به گزارش خبرگزاری (ایبنا)، پس از انتشار کتاب فلسفه تطبیقی پل ماسون-اورسل با تحقیق و ترجمه قاسم پورحسن و ظهرا حاجیشاهکرم که به همت انتشارت صراط منتشر شده بود، اکنون از این دو پژوهشگر کتاب «فلسفۀ تطبیقی و روش؛ رویههای معاصر و امکانهای آینده» با ویراستاری استیون بوریک، رابرت اسمید و رالف وبر با تحقیق و ترجمه قاسم پورحسن عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی و زهرا حاجیشاهکرم پژوهشگر پسادکتری اخیرا به همت انتشارات مدرسه عالی شهید مطهری منتشر شد.

کتاب حاضر با عنوان فلسفۀ تطبیقی و روش؛ رویههای معاصر و امکانهای آینده، نخستین بار در انگلستان، لندن در سال ۲۰۲۲ توسط آکادمی و انتشارات بلومزبری مشتمل بر یک مقدمۀ توصیفی و شرح اثر و نویسنگان هر منظومه (صورت فلکی یا بخشهای پنجگانه) در شانزده صفحه به قلم ویراستاران اثر استیون بوریک، رابرت اسمید و رالف وبر منتشر شد.
هر مقاله نویسندگان مستقل داشته که هر کدام از نویسندگان از سرشناسان حوزۀ فلسفۀ تطبیقی محسوب میشوند. یک نتیجهگیری مهم، پیوست قدردانی، اصطلاحشناسی و کتابشناسی در پایان است.
مقدمۀ ویراستاران در بارۀ منظر آنان به فلسفۀ تطبیقی در صد سال اخیر، موقعیت کنونی و آیندۀ آن اهمیت بسیار داشته و میتواند وضعیت و جریانهای مهم فلسفۀ تطبیقی و امتیازات و کاستیهای آنرا عیان سازد.
ویراستاران معتقدند فلسفۀ تطبیقی اگرچه در دورۀ کنونی از شکوفایی و رونق برخوردار است، اما تلاش بسیار اندکی در باب تبیین بنیانهای روششناسی آن صورت گرفته است و اثر حاضر میکوشد تا بر مسئلۀ روش و روششناسی در فلسفۀ تطبیقی تمرکز کند. آنان تأکید دارند نقصان بحثها در باب روششناسی، میتواند به ماهیت خود فلسفۀ تطبیقی بازگردد؛ چراکه همچنان رشتهای «تخصصی» است که در گروههای آموزشی فلسفه در دنیا چندان راه پیدا نکرده و محققان این حوزه نه مورد حمایت و تشویق قرار میگیرند و نه زمینه برای بازتاب دادن اهمیت کوشش آنها فراهم است.
ویراستاران در مقدمه توضیح میدهند فلسفۀ تطبیقی بهعنوان یک رشتۀ تخصصی، گسترهای فراگیر از جریانها و روشهای فلسفی، از فلسفۀ تحلیلی گرفته تا قارهای و فراتر از آن را در بر میگیرد، با سنتهای مذهبی همپوشانی پیدا میکند، متون باستانی و جدید را برجسته میسازد. فلسفۀ تطبیقی به این معنا، بیتردید یک کوشش جمعی است و به همین دلیل آنان تلاش کردند تا از محققان برجستۀ این حوزه دعوت به عمل آورده تا بخشهای تخصصی خود را بنگارند.
بسیاری از پژوهشگران و متفکران حوزه فلسفۀ تطبیقی، منظر جهانشمولیگرایانه نداشته و بر مسئله یا قلمرویی خاص تمرکز دارند، همانگونه که اورسل تنها بر هندشناسی بیشترین تأکید را داشته و از سایر سنتها به ویژه نیرومندترین سنت عقلی و فلسفی دنیای اسلام کاملاً غفلت ورزیده بود، راجو نیز در کتاب درآمدی بر فلسفۀ تطبیقی، سنت هند را مبنای مطالعات خود قرار داده بود و از دیگر سنتها در شرق آگاهی صحیحی نداشت امری که مورد نقد کایپائیل قرار گرفت و در کتاب فلسفه تطبیقی پل ماسون اورسل با تحقیق و ترجمه پورحسن و حاجی شاه کرم که توسط انتشارات صراط منتشر شد به تفصیل در این باره بحث شد.
