سرویس استانهای خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) - مرجانه حسینزاده: کتاب «نوشخند» به قلم قربان محمد زاهدی، نویسنده خراسانی توسط انتشارات آیینتربیت مشهد رهسپار بازار کتاب شد. کتاب «نوشخند» مجموعهای از داستانهای کوتاه طنز است که با نگاهی واقعگرایانه و در عین حال صمیمی، به روایت زندگی مردم در بستر فرهنگ روستایی و اجتماعی خراسان بزرگ میپردازد. قربان محمد زاهدی که پیش از این آثاری نظیر «درگز، نگین خراسان»، «غزال هزارمسجد»، «میراث ماندگار» و «فضائل زیارت عاشورا» را از او خواندهایم در گفتوگو با خبرنگار ایبنا در خصوص جدیدترین اثر خود، گفت: «نوشخند» آینهای از جامعه امروز ماست، جامعهای که در آن، تلخیها و شیرینیها در هم تنیدهاند. شخصیتهای داستانها، مردمانی آشنا و ملموساند؛ همان آدمهایی که شاید هر روز در کوچه، روستا، شهر یا حتی در خاطراتمان با آنها روبهرو میشویم. من سعی کردهام با زبانی روان، مردمی و بیتکلف، قصههایی خلق کنم که هم لبخند بر لب مخاطب بنشاند و هم ردی از تفکر در ذهن او باقی بگذارد.
وی افزود: در این کتاب، تلاش کردهام از دل سادهترین اتفاقات روزمره، مفاهیم عمیق انسانی و اجتماعی را بیرون بکشم. مفاهیمی مثل امید، قناعت، صداقت، روابط انسانی، فاصله نسلها، مشکلات معیشتی، و گاهی تناقضهایی که در سبک زندگی امروز بهوجود آمده است. طنز در این اثر صرفاً ابزاری برای خنداندن نیست، بلکه پلی است میان لبخند و اندیشه، بهگونهای که مخاطب در کنار لذت بردن از روایتها، به تأمل درباره واقعیتهای پیرامون خود نیز دعوت میشود.
طنز راهی برای تحمل زندگی
زاهدی ادامه داد: انگیزه اصلی من برای نگارش «نوشخند» از دل زندگی و مشاهدات روزمرهام شکل گرفت. سالها با مردم زندگی کردهام، قصههایشان را شنیدهام، با شادیها و غمهایشان همراه بودهام و همیشه برایم جالب بوده که چگونه مردم، حتی در سختترین شرایط، طنز را بهعنوان راهی برای تحمل زندگی حفظ میکنند. احساس کردم این نگاه شیرین و این فرهنگ لبخند، کمکم در هیاهوی زندگی مدرن در حال کمرنگ شدن است. از همین رو تصمیم گرفتم این لحظهها، این آدمها و این روایتهای ناب را در قالب داستان ثبت کنم تا هم ماندگار شوند و هم به نسلهای بعد منتقل شوند.
وی افزود: از سوی دیگر، باور دارم که جامعه امروز بیش از هر زمان دیگری به لبخند آگاهانه نیاز دارد. ما در روزگاری زندگی میکنیم که فشارهای اقتصادی، اجتماعی و روحی، فرصت خندیدن را از بسیاری گرفته است. دلم میخواست کتابی بنویسم که مخاطب هنگام خواندنش هم بخندد، هم آرام شود و هم شاید از زاویهای تازه به زندگی نگاه کند. «نوشخند» در حقیقت تلاشی است برای زنده نگه داشتن امید، صمیمیت و نگاهی انسانی در میان روزمرگیهای زندگی.
داستانهای این کتاب روان و مردمی روایت میشوند
این نویسنده در خصوص ویژگیهای این کتاب گفت: به گمان من، مهمترین ویژگی «نوشخند» در صمیمیت و واقعی بودن آن است. این کتاب از دل زندگی واقعی بیرون آمده و به همین دلیل مخاطب خیلی راحت با آن ارتباط برقرار میکند. داستانها نه پیچیدگی تصنعی دارند و نه درگیر زبان سنگین و دشوارند؛ بلکه با زبانی ساده، روان و مردمی روایت میشوند و همین سادگی، نقطه قوت اثر است. خواننده احساس میکند این قصهها را نه فقط میخواند، بلکه زندگی میکند؛ انگار بخشی از خاطرات خودش یا اطرافیانش را ورق میزند.
ترکیبِ لبخند، اندیشه و واقعیت
وی افزود: ویژگی مهم دیگر این کتاب، تلفیق هنرمندانه طنز و تفکر است. در «نوشخند»، طنز فقط برای خنده نیست؛ هر لبخند، پیامی در دل خود دارد و هر داستان، لایهای از واقعیت اجتماعی را بازگو میکند. من تلاش کردهام اثری خلق کنم که هم سرگرمکننده باشد و هم اثرگذار، کتابی که مخاطب پس از خواندنش فقط لبخند نزند، بلکه لحظهای مکث کند، بیندیشد و شاید بعضی از زوایای زندگی را جور دیگری ببیند. این ترکیبِ لبخند، اندیشه و واقعیت را میتوان مهمترین امتیاز «نوشخند» دانست.
این نویسنده بیان کرد: در «نوشخند» بیشتر به دغدغههایی پرداختهام که در ظاهر سادهاند اما در عمق، بسیار جدیاند، فاصله نسلها، مشکلات معیشتی، تغییر سبک زندگی، فراموش شدن اصالتها، مهاجرت از روستا به شهر و گاهی سوءتفاهمهای انسانی که زندگی را پیچیده میکنند. تلاش کردم این مسائل را با زبانی مردمی و قابل لمس روایت کنم.
