سرویس دینواندیشه خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)- رضا دستجردی؛ کتاب «اخلاق رسانههای دیجیتال» نوشته چالز اس یکی از آثار مهم در حوزه اخلاق رسانه و اخلاق فناوریهای دیجیتال بهطور کلی است. این کتاب نخستبار در ۲۰۰۹ توسط انتشارات پالیتی منتشر شد و تاکنون سهبار تجدید چاپ شده است. کتاب در سال ۱۴۰۴ بههمت انتشارات کرگدن منتشر گردید. با توجه به فراگیرشدن کاربرد رسانههای اجتماعی مانند پلتفرمهایی چون ایسنتاگرام، تلگرام، و غیره و همچنین رسانههای جمعی مانند انواع شبکههای خبری و روزنامهها، حوزه اخلاق رسانههای دیجیتال از چند جهت اهمیت مییابد. نخست، مسئله حفاظت از حقوق فردی است. مسائلی مانند حریم خصوصی، مالکیت داده و امنیت اطلاعات در دنیایی که دادهها بهسرعت جمعآوری، تحلیل، ارسال و بازارسال میشوند، حیاتیاند. دوم، این حوزه برای حفظ سلامت دموکراسی و افکار عمومی اهمیت دارد. پدیدههایی مانند انتشار اخبار جعلی، دستکاری الگوریتمی و سوءاستفاده از دادهها میتوانند تصمیمگیریهای جمعی را منحرف کنند. سوم، اخلاق رسانه دیجیتال به مسئولیتپذیری شرکتهای فناوری مربوط میشود. پلتفرمهای بزرگ قدرتی همتراز با نهادهای سیاسی پیدا کردهاند، اما بدون نظارت اخلاقی، ممکن است منافع تجاری را بر رفاه عمومی ترجیح دهند. چهارم، این حوزه در شکلدهی هویت و روابط انسانی نقش دارد. شبکههای اجتماعی، نحوه ارتباط ما با همدیگر، و حتی درک ما از واقعیت را تغییر دادهاند؛ بنابراین نیاز به مهارتهای اخلاقی وجود دارد که درک کنیم این رسانهها چه تأثیراتی دارند و چگونه میتواننند ما را در مسیر شکوفایی یا اضمحلال قرار دهند. در نهایت، اهمیت این حوزه در این است که به ما کمک میکند کاربر منفعل نباشد، بلکه به کنشگرانی آگاه تبدیل شویم که میتوانند درباره استفاده از فناوری تصمیمهای مسئولانه بگیرند.
«اخلاق رسانههای دیجیتال» با نگاهی عمیق و درعینحال کاربردی به مسائل اخلاقی فوق میپردازد. اس در این کتاب تلاش میکند فراتر از دستورالعملهای ساده، چارچوبی برای تفکر و تمرین اخلاقی در جهان دیجیتال ارائه دهد. این کتاب بهعنوان یک کتاب درسی در غرب مورد استفاده و استقبال قرار گرفته است. آنچه در پی میآید حاصل گفتوگوی ایبنا با رحمان شریفزاده مترجم و دانشآموخته فلسفه علموفناوری است.

رحمان شریفزاده
تفاوت این کتاب با سایر آثار حوزه اخلاق دیجیتال چیست؟
آنچه این کتاب را متمایز میکند، تمرکز آن بر «تفکر و تمرین اخلاقی» بهجای ارائه صرف دستورالعملهاست. بسیاری از آثار این حوزه فهرستی از بایدها و نبایدها ارائه میدهند، اما اس تلاش میکند خواننده را به درک عمیقتری از زمینههای فلسفی و فرهنگی اخلاق دیجیتال برساند. او با ترکیب سنتهای فلسفی مختلف، از اخلاق فضیلت تا وظیفهگرایی، نشان میدهد که مسائل رسانههای دیجیتال را نمیتوان با یک چارچوب ساده فهمید و حل کرد. همچنین توجه ویژه به تفاوتهای فرهنگی و جهانی بودن فضای دیجیتال، این کتاب را از آثار غربمحور صرف متمایز میکند. در نتیجه، کتاب نهتنها برای متخصصان بلکه برای دانشجویان و کاربران عمومی نیز راهی برای اندیشیدن نقادانه فراهم میکند.

