جمعه ۱ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۰:۲۳
قصه طوطی و بازرگان، استعاره‌ای از روح گرفتار درجهان

مرکزی - نشست تخصصی و درس‌گفتار «شرح و تفسیر مثنوی مولوی» با نگاهی میان‌رشته‌ای به اخلاق، عرفان تطبیقی، روان‌شناسی و فلسفه، با محوریت واکاوی قصه «طوطی و بازرگان» از مثنوی مولوی، در خانه فرهنگ اراک برگزار شد.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در اراک، در این نشست که با حضور جمعی از شاعران و علاقه‌مندان ادبیات فارسی برگزار شد، مرتضی لطیفی، استاد ادبیات و زبان فارسی، گفت: «نی» در نی‌نامه مولوی و «طوطی» در داستان طوطی و بازرگان، با وجود تفاوت‌های ظاهری و روایی، در یک نکته بنیادین مشترک‌اند؛ یعنی احساس نوستالژیک و اشتیاق به اصل نخستین، وطن و بهشت آغازین. «نی» در آرزوی نیستان و «طوطی» در سودای معنای خویش است.

وی افزود: جدا شدن روح از اصل و گرفتار شدن در جهان مادی و بطور کلی نگاه به اینکه انسان فرآیند است و نه فرآورده که با مرگ تمام شود، نه فقط در عرفان و ادیان الاهیاتی یا ابراهیمی، یهود (کابلا) مسیحی و اسلامی که حتی در عرفان‌ها و دستگاه‌های فکری غیر دینی، از گیلگمش ۲۱۰۰ ، وداها ۱۵۰۰ و اوپانیشادها در ۸۰۰ پیش از میلاد، تا بودیسم, هندوییسم، تائوئیسم و سرخپوستی و مکزیکی، باز جلوتر بیاییم در عرفان‌های سرخپوستی و نو پدید یا نیو ایج و تئو سوفی نیز قابل ردیابی است.

لطیفی با اشاره به داستان طوطی بازرگان از مثنوی که از بیت ۱۵۴۷ دفتر نخست آغاز می‌شود، گفت: طوطی، قهرمان اسیر رو در رو با زخم‌ها و چالش‌های اسارت، در سفر قهرمانی است که با درس آموزی از طوطیان هند و مرگ اختیاری، به رهایی می‌رسد.

قصه طوطی و بازرگان، استعاره‌ای از روح گرفتار درجهان

این استاد ادبیات فارسی خاطرنشان کرد: در بودیسم، وطن اصلی می‌تواند نمادی از «نیروانا» یا حالت آزادی از چرخه تولد و مرگ باشد. در بودیسم، هدف نهایی رسیدن به نیروانا است، جایی که روح از چرخه تولد و مرگ رها می‌شود و به حالت آزادی و آرامش می‌رسد. بماند که این قصه فقط در لایه و برداشت عرفانی خود خلاصه نمی‌شود. طوطی جز اینکه پرنده سبکبال جان و روح ماست، در لایه نگاه و تفسیر روانشناسانه، استعاره و متافور همه آنهایی است که, با نمایش دادن، با زندگی عاریتی و غیر اصیل، برای خوشایند دیگران زندگی می‌کنند و نه خودشان.

وی ادامه داد:همانند کردن روح به پرنده، از کهن‌ترین و فراگیرترین استعاره‌های بشری در عرفان ـ ادیان، فلسفه‌، ادبیات و هنر جهانی ست.

وی با اشاره به اینکه پرنده تنها موجودی است که توانایی چیرگی بر گرانش زمین و صعود به آسمان را دارد و پرواز آن نمود و نمایشی از آزادی مطلق است، گفت: روح در کالبد انسان محدود به زمان، مکان و نیازهای بیولوژیک است؛ به همین روی تشبیه آن به پرنده، میل ذاتی انسان برای رهایی از تنگناهای تنانه و دستیابی به حقیقت مطلق را نشان می‌دهد. جز این دو مورد، شباهت پرنده به دلیل جابجایی و پرواز میان زمین و آسمان «پیام‌رسان» است که تجربه‌های زندگی مادی را به جهان پس از مرگ می‌برد یا الهامات آسمانی را به قلب انسان می‌آورد.

برچسب‌ها

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 2
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • عبدالله عبدلملکی IR ۱۱:۵۴ - ۱۴۰۵/۰۳/۰۱
    درودفراوان برادب دوستان جهان : :تفسیر ،سیارعالیست.درمنظومه باغستان حامدنیزچنین استعاره هایی بسیار بکاررفته است. سپاس
  • علی نظر محمدی IR ۱۶:۳۱ - ۱۴۰۵/۰۳/۰۱
    مطالب بسیار ساده و پیش‌پا افتاده را با کلمات ثقیل و سنگین بیان کردن که موجب تأسف است.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها