به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، به نقل از مجله elle، برای مدت طولانی، خوشپوشی در فضای مجازی بیش از هر چیز با جذابیت ظاهری گره خورده بود. هر چند ماه یکبار سبکهای تازهای مد میشدند، اما ایده اصلی تغییری نمیکرد؛ اینکه فرد باید بیدردسر جذاب به نظر برسد و تصویری ارائه کند که دیگران مایل باشند آن را بازنشر کنند. اما اکنون در کنار جذاب بودن، خواسته تازهای نیز شکل گرفته است؛ افراد میخواهند آگاه، اهل فرهنگ و دارای پشتوانه فکری به نظر برسند؛ گویی فراتر از ترندهای تیکتاک و تابلوهای الهامبخش پینترست، منابع و علایق فرهنگی دیگری نیز دارند.
امروزه دنیای مد سرشار از نشانههایی است که با هوش، خلاقیت و فرهنگ پیوند خوردهاند؛ عینکهای فلزی باریک، کتهای ساختارمند، کیفهای چرمی کلاسیک، دامنهای مدادی با دوختهای جدی و حسابشده و استوریهای اینستاگرامی که نسخههایی از رمانهای «گیاهخوار» یا «کلئوپاترا و فرانکنشتاین» را به نمایش میگذارند. افرادی که امروز بیش از همه مورد توجه قرار میگیرند، فقط شیکپوش نیستند؛ آنها چنان به نظر میرسند که میتوانند پیش از آنکه دیگران هنرمندی را بشناسند، شما را با یک کارگردان، نویسنده یا موسیقیدان آشنا کنند.
تبدیل روشنفکری به یک مد
کتابها اکنون خود به اشیای مد تبدیل شدهاند. آویزهای کتابی که برند coach عرضه کرده و در شبکههای اجتماعی فراگیر شدهاند، ادبیات را به بخشی از فرهنگ اکسسوری تبدیل کردهاند. همزمان، رسانههای اجتماعی مطالعه را به نمایشی آشکار و قابل مشاهده بدل کردهاند. کتابهای جیبی در هفتههای مد زیر بغل شرکتکنندگان دیده میشوند، در کنار عینکهای آفتابی در عکسهای چیدمانی قرار میگیرند یا در سلفیها به شکلی حسابشده در معرض دید هستند. به این ترتیب، ادبیات به ابزاری برای تکمیل استایل شخصی تبدیل شده است.
اما این تغییر تنها به خود کتابها محدود نمیشود. صنعت مد روزبهروز بیشتر از زبان بصری دانشگاهها، نشر و رسانههای سنتی الهام میگیرد. سبک دختر روشنفکر و آشفتهای که برند Miu Miu ترویج میکند، دوختهای جدی و رسمی Saint Laurent، لباسهای الهامگرفته از محیطهای اداری، عینکهای قدیمی کتابداران و موهای اندکی نامرتب، همگی در خدمت یک تصویر هستند؛ تصویر فردی که سلیقه، نظر و جهان درونی غنی دارد.
پریانکا گادیا، استایلیست مد، در این باره میگوید: «چیزی بسیار جذاب در سبک افرادی وجود دارد که ظاهرشان طبیعی و حاصل یک زندگی واقعی به نظر میرسد، نه اینکه صرفاً بهدنبال آخرین ترندها باشند. مصرفکنندگان امروز بیش از گذشته به افرادی جذب میشوند که فرهیخته، متفکر و خودآگاه به نظر میرسند.»
به گفته او، جذابیت این روند در آن است که به یک سبک خاص محدود نمیشود. ممکن است فردی لباسهای مینیمال، لباسهای پرزرقوبرق یا حتی استایلهای حداکثری را انتخاب کند و همچنان از طریق ارجاعات فرهنگی و نوع نگاهش بخشی از این جریان باشد. هدف این نیست که فرد ساکت یا کمحرف به نظر برسد؛ هدف آن است که از نظر فرهنگی مسلط و آشنا جلوه کند.