این نویسنده خراسانی گفت: جهان طنز و قصه برای من پایان ندارد. اگر مخاطبان «نوشخند» را دوست داشته باشند، بیشک مجموعههای دیگری با همین حالوهوا و شاید گستردهتر خواهم نوشت.
تاریخ طنز در ایران
زاهدی با اشاره به تاریخ طنز در ایران گفت: طنز به سنت دلقکهای دربار پادشاهان باز میگردد، در آن دوران گاهی دلقکها از «طنز» قدرتی به دست میآوردند که با آن، مقامهای دربار را نقد میکردند و از مجازات مصون میماندند، از نمونههای تصویری این موضوع میتوان به «سلطان و شبان» یا داستانهای عبید زاکانی و داستانهای کریم شیرهای با ناصرالدینشاه اشاره کرد، اما آن کسی که برای اولینبار طنز را جدی گرفت عبید زاکانی بود.

وی افزود: عبید زاکانی طنز را در قرن هشتم وارد ادبیات فارسی کرد و «رساله دلگشا» و «اخلاق الاشراف» و «منظومه موش و گربه» را نوشت که طنز سیاسی هستند. شفیعی کدکنی می گوید طنز عبید در عین شیرینی تلخ است. نمونه طنز و حکایات عبید زاکانی نظیرِ این حکایت است «یکی اسبی به عاریت خواست، گفت اسب دارم اما سیاه است. گفت مگر اسب سیاه را سوار نشاید شد؟ جواب داد چون نخواهم داد همینقدر بهانه بس است».
«نوشخند» چیست؟
قربان محمد زاهدی با تعریف «نوشخند» گفت: در ادبیات فارسی فکاهی یا نوشخند به شکلی از شوخطبعی گفته میشود که هدف اصلی آن برانگیختن خنده، شادمانی و انتقال مطلبی آموزنده به خواننده است و ضمن نقد ظریف مسئله بیشتر جنبه اصلاحگرایانه دارد. نوشخند تخریب شخصیت و حرف زهردار ندارد.
وی افزود: طنزِ نوشخند، شکل تکاملیافته طنزهای رایج است که با هدف نقد کاستیهای موجود اجتماعی، سیاسی، اخلاقی و رفتاری در جامعه به کار میرود و جنبه توهینآمیز ندارد، این نکته هم قابل اعتنا است که فکاهی یا طنزِ نوشخند، بیشتر برگرفته از زندگی عادی مردم جامعه است، آثار زاکانی در رسانه دلگشا، لطیفهها و حکایتهای عامیانه ملانصرالدین، داستانهای کوتاه طنزآمیز معاصر در مجلات فکاهی مثل «گلآقا»، نمونههایی از فکاهی «نوشخند» هستند.
طنز، هنرمندانهترین شیوه برای بیان حقیقت است
زاهدی با اشاره به انتخاب قالب طنز برای بیان مسائل اجتماعی در کتاب «نوشخند» اظهار کرد: طنز، هنرمندانهترین و مؤثرترین شیوه برای بیان حقیقت است. گاهی حقیقت اگر مستقیم گفته شود، تلخ و گزنده است و مخاطب از آن فاصله میگیرد اما وقتی در جامه طنز عرضه میشود، هم لبخند میآفریند و هم اندیشه. من معتقدم طنز، زبان نرمِ نقد است. زبانی که میتواند بدون رنجاندن، تلنگر بزند و بیآنکه دیوار بسازد، پل ارتباطی میان نویسنده و مخاطب ایجاد کند. جامعه امروز بیش از هر زمان دیگری به طنز آگاهانه نیاز دارد. نقد مستقیم گاهی مقاومت ایجاد میکند، اما طنز، آرام و بیصدا وارد ذهن و دل مخاطب میشود. طنز میتواند همان حرف جدی را بزند، اما با زبانی که شنیده شود.
وی افزود: طنز اگر ریشهدار و هوشمندانه باشد، تأثیری ماندگار دارد. شاید طنز بهتنهایی نتواند جامعه را تغییر دهد، اما بیشک میتواند زاویه دید مردم را تغییر دهد و همین تغییر نگاه، آغاز تحول است. طنز به مخاطب اجازه میدهد در آینهای خندان، چهره واقعی جامعه و حتی خودش را ببیند.
قربان محمد زاهدی با تاکید به مرز بین طنز، انتقاد و توهین، گفت: این مرز بسیار باریک است و نویسنده باید به آن آگاه باشد. طنز باید آگاهیبخش باشد نه آزاردهنده. من همیشه تلاش کردهام به جای تمسخر افراد، رفتارها، باورهای غلط یا تناقضهای اجتماعی را نقد کنم. هدف من خنداندن همراه با اندیشیدن است، نه خندیدن به کسی.
وی ادامه داد: سختترین بخش این کتاب هم، حفظ تعادل میان خنده و حقیقت بود. اینکه داستانی هم سرگرمکننده باشد و هم سطحی نشود، کار آسانی نیست. هر داستان را بارها بازنویسی کردم تا هم زبانش روان باشد و هم پیامش در دل مخاطب بنشیند.
وی افزود: طی سالهایی که دست به قلم بودهام، از بزرگان طنز فارسی و جهان بسیار آموختهام، از عبید زاکانی و دهخدا گرفته تا آثار نویسندگان معاصر که طنز