رویکرد غالب فلسفی در این کتاب چیست؟
رویکرد اس را میتوان نوعی «کثرتگرایی اخلاقی» دانست. این کثرتگرایی در دو جا خودش را نشان میدهد. اولاً او بهجای تکیه بر یک مکتب خاص، از ترکیب دیدگاههایی مانند اخلاق فضیلت (ارسطویی)، وظیفهگرایی (کانتی) و پیامدگرایی استفاده میکند. این رویکرد به او اجازه میدهد تا پیچیدگیهای فضای دیجیتال را بهتر توضیح دهد. بهعنوان مثال، در بحث حریم خصوصی، هم به حقوق فردی (نگاه وظیفهگرا) توجه دارد و هم به پیامدهای اجتماعی (نگاه پیامدگرا). درعینحال، بر شکلگیری شخصیت اخلاقی کاربران در محیط دیجیتال (اخلاق فضیلت) تأکید میکند. این ترکیب باعث میشود تحلیلها انعطافپذیر و متناسب با شرایط مختلف باشند. ثانیاً از نسبیگرایی اخلاقی از یک سو و مطلقگرایی اخلاقی پرهیز میکند و با رویکردی کثرتگرایانه تلاش میکند میان ارزشهای جهانشمول و هنجارهای محلی نوعی سازش ایجاد کند. بهجای اینکه بگوید درستی اخلاقی کاملاً وابسته به جامعه است و درنتیجه به یک معنا همه درست میگویند (نسبیگرایی)، یا اصلاً وابسته به هیچ جامعهای نیست و در نتیجه، فقط یکی درست میگوید و بقیه در اشتباه هستند (مطلقگرایی/ یگانهانگاری)، از این دفاع میکند که ارزشهای اخلاقی جهانشمول میتوانند به شکلهای متفاوتی، بسته به تفاوتهای فرهنگی، بروز و ظهور بیابند (کثرتگرایی).
جایگاه پرهیز از امرونهی مستقیم در بحث اخلاق دیجیتال چیست؟
یکی از ویژگیهای مهم کتاب، فاصله گرفتن از لحن دستوری است. اس معتقد است که در فضای پیچیده و متغیر دیجیتال، ارائه قواعد خشک کارآمد نیست. بهجای آن، او خواننده را تشویق میکند تا خود به تحلیل موقعیتهای اخلاقی بپردازد. این رویکرد باعث میشود مخاطب بهجای پیروی کورکورانه از قوانین، توانایی تصمیمگیری اخلاقی مستقل پیدا کند. چنین روشی بهویژه در دنیایی که فناوری بهسرعت تغییر میکند، اهمیت دارد؛ زیرا قوانین ثابت نمیتوانند پاسخگوی همه موقعیتهای جدید باشند. این ویژگی کتاب جنبه آموزش اخلاقی آن را بسیار پررنگ کرده است.

چرا ترکیب کثرتگرایی با توجه به دیدگاههای غیرغربی مهم است؟
اس به این نکته توجه دارد که اینترنت یک پدیده جهانی است و ارزشهای اخلاقی در فرهنگهای مختلف متفاوتاند. بنابراین، اگر اخلاق دیجیتال فقط بر مبنای سنتهای غربی تدوین شود، نمیتواند پاسخگوی همه کاربران باشد. او با وارد کردن دیدگاههای غیرغربی، مانند سنتهای آسیایی یا آفریقایی تلاش میکند چارچوبی جامعتر ارائه دهد. این رویکرد نهتنها به عدالت فرهنگی کمک میکند، بلکه باعث میشود راهحلهای اخلاقی در سطح جهانی قابلقبولتر باشند.
تأثیر خوانندهپسند بودن کتاب در دریافت محتوای آن چیست؟
سبک نوشتاری روان و استفاده از مثالهای ملموس باعث میشود مفاهیم پیچیده فلسفی برای طیف وسیعی از مخاطبان قابلفهم شود. این ویژگی مهم است، زیرا اخلاق دیجیتال فقط موضوعی دانشگاهی نیست و همه کاربران اینترنت با آن درگیرند. وقتی کتابی قابلفهم باشد، احتمال تأثیرگذاری آن بر رفتار واقعی کاربران بیشتر میشود. در نتیجه، آموزههای اخلاقی از سطح نظری به عمل نزدیکتر میشوند.
چرا در کتاب به مثالهای واقعی مانند بهار عربی و کمبریج آنالیتیکا اشاره میشود؟
اس از این نمونهها استفاده میکند تا نشان دهد مسائل اخلاقی دیجیتال صرفاً نظری نیستند، بلکه پیامدهای واقعی و گاه بسیار گسترده دارند. رویدادهایی مانند بهار عربی یا رسوایی کمبریج آنالیتیکا نشان میدهند که فناوری میتواند هم ابزار آزادی و هم وسیله دستکاری ذهن و استبداد باشد. اشاره به انتخابات ۲۰۱۶ آمریکا و برگزیت نیز اهمیت نقش دادهها، الگوریتمها و شبکههای اجتماعی را در شکلدهی افکار عمومی برجسته میکند. این مثالها به خواننده کمک میکنند تا اهمیت تصمیمات اخلاقی در فضای دیجیتال را بهتر درک کند و در چنین موقعیتهایی آگاهانهتر تصمیم بگیرد و عمل کند.
نظر شما