به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران( ایبنا) در اردبیل، نشست سیر تاریخی اردبیل با عنوان « شهرین روایتی» توسط بنیاد ایران شناسی استان اردبیل و اعضای کتابخوانان چکامه در خانه تاریخی وکیل الرعایا اردبیل برگزار و حاضران به توصیف و بررسی تطابق زمانی، نمادهای به کار رفته و مکانها و شخصیتهای ذکر شده در رمان سمفونی مردگان پرداختند.
رئیس بنیاد ایران شناسی استان اردبیل با تبیین اهداف سری نشستهای سیر تاریخی اردبیل اظهار کرد: اردبیل فضای خاصی به لحاظ جغرافیایی و تاریخی برای داستان نویسی دارد. از آنجا که برخی از نویسندگان معروف کشور شهر اردبیل را در جهان داستانهای خود گنجاندهاند تصمیم بر آن شد، این شهر را از دل این کتابها بیرون بکشیم تا بهانهای برای مرور شهر و تشویق برای خواندن و مطالعه آثار باشد.
محمود هدایتی با بیان اینکه در نشست اول کتاب راز پاول نوشته ناصر همرنگ بررسی شد، افزود: در این نشست کتاب سمفونی انتخاب شد که به جرات میتوان گفت کسانی که اردبیل را ندیدهاند این شهر را با این کتاب شناختهاند.
وی با برشمردن برخی از اماکن و شخصیتهای ذکر شده در رمان بیان کرد: شخصیت اول رمان به نام آیدین که فردی است شاعر و عارف پیشه میتواند برگرفته از شخصیت واقعی با عنوان « میرزا محمد زاهدی» باشد. او معروف به بهلول ثانی اردبیل است، میرزا بنویس تاجر معروف اردبیلی مرحوم مسیح آقا محمدی بود و به خط « سیاق» برای آن تجارتخانه حسابداری میکرد.
هدایتی ادامه داد: این فرد که به شیخ محمد در بین مردم شهرت داشت. به خاطر افراط در عرفان به زبان بومی « دلی» تلقی میشد چرا که کمتر کسی معنای عمیق سخنان او را درک میکرد. او نیز همچون شخصیت آیدین رمان بسیار تمیز لباس میپوشید، در روستای شام اسبی چوببری داشتند. حتی برخی دیالوگهای آیدین در کتاب عین سخنان شیخ محمد است که در کتاب اردبیل در گذرگاه تاریخ بابا صفری ذکر شده که گویای این تطابق شخصیتی است. شیخ محمد در سالهای آخر زندگیاش در حیاط شیخ صفی مینشست مردم شهر خاطرات زیادی از رفتار و مسلک او به یاد دارند.
رد پای اردبیل در گذرگاه تاریخ در سمفونی مردگان
رئیس بنیاد ایران شناسی استان اردبیل با بیان اینکه معروفی خود در مصاحبههایش عنوان کرده که برای نوشتن این رمان از کتاب اردبیل در گذرگاه تاریخ بهره گرفته است، بیان کرد: یکی دیگر از این شخصیتها میرزائیان است. خانواده « گالوست میرزائیان» در محله ارمنستان اردبیل، کنار کلیسا ساکن بودند. در کل ارمنیها در اردبیل تاجر یا پزشک بودند، در سال ۱۳۲۴ زمانی که مرزها توسط استالین بسته شد و راههای تجارت و آمد و رفت صورت نگرفت خیلی از ارامنه از اردبیل مهاجرت کردند و حتی منازلشان متروکه ماند که بعدا یا تغییر کاربری داد یا به عنوان اثر تاریخی بازسازی شدند.
هدایتی ادامه داد: شخصیت دیگر « ناصر دلخون» است که در تاریخ مطبوعات دوره مشروطیت اشاره شده که در آن دوران گرایش فکری خیلی از نویسندگان و شاعران به فردی به نام « ناصر دلخون» بود در کتابی نیز با عنوان «مجلیس لر شاعیری» که نام شاعران دوره دموکرات را جمع کرده است، این نام معروف است.

