدای به او تجلیهای ویژه الهی را طلب و تجربه کنیم.
بیان شریف و نورانی «به مثلی لایبایع مثله» فراخوانی است برای همه آزادگان عالم تا به جهانی باشکوه و متعالی تشرف یابند؛ جهانی که در آن، بهترینها حضور دارند؛ جهانی که «مثلساز» است و ناخالصیهای انسان و خوانشهای نامناسب از دین و کنشگری های منفعلانه اجتماعی را کنار میزند و وجودی ناب را رقم میزند؛ جهانی که نماهای آن و بازنمایی های ساکنانش متفاوت است؛ شیرینتر از عسل نمای مرگ در راه حق و ماندن تا آخر با حسین علیه السلام، اقامت در اتمسفر ذکر و طمأنینه است.
کربلا به ما کارت دعوت داده است برای حضوری متعالی، برای قدردانی از قیامی باشکوه و ماندگار، برای ایستادن، برای ازخودگذشتن، برای اعتلای کلمه الله و برای نفس کشیدن در جهانی پرشکوه.
مجلس امام حسین علیه السلام و سوگواری برای او، تجربه جهانی متفاوت است؛ جهان ناب شدن و مِثل گشتن و تکثیر فضیلتها و زنده نگه داشتن ارزشهای متعالی اسلام؛ ارزشهایی که حیات بخش و راهگشا و پرتوان و تعالی بخش هستند.
نظر شما