به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، نشست رونمایی از کتاب «پژوه نوشت؛ ۱۲۹ نوشتار و گفتار در زمینه کتابکاوی، مجله پژوهی، روزنامهشناسی» و نقد و بررسی کتاب «اصناف روزنامهنگاری و مطبوعاتی تهران ۱۳۵۷ تا ۱۴۰۳» (اثر شایسته تقدیر چهلوسومین جایزه کتاب سال جمهوری اسلامی ایران) عصر یکشنبه ۲۷ اردیبهشت (۱۴۰۵) با حضور سیدفرید قاسمی؛ نویسنده این دو اثر، مجید رهبانی؛ نویسنده و سردبیر نشریه جهان کتاب، سعید میرمحمدصادق؛ نویسنده و پژوهشگر تاریخ، به دبیری امین خرمی در سرای اهل قلم خانه کتاب و ادبیات ایران برگزار شد.
۴۶ سال گردآوری اطلاعات برای نگارش یک کتاب
سیدفرید قاسمی در آغاز این نشست، با اشاره به تجربه ۴۶ ساله گردآوری اطلاعات برای کتاب «اصناف روزنامهنگاری و مطبوعاتی تهران ۱۳۵۷ تا ۱۴۰۳» گفت: این پژوهش از نوجوانی من آغاز شد. از سال ۵۷ و ۵۸ دفترچههایی داشتم و هر آنچه درباره روزنامهنگاری بود، از نام و مشخصههای نشریههای ادواری تا تشکلها و رویدادها، یادداشت میکردم.
او با بیان اینکه پژوهش فردی و مستقل در ایران کاری بسیار دشوار است، بیان کرد: برخلاف پژوهش درباره پیش از سال ۱۳۵۷، تحقیق درباره این چهار-پنج دهه اخیر بسیار سختتر بود. آرشیو بسیاری از این تشکلها در کیف دستی گردانندگانشان بود؛ بیشتر هیئتمدیرهها کارنامه دوره خود را با خود برده بودند و اگر اتکا به دفاتر و یادداشتهای شخصی ۴۶ سالهام نبود، این کتاب نوشته نمیشد.
قاسمی با ذکر نمونههایی از بیاطلاعی مدیران تشکلها از پیشینه تشکیلات خود ادامه داد: شهریور ۱۴۰۳ به مدیر یکی از تشکلها تلفن زدم و گفتم در زمان شما نشریه صنف منتشر میشد. گفت ما از روز اول نشریه نداشتیم. گفتم من ۱۱۴ شمارهاش را دیدهام. از ایشان پرسیدم شما چندمین مدیر این تشکل هستید؟ گفت نمیدانم. گفتم از این بهبعد اگر کسی پرسید، بفرمایید هفتمین مدیر.
او درباره مشکلات میدانی پژوهش برای این کتاب بیان کرد: من در گرما و سرما در تهران میگشتم، به کوچه و خیابان میرفتم، به پلاک میرسیدم و میدیدم که آن نشانی، خیاطی است یا دفتر شرکت یا دارالوکاله. بعضی از این تشکلها فقط یک تلفن و یک نشانی داشتند که آن هم واقعی نبود.

بیحاصلی مراجعه به سازمانهای دولتی
این پژوهشگر پیشکسوت درباره بیحاصلی مراجعه به سازمانهای دولتی برای رسیدن به دادهها و اطلاعات بیشتر گفت: سازمانهای دولتی مرتبط هم چیزی نداشتند. اگر نامی داشتند، فهرستی گمراهکننده بود؛ یا برای طرح ترافیک بود یا برای یارانه. مثلاً لیست ۷ هزار نفری متقاضیان طرح ترافیک را داشتند که معلوم نبود این افراد روزنامهنگارند یا نه، کجا هستند و یا کجا کار میکنند.
