به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، یادم نیست از چه زمانی روزنامه اطلاعات به خانه ما راه پیدا کرد، اما از کودکی تصویری ماندگاری از پدرم در ذهن دارم؛ همانطور که با شوق و ذوق صفحات روزنامه اطلاعات را ورق میزد و اخبار و روایتهای آن را دنبال میکرد. برای او، روزنامه فقط چند صفحه کاغذ نبود؛ پنجرهای بود به جهان بیرون و روایتی روزانه از اتفاقاتی که در زندگی مردم و جامعه میگذشت.
سالها بعد، هر بار که روزنامه اطلاعات را در خانه دوستداران فرهنگ و تاریخ ایران دیدم، متوجه شدم این دلبستگی تنها به خانواده ما محدود نبوده است. بسیاری از اهالی فرهنگ و علاقهمندان به ایران، با این روزنامه خاطراتی شخصی و ماندگار دارند؛ خاطراتی از صبحهایی که با ورق زدن صفحات آن آغاز میشد و روزهایی که خبرهای مهم تاریخ معاصر ایران را از همین قاب دنبال میکردند. اطلاعات برای بسیاری، بخشی از خاطره جمعی نسلهاست. حالا این روزنامه یک قرن است که مهمان چشمان ایرانیان است، برای ما در دل خاورمیانه صد سالگی یک روزنامه، فقط جشن تولد یک نام و مرور شمارههای منتشرشده نیست؛ مرور یک قرن حافظه جمعی یک ملت است. روزنامهها در لحظههایی که تاریخ با سرعت بیشتری ورق میخورد، تبدیل به شاهدانی میشوند که اضطراب، امید، پیروزی، شکست و انتظار مردم را ثبت میکنند. روزنامه اطلاعات در یک قرن فعالیت خود، بخش مهمی از تاریخ معاصر ایران را روایت کرده است؛ اما شاید هیچ دورهای به اندازه سالهای جنگ، نقش مطبوعات را در ثبت لحظههای سرنوشتساز پررنگ نکرده باشد.
شاید وقتی عباس مسعودی در سال ۱۳۰۵روزنامه اطلاعات را درآورد، کسی تصور نمیکرد این روزنامه در خاورمیانه و در ایرانی که عمر فعالیتهای مطبوعاتی چندان دراز نیست، تا صدسالگی بپاید و امروز ما روزنامهای داشته باشیم که یک قرن زیسته و با همه فراز و فرودهایش نه به پرباری گذشته اما همچنان منتشر میشود که همین پایندگی در انتشار جای بسی شگفتی و خوشحالی دارد. برای نشان دادن خوشوقتی و شادمانی از انتشار روزنامه اطلاعات در صدمین سال چند تیتر مهم این روزنامه را با محور جنگ در ایران مرور کردیم، تیترهایی که پشت آنها حرفهای بسیاری است، حرفهایی که تاریخ ایران ما را در دل یک خارومیانه پرآشوب و همواره در جنگ به نمایش گذاشتند.
جنگ آغاز شد
وقتی در آخرین روز شهریور ۱۳۵۹، ارتش عراق حمله گسترده خود را به ایران آغاز کرد، جنگ نهتنها مرزهای جغرافیایی، بلکه فضای رسانهای کشور را نیز تغییر داد. از آن روز، خبرهای جبهه، وضعیت شهرهای مرزی، حملات هوایی، تصمیمهای سیاسی و روایت مقاومت مردم، به مهمترین بخش صفحات نخست روزنامهها تبدیل شد. اطلاعات نیز مانند دیگر مطبوعات آن دوره، به ثبت روزهای پرالتهاب جنگ پرداخت؛ روزهایی که هر تیتر میتوانست بخشی از تاریخ باشد.
