به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از لیتهاب، فوتبال و ادبیات از دیرباز راههای گوناگونی برای رسیدن به یکدیگر یافتهاند. برخی نویسندگان از فوتبال به عنوان بستری برای طنز استفاده کردهاند، مانند رمان «چگونه واندررز استیپل سیندربی جام حذفی انگلستان را برد» اثر جیمز ال. کار، و برخی دیگر آن را به صحنهای برای معما و جنایت بدل کردهاند؛ همچون «راز ورزشگاه آرسنال» نوشته لئونارد گریبِل. در این میان آثاری نیز پدید آمدهاند که برای دوستداران ادبیات و فوتبال به یک اندازه جذاباند؛ از جمله «سرخ یا مرده» نوشته دیوید پیس، روایتی حجیم و خیرهکننده از زندگی بیل شنکلی، مربی افسانهای لیورپول.
اما اگر رمان دیوید پیس نماینده یک سر طیف ادبیات فوتبالی باشد، در سوی دیگر آن اثری قرار دارد که شاید بتوان آن را عجیبترین رمان فوتبالی تاریخ نامید: «همهمه پرندگان» نوشته کارلوس لابه، نویسنده شیلیایی.
این رمان که نخستین بار در سال ۲۰۱۵ منتشر شد و بعدها با ترجمه ویل وندرهیدن به زبان انگلیسی راه یافت، از یک مسابقه واقعی الهام میگیرد: دیدار نیمهنهایی جام جهانی ۱۹۶۲ میان شیلی و برزیل. اما آنچه در ابتدا شبیه بازآفرینی یک رویداد تاریخی به نظر میرسد، خیلی زود به قلمرویی میان جادو، سیاست و روان جمعی قدم میگذارد.
رمان از سه بخش تشکیل شده است. بخش نخست با عنوان «کلاسها» در یک قطار میگذرد؛ جایی که دو شخصیت اصلی، «گزارشگر» و «مدیر»، با یکدیگر گفتوگو میکنند. فضای این بخش یادآور داستانهای نوآر است؛ زنی مرموز و مردی سالخورده که در آستانه رویدادی بزرگ با یکدیگر روبهرو میشوند.
مدیر که یکی از اعضای هیات ادارهکننده تیم ملی شیلی است، پیشنهادی غیرمنتظره به گزارشگر میدهد: بازگشت به دنیای رسانه. اما دلیل این دعوت تنها مهارت او در گزارشگری نیست. صدای او توانایی عجیبی دارد؛ میتواند موجودات زنده را به اطاعت وادارد و آنها را در قالبهای تازه سامان دهد.
در یکی از صحنههای بهیادماندنی کتاب، گزارشگر با صدای خود دستهای از کرمهای شبتاب را هدایت میکند تا در تاریکی شب شکل اسب، درخت و حتی بوتهای شعلهور را در هوا ترسیم کنند.

نام رمان نیز از همین جا معنا پیدا میکند. «همهمه پرندگان» به حرکت هماهنگ و پیچیده دستههای عظیم پرندگان در آسمان گفته میشود؛ همان نقشهای متغیری که گویی از ارادهای واحد پیروی میکنند. اما کارلوس لابه این مفهوم را به سکوهای ورزشگاه نیز تعمیم میدهد؛ جایی که دهها هزار تماشاگر به موجودیتی واحد بدل میشوند و صدای جمعی آنها به بخشی از بازی تبدیل میشود.
بخش دوم رمان که طولانیترین قسمت آن است، با عنوان «همهمهها» روایت میشود. راوی در اینجا نه یک فرد، بلکه یک «ما»ی جمعی است؛ صدایی که گاه متعلق به تیم ملی شیلی است، گاه به ملت شیلی تعلق دارد و گاه در وجود گزارشگر حلول میکند.
این روایت جمعی، مسابقه تاریخی شیلی و برزیل را لحظه به لحظه بازسازی میکند. تقریبا هر لمس توپ، هر پاس و هر برخورد در زمین مسابقه به بخشی از نثر کتاب تبدیل شده است. در نتیجه فوتبال دیگر صرفا یک مسابقه نیست؛ بلکه به تجربهای مشترک میان بازیکنان، تماشاگران و حتی یک ملت بدل میشود.
در پس این روایت شگفتانگیز، دغدغهای سیاسی نیز نهفته است. مدیر تیم ملی امیدوار است از نیروی جمعی فوتبال برای خلق نوعی هویت ملی استفاده کند؛ هویتی که بتواند فراتر از طبقات اجتماعی، اختلافات سیاسی و شکافهای اقتصادی عمل کند و مردم را حول یک احساس مشترک گرد آورد.
اما شاید جذابترین بخش رمان در نگاه امروزی آن باشد. یکی از شخصیتها هشدار میدهد که فوتبال در حال حرکت به سمت ستارهپرستی است؛ دورانی که در آن فرد جای جمع را میگیرد و شهرت بازیکنان بر مفهوم تیم غلبه میکند.
این سخنان در رمانی که به رویدادهای سال ۱۹۶۲ میپردازد، رنگی پیشگویانه پیدا میکنند. گویی نویسنده از دل گذشته، ظهور ابرستارههای فوتبال، تجاری شدن باشگاهها و تبدیل شدن ورزش به صنعتی جهانی را پیشبینی کرده است.
در پسزمینه داستان نیز نامهایی افسانهای حضور دارند؛ از گارینشا، ستاره بیبدیل برزیل در آن مسابقه، تا پله که به دلیل مصدومیت نتوانست در نیمهنهایی برابر شیلی به میدان برود؛ بازیکنی که بعدها به نماد جهانی فوتبال مدرن تبدیل شد.
«همهمه پرندگان» در نهایت نه فقط رمانی درباره فوتبال، بلکه اثری درباره حافظه جمعی، قدرت صدا، هویت ملی و رابطه پیچیده میان فرد و جمع است. کارلوس لابه از یک مسابقه تاریخی آغاز میکند، اما در پایان به پرسشی بسیار بزرگتر میرسد: چگونه یک ملت میتواند در لحظهای کوتاه، در صدایی واحد، خود را بازشناسد؟
شاید به همین دلیل باشد که این کتاب هنوز هم یکی از عجیبترین و در عین حال فراموشنشدنیترین رمانهایی است که تاکنون درباره فوتبال نوشته شده است.
نظر شما