کارل مارکس
-
معرفی و نقد کتاب «کارل مارکس: مطالعهای در باب جزماندیشی»؛
مکانیسم شکلگیری یک ذهن رادیکال
این کتاب برای هر کسی که میخواهد فراتر از شعارهای سیاسی، مکانیسم شکلگیری یک ذهن رادیکال را بفهمد، متنی است که باید خوانده شود .«مطالعهای در باب جزماندیشی»، دعوتی است به یک «گفتوگوی سخت» با مارکس؛ گفتوگویی که نه برای ستایش او، بلکه برای فهم چگونگی تبدیل «اشتیاق بشری» به «جزم ایدئولوژیک» ضروری است.
-
درباره ترجمه تازه منتشرشده عزتاله فولادوند؛
مارکس به روایت آرنت
آرنت، مارکس را در امتدادِ سنتی میبیند که از یونان آغاز میشود، از مسیحیت و فلسفه مدرسی عبور میکند، به هابز و لاک و روسو میرسد و در مدرنیته به نقطهای میانجامد که «زندگی» و «تولید» به مسئله اصلیِ دولتها تبدیل میشود. در چنین نقشهای، مارکس هم ادامهدهنده است و هم گسستآفرین.
-
درباره «حقیقت و آزادی» نوشته ریمون آرون؛
توکویل مقدم بر مارکس
توکویل مثل مارکس به ارجحیت اقتصاد بر سیاست معتقد نبود. او نظام سیاسی را تحلیل میکرد و باور داشت یکی از خصیصههای نظام دموکراتیک دنبال کردن رفاه مادی است. آرون معتقد است آنچه تحلیل توکویل را بر تحلیل مارکس برتری میدهد پیشبینی درست او در درازمدت بود که بر پایهی احتمالات و نه مانند ماتریالیسم تاریخی بر پایه حکم تقدیر تاریخی صورت گرفته بود.
-
نگاهی به کتاب «ما و مانیفست کمونیست» اثر اسلاوی ژیژک؛
چرا حق با مارکس بود؟
ژیژک معتقد است تداوم اهمیت نقد اقتصاد سیاسی مارکس در عصر ما، یعنی عصر سرمایهداری جهانی، پرسشی است که باید به شیوهای حقیقتاً دیالکتیکی بدان پاسخ داد: نه تنها نقد مارکس از اقتصاد سیاسی و طرح کلیاش از پویشهای سرمایه هنوز کاملاً به قوت خود باقی است، بلکه باید یک قدم جلوتر رفت و گفت تازه امروز است که با وجود سرمایهداری جهانی واقعیت به پای این مفاهیم رسیده است.
-
گفتوگو با غلامعلی کشانی به مناسبت تولد گاندی؛
بهروزی برای همه
غلامعلی کشانی گفت: گاندی معتقد بود که استقلال باید با عدالت، برابری و برادری و تجدید ساختار اجتماعی، فرهنگی و سیاسی همراه باشد.