پژوهشگر تاریخ اردبیل در ادامه به بررسی عنوان «کارخانه پنکه سازی لرد» اشاره شده در رمان سمفونی مردگان پرداخت و گفت: چنین کارخانهای در اردبیل اصلا وجود نداشت و نویسنده به عنوان نماد نفوذ فراماسون در اردبیل آن را آورده است. در کل در اردبیل هیچ گونه موسسه و جایی توسط انگلیسیها ایجاد نشده است.
هدایتی در ادامه با اشاره به برخی از وقایع نوشته شده در کتاب سمفونی مردگان از جمله دوره اشغال اردبیل و آتش سوزی بازار اردبیل و غیره بیان کرد: اردبیل در دهه ۱۳۲۰ تا ۱۳۵۰ واقعیتهای تلخ بسیاری را تجربه کرده است و معروفی به خوبی در این کتاب به تصویر کشیده است. سال ۱۳۲۰ ارتش سرخ شوروی سابق به اردبیل میآید. و این ارتش مخوف در نزدیکی شهر در باغات روستای ثمرین اردو میزند. این قشون اگر داخل شهر میآمدند غارت و تجاوز از حد میگذشت که خوشبختانه قتل و غارتی از سوی آنان در شهرها دیده نشده است؛ هر چند موارد قحطی و مشکل نان پیش آمده بود.
رئیس بنیاد ایران شناسی استان اردبیل اضافه کرد: آتش سوزی راسته بازار اردبیل نیز سال ۱۳۲۶ روی داده که اموال خیلی از کسبه در آتش سوخت و این آتش سوزی بالاخره با بارانی که سه روز مداوم میبارد خاموش میشود و واقعه ۱۳۲۴ و حزب دموکرات اشاره شده در این کتاب نیز واقعی است که بحث طولانی را میطلبد.
این تاریخ پژوه بیان کرد: غیر از نامهای دکتر « نای دانف»، « شوشانیک»، « آفتاندالیان» ، مدرسه انوشیروان عادل و کارخانه لرد و دیگر کارخانه جایگزین لرد تمامی اسامی اشاره شده در رمان سمفونی مردگان از شورآبی یا همان « شواربیل» گرفته تا محلاتی چون ارمنستان، نارین قلعه، پیرمادر، خیابان پهلوی همان جهارراه امروز، باغ ملی، شرچشمه، محله گازران، آب معدنی ژنرال در سرعین، گاومیش گولی، قبرستان قدیمی همان غریبان و دبیرستان صفوی همه در اردبیل واقعی هستند.
بیشتر نامهای آمده در رمان واقعیاند
هدایتی از بین آنها با تشریح نارین قلعه گفت: قلعهای به این نام در شهرهای کرمان و یزد نیز وجود دارد این قلعهها محل نگهداری خزائن کشور بود. در اردبیل نیز تا قبل از صفوی که خزائن به قلعه قهقهه منتقل شد. وظیفه مهم قلعه همین بود. محدوده این قلعه در اردبیل از محل کتابخانه شیخ صفی واقع در خیابان امام خمینی چهارراه تا پارک کودک امروز یا شاه باغی دیروز میباشد. هچنین این قلعه در دوره اشکانی و قاجار محل پشتیبانی بسیاری از جنگها در کشور بود. در دوره پهلوی رضاشاه به خاطر اینکه سیستم و آرایش نظامی را از سنتی به مدرن تغییر دهد و جلوی شیوع برخی عقاید را در بین نظامیان بردارد، دستور تخریب کامل این قلعه بزرگ را داد. حتی بسیاری از مبارزات مشروطهخواهان، زندانی و اعدام افراد شاخص اردبیل در این قلعه صورت گرفته است. امروزه هیچ نشانی از آن وجود ندارد ممکن است در دل زمین خرابههایی از آن باشد.
سمفونی مردگان تابلوی رنگ و نمادهاست
در ادامه این نشست برخی از اعضا به بررسی زمان از زاویه روانشناسی و سیر زمانی پرداختند، به گفته یکی از اعضا در کتاب «مرگ رنگ» نوشته « الهام مهویزانی» آمده است: رمان مدرن رمان روانکاوانه است و ناگزیر رنگ باید در آن حضوری چشمگیر داشته باشد. سمفونی مردگان نمونهای از این نوع ادبی یک تابلوی رنگین است و تمامی شخصیتها رنگ آمیزی شدهاند.