تیترهایی مانند «حمله سراسری عراق به ایران»، «جنگ آغاز شد» و گزارشهایی از مقاومت شهرهایی مانند خرمشهر، آبادان و سوسنگرد، نخستین فصل حضور جنگ در صفحه اول اطلاعات را رقم زدند. در آن روزها، روزنامه فقط یک ابزار اطلاعرسانی نبود؛ پلی بود میان میدان نبرد و خانههای مردم. خانوادههایی که فرزندانشان در جبهه بودند، اخبار را از همین صفحات دنبال میکردند و هر تغییر در تیترهای جنگی، برایشان معنایی فراتر از یک خبر داشت. شاید تیتر زدن از جنگ در آن دوران کار دشواری بود، چون روزنامه دوران جدیدی را با نیروهای جدید آغاز کرده و تلاش داشت که همچنان به عنوان یک روزنامه مهم در میان مخاطبانش حضور داشته باشد، اما شاید این حضور به پررونقی گذشته نبود.

تیترهایی که به حافظه ملی تبدیل شدند
جنگ ایران و عراق در سالهای بعد، با عملیاتهای بزرگ و سرنوشتسازی همراه شد؛ عملیاتهایی که هرکدام، یک فصل مهم در آرشیو مطبوعات ایران ساختند. عملیات ثامنالائمه و شکست حصر آبادان، فتحالمبین، بیتالمقدس و آزادسازی خرمشهر، از جمله لحظههایی بودند که صفحه اول روزنامهها را به بخشی از حافظه تاریخی مردم تبدیل کردند.
سوم خرداد ۱۳۶۱ و خبر آزادسازی خرمشهر، یکی از مهمترین روزهای تاریخ جنگ بود. تیتر «خرمشهر آزاد شد» نهتنها یک خبر نظامی، بلکه نمادی از پایان یک دوره سخت و آغاز مرحلهای تازه در جنگ بود. تصویر و تیتر آن روزها، همچنان در ذهن چند نسل از ایرانیان باقی مانده است.
پس از آن، عملیاتهای بزرگ دیگری مانند والفجر ۸، کربلای ۵ و دیگر نبردهای مهم جنگ، صفحات روزنامهها را پر کردند. اطلاعات در کنار گزارشهای نظامی، روایتگر فضای عمومی جامعه نیز بود؛ از اعزام نیروها و مراسم تشییع شهدا تا زندگی مردمی که جنگ را در پشت جبهه تجربه میکردند.
وقتی جنگ به شهرها رسید
یکی از مهمترین فصلهای پوشش جنگ، دوره «جنگ شهرها» بود؛ زمانی که حملات موشکی و هوایی عراق، فاصله میان جبهه و شهرها را از بین برد. دیگر جنگ فقط خبری از مناطق عملیاتی نبود؛ صدای آژیر قرمز و انفجار، بخشی از زندگی روزمره مردم شده بود.
تیترهایی درباره حملات موشکی، بمباران شهرها و مقاومت مردم، نشان میدادند که روزنامهها تنها گزارشگر عملیاتهای نظامی نیستند؛ بلکه ثبتکننده تجربه اجتماعی یک ملت در دوران بحراناند. عکسها، گزارشها و خبرهای آن سالها، تصویری از جامعهای ارائه میداد که در کنار سختی جنگ، تلاش میکرد زندگی عادی خود را حفظ کند.

از تیترهای جنگ تا تیترهای صلح
پس از هشت سال نبرد، تابستان ۱۳۶۷ نقطه عطف دیگری در تاریخ جنگ بود. پذیرش قطعنامه ۵۹۸ و آغاز روند آتشبس، فضای خبری کشور را تغییر داد. روزنامهای که سالها با تیترهای مربوط به عملیات، پیروزی و مقاومت همراه مردم بود، حالا باید از پایان جنگ، بازگشت آرامش و آغاز بازسازی مینوشت.