قاسمی با تأکید بر ماهیت میدانی پژوهش برای نگارش کتاب «اصناف روزنامهنگاری و مطبوعاتی تهران ۱۳۵۷ تا ۱۴۰۳» گفت: این کار، یک کار پشتمیزی نبود. کاری بود که ۴۶ سال برای آن وقت گذاشتم. این پژوهش بیشتر میدانی بود تا پژوهشی صرفا کتابخانهای. در این ۴۶ سال، هر خبری راجع به هر تشکلی بود، بریده بودم و فیش آن را در کارتونها و جعبهها میگذاشتم. رویش نوشته بودم «صنوف مطبوعاتی». این یادداشتبرداری مدام و مداوم اگر صورت نمیگرفت، این کار به سرانجام نمیرسید.
او با اشاره به اینکه کتاب حاضر چکیدهای از حجم عظیم اطلاعات گردآوریشده است، بیان کرد: ما پنج-شش تشکل داشتیم که هرکدام قابلیت یک مجلد کتاب مفصل را داشتند، اما مشکلات چاپ و نشر در سال ۱۴۰۳ سبب شد به چکیدهنویسی روی بیاورم و به این مجلد برسم.
قاسمی در بخش دیگری از سخنان خود، به معرفی کتاب «پژوه نوشت؛ ۱۲۹ نوشتار و گفتار در زمینه کتابکاوی، مجله پژوهی، روزنامهشناسی» پرداخت و گفت: این کتاب ۱۲۹ نوشتار و گفتار در زمینه کتابکاوی، مجلهپژوهی و روزنامهشناسی را در بر میگیرد که از ۱۳۹۷ تا نوروز ۱۴۰۵ نوشته شده و سی فصل دارد.
او درباره فلسفه انتشار مجموعه آثار خود گفت: انتشار کارنامه و تجربه، یک گام در جهت مستندپردازی است. در جهان پیشرفته، تجربهنگاری را ایستگاه اول نظریهپردازی میدانند، اما ما نهایتاً به آن بهعنوان خاطره یا سند تاریخی نگاه میکنیم. ما باید با انتشار کارنامه تجربههای فردی و سازمانی خو بگیریم.
نویسنده کتاب «پژوه نوشت» با اشاره به نمونهای تاریخی از بیتوجهی به تجربههای پیشین و نتایج حاصل از آن تاکید کرد: دهه ۲۰ پژوهشگرانی درباره جانمایی صنایع آببر در ایران کار کردند، اما گزارشهایشان لابهلای اوراق اداری گم شد. دهههای بعد، بدون توجه به آن پژوهشها، صنایع آببر را در خطه کمآب ایران ساختند.
قاسمی با اشاره به اینکه دو کتاب پیشین از گزیده آثارش نیز نامزد کتاب سال شدهاند، گفت: مرسوم نیست که مجموعه مقالات نامزد کتاب سال شود، اما از سه کتاب پیشین، دو کتاب نامزد کتاب سال جمهوری اسلامی ایران شدند؛ یکی «تاریخ روزنامهنگاری ایران مجموعه مقالات» و دیگری «جست و نوشت».
او در پایان سخنان خود، درباره مفهوم «رونمایی» در حوزه کتاب نیز اشاره کرد: بعد از نگارش، کتاب باید به مرحله سنجش برسد. رونمایی مختص عروسی است، نه کتاب. دوستان کارشناس باید نظر بدهند، قوتها و ضعفها را بگویند. من به این باور دارم و این دومین بار است که خانه کتاب و ادبیات ایران مرا برای رونمایی از اثرم در مقابل عمل انجامشده قرار میدهد.
اثری کمنظیر از تاریخ مطبوعات
در ادامه این نشست، مجید رهبانی، نویسنده و یکی از سردبیران نشریه جهان کتاب، کتاب «اصناف روزنامهنگاری و مطبوعاتی تهران ۱۳۵۷ تا ۱۴۰۳» را اثری کمنظیر و حاصل اشراف نیمقرنی نویسندهاش به موضوع کتاب دانست و گفت: بعضی از دوستان جوان گمان کردند با جستوجوی کتابخانهای میتوان چنین متنی تهیه کرد، اما زمانی که کتاب را دقیقتر مطالعه کردند، اعتراف کردند که این اطلاعات از روزنامهها بهدست نمیآید. این کتاب حاصل یک عمر زیستن با موضوع است.