برخی از نویسندگان تمایل دارند خود را به مجموعۀ خاصی از سنتها محدود کنند. بهعنوان مثال کتاب رابرت اسمید(۲۰۰۹) عمدتاً به سنت عملگرایانه و فرآیندگرا میپردازد، گرچه روششناسی را بهطور کلی مورد بحث قرار میدهد، درحالیکه کتاب استیون بوریک (۲۰۰۹) از سنت قارهای در مقایسه با دائوئیسم کلاسیک بهره میجوید.
کتاب راهنمای پژوهشی بلومزبری در روششناسی فلسفۀ چینی ویرایش شده توسط سور هون تان (۲۰۱۶) بحثی روزآمد دربارۀ روشهایی ارائه میکند که بهطور کلی به فلسفۀ تطبیقی مربوط میشود، اما تنها بر فلسفۀ چینی متمرکز است، همانگونه که نوشتههای بو مو(۲۰۱۰) در باب تعامل سازنده تنها به این حوزۀ خاص میپردازد. درنتیجه، هرچند فلسفۀ تطبیقی مشحون از ظرفیتها و حوزههای گوناگون سنت روششناختی است، لیکن همچنان پیوندهای بسیار اندکی میان این سنتها برقرار است. یکی از پیامدهای این وضعیت آن است که توافق اندکی دربارۀ اینکه فلسفۀ تطبیقی دربردارندۀ چه چیزی است، یا چه معنایی دارد، یا چه کسی صلاحیت انجام آن را دارد و تحت چه شرایطی ادعاهای آن باید معتبر در نظر گرفته شود، وجود دارد.
موضوع جایگزینی، یکی از نکات مهمی است که هم در مقدمۀ اثر و هم در درون مقالات مورد بحث قرار گرفته است. ویراستاران در مقدمه تصریح میکنند در طرح جایگزینی، با عناوینی همچون فلسفۀ فرافرهنگی، فلسفۀ جهانوطنی یا بومی ـ جهانی، فلسفۀ تلفیقی، فلسفۀ پساتطبیقی، فلسفۀ فراگیر، فلسفه یا فلسفههای جهانی و نظائر آن روبرو هستیم. این عناوین نمایانگر پیشنهادات مختلفی در بارۀ جهتگیری آیندۀ فلسفۀ تطبیقی هستند. بااینحال، مهمترین معضل از دیدگاه ویراستاران مسئلۀ روششناسی در فلسفۀ تطبیقی است. آنان معتقدند فراتر از مناقشات صرفاً نظری، فقدان مباحث دقیق روششناختی، موجب ناکارآمدی فلسفۀ تطبیقی شده است، درحالیکه فرصتهای قابلتوجهی برای تعامل متقابل روششناختی مانند آنچه در خلال کنفرانسهای فلاسفۀ شرق و غرب رخ داده، و یا در نشریاتی مانند فلسفۀ شرق و غرب یا دائو وجود دارد.
در مقدمۀ اثر حاضر توضیح داده شد که مشکل روش، تنها متوجه موافقان فلسفۀ تطبیقی نبوده بلکه مخالفان نیز از فقدان یا کاستی روش، به عنوان حربهای در مخالفت با آن بهره برده و ادعا میکنند هیچ ویژگی برجسته و متمایزی برای فلسفۀ تطبیقی وجود ندارد و فلسفۀ تطبیقی صرفاً یک گونه یا شکل دیگری از فلسفه بهنحو کاملاً عام است. شناسایی علل این مشکل بهنحو قطعی دشوار است. کسانی که گزینههای روششناختی آنها در هر زمینهای غلبه دارد، معمولاً سهم خود را در جلب توجه خوانندگانشان به بدیلهای روششناختی ایفا کردهاند، هرچند که این کار تقریباً همواره بهمنظور نشان دادن برتری گزینه خودشان بوده است. افزون براین، کسانی که علایق آنها عمدتاً روششناختی است، سعی کردهاند تنوع روشها را برجسته کنند.