لباس پوشیدن به سبک افراد اهل مطالعه
مد همواره بازتابی از آرزوها و خواستههای جامعه بوده است و امروز این آرزوها رنگ و بویی روشنفکرانهتر گرفتهاند. در فضای آنلاین، بهویژه در میان نسل جوانی که از تکرار بیپایان برخی زیباییشناسیهای توخالی خسته شدهاند، کتابخوان و آگاه به نظر رسیدن به نوعی سرمایه اجتماعی تبدیل شده است.
از همین رو جزئیاتی که حس جدیت و اندیشه را منتقل میکنند، محبوبیت یافتهاند؛ از عینکهای مشهور به «بایونتا» گرفته تا کیفهای پستی کهنه، خودنویسها، پالتوها و کتهای دوختهشده و لوازم آنالوگی که القا میکنند صاحبشان زندگیای فراتر از اسکرولکردن بیپایان در شبکههای اجتماعی دارد.
بازگشت لباسهای اداری نیز با همین گرایش ارتباط دارد. دامنهای مدادی، پیراهنهای رسمی دکمهدار و کتهای ساختارمند، حس شایستگی، انضباط و اقتدار را منتقل میکنند؛ در عین حال که همچنان کاملاً مدرن و شیک هستند.
گادیا معتقد است این روند بازتاب خستگی روزافزون کاربران از دیدهشدن دائمی در فضای مجازی است. او میگوید: «تمایل فزایندهای برای اصیل، کمادعا و از نظر عاطفی مطمئن به نظر رسیدن وجود دارد. سبک ادبیِ شیک، نوعی رمانتیزه کردن خلوت و دروننگری است؛ چیزی که در فرهنگی که همهچیز برای مصرف فوری طراحی شده، طراوتبخش به نظر میرسد.»
نمایش هوش و فرهنگ
با این حال، این روند همچنان جنبهای نمایشی دارد. روشن است که شبیه فردی که آثار داستایفسکی را میخواند به نظر رسیدن، با واقعاً خواندن آثار Fyodor Dostoevsky تفاوت دارد. اما مد هیچگاه صرفاً درباره اصالت نبوده است. مد همواره به نمایش هویت، رؤیاپردازی و ساختن تصویری مطلوب از خود مربوط بوده و اکنون هوشمند به نظر رسیدن به بخشی از این فرایند تبدیل شده است.
در واقع، یکی از تناقضهای اصلی این جریان آن است که اینترنت خودِ هوش را به یک مقوله زیباییشناختی تبدیل کرده است. کتابخانهها همانند کمد لباسها چیدمان میشوند، فیلمها، موسیقیها و رمانها به نشانگرهای هویت تبدیل شدهاند و سلیقه فرهنگی به نوعی محتوا بدل شده است.
با این حال، این تغییر نشانهای از جهتگیری تازه فرهنگ معاصر نیز هست. پس از سالها سلطه سبکهایی که صرفاً بر جذابیت ظاهری و وایرالشدن تکیه داشتند، اکنون افراد تمایل دارند چندلایهتر به نظر برسند. شخصیت ایدهآل در فضای مجازی دیگر فقط فردی خوشپوش نیست؛ بلکه کسی است که خلاق، آگاه، دارای هوش هیجانی و اندکی دستنیافتنی به نظر میرسد.
گادیا میگوید: «ظرافت آرام و بیسروصدا به شکل تازهای از تجمل تبدیل شده است.» اما برخلاف مفهوم «تجمل خاموش» که در سالهای اخیر در دنیای مد مطرح بود، این جریان بیش از آنکه به نمایش ثروت مربوط باشد، به نمایش سرمایه فرهنگی مربوط است. در اینجا مسئله، گرانقیمت به نظر رسیدن نیست؛ بلکه صاحب سلیقه و اهل تشخیص جلوه کردن است.
در نهایت، «شیک ادبی» بیش از آنکه درباره کتابها باشد، درباره نمایش داشتن یک زندگی درونی است. مد دیگر نمیخواهد فقط جذاب به نظر برسد؛ میخواهد آگاه و مطلع به نظر برسد. در فرهنگی که بر پایه دیدهشدن مداوم شکل گرفته است، داشتن ارجاعات فرهنگی، دیدگاه شخصی و عمق فکری خود به آرزویی تازه تبدیل شده است.
نظر شما