سرویس کودک و نوجوان خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) – چرا بعضی آدمها آنقدر عاشق کتاب هستند که ساعتها در میان صفحههای آن گم میشوند؟ چرا نویسندگان بزرگ جهان همیشه از خواندن و نوشتن حرف میزنند؟ پاسخ را میتوان در جملههای کوتاه اما ماندگاری پیدا کرد که از دل تجربههای آنها بیرون آمدهاند. در این مطلب، ۲۰ نقلقول خواندنی درباره کتاب، مطالعه و نویسندگی را مرور میکنیم و با آدمهایی آشنا میشویم که هر کدام به شکلی متفاوت، قدرت کلمهها را کشف کردهاند.
کتاب خوب مثل یک دوست است
«وقتی آخرین صفحه را ورق میزنی و کمی احساس میکنی که انگار دوستی را از دست دادهای، میفهمی که کتاب خوبی خواندهای.» - پاول سوینی
پاول سوینی نویسندهای است که کتابهایش پر از احساس است. حتماً برای تو هم پیش آمده که بعد از تمام شدن یک رمان، دلت برای شخصیتهای آن تنگ شود. پاول سوینی با این جمله یادآوری میکند که کتابها میتوانند به بخشی از زندگی ما تبدیل شوند. وقتی با شخصیتها میخندیم، ناراحت میشویم یا هیجانزده میشویم، در واقع با آنها دوستی کردهایم.
خواندن، کلاس درس نویسندگی است
«بخوانید، چون از این طریق یاد میگیرید که زبان چگونه کار میکند. از این طریق درباره احساسات، روی کاغذ، یاد میگیرید. از این طریق متوجه میشوید که داستانها چگونه با خواندن و خواندن و خواندن به هم پیوند میخورند.» - کاترین پترسون
کاترین پترسون، نویسنده مشهور کتاب «پل به سوی ترابیتیا»، معتقد بود هیچ راهی بهتر از خواندن برای یاد گرفتن نوشتن وجود ندارد. هر کتابی که میخوانیم، به ما یاد میدهد نویسندگان چگونه شخصیت خلق میکنند، هیجان میسازند و احساسات را منتقل میکنند.
کتابها حافظه جهان هستند
«کتابها روش منحصربهفردی برای متوقف کردن زمان در یک لحظه خاص دارند و میگویند: بیایید این را فراموش نکنیم.» - دیو اگرز
دیو اگرز نویسندهی خلاقی است که کتابخانههای رایگان زیادی ساخته. او میگوید کتاب مثل یک دوربین عکاسی است؛ یک لحظه را قاب میگیرد و برای همیشه نگهش میدارد. مثلاً اگر کتابی درباره یک ماجراجویی در جنگل بخوانی، آن لحظات هیچ وقت از یادت نمیروند. بسیاری از اتفاقات مهم تاریخ، فرهنگ و زندگی انسانها به کمک کتابها حفظ شدهاند. وقتی کتابی میخوانیم که سالها پیش نوشته شده، در واقع به گذشته سفر میکنیم و با آدمهایی آشنا میشویم که شاید قرنها پیش زندگی میکردهاند.
خواندن راهی برای شناخت خودمان است
«اگر امروز جوان بودم و سعی میکردم در جهان به درکی از خودم برسم، دوباره این کار را با خواندن انجام میدادم.» - مایا آنجلو
مایا آنجلو شاعر و نویسنده آمریکایی بود که کتابها را ابزاری برای شناخت جهان و خود انسان میدانست. داستانها به ما کمک میکنند با شخصیتهای گوناگون روبهرو شویم و بهتر بفهمیم چه کسی هستیم و چه رؤیاهایی داریم.
رازهای مهم در میان سطرها پنهاناند
«در یک کتاب خوب، بهترین چیز بین سطور است.» - ضربالمثل سوئدی
این یک ضرب المثل قدیمی از کشور سوئد است. یعنی گاهی نویسنده چیزی را مستقیماً نمینویسد، تو باید بین خطها معنی را پیدا کنی. شبیه یک معمای کوچک. وقتی این کار را یاد بگیری، مثل یک کارآگاه باهوش میشوی.
