سرویس استانهای خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا): مونا عبداللهی، جوان ۲۴ ساله نسل زد از زنجان و دانشجوی کارشناسی شیمی است. دختری از شهر «قیدار» که خودش میگوید مسیر فعالیتهای دانشجویی او را آرامآرام به دل یک کار فرهنگی جدی رسانده است. او سالها در فضای تشکلهای دانشجویی، اردوها و فعالیتهای فرهنگی دانشگاه حضور داشته و همان تجربهها باعث شده بعدها ایدهای را که مدتها در ذهنش بود، در شهر خودش پیاده کند؛ ایدهای که حالا با نام «سنگر کتاب» و در دل یک موکب، در تجمعات شبانه جان گرفته و فعالیتش را یک ماهی است شروع کرده است.
از ایده تا کتابخانه
عبداللهی گفت: زمانی که فعالیتهای تشکیلاتی میکرده، تصمیم گرفته در قیدار یک گروه دخترانه جهادی راه بیندازد؛ گروهی که هرجا لازم بود، بتواند وارد میدان شود و کاری انجام دهد. البته به گفته خودش، این گروه برای رسیدن به نقطهای که الان ایستاده، فراز و نشیبهای زیادی را پشت سر گذاشته است. ایده این کار زمانی به ذهنش رسید که عدهای را در گلزار شهدای قیدار دیده بود که مشغول برگزاری موکب هستند. همانجا تصمیم گرفت در حوزه کتاب وارد عمل شود؛ چون به اعتقاد او، شهرشان با یک خلأ جدی فرهنگی روبهرو است و او میخواست کاری برای این چالش انجام دهد.
او تأکید میکند که ما حتی یک کتابفروشی ساده هم در شهر نداریم؛ در حالی که قیدار شهر کوچکی نیست. و همین احساس کمبود، باعث شد تا ایده فعالیت کتابمحور شکل بگیرد. عبداللهی پیش از این، تجربهای از فعالیت فرهنگی در قیدار نداشته اما بعد از ورود به فضای موکبهایی که به شکل مشترک توسط سپاه و نیروهای مردمی اداره میشدند، ایده فعالیت کتابمحور «موکب کتاب» به ذهنش میرسد؛ پیشنهادی که هم با سپاه و هم با قرارگاه مردمی در میان گذاشت و در نهایت با آن موافقت شد.
به گفته او، از تأمین فضا گرفته تا آمادهسازی محیط را هم خودشان انجام دادند و بسیار همراه بودند. چیزی شبیه این موکب را پیشتر در جای دیگری ندیده بودم و برای همین با انگیزه زیادی کار را شروع کردیم که البته ضعفهایی هم دارد که باید برطرف شود. فعالیت «سنگر کتاب» حدود یک ماه قبل در شهر قیدار آغاز شده است. فعالیت موکب از بعد از اذان مغرب تا حوالی ساعت ۱۲ شب ادامه دارد. به گفته او، رفتوآمد مردم دائمی است؛ عدهای میآیند، مدتی میمانند و دوباره میروند.
کتابخانهای از کتابهای شخصی راه افتاد
داخل موکب، یک کتابخانه کوچک شکل گرفته است. کتابهایی که در آن چیده شده، تنوع زیادی دارند؛ از کتابهای مربوط به شهدا و علما گرفته تا کتابهای فلسفی، روانشناسی، کتابهای ویژه طلاب و حتی تعداد محدودی کتاب زبان. عبداللهی تأکید میکند که برای کتابهای حوزه روانشناسی به سراغ «روانشناسی زرد» نرفتهاند و سعی کردهاند کتابهایی انتخاب کنند که محتوای جدیتری داشته باشند.
ایده اصلیشان این بوده که اگر کسی قصد خرید کتابی را دارد اما نمیداند آن کتاب برایش مناسب هست یا نه، بتواند در موکب کتاب را ورقی بزند، بخشی از آن را بخواند و بعد تصمیم بگیرد. بسیاری از کتابهای موجود در کتابخانه، کتابهای شخصی اعضای گروه هستند که به صورت امانی در اختیار موکب گذاشته شدهاند تا مردم بتوانند همانجا مطالعه کنند یا دربارهشان سؤال بپرسند.
فروش کتاب با تخفیف ۳۰ درصدی
عبداللهی در ادامه گفت: بعد از مدتی تصمیم گرفتیم در کنار این که علاقهمندان میآیند و دقایقی را در موکب می نشینند و کتابها را ورق میزنند، فروش کتاب را هم آغاز کنیم. سپاه، به درخواست ما تعدادی کتاب امانی از قم تهیه کرد و به قیدار آورد و برخلاف انتظار، استقبال بسیار خوبی هم از آن شد. با اقبال خوبی که از کتابها شد، کتابهای بیشتری تهیه کردیم و با تخفیف حدود ۳۰ درصدی در اختیار علاقهمندان قرار دادیم؛ تخفیفی که به گفته او حتی در نمایشگاه کتاب هم کمتر دیده میشود.
