سرویس دین و اندیشه خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)- مسعود تقیآبادی: مواجهه با پیامدهای اخلاقی فناوریهای نوین ارتباطی ضرورتی زیستی برای شهروندان قرن بیست و یکم است. کتاب «اخلاق رسانههای دیجیتال» (Digital Media Ethics) اثر دکتر چارلز اِس، که با ترجمه دقیق رحمان شریفزاده توسط نشر کرگدن در مجموعه مطالعات علم و فناوری به زیور طبع آراسته شده، به مثابه نقشهای جامع عمل میکند. این اثر که در ۳۳۶ صفحه و با قطع رقعی منتشر شده است، فراتر از یک متن درسی، به عنوان مانیفستی برای زیست اخلاقی در عصر جدید شناخته میشود. نویسنده در این کتاب، که لوچیانو فلوریدی مقدمهای ستایشآمیز بر آن نگاشته، با دقت فلسفی تحسینبرانگیزی از حوزههای خاکستری و آشفتۀ زندگی عادی ما سخن میگوید؛ جایی که مسائل اخلاقی با رسانههای جمعی دیجیتال، مصنوعات ارتباطی، فرآیندهای رایانشی و الگوریتمهای پیچیده درهمتنیده شده است.

تقابل پارادایمها و ضرورت کثرتگرایی در اخلاق جهانی
لوچیانو فلوریدی، فیلسوف برجسته و استاد صاحبکرسی اخلاق اطلاعات، در تبیین اهمیت این پژوهش نوشته است که این کتاب در قفسه شلوغ کتابهای اخلاق رایانه و هوش مصنوعی، هویتی منحصربهفرد دارد. وی با اشاره به اینکه بسیاری از متون تخصصی با زبانی خشک و دستورالعملی به سراغ مخاطب میروند، تصریح میکند که چارلز اِس از هرگونه امر و نهی پرهیز کرده و رویکردی «آزاده» و انتقادی را برگزیده است. فلوریدی در تحلیل خود باور دارد که این کتاب به ساحتهایی از زندگی میپردازد که پیش از این به دلیل ابهام، کمتر مورد واکاوی قرار گرفته بودند. او با استناد به تعبیر معروف شرودینگر، این اثر را «تصویری بسیار واضح از موضوعی نسبتاً مبهم» توصیف میکند و می گوید که یکی از فضیلتهای اصلی این متن، تلاش برای تعریف و تبیین همان «و غیره»های بیپایانی است که در تعاملات دیجیتال ما نهفته است.
چارلز اِس بهخوبی توانسته است بدون درغلتیدن به پسمزۀ تلخ نسبیگرایی، دیدگاههای غیرغربی را در قلب مباحث اخلاقی جای دهد. به زعم فلوریدی نویسنده با پیروی از سنت فیلسوفان بزرگی چون نیچه، شوپنهاور و هگل، تلاش موفقی برای گرد هم آوردن سنتهای اخلاقی شرقی و غربی صورت داده است. این نگاه بینالمللی، بهویژه در دوران کنونی که نقش چین در توسعه فناوریهای دیجیتال به اوج خود رسیده، یک ضرورت قطعی است. به گفته فلوریدی، این کتاب به ما میآموزد که چگونه از جزمگرایی دوری کرده و در عین حال، دیدی کلی و اخلاقمدار از حوزههایی چون حریم خصوصی، کپیرایت و دوستیهای آنلاین به دست آوریم که هم جذابیت مطالعاتی داشته باشد و هم از بنیانهای فلسفی قوی بهره ببرد.
توهم بهار دیجیتال و واقعیت تلخ سرمایهداری نظارتی
چارلز اِس در مقدمه مفصل ویراست سوم، تحولات یک دهه اخیر را از منظری انتقادی مرور میکند و نشان میدهد زیستجهان دیجیتال تا چه اندازه دستخوش تغییر شده است. به باور او، خوشبینی به اینترنت که از دهه ۱۹۹۰ آغاز شده بود، در سالهای ۲۰۱۱ و ۲۰۱۲ و همزمان با رخدادهای موسوم به «بهار عربی» به نقطه اوج رسید. در آن مقطع، بسیاری از تحلیلگران از نقش رهاییبخش شبکههای اجتماعی سخن میگفتند و فیسبوک و توییتر را ابزارهایی برای گسترش آزادی، بسیج اجتماعی و تقویت مشارکت عمومی میدانستند. اما این تصویر امیدوارکننده دوام چندانی نداشت و خیلی زود جای خود را به واقعیتی تیرهتر داد؛ واقعیتی که با پیامدهای «زمستانهای عربی» آشکار شد.