او این کتاب را مصداق «سهل و ممتنع» خواند و بیان کرد: این پژوهش در ظاهر، کار سادهای به نظر میرسد، اما زمانی که آنرا مطالعه میکنید متوجه میشود که اثری که در دست دارید به هیچ وجه ساده نیست. زمانی که مخاطب کتاب را ورق بزند، انبوهی از اخبار تأسیس و انحلال انجمنها را میبیند، اما اگر تمامی صفحات این کتاب را از نظر بگذراند، متوجه میشود که این کتاب به نوعی تاریخ فرهنگی ایران را ثبت کرده است. تلاشها و تکاپوها را نشان میدهد و البته تقلبها و دغلبازیها را هم.
رهبانی با اشاره به رویکرد بیطرفانه نویسنده در این کتاب گفت: قاسمی در این کتاب مثل یک ناظر بیطرف فقط روایتگر است؛ هیچکجا جهتگیری و داوری ارزشی ندارد، اما خواننده در نهایت به قضاوتی میرسد که این نیمقرن تلاش مطبوعاتی در ایران چه دستاوردی داشته؛ و به گمان من، آن نتیجهگیری تلخ است.
او در بخش دیگری از سخنان خود، با مرور تاریخ ۱۲۰ ساله مطبوعات ایران از مشروطه تا امروز بیان کرد: در دوره مشروطه، مطبوعات را رکن چهارم مشروطیت مینامیدند و اتفاقاً در همین دوره بود که ایده تشکیل تشکل صنفی برای دفاع از کیان مطبوعات مطرح شد.
این سردبیر نشریه با اشاره به فراز و فرود تشکلهای صنفی مطبوعات گفت: در دهه ۷۰ که بسیاری آن را دوره طلایی روزنامهنگاری ایران میدانند، تشکلهای مستقل یا نیمهمستقل شکل گرفتند؛ انجمنهایی مانند انجمن عکاسان مطبوعات، انجمن نویسندگان سینمایی، کاریکاتوریستها و شاخصترین آنها انجمن صنفی روزنامهنگاران ایران ایجاد شدند.
رهبانی سپس به دوره افول این تشکلها اشاره کرد و ادامه داد: از نیمه دهه ۸۰، در دولت نهم، دولت کمر به انحلال نهادهای صنفی بست و مشخصاً انجمن صنفی روزنامهنگاران را تعطیل کرد. در دهه ۹۰ هم همین رکود ادامه پیدا کرد.
او با اشاره به تداوم این وضعیت در سالهای اخیر افزود: در ایران در کلام به مطبوعات و رسانهها احترام میگذاریم، روز و هفته مطبوعات و خبرنگار برگزار میکنیم، اما در عمل، برخوردی که با مطبوعات میشود، همانند برخورد با افرادی مزاحم است. این فرهنگی است که در بین دولتمردان و مسئولان حکومتی تا سطح یک بخشدار دورافتاده هم دیده میشود.
رهبانی کتاب «اصناف روزنامهنگاری و مطبوعاتی تهران ۱۳۵۷ تا ۱۴۰۳» را «رنجنامه» این تلاشها خواند و گفت: از نخستین تشکل جدی روزنامهنگاران ۶۰ سال و از دومین تشکل فراگیر ۳۰ سال میگذرد و امروز از هیچکدام اثری نیست. دستکم سه نسل از روزنامهنگاران پیاپی ناکام ماندهاند و نسل جدید شاید همان آزموده گذشتگان را دوباره بیازماید.
او در پایان با نقلقولی از زندهیاد علیرضا بهرهمند، روزنامهنگار باسابقه، فضای کلی حاکم بر مطبوعات ایران را ترسیم کرد و گفت: او میگفت روزنامهنگاری در ایران مانند راه رفتن در میدان مین است، با این تفاوت که قبل از انقلاب نقشه میدان مین را به ما میدادند، اما حالا نقشهای در کار نیست.
روایت به حدی ملموس است که صدای نویسنده را میشنوید
سعید میرمحمدصادق، نویسنده و پژوهشگر تاریخ، دیگر سخنران این نشست، با اشاره به آشنایی نزدیک به سیسالهاش با سیدفرید قاسمی گفت: از سال ۱۳۷۴ که مرحوم دکتر رضوی مرا با ایشان آشنا کرد، همواره این حسن خلق و نگاه موسع وی به پژوهشگران را به یاد دارم. او هر کسی را که احساس میکرد میتواند در زمینه تاریخ مطبوعات کار کند، به همکاری دعوت میکرد.