پس از تبیین معضل روششناختی، ویراستاران پرسش میکنند چه کسانی موظفند به پرسشهای مربوط به روش تطبیقی پاسخ دهند یا چگونه باید به موضوع روش پرداخت؟ پاسخ سادۀ انان این است که این مسئولیت متوجه هر کس و همۀ کسانی است که به تطبیق فلسفی میپردازند. به نظر میرسد که این فهم پیشگامان نخستین فلسفه تطبیقی مدرن بوده است. درحالیکه تلاش برای تاریخ تطبیقی فلسفه به متونی مانند تاریخ مقایسۀ نظامهای فلسفی اثر ژوزف ماری دگراندو یا دژِراندو به سال ۱۸۰۴ بازمیگردد. اما برخی دیگر همچون راجو، کایپائیل، بوریک، چیماکونام، هالفباس و دیگران اعتقاد دارند نخستین کاربرد اصطلاح «فلسفۀ تطبیقی» را میتوان در آثار دانشمندان هندی سدۀ نوزدهم «ویرچاند راگاوجی گاندی» و«براجندرا نات سیل» ردیابی کرد. «نات سیل» کوشید تا مطالعات خود را به «بررسی نظاممند فلسفۀ تطبیقی و رشتههای تطبیقی با هدف فراهم ساختن مصالح جدید و جامع برای تعمیمدهیهای صحیحتر» اختصاص دهد. سیل تلاش کرد هگلگرایی را از اروپامحوری آن و طفیلیبودن «سنت غیرغربی نسبت به تفکر اروپایی» عاری سازد، اما همچنان متعهد به دیدگاهی از تاریخ برحسب غایتشناسی خطی باقی ماند که حول تحقق نهایی انسانیت جهانشمول میچرخید.
ویراستاران در مقدمۀ کتاب، وضعیت فلسفۀ تطبیقی در صد سال اخیر از زمان پدیداری آن توسط اورسل تاکنون را مورد بررسی قرار داده و معتقدند ترجمۀ کتاب فلسفۀ تطبیقی ماسون ـ اورسل (۱۹۲۳) به انگلیسی در سال ۱۹۲۶ ممکن است به گسترش علاقهای که در ایالات متحده در حال شکلگیری بود، کمک کرده باشد. چارلز ای. مور در خط مقدم این جریان و پیشرفت قرار داشت و بر مجموعهای از اقدامات یا ابتکارات نظارت میکرد که برای چندین دهه خطوط فلسفۀ تطبیقی را شکل دادند. مور در سال ۱۹۳۶ در هاوایی سمت دانشگاهی گرفت و کنفرانس فیلسوفان شرق و غرب و نیز نشریۀ فلسفۀ شرق و غرب را پایهگذاری کرد. آنان توضیح میدهند که موضوع روش با اینکه در دورۀ نخستی اهمیت بسیاری داشته اما به تدریج، جایگاه خود را از دست داد.
از دیدگاه آنان آنچه در نخستین کنفرانسها و مقالات مجلات بعدی مرتبط با آنها، قابل توجه است، علاقۀ شدید به مسائل «روش تطبیقی» است: این موضوعی غالب در طول سه کنفرانس اول (۱۹۳۹، ۱۹۴۹، و ۱۹۵۹) بود و شاید به بهترین وجه در مجموعهای در باب «تلفیق فلسفی» که در سه سال اول مجله منتشر شد، به تصویر کشیده شد. گرد همآمدن پیشگامان اولیهای همچون دیویی، رادهاکریشنان، سانتایانا، هاوکینگ، داسگوپتا، موکرجی و سوزوکی، به همراه ماسون ـ اورسل و مور، نه تنها سبب شد تا این فرصتها موجب گردد که بحثهای مربوط به روش پررونق و نیرومند شده و تمرکز پیدا کند بلکه همچنین ـ هم در میان بسیاری از مشارکتها و هم بهحسب تعداد در بسیاری از آنها- غلبۀ کثرتگرایی بر روشهای ممکن را به نمایش گذاشت. با این حال، دغدغه در باب روش، اندکی پس از دهۀ ۱۹۵۰ اهمیت و برجستگی خود را از دست داده و تنها بهصورت پراکنده خود را نشان میدهد.
