سرویس دین و اندیشه خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)- هومن هنرمند؛ کتاب حقیقت و آزادی در زمستان ۱۴۰۴ و توسط انتشارات نیلوفر به چاپ مجدد با ویراست جدید رسیده است. این کتاب شامل سخنرانیهای ریمون آرون در سال ۱۹۶۳ در دانشگاه برکلی کالیفرنیا است و یک پسگفتار و پیوست بعدها به آن اضافه شده.
محور اصلی کتاب را مقایسه مجادلهبرانگیز میان نظام لیبرال دموکراسی و نظام شورایی تشکیل میدهد. آنچه در جنگ سرد دو بلوک قدرت را از هم متمایز میکرد و با سرنگونی شوروی سرانجام با پیروزی لیبرال دموکراسی به خط پایان خود در عمل رسید، هرچند در بُعد نظری همچنان این مقایسه مورد بحث و گفتوگو قرار میگیرد. جذایت اصلی کتاب ناشی از مقابل هم قرار دادن آرای دو فیلسوف و جامعهشناس برجسته یعنی الکسی دو توکویل و کارل مارکس است. ریمون آرون نظریات این دو را بهدقت میکاود و آنچه میراث آنها در عمل برای سال ۱۹۶۳ به ارمغان آورده مورد کنکاش قرار میدهد.

حدس خوانندگان کتابهای ریمون آرون درست است و آرون با لیبرال دموکراسی و نوشتههای توکویل بیش از مارکس همدلی دارد. ولی چنانچه در کتابهای دیگر او مثل مراحل اساسی سیر اندیشه در جامعهشناسی قابل مشاهده است، او درک عمیق و جامعی از نظریات کارل مارکس دارد و بهدقت آنها را بررسی کرده است.
دو مفهوم کلیدی کتاب آزادی صوری و آزادی واقعی هستند که اولی نوعی از آزادی است که توکویل پشتیبان آن است و دومی زاده تفکرات مارکس. آزادی صوری آزادیهای معمول یک لیبرال دموکراسی مثل آزادیهای فردی، مراجعه به آرای عمومی و رقابت احزاب هستند که برگزاری انتخابات و اتکا به قانون اساسی را نیز شامل میشوند. آزادیهای صوری از نظر مارکس تا زمانی که قدرتی صاحب ابزار تولید و با قانون مالکیت خصوصی پابرجاست، صرفاً آزادیهای لوکس بورژوایی جلوه میکند و موجب برقراری آزادی واقعی نمیشود. این آزادی همانا رهایی پرولتاریا از نظام سرمایهداری، برپایی مالکیت جمعی و عمومی ابزار تولید، برچیده شدن پول و مالکیت خصوصی است، و درنهایت به همانندسازی جامعه و دولت میانجامد. ریمون آرون معتقد است آنچه بعد از بهوجود آمدن نظام شوروی پدید آمد نشان داد که آزادیهای صوری با صرف کوشش در جهت برقراری آزادی واقعی، بهخطر میافتند و حتی تغییرات اصلاحی در جهت برآوردن حقوق کارگران مثل کاهش ساعت کار، تشکیل سندیکا و برقراری روابط تقریباً برابر کارگر و کارفرما در قالب قرارداد در نظامهای لیبرال دموکراسی تحقق پیدا کردند. همچنین مزایای خاص سالمندان، بازنشستگی، حقوق بیکاری و بیمه درمانی همه در قالب اصلاحاتی در لیرال دمکراسیها محقق شدند. رؤیای برابری و مساوات و کاهش نابرابری که هم در نظرات توکویل متجلیست و هم در نظریات مارکس نه در شوروی بلکه در لییرال دموکراسی نمود یافته است.
الکسی توکویل نیز مانند مارکس تحلیلی طبقاتی از زمانهی خود داشت. اما او بهجای مقابل هم قرار دادن سرمایهدار و کارگر، طبقهی اشرافی حاکم در نظام آریستوکراتیک را با طبقه متوسط و تصمیمگیران اصلی در نظام دموکراتیک مقایسه کرد. توکویل مثل مارکس به ارجحیت اقتصاد بر سیاست معتقد نبود. او نظام سیاسی را تحلیل میکرد و باور داشت یکی از خصیصههای نظام دموکراتیک دنبال کردن رفاه مادی است. آرون معتقد است آنچه تحلیل توکویل را بر تحلیل مارکس برتری میدهد پیشبینی درست او در درازمدت بود که بر پایهی احتمالات و نه مانند ماتریالیسم تاریخی بر پایه حکم تقدیر تاریخی صورت گرفته بود.
از دیدگاه آرون اصلاحاتی مثل نیودیل و یا از میان برداشتن تبعیض نژادی را نمیتوان جزئیات ناچیز شمرد. لیبرال دموکراسی انعطافپذیرتر از آنچه تفکر مارکسیستی میاندیشد، عمل میکند و آزادیهای صوری نه صرفاً تزیینی، بلکه ستونهای اصلی تشکیل یک جامعهی کثرتگرا بر پایهی رقابت آزاد در قالب احزاب هستند. در جایی از کتاب آمده است: «آزادیهای موسوم به صوری، فردی یا سیاسی، بهدور از تخیلی بودن، تضمین اجتنابناپذیری در مقابل ناشکیبایی پرومتهوار و جاهطلب توتالیتر هستند». در واقع آنچه انقیاد و بندگی از دیدگاه مارکسیستی مینامیم، بیش از نظام سرمایهداری در نظام شورایی نمود پیدا کرد. از نظر آرون شهروند بودن، کارایی تکنیک و تکنولوژیک، و برخورداری از حق انتخاب سه رکن اصلی جامعه غربی در سال ۱۹۶۳ را تشکیل میدهند و نمایندگان حزبی بهعنوان میانجی گروههای حرفهای و دولت عمل میکنند. با حذف میانجیها و حکمرانی حزب واحد کمونیستی، فرد آزادیهای صوری و واقعی را همزمان از دست میدهد.
نظر شما