او به جستار شانزدهصفحهای آغازین کتاب «پژوه نوشت؛ ۱۲۹ نوشتار و گفتار در زمینه کتابکاوی، مجله پژوهی، روزنامهشناسی» اشاره کرد و ادامه داد: این شانزده صفحه، اقیانوسی از اطلاعات است. استاد با هنرمندی، از عهد محمدشاه تا گوشیهای هوشمند را در یک روند تاریخی روایت کرده است. گاهی روایت آنقدر ملموس است که گویی صدای نویسنده را میشنوید.
میرمحمدصادق با تأکید بر قدرت روایت قاسمی افزود: در همین جستار، ماجرای خبرنگاری روایت میشود که هجده سال در صف مجوز مانده بود. استاد نشان میدهد ما با دستگاهی مواجهیم که از مطبخ تا مطبعش همه دولتی است.
او با اشاره به کارنامه ۴۹ ساله ناصرالدینشاه در حوزه مطبوعات به روایت قاسمی گفت: استاد فهرستی از اقدامات ناصرالدینشاه را ردیف میکند؛ از گماری گردانندگان نشریه و تعیین حدود وظایف تا دستور بازداشت مقالهنویسها، فرمان توقیف و رفع توقیف و وارونهنویسی رویدادها. اینها همه در شانزده صفحه آمده است.
میرمحمدصادق با اشاره به رویکرد تاریخاجتماعی در آثار قاسمی ادامه داد: اگر بخواهیم در حوزه تاریخ اجتماعی کار کنیم، از مشروطه به بعد نمیتوانیم مطبوعات را کنار بگذاریم. توجه به ژانرهای روزنامهنگاری مثل نظامینویسی، نفتنگاری و سرگرمینویسی، از نکات برجسته این کتاب است.
او همچنین به برخی یافتههای منحصربهفرد کتاب «پژوه نوشت؛ ۱۲۹ نوشتار و گفتار در زمینه کتابکاوی، مجله پژوهی، روزنامهشناسی» اشاره کرد: من سالها در اتاق خبر کار کرده بودم اما هیچوقت از تاریخ تولد اتاق خبر مطلع نبودم تا اینکه در این کتاب، استاد بهزیبایی و شیوایی آن را شرح داده است.
میرمحمدصادق در بخش دیگری از سخنان خود، کتاب «اصناف روزنامهنگاری و مطبوعاتی تهران ۱۳۵۷ تا ۱۴۰۳» را از منظر نهادپژوهی نیز ارزشمند دانست و گفت: ما در حوزه تاریخ نهادها و مؤسسات بسیار ضعیفیم. شاید قدیمیترین کار جدی در این زمینه، کتاب مرحوم حسین محبوبی اردکانی درباره دانشگاه تهران باشد. این کتاب ما را وارد تاریخ نهاد و سنت میکند.
او با اشاره به دقت نظر قاسمی در ثبت جزئیات بیان کرد: درباره تاریخنگاری تهران، تصور میکردم هرچه هست را دیدهام، اما در این کتاب خواندم که نشریه «تهران مصور» یکی از قدیمیترین راهنماهای تهران را منتشر کرده بوده است. استاد با ریزبینی، تاریخ دقیق تأسیس بسیاری از نهادها را مشخص کرده است.
میرمحمدصادق در پایان با اشاره به نکتهای تأملبرانگیز از کتاب گفت: استاد اشاره کرد که کشورهای اطراف ما دنبال تاریخسازی هستند، درحالیکه ما گاهی عمداً تاریخهای خودمان را حذف میکنیم. این کتاب، برخلاف این رویه، سندی ماندگار از تاریخ مطبوعات ایران است.
هفتمین نمایشگاه مجازی کتاب تهران از بیستوششم اردیبهشت تا دوم خرداد (۱۴۰۵) با شعار «بخوانیم برای ایران» در نشانی book.icfi.ir برگزار میشود.
نظر شما