در این روایت، حکومتهای اقتدارگرا نهتنها از موج دیجیتال عقب نماندند، آنها بهسرعت راههای بهرهگیری از آن را برای پیشبرد اهداف خود پیدا کردند. همان ابزارهایی که زمانی نشانه آزادی و ارتباط آزاد به شمار میرفتند، بهتدریج به وسیلهای برای سانسور، جهتدهی به افکار عمومی و گسترش سازوکارهای نظارتی بدل شدند. از این منظر، رسانههای اجتماعی دیگر نه تنها عرصهای برای بیان دیدگاهها و کنش جمعی بودند، بلکه به بخشی از زیرساخت کنترل، پایش و هدایت رفتار شهروندان تبدیل شدند. افشاگریهای ادوارد اسنودن درباره برنامههای نظارتی آژانس امنیت ملی آمریکا نیز این نگرانی را پررنگتر کرد و نشان داد حتی در نظامهای مدعی دموکراسی، فناوری دیجیتال میتواند در خدمت نظارتی فراگیر و کمابیش پنهان قرار گیرد.
چارلز اِس در ادامه، این وضعیت را در قالب دو الگوی مسلطِ جهان معاصر صورتبندی میکند: «سرمایهداری نظارتی» در آمریکا و «نظام اعتبار اجتماعی» در چین. از نگاه او، با وجود تفاوتهای سیاسی و ایدئولوژیک میان این دو، هر دو به شیوهای مشابه در پی مدیریت و شکلدهی به رفتار انسانها از راه داده، الگوریتم و سازوکارهای تشویق و تنبیه هستند. در چنین چارچوبی، انسان دیگر نه بهمثابه سوژهای مختار و برخوردار از تشخیص اخلاقی، بلکه همچون موجودی قابل پیشبینی و قابل هدایت دیده میشود؛ موجودی که واکنشهایش پیوسته ثبت، تحلیل و تنظیم میشود.
برای روشنتر شدن ابعاد این بحران، نویسنده به رخدادهایی مانند رسوایی کمبریج آنالیتیکا، مداخلههای دیجیتال در انتخابات ۲۰۱۶ آمریکا و همهپرسی برگزیت میپردازد. او بر این نکته دست میگذارد که گسترش اخبار جعلی، تبلیغات هدفمند و حبابهای فیلتر، کاربران را بهتدریج در فضاهایی بسته و همصدا با باورهای خودشان حبس کرده است. در چنین فضایی، تماس با دیدگاههای متفاوت کمتر میشود، گفتوگوی انتقادی فرسوده میشود و امکان داوری مستقل آسیب میبیند. پیامد این روند فقط یک نابسامانی رسانهای نیست، بلکه فرسایش آرام بنیانهای دموکراسی و تقویت شکل تازهای از اقتدارگرایی دیجیتال در سطح جهانی است.

افزون بر اینها، کتاب «اخلاق رسانههای دیجیتال» فراتر از یک بحث انتزاعی، ساختاری منسجم و گامبهگام دارد تا خواننده را از هزارتوی مفاهیم پیچیده به سمت تصمیمگیریهای عملی هدایت کند. چارلز اِس پس از مقدمه مفصل ویراست سوم و پیشگفتار خواندنی لوچیانو فلوریدی، در فصول آغازین به طرح مسائل بنیادین اخلاق در فضای دیجیتال میپردازد. او در ادامه، مباحث را به شکلی انضمامیتر دنبال میکند و در فصول میانی، دست روی چالشبرانگیزترین دوراهیهای انسان معاصر میگذارد؛ موضوعاتی حساس نظیر «حریم خصوصی و نظارت در عصر دادهها»، «چالشهای کپیرایت و مالکیت فکری» و همچنین تحول مفاهیمی چون «هویت» و «دوستیهای آنلاین» در شبکههای اجتماعی.
اوج انسجامِ این اثر در بخشهای پایانی آن (بهویژه فصل ششم) رقم میخورد؛ جایی که نویسنده به جای تجویز احکام قطعی، مجموعهای از چارچوبها و منابع اخلاقی متنوع را به خواننده معرفی میکند. او با کنار هم قرار دادن مکاتب مختلف اخلاقی، از فضیلتگرایی ارسطویی و سودگرایی گرفته تا رویکردهای فلسفی شرق، یک «جعبهابزار اخلاقی» کامل در اختیار مخاطب میگذارد. این فصلبندی هدفمند نشان میدهد که نویسنده در پی آن است تا شهروندان، دانشجویان و پژوهشگران را برای داوری مستقل و زیست اخلاقی در جهان شبکهای امروز توانمند سازد.
نظر شما