بخشی از کتابها از طریق سپاه تهیه شده است. آنها لیستی از کتابهای موردنظرشان را دادهاند و بخشی از کتابها براساس همان لیست برایشان تهیه شده و بخشی دیگر نیز از رویداد «خط امین» و آثار مرتبط با اندیشههای رهبر انقلاب در اختیارشان قرار گرفته است. نتیجه این شده که موکب هم فضای فروش کتاب دارد، هم امکان مطالعه و هم معرفی کتاب.
عبداللهی درباره مخاطب هدف «سنگر کتاب» گفت: در ابتدا دوست داشتم تمرکز اصلی روی مادرها باشد؛ از مادری که تازه صاحب فرزند شده تا بانویی که 30 سال سابقه مادری دارد. اما دیگر اعضای گروه پیشنهاد دادند که نوجوانها را هم وارد کار کنیم. اتفاقی که بعدها به یکی از نقاط قوت موکب تبدیل شد.
چیزی که بیش از همه غافلگیرشان کرده، تعداد نوجوانهای کتابخوان شهر بوده است؛ نوجوانهایی که تصور میشد تنها به دنبال گوشی و فضای مجازی باشند، اینبار استقبال زیادی از کتابها کردهاند. حالا دامنه مخاطبان خدفشان وسیعتر شده بهطوری که هم برای نوجوانان کتاب دارند و هم برای بزرگسالان.
موضوع کتاب بهویژه برای زنان اهمیت بیشتری پیدا میکند؛ چرا که اگر روزی جنگی پیش بیاید، مردها به میدان میروند، اما زنان باید از پشت صحنه حمایت کنند و برای این نقش، نیازمند مطالعه و آگاهیاند.
کتاب، سنگری در برابر تاریکی
در جلسات فکری گروه بود که به نام «سنگر کتاب» رسیدند. چند اسم مختلف مطرح شد تا اینکه یکی از اعضا پیشنهاد داد با توجه به فضای جنگی و شرایط روز، کتاب را به عنوان «سنگر» ببینند؛ سنگری برای مجهز شدن در برابر تاریکی و ناآگاهی. همین ایده باعث شد فضای موکب هم حالوهوایی خاکی و شبیه سنگر پیدا کند. شعاری هم برای موکبمان انتخاب کردیم: «در جنگ با تاریکیها، کتاب محکمترین سنگر است».
از دهه ۷۰ تا دهه ۹۰، همه پای کارند
گروهی که توانسته این سنگر را راه بیاندازد، عدهای جوانان و نوجوان هستند که بیشترشان را دهه هشتادیها تشکیل میدهند که به نسل Z آنها را میشناسیم؛ اما در این بین چند دهه هفتادی و حتی دهه نودی هم به چشم میخورند که گروه میدانی را تشکیل میدهند و در داخل موکب فعالیت میکنند. آنها علاوه بر گروه میدانی، یک اتاق فکر هم دارند. این اتاق فکر بیشتر مخصوص دخترهایی است که به دلیل محدودیتهای خانوادگی یا شرایط زندگی در روستاهای اطراف به سرمیبرند و قادر به حضور میدانی نیستند. یک بخش رسانه هم در گروه فعال است که کار پوشش فعالیتها را انجام میدهد.
آنها کانالی رسانهای هم به نام «سلام قیدار» دارند که در آن از تجمعات و فعالیت موکبها گزارش تهیه میکنند. عبداللهی میگوید کار رسانهایشان حتی قبل از شکلگیری موکب هم فعال بوده و محدود به «سنگر کتاب» نیست.
به دنبال کافه گفتوگو در آینده
با وجود همه این فعالیتها، او تأکید میکند که هدفشان تنها محدود به تجمعات شبانه نیست و تصمیم دارند این مسیر را ادامه پیدا کند. رؤیایی که خودش در ذهن دارد، راهاندازی یک کتابفروشی واقعی در شهر است؛ جایی که فقط محل فروش کتاب نباشد، بلکه کافهگفتوگو و فضای تعامل فرهنگی هم داشته باشد. اما نیاز به حمایت مالی دارد.
در تمام حرفهایش، چیزی که بیشتر از همه دیده میشود، تلاش گروهی از دختران جوان یک شهر کوچک برای زنده نگه داشتن فرهنگ مطالعه است؛ آن هم در دورانی که به گفته بسیاری، نسل جدید بیشتر با گوشی و فضای مجازی شناخته میشود تا کتاب. اما تجربه «سنگر کتاب» برای مونا عبداللهی و دوستانش، خلاف این تصور را ثابت کرده و تلاش میکنند تا نسل «زد»ی متفاوت از آنچه که در تصور دیگران است، بسازند.
نظر شما