به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در اصفهان، سومین نشست از سلسله نشستهای «اهل اصفهانم» در پایگاه جهانی کاخموزه چهلستون اصفهان برگزار شد و در جریان آن، کتاب «معماری بومی ایران» اثر غلامحسین معماریان، نویسنده، محقق و مورخ معماری، رونمایی شد.
در این نشست، هادی امامی، معمار و پژوهشگر، و غلامحسین معماریان، نویسنده، مورخ و معمار درباره تاریخ، معماری و میراث اصفهان، با تمرکز بر نسبت این شهر با ویرانیهای تاریخی، تداوم حیات فرهنگی و شاخصههای معماری بومی، سخن گفتند.
هادی امامی در این نشست، اصفهان را از جمله شهرهایی دانست که در تاریخ ایران تنها محل سکونت مردمان نبودهاند، بلکه تجسم یک شیوه زیستن بودهاند.
وی اظهار کرد: اصفهان شهری است که در آن تجارت و هنر، دانش و معماری، دین و زندگی روزمره در کنار یکدیگر جهانی ساختهاند که معنای آن فراتر از دیوارهای شهر است.
وی با اشاره به سرنوشت شهرهای بزرگ در تاریخ افزود: تاریخ همواره با شهرهای بزرگ مهربان نبوده است. هرچه شهری بیشتر مظهر تمدن باشد، بیشتر آماج کسانی قرار میگیرد که در پی تسلط هستند. به گفته امامی، مهاجمان پیش از آنکه دیوارها را ویران کنند، در پی شکستن خاطره یک فرهنگ هستند.
امامی با اشاره به حمله مغول به اصفهان و ایران، به روایت ابناثیر در الکامل فیالتاریخ پرداخت و گفت: ابناثیر هنگام شرح هجوم مغول از اندوه مینویسد و تأکید میکند که سالها از ثبت این وقایع خودداری کرده بود، زیرا با فاجعهای روبهرو بود که به گمان وی در تاریخ همانندی نداشت.
وی افزود: آنچه به ایران رسید، صرفا یک لشکرکشی نبود، بلکه فروپاشی یک جهان بود.
وی سپس به روایت عطاملک جوینی در تاریخ جهانگشا اشاره کرد و گفت: جوینی روایت میکند که پس از شورش مردم اصفهان علیه نیروهای مغول، انتقامی سهمگین آغاز شد. در پس این روایت، میتوان شهری را دید که بازارهای آن خاموش شده، خانههای آن خالی مانده و کوچههایش از حضور مردمان تهی شده است.
امامی ادامه داد: شاید در آن روزها، هنگامی که دود و آتش بر فراز شهر بالا میرفت، هیچکس باور نمیکرد که روزی دوباره زندگی در این شهر جریان یابد، اما تاریخ فقط تاریخ ویرانی نیست. مغولان رفتند و آنچه باقی ماند، مردمانی بودند که دوباره خانه ساختند، زمین کشتند، مسجد بنا کردند و فرزندان خود را به آینده سپردند.
اصفهان در برابر ویرانی تاریخی
این معمار و پژوهشگر با اشاره به تکرار تاریخی تعرض به کانونهای تمدنی اظهار کرد: هر جا که نشانهای از دانش، فرهنگ و مدنیت وجود داشته، در معرض تخریب نیز بوده است.
وی با تأکید بر اینکه شهرهای بزرگ تاریخی بیش از دیگر نقاط آماج ضربه قرار میگیرند، گفت: مسئله فقط تخریب بنا نیست، بلکه هدف قرار دادن حافظه تمدنی و فرهنگی یک سرزمین است.
امامی در ادامه سخنان خود، با اشاره به آسیبهایی که در دورههای مختلف متوجه بناها و آثار تاریخی شده است، اظهار کرد: بناهای تاریخی در شرایط بحران و جنگ، در معرض تهدید قرار میگیرند و این تهدید فقط متوجه کالبد بنا نیست، بلکه به معنای آسیبدیدن بخشی از حافظه تاریخی جامعه است.
وی با اشاره به محل برگزاری نشست گفت: همین بنایی(پایگاه جهانی کاخ موزه چهلستون) که امروز در آن حضور داریم، نشانهای از تاریخی است که هم رنج دیده و هم دوام آورده است. به گفته وی، مشاهده آثار شکستگی و آسیب در بناهای تاریخی، یادآور این حقیقت است که حفاظت از این آثار، کاری مستمر و مبتنی بر دانش تخصصی است.
امامی در بخش دیگری از سخنان خود به مرمت آثار تاریخی اصفهان اشاره کرد و اظهار کرد: برای حفاظت از چنین بناهایی، در دورههای مختلف تلاشهای گستردهای انجام شده و استادان و پژوهشگران متعددی در این زمینه سهم داشتهاند. وی افزود: مرمت آثار تاریخی، صرفا یک اقدام فنی نیست، بلکه بخشی از صیانت از حافظه فرهنگی شهر است.
