سرویس دینواندیشه خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) – رضا دستجردی: «من چه میدانم؟ گزیدهای اساسی از مقالات مونتنی» بهقلم میشل دومونتنی، با ترجمه شهابالدین عباسی از تازههای بنگاه ترجمه و نشر کتاب پارسه است. ژانژاک روسو «مقالات» این نویسنده و فیلسوف فرانسوی را الگوی خود میشمرد. گوستاو فلوبر آن را کنار تختش نگاه میداشت و مانند نویسندگانی چون آندره ژید و رولان باروت، مونتی را همدم خود میدانست. «مقالات» همچنین خوانندگان مشتاق دیگری چون شکسپیر، امرسون، وولف، الیوت و هاکسلی یافت. در عصری که مانند دوران مونتنی آمیخته به خشونت و پوچی است، پرهیز او از بیمدارایی و آگاهی روشنش از توانایی انسانها در نابود کردن خود و دیگران و درکش از قابلیت آدمی برای بررسی و ارزیابی خود جذابیت دارد. «من چه میدانم؟» در شانزده گفتار، جستارهای مونتنی را درباره موضوعاتی چون غم، بطالت، دروغ، مرگ، ترس، قضاوت، احساسات متناقض، تنهایی، بییقینی در داوریها، ناهشیاری، نابرابری، خواب، و طول عمر عرضه میکند.

میشل دومونتنی در کنار جنبه ادبی و فرهنگی خود، در امور سیاسی هم نقش داشت و چند سال شهردار بوردو بود. کتاب «مقالات» او که شکل ادبی جدیدی پدید آورد، یکی از جذابترین خودنگارههای جهان و همسنگ آثار آگوستین و روسو شمرده میشود. مونتی سالهای 1571 تا 1580 را صرف تألیف دو کتاب اول «مقالات» کرد که در 1580 منتشر شدند و پس از وقفههایی که علتش شرایط نامناسب اجتماعی و وظایف دپیلماتیک او بود، سرانجام موفق شد «مقالات» را در 1587 به پایان برساند. امروزه مونتنی عمدتاً با کتاب «مقالات» خود شناخته میشود، اثری که بهباور مترجم، خواننده را خسته نمیکند و مردان و زنانی از همه طیف آن را میخوانند و بسیاری بهدلیل خرد و انسانیت و ارزشهای ادبی و فلسفیاش به آن رجوع میکنند.
برخی معتقدند از میان نویسندگان قرن شانزدهم، مونتنی تنها کسی بود که برای کتابش در قرن هفدهم ارزش قائل بودند. در دوره معاصر، چاپ «مقالات» مونتنی همچنان رونق دارد. در زبان فارسی، گزیدهای از «مقالات» بهقلم احمد سمیعیگیلانی در سال 1383 منتشر شد و مقاله بلندی نیز با ترجمه ایشان درباره «مقالات» در «فرهنگ آثار» آمده است. کتاب مشتمل بر سه بخش «مونتنی درباره مونتنی»، «در پی خرد» و «در باب حکمرانی و حاکمان» است.
مونتنی پس از واگذاردن کرسی خود در پارلمان بوردو در سال 1570، نیز نظارت بر چاپ آثار اتیین لابوئسی مولف کتاب «گفتار در بندگی ارادی» بههمراه انتشار نامههای تقدیمی خودش، در سال 1571 بازنشسته شد تا وقتش را در قلعه خود به مطالعه، مراقبه و نوشتن سپری کند. کتابخانه او که در برج قلعه جای داشت پناهگاهش شد و در همین فضای مدور، اتاقی حاوی هزار کتاب و آراسته به کتیبههای یونان و لاتین بود که تصمیم گرفت «مقالات» یعنی کاوشها و آزمایشهای ذهنش را روی کاغذ بیاورد. مونتنی سالهای 1571 تا 1580 را صرف تألیف دو کتاب اول «مقالات» کرد که این کتابها در سال 1580 در بوردو منتشر شدند.
وی پس از پذیرش اجباری شهرداری بوردو که تا 1585 به طول انجامید، کار ادبیاش را با شروع کتاب سوم «مقالات» از سرگرفت که نهایتاً آن را در سال 1587 به پایان رساند. مونتی که سی سال آخر عمر خود را بهطور کامل در دوره آزار، شکنجه و جنگهای مذهبی گذراند، عصر خود را دورانی پر از تزویر، فساد، خشونت و ریا میدانست و بهنوشته عباسی: «جای تعجب نیست که نقطه عزیمت «مقالات» تا اندازهای رنگ سلبی یا آمیخته به بدبینی به خود بگیرد. او به سیطره ظواهر و از دست رفتن پیوند با حقیقت وجود توجه داشت. بحثهای فراوان مونتنی درباره شکورزی ناشی از همین موضوع اولیه است. چهکه او امکان همهدانی و دانش فراگیر را زیر سوال میبرد و انسان را موجودی ضعیف، پرخطا و بیثبات میبیند».