خواندن و نوشتن مثل نفس کشیدناند
«خواندن مثل نفس کشیدن است و نوشتن مثل بازدم.» - پم آلین
پم آلین، پژوهشگر حوزه سوادآموزی، معتقد بود خواندن و نوشتن از هم جدا نیستند. وقتی میخوانیم، ایدهها و واژهها را وارد ذهنمان میکنیم و وقتی مینویسیم، آنچه آموختهایم را بیرون میریزیم.
قدرت جادویی واژهها
«یک کلمه، یک جادوی کوچک است، طلسمی که میتواند قفل جهان را باز کند.» - جین یولن
جین یولن که دهها کتاب کودک نوشته است، باور داشت هر واژه قدرتی شگفتانگیز دارد. یک کلمه میتواند دوستی بسازد، امید ببخشد یا دریچهای تازه به روی دانایی باز کند.
بلندخوانی، هدیهای برای تمام عمر
«خواندن کتاب با صدای بلند برای فرزندانتان هدیهای است که تا آخر عمر برایتان باقی خواهد ماند.»- مایا آنجلو
بسیاری از خاطرات شیرین کتابخوانی از زمانی شکل میگیرند که پدر، مادر، معلم یا یکی از اعضای خانواده داستانی را با صدای بلند برایمان میخواند. این تجربه میتواند عشق به کتاب را برای همیشه در دل کودکان زنده نگه دارد.
هیچکس نباید از خواندن ناامید شود
«هرگز از کودکی که در خواندن مشکل دارد، ناامید نشوید.» - تیموتی شاناهان
دکتر شاناهان دانشمندی است که مغز و خواندن را مطالعه میکند. همه افراد با سرعت یکسان یاد نمیگیرند. بعضی کودکان برای خواندن به زمان بیشتری نیاز دارند. این جمله یادآوری میکند که پشتکار، تمرین و حمایت میتواند هر مانعی را از میان بردارد.
کتابها هرگز کافی نیستند
«کتابها تا سقف، کتابها تا آسمان...» - آرنولد لوبل
آرنولد لوبل، خالق داستانهای محبوب «قورباغه و وزغ»، با طنزی دوستداشتنی از عشق بیپایانش به کتابها حرف میزند. او عاشق شوخی و شعر گفتن بود. این جملهی او شبیه یک شعر بامزه است. هر کتاب تازه میتواند دری به دنیایی جدید باشد.
جادویی که میتوان با خود حمل کرد
«کتابها یک جادوی منحصر به فرد و قابل حمل هستند.» - استیون کینگ
استیون کینگ شاید مشهورترین نویسندهی داستانهای ترسناک و هیجانانگیز باشد. برخلاف بسیاری از شگفتیها، کتابها را میتوان همه جا همراه داشت. در اتوبوس، مدرسه، پارک یا خانه؛ کافی است کتابی را باز کنیم تا وارد دنیایی دیگر شویم.
درباره کتابها گفتوگو کنیم
«بگذارید بچهها هر چه میخواهند بخوانند و بعد دربارهاش با آنها صحبت کنید.» - جودی بلوم
جودی بلوم، نویسنده مشهور نوجوانان، معتقد بود گفتوگو درباره کتابها به اندازه خواندن آنها اهمیت دارد. وقتی درباره داستانی صحبت میکنیم، بهتر آن را میفهمیم.
کتاب، سفری به ذهن دیگران
«با یک نگاه به آن، وارد ذهن شخص دیگری میشوید.» - کارل ساگان
کارل ساگان، دانشمند و نویسنده مشهور، کتاب را یکی از عجیبترین اختراعهای بشر میدانست. کتابها به ما اجازه میدهند افکار و تجربههای انسانهایی را بشناسیم که هرگز ملاقاتشان نکردهایم.
کتابها میتوانند دنیا را تغییر دهند
«یک کتاب، یک خودکار، یک کودک و یک معلم میتوانند دنیا را تغییر دهند.» - ملاله یوسفزی
ملاله از پاکستان است، او که برای حق آموزش کودکان مبارزه کرده است، به قدرت یادگیری باور دارد. هر کتابی که خوانده میشود، میتواند قدمی برای ساختن آیندهای بهتر باشد.