شاکر بیان کرد: شخصیت آیدین در این رمان به رنگ سرخ است. بازتاب رنگهای قرمزی که در کارخانه پنکه سازی در کودکی میخواست ببیند، ماهیهای قرمزی که در حوض خانه شان شنا میکرد، کت قرمزی که آیدین دوست داشت همیشه به تن داشت و به اجبار پدر دیگر نپوشید، سرخی هندوانهای که پدر قاچ میکند، رفته رفته این رنگ سرخ آیدین به سیاه تبدیل می شود، آیدین پالتوی سیاه می پوشد، دیگر نمیخندد و رنگ سرخ آتش برایش معنای مرگ و سیاهی دارد.
پدر و اورهان رنگشان بنفش است کبودی صورت و عصبانیتی که داشتند، مادر رنگ سفید است همان که همیشه چادر سفید بر سر دارد یا رویش ملافه سفید کشیده شده که نشانه صلح است. کسی که می خواست بین پدر و آیدین صلح ایجاد کند.
سورملینا رنگش طلایی است که اشاره به توصیف چهره و رنگ موی دارد. در این رمان رنگها توسط نویسنده با تکنیک خاصی معنا دارند و تغییر رنگ و مرگ هر کدام را به وضوح میتوان دید.
این روانشناس و کتابخوان ادامه داد: بهرهگیری نویسنده از اسطورههای شاهنامه ، هابیل و قابیل، مسئله عقده ادیپ که اورهان نسبت به مادرش دارد یعنی حسادتی که از علاقه زیاد مادر به پسرش آیدین حاصل شده بود همه گویایی تبحر نویسنده در بهرهگیری از علوم مختلف در نگارش یک رمان است.

یکی دیگر از اعضای گروه کتابخوانی چکامه نیز به تبیین نماد نامهای به کار برده برای شخصیتها این رمان اشاره و اظهار کرد: جابر پدر خانواده که زرگو است و این نام انتخاب بهتری است. ایاز، پس از قطع بارش برف هنگامی که همه جاسفید پوش شده است، ماه در آید و نورش به دلیل سفیدید برف بیش از همیشه جلوه میکند به چنین مهتابی در شبی چنین سرد ایار میگویند. یعنی همه سردی خانواده زیر سایه او صورت میگیرد.
وی ادامه داد: آیدین به معنای روشنی و نورانی، نماد آگاهی و حقیقت جویی به شمار میآید، او دنبال شناخت خود و حقیقت است. پدر میپرسد: به دنبال چه میگردی؟ آیدین: به دنبال خودم.
اورهان نماد چراغ، شخصیتی مادی گراو منفعت طلب که بیشتر به دنبال نان و ثروت است.نویسنده با تقابل این دو شخصیت نشان میدهد که انسانها با انتخابهای خود مسیر زندگی و سرنوشت شان را تعیین میکنند، آیدا به معنای چون ماه مترادف فارسی مهوش،نماد زیبایی، آرامش و حضور زنان در حاشیه جامعه به شمار می رود.مرگ آیدا نشان دهنده خلا و تاثیر عظیم زنان در زندگی اطرافیان است. همچنان که پدر نتوانست مرگش را تحمل کند و یکسال بعد مرد.
یوسف، یادآور یوسف پیامبر و زیبایی چشمگیرش است، شاید نویسنده با انتخاب این نام و بلایی که جنگ بر سرش میآورد او را مسخ و نفرت انگیز میکند. اعتراضش را به جنگ نشان می دهد. همچنانکه آیدین بعدها میاندیشد جنگ جهانی دوم فقط برای این بود که یوسف را از هیئت انسانی خارج کند.
سورملینا، استفاده از نامی با ریشه یونانی برای شخصیت زن، به معنی پاک و منزه هم ردیف اسم آیدین یک انتخاب آگاهانه از سوی عباس معروفی است تا احساس غریبگی، رازآلودگی و خاص بودن او را القا کند.
کتاب سمفونی مردگان، نوشته عباس معروفی نخستین بار در سال 1368 وارد بازار نشر شد. عباس معروفی، ۲۷ اردیبهشت ۱۳۳۶ شمسی در تهران به دنیا آمد، رمان نویس، نمایشنامه نویس، شاعر، ناشر و روزنامه نگار ایرانی بود.
نظر شما