معماری اصفهان فقط به بناهای شاخص محدود نمیشود
غلامحسین معماریان نیز در ادامه این نشست، با اشاره به رونمایی کتاب معماری بومی ایران، درباره نسبت معماری بومی با معماری شاخص سخن گفت و اظهار کرد: در مطالعات تاریخ معماری، اغلب توجه اصلی به بناهای شاخص معطوف بوده است؛ بناهایی که در دستهبندیهای مرسوم تاریخ معماری، بهعنوان بناهای یادمانی یا مانیومنت شناخته میشوند. در اصفهان نیز وقتی کتابهای تاریخ معماری را میگشاییم، با آثاری مانند مسجد امام، مسجد شیخ لطفالله، چهلستون و دیگر بناهای شاخص مواجه میشویم.
وی افزود: از دهه ۱۹۶۰ میلادی به این سو، در جهان جریانهایی پدید آمدند که تأکید داشتند معماری فقط به این بناهای شاخص محدود نمیشود و باید به معماری بومی، مردمی و برآمده از تجربه زیست نیز توجه کرد. به گفته معماریان، در این رویکردها، عنوانهایی مانند معماری بومی، معماری مردمی، معماری عامیانه و معماری بدون معمار مطرح شد.
معماریان با اشاره به زمینههای نظری این بحث اظهار کرد: در برخی رویکردهای معاصر، بر پیوند انسان، مکان و تجربه زیست تأکید شده است. این دیدگاهها کوشیدهاند نشان دهند که فضا فقط یک موضوع کالبدی نیست، بلکه از خلال تجربه حضور انسان معنا پیدا میکند.
وی در عین حال تصریح کرد: در مطالعه معماری ایران، نمیتوان به سادگی میان معماری شاخص و معماری بومی مرزی کاملا جداکننده ترسیم کرد. به گفته وی، خانههای تاریخی اصفهان آثاری نیستند که بتوان ساخت آنها را به مردمانی بدون دانش و مهارت تخصصی نسبت داد، زیرا اجرای طاق، مقرنس، یزدیبندی و سازمان فضایی پیچیده این خانهها، بدون حضور استادکاران و معماران ممکن نبوده است.
دانش معماری ایرانی؛ پیوستگی خانه و بنای شاخص
معماریان با اشاره به دیدگاه خود در طبقهبندی معماری ایرانی اظهار کرد: آنچه در معماری ایران اهمیت دارد، وجود یک دانشنامه بزرگ معماری ایرانی است که از دل آن هم بناهای شاخص و هم خانهها و فضاهای بومی پدید میآیند.
وی افزود: این دو را نباید کاملا جدا از هم دید، بلکه باید آنها را ساحتهایی مرتبط و همپوشان در یک نظام دانشی مشترک دانست.
وی برای توضیح این موضوع به مهارتهای اجرایی در معماری سنتی اشاره کرد و گفت: طاقزنی، اجرای مقرنس، یزدیبندی و ساخت فضاهای پیچیده، نیازمند تخصص و تجربهای است که تنها از عهده استادکاران برمیآید. از همین رو، در تحلیل معماری بومی ایران نیز باید جایگاه معمار و استادکار را به رسمیت شناخت.
این نویسنده و محقق معماری در ادامه به مفهومی که در آثار خود با عنوان دستگاهشناسی معماری مطرح کرده، اشاره و اظهار کرد: در این نگاه، برخی قالبها و الگوهای فضایی در تاریخ معماری ایران تکرار میشوند و در کارکردهای گوناگون بهکار میروند. برای نمونه، الگوی گنبدخانه، ایوان و میانسرا میتواند در مسجد، مدرسه، آرامگاه و دیگر بناها تجلیهای مختلفی پیدا کند.
وی افزود: این الگوها نشان میدهد که معماری ایرانی دارای ساختارها و دستگاههایی است که در دورههای مختلف استمرار مییابند.
معماریان تصریح کرد: در اصفهان نیز میتوان این استمرار را از بناهای شاخص تا خانهها و فضاهای زیستی دنبال کرد. به گفته وی، همان دانشی که در مسجد جامع، مدرسه و بنای عمومی دیده میشود، در سطوحی دیگر در خانههای تاریخی نیز حضور دارد.

شاخصههای خانه اصفهانی در روایت معماریان
غلامحسین معماریان در ادامه سخنان خود به بخش اصفهان در کتاب معماری بومی ایران پرداخت و گفت: برای فهم معماری بومی اصفهان، باید به کیفیت زندگی در خانههای اصفهانی و نیز ویژگیهای کالبدی آنها بهطور همزمان توجه کرد.
وی افزود: بخشی از این شناخت از طریق منابع مکتوب و بخشی دیگر از راه مصاحبهها و مطالعات میدانی حاصل شده است.