براساس چنین معضلی است که ویراستاران کوشیدند تا مجموعهای از محققان را گردهم آورند تا در باب فلسفۀ تطبیقی و روششناسی، مقالاتی را تدوین نمایند، خود آنان به صراحت بیان داشتند این کتاب میکوشد به تلاشهای جاری و مداوم برای اصلاح وضعیت کنونی فلسفۀ تطبیقی بپیوندد؛ بدین صورت که مجموعهای که برخوردار از تنوع ملاحظات روششناختی برای فلسفۀ تطبیقی است، در قالب یک اثر ارائه نماید تا با گردآوردن مجموعهای که بهطور قابل توجهی، واجد تنوعی از بدیلهای روششناختی میباشد، درصدد است تا فهمهای محدود از روش تطبیقی را به چالش بکشد و توجه بیشتری یا توجهی آگاهانهتر نسبت به مسئلۀ روش برانگیزد. براین اساس، این کتاب شامل مقالاتی از متفکران شرق آسیا، جنوب آسیا، خاورمیانه، آفریقا، اروپا و آمریکا با نمایندگانی از طیف گستردهای از سنتهای فلسفی است. هر مقاله در حد ممکن در مرزهای تازۀ پژوهش قرار دارد چرا که بازتابدهندۀ آخرین اندیشههای نویسندگان در بارۀ روششناسی است؛ بدین سبب، هر فصل کتاب میتواند به عنوان یک منبع روششناختی روزآمد و جدید محسوب گردد و جایگزین روششناختی مناسب برای هر پژوهشگر آیندۀ فلسفۀ تطبیقی باشد.
ویراستاران آگاهانه دست به سفارش برای تدوین مقالاتی زدهاند که مخاطبان گستردهای را تحت پوشش قرار دهند. است. این کتاب را باید هم به عنوان اثری که بر معضل روششناسی در فلسفۀ تطبیقی تأکید دارد، و هم به مثابه نمایندۀ طیف گستردهای از سنتها ازجمله فلسفۀ آمریکای لاتین یا فلسفۀ آفریقا که تاکنون کمتر مورد توجه و بررسی قرار گرفته است، نگریست گرچه همانند تمامی آثار و نشستهای فلسفه تطبیقی در صد سال اخیر از عدم اعتنا یا ناآگاهی از سنت فلسفۀ اسلامی رنج میبرد. ویراستاران بیان میکنند از آنجاییکه درحال حاضر منابع مهمی در باب تنوع ملاحظات روششناختی وجود ندارد، محققان جوانتر باید این اثر را منبعی ارزشمند بیابند تا بتوانند این ملاحظات را مورد سنجش قرار داده، و انتخابی آگاهانه از میان آنها داشته باشند یا حتی شاید رویکرد روششناختی خود را گسترش دهند. به باور آنان اثر حاضر باید منبع مهمی برای هر پژوهشگری باشد که در حوزۀ فلسفۀ تطبیقی مشغول فعالیت و تحقیق است.
فهرست اجمالی این اثر عبارت است از:
منظومۀ نخست؛ شرایط ضروری
۱. تأملاتی در باب روشهای فلسفۀ تطبیقی
۲. شرایط پیشینی ضروری برای انجام فلسفۀ تطبیقی
منظومۀ دوم: تعمیمسازی و ذاتانگاری
۳. رفع اتهام از ذاتانگاری: تأملاتی روششناختی در انجام فلسفۀ فرهنگ
راجرتی ایمز
۴. از Écart (فاصله گیری یا کنارهگیری) تا ناآشنایی: مسیرهای اندیشیدن - نقاط مرجع
منظومۀ سوم: ترجمه
۵. ترجمه بهمثابۀ روش
سلیمان بشیر دیاگن (ترجمه: فیلیپ میجر)
۶. اندیشیدن بههمراه متون دوردست: چرا انسان متون را بدون تأمل فلسفی درک نمیکند و بدون الهام نمیتواند فلسفهورزی کند؟
منظومۀ چهارم: پسااستعمارگرایی و جهانی شدن
۷. تأملاتی دربارۀ روش تطبیقی از منظر فلسفی آمریکای لاتین
۸. چرا فلسفه اکنون بیش از همیشه به سانسکریت نیاز دارد؟
۹. فلسفۀ جهانی پسا ـ تطبیقی بهمثابه فلسفۀ محض
منظومۀ پنجم: تکثر، بیطرفی، و روش
۱۰. در باب مهذبسازی (مهار) تطبیق: نزدیکبینیِ روششناختی، کثرتگرایی و خلاقیّت
۱۱. فلسفۀ تطبیقی بدون ابتناء بر روش: درخواستی برای حداقل محدودیتها
۱۲. دو مشکل فلسفۀ تطبیقی: چرا تفکر گفتوگومحور یک گزینۀ روششناختی واقعی است
سخن آخر
نظر شما