پایان جنگ، پایان روایت جنگ در مطبوعات نبود. آثار هشت سال درگیری، بازسازی مناطق جنگزده، سرنوشت آزادگان و خانوادههای شهدا، همچنان موضوعاتی بودند که در سالهای پس از جنگ در صفحات روزنامهها دنبال شدند. جنگ به پایان رسیده بود، اما روایت آن ادامه داشت.
جنگهای جدید؛ از بغداد تا تلآویو
با ورود به دهههای بعد، شکل جنگها تغییر کرد. جنگ دیگر تنها در میدانهای کلاسیک میان دو ارتش رخ نمیداد. حمله آمریکا به عراق در سال ۲۰۰۳، سقوط حکومت صدام، تحولات افغانستان، ظهور داعش و بحرانهای منطقهای، فصلهای جدیدی از اخبار جنگ را رقم زدند.
در این دوره، رسانهها با جنگهایی مواجه بودند که ترکیبی از عملیات نظامی، رقابتهای سیاسی، تحریم اقتصادی و نبرد رسانهای بودند. روزنامه اطلاعات نیز مانند دیگر رسانهها، این تحولات را در چارچوب مأموریت خبری خود دنبال کرد؛ از تحولات عراق و نقش آمریکا در منطقه تا بحرانهای امنیتی خاورمیانه.
از تیتر جنگ تا گفتوگو؛ روایت اطلاعات از لحظههای تعیینکننده
در میان تیترهای مهم روزنامه اطلاعات در روزهای پرتنش رویارویی ایران، اسرائیل و آمریکا، برخی تیترها فراتر از یک خبر روزانه، بازتاب یک تغییر در فضای سیاسی و امنیتی منطقه بودند؛ تیترهایی که نشان میدادند حتی در میانه بحران و درگیری، مسیر گفتوگو و دیپلماسی همچنان بخشی از معادله است.
یکی از محورهای مهم پوشش اطلاعات، توجه به موضوع گفتوگو و تلاشهای دیپلماتیک برای جلوگیری از گسترش درگیری بود؛ زمانی که خبرهای مربوط به رایزنیها و پیامهای سیاسی، در کنار اخبار میدان، جای خود را در صفحه اول پیدا کردند. این تیترها یادآور این نکته بودند که جنگ تنها در عرصه نظامی رقم نمیخورد و میز مذاکره نیز میتواند در تعیین سرنوشت بحرانها نقشآفرین باشد.
در ادامه، تیترهای مربوط به آتشبس و توقف درگیریها، فصل دیگری از این روایت را شکل دادند. اهمیت این تیترها در آن بود که پایان یک مرحله از بحران را نوید میدادند و بار دیگر نقش ایران را بهعنوان یکی از بازیگران اصلی معادلات منطقه برجسته میکردند.
مرور این تیترها نشان میدهد روزنامه اطلاعات در روایت این تحولات، تنها ثبتکننده لحظههای جنگ نبود؛ بلکه بازتابدهنده فراز و فرود مسیری بود که از میدان نبرد تا امکان گفتوگو و صلح امتداد دارد.
روزنامه اطلاعات در حالی یک قرن فعالیت را پشت سر میگذارد که رونق گذشته را ندارد، روزنامهای که اغلب خوانندگان آن قشر سالمند هستند و البته پژوهشگران و تاریخنگاران و اهالی رسانهای که از آرشیو این روزنامه بهره میگیرند و برای پیگیری موضوعات پژوهشی و تاریخی خود به این روزنامه نظر دارند، اما واقعیت امر این است که این روزنامه در میان نسل جوان چندان جایگاهی ندارد، هر چند در چند سال اخیر تلاش شد با استفاده از آرشیو این روزنامه پربار بر غنای آن افزوده شود و قشر جوان را هم به آن علاقهمند کند، اما این مهم تا به تحقق آن راه دشواری پیش رو دارد و برای اینکه همچنان میهمان چشم مخاطبان باشد، باید در عرصه مجازی و شبکههای اجتماعی فعالتر باشد و نوآورتر و خلاقتر.
نظر شما