شعر از شادی به دانایی میرسد
«شعر با لذت آغاز میشود و با حکمت پایان مییابد.» - رابرت فراست
رابرت فراست یک شاعر بزرگ آمریکایی است. شعر فقط بازی با واژهها نیست. شعرهای خوب در کنار زیبایی و موسیقی کلمات، چیزهای ارزشمندی درباره زندگی به ما یاد میدهند.
زندگی در کنار کتابها
«برای یک انسان فقدان بزرگی است که در میان کتابها بزرگ نشده باشد.» - آبراهام لینکلن
لینکلن رئیسجمهور معروف آمریکا بود. لینکلن در کودکی به کتابهای زیادی دسترسی نداشت، اما هر کتابی که پیدا میکرد با اشتیاق میخواند. او میدانست کتابها میتوانند زندگی انسان را تغییر دهند.
داستانها از پرسشها آغاز میشوند
«ما داستان مینویسیم، نه به این خاطر که پاسخهایی داریم، بلکه به این دلیل که پرسشهایی داریم.» - کاترین پترسون
باز هم کاترین پترسون. بسیاری از داستانهای جذاب با یک سؤال ساده شروع میشوند؛ سؤالی که نویسنده میخواهد پاسخ آن را پیدا کند. کنجکاوی، موتور اصلی داستاننویسی است.
برای نویسنده شدن باید خواند
«بخوان، بخوان، بخوان. همه چیز را بخوان - مزخرف، کلاسیک، خوب و بد، و ببین چطور این کار را میکنند. درست مثل نجاری که شاگردی میکند و استاد را میخواند. بخوان! آن را جذب خواهی کرد. بعد بنویس. اگر خوب باشد، متوجه میشوی. اگر نباشد، آن را از پنجره بیرون بینداز.» - ویلیام فاکنر
فاکنر که یکی از بزرگترین رماننویسان قرن بیستم بود، باور داشت هیچ نویسندهای بدون مطالعه زیاد نمیتواند پیشرفت کند. خواندن، تمرین روزانه نویسندگان بزرگ است. نصیحت او ساده است، هر چه به دستت میرسد بخوان، حتی کتابهای نه چندان عالی. چون از هر کتابی چیزی یاد میگیری. مثل یک نجار که حرفهاش را با نگاه کردن به کار استادش یاد میگیرد.
خواندن یک انتخاب نیست
خواندن اختیاری نیست.» - والتر دین مایرز
والتر دین مایرز نویسندهی کتابهای نوجوانان بود. او میگوید خواندن مثل دوچرخه سواری یا شنا کردن نیست که بگویی «نمیخواهم یاد بگیرم». خواندن برای زندگی در این دنیا لازم است. برای فهمیدن قوانین، اخبار، قراردادها و حتی بازیهای ویدئویی جدید.
نوشتن راهی برای فهمیدن است
«میشنوم و فراموش میکنم؛ میبینم و به خاطر میسپارم؛ مینویسم و میفهمم.» - ضربالمثل چینی
این یک ضرب المثل خیلی قدیمی از چین است. اگر معلم چیزی بگوید، زود فراموشش میکنی. اگر خودت ببینی، یادت میماند. اما اگر بنویسیش، واقعاً میفهمی! دفتر یادداشت کوچکی برای خودت داشته باش. هر چیزی که یاد گرفتی را بنویس. اینطوری هیچ وقت فراموش نمیکنی.
کتابها منتظرند
این ۲۰ جمله از آدمهایی آمدهاند که زندگی خود را با کتابها گذراندهاند. پیام مشترک همه آنها ساده است: کتابها میتوانند ما را کنجکاوتر، آگاهتر، خلاقتر و مهربانتر کنند. پس اگر مدتی است کتابی نخواندهای، شاید وقت آن رسیده باشد که صفحه اول یک ماجراجویی تازه را باز کنی.
نظر شما