این معمار با اشاره به اطلاعات موجود در برخی منابع تاریخی درباره اصفهان اظهار کرد: این منابع درباره شیوه زندگی در خانههای اصفهان، نقش زنان در خانه، نوع کارهای روزمره، گلها و درختانی که در حیاط کاشته میشد و فضای حسی خانهها اطلاعات قابل توجهی ارائه میکنند. به گفته وی، این توصیفها نشان میدهد که خانه اصفهانی فقط یک بنای مسکونی نیست، بلکه بستری برای شکلگیری نوعی فرهنگ زیست است.
معماریان یکی از شاخصههای مهم خانههای اصفهان را وجود گونهای از اتاق دانست که در سنت معماری با عنوان اتاق شکمدریده شناخته میشود.
وی اظهار کرد: این نوع اتاق با نحوه قرارگیری جرزها، شکل طاقها و ورودیهای جانبی، نوعی سازمان فضایی ویژه ایجاد میکند که در بسیاری از خانههای اصفهان دیده میشود و در گونهشناسی خانههای این شهر نقش تعیینکننده دارد.
این نویسنده افزود: این سازمان فضایی بر الگوی حرکت و نحوه شکلگیری عمق فضا نیز اثر میگذارد و یکی از وجوه تمایز خانههای اصفهان با برخی دیگر از شهرها از جمله شیراز به شمار میرود. در شیراز، در بسیاری موارد با اتاقهای چهارگوش و سقفهای تیرپوش روبهرو هستیم، در حالیکه در اصفهان، حضور فضاهای طاقی و این الگوی خاص فضایی نمود بیشتری دارد.
معماریان همچنین درباره سیمای خانههای اصفهان اظهار کرد: نمای خانههای اصفهان غالبا گچی است، در حالیکه در شیراز آجر و سنگ حضور پررنگتری دارد و در یزد نیز ترکیبی دیگر از مصالح و نماها دیده میشود.
وی تأکید کرد: این تفاوتها تنها ظاهری نیستند، بلکه به زمینههای اقلیمی، فنی و فرهنگی هر منطقه مربوط میشوند.

معماری بومی ایران در مسیر جغرافیا و فرهنگ
این نویسنده و محقق معماری در بخش دیگری از سخنان خود به ساختار کلی کتاب معماری بومی ایران اشاره کرد و گفت: در این کتاب تلاش شده معماری بومی در گسترهای وسیع از جنوب تا شمال ایران روایت شود.
وی افزود: این مسیر از خلیج فارس و سکونتگاههایی مانند لافت آغاز میشود و تا نواحی مرکزی، کویری، کوهستانی و شمالی کشور امتداد مییابد.
معماریان در تشریح این رویکرد گفت: در هر منطقه، معماری فقط حاصل اقلیم نیست، بلکه از مناسبات اجتماعی، اقتصاد، شیوه معیشت و ساختار خانواده نیز تأثیر میپذیرد.
وی با اشاره به برخی نمونههای جنوب ایران افزود: در بنادر جنوبی، تجارت دریایی، سفرهای طولانی لنجها، نقش زنان در مدیریت خانه و تفاوتهای امنیتی و اجتماعی، در شکلگیری معماری تأثیر مستقیم داشته است.
این نویسنده به معماری بوشهر، شوشتر و دزفول اشاره کرد و اظهار کرد: در این شهرها، شیوه مواجهه با گرما، رطوبت، تهویه، عمق فضا و مصالح ساختمانی، صورتهای متفاوتی از معماری بومی را پدید آورده است. به گفته وی، این تنوع نشان میدهد که معماری بومی ایران را باید در نسبت با زندگی و جغرافیا مطالعه کرد، نه صرفا از خلال فرم و ظاهر بنا.
معماریان در ادامه به بخشهای دیگری از کتاب خود از جمله مطالعه معماری یزد، سکونتگاههای زرتشتی، زواره، ابیانه و ماسوله اشاره کرد و گفت: هر یک از این مناطق با توجه به شرایط فرهنگی و اقلیمی خود، تعریفی متفاوت از خانه و سکونت ارائه میکنند.
وی افزود: در این کتاب کوشش شده این تفاوتها و در عین حال پیوستگیهای معماری ایرانی در یک روایت منسجم گردآوری شود.

در پایان این نشست، از کتاب «معماری بومی ایران» اثر غلامحسین معماریان رونمایی شد؛ اثری پژوهشی که با تمرکز بر شناخت الگوهای معماری بومی در ایران، نسبت میان اقلیم، فرهنگ، شیوه زیست و سازمان فضایی سکونتگاههای ایرانی را بررسی میکند. این کتاب در امتداد پژوهشهای معماریان در حوزه معماری ایرانی، به مطالعه ویژگیهای کالبدی و مفهومی معماری بومی در مناطق مختلف کشور میپردازد و میکوشد تصویری مستند از تنوع و پیوستگی سنتهای معماری در ایران ارائه کند.
نظر شما