مترجم معتقد است شکورزی مونتنی در عنوان فرانسوی اثرش Essais بهمعنی تلاشها منعکس شده است که بهمعنای انتقال دانش اثباتشده یا عقیده مطمئن نیست، بلکه کوششی آمیخته به آزمونوخطا و کاوشی آزمایشی است. این عنوان حاکی از رهیافتی فکری به پرسشگری و ارزیابی مستمر است. اما شکورزی مونتنی مانع از اعتقاد به وجود حقیقت نیست، بلکه دفاعی در برابر خطر قرار دادن حقیقت در مفاهیم نادرست، بررسینشده و تحمیلی از بیرون است. به نظر میرسد شکورزی بههمراه میل به حقیقت، او را بهسوی رد آرای پذیرفتهشده مرسوم و بیاعتمادی عمیق به کلیات و امور انتزاعی سوق داد. همچنین، راه کندوکاو را در تنها قلمرویی را به او نشان داد که به دید او، نویدبخش یقین است: پدیدههای عینی و در درجه اول، پدیده اساسی بدن و ذهن خودش. او این عرصه را با همه کاستیهایش تنها جایگاه ممکنی میداند که در آن جستوجوی حقیقت میتواند آغاز شود و بههمین دلیل است که مونتنی از آغاز تا پایان «مقالات» از تأکید بر این نکته دست نمیکشد که «من خود موضوع کتاب خویشم». او درمییابد که هویتش که آن را «شکل اصلی» خود میخواند ممکن نیست بهصورت ساده و برپایه یک «خود» پیوسته و ثابت تعریف شود، زیرا خود، وجودی تغییرپذیر و تکهتکه داردو ارزیابی و پذیرش این ویژگیها تنها راه تضمین اصالت و یکپارچگی و یگانه راه وفادار ماندن به حقیقت وجود و سرشت خویش بهجای غرق شدن در ظواهر بیگانه است.
با این حال، مونتی بهرغم اصرار بر حفظ آزادی «خود» در برابر تأثیرات بیرونی و سیطره آداب و رسوم و عقاید تحمیلی، به ارزش فراتر رفتن از خود معتقد بود. در واقع، در سراسر نوشتههایش، مانند زندگی خصوصی و عمومی خود، نیاز به برقراری ارتباط با دنیای دیگران و با رویدادها را ابراز میکند.
مونتنی در سراسر متن «مقالات» حکایتهایی نقل میکند که از نویسندگان باستان و معاصر و از افسانههای رایج گرفته شدهاند و تحلیل انتقادی او از واقعیت را تقویت میکنند. او نوشتههای خود را با نقلقولها هم میآراید و این شیوه دیگری برای تعامل با دیگران است، یعنی با نویسندگان دورههای گذشته که او را در کتابخانهاش احاطه کردهاند. این حکایتها و نقلقولها به استقلال ایدههای خود او لطمه نمیزنند، بلکه چهبسا شعلهای در ذهن او برانگیزند تا مویدی بر افکارش باشند و به بخشی جداییناپذیر از تاروپود کتاب تبدیل شوند. بهباور عباسی: «بهاینترتیب، «مقالات» مونتنی شک و تردیدهای عمیقی درباره ادعاهای خطرناک انسان در زمینه دانش و یقین را دربرمیگیرد، اما همچنان بر آن است که هیچ دستاوردی بالاتر از پذیرش وجود خویش بدون تحقیر یا توهم و درک کامل محدودیتها و غنای آن وجود ندارد».
بهباور عباسی، مونتنی در صفحات پایانی «مقالات» ما را دعوت میکند که از غنیمت عمر خود به بهترین نحو بهره ببریم و سوداهای دور و دراز نپروریم. «میگوید دیوانگی است که از انسانیت خود فرار کنیم. برخی شاید در تلاش هستند خود رابه فرشته بدل کنند اما در هیئت بهائم درمیآیند و بهجای صعود به بلندیها به پایین سقوط میکنند. او آن شیوههایی را مستعد صعود به بالاترین بلندیها میداند که اساسیتر و پادرزمینتر باشند و پس از سقراط و افلاطون، اسکندر مقدونی را مثال میزند و میگوید در زندگی اسکندر چیزی به اندازه خیالات وی درباره جاودانگیاش پس از مرگ رقتانگیز و فانی نیست».
کتاب حاضر ترجمه گزیده «مقالات» مونتنی در سال 2023 با ترجمه از فرانسه به انگلیسی دیوید کاوئرد و با مقدمه یییونلی نویسنده چینی-آمریکایی است که انتشارات ادبی پوشکین آن را منتشر ساخته است. کاوئرد استاد زبان فرانسه در دانشگاه لیدز و مترجم کتابهای بسیاری از زبان فرانسه است.
«من چه میدانم؟ گزیدهای اساسی از مقالات مونتنی» در 216 صفحه بههمت بنگاه ترجمه و نشر کتاب پارسه منتشر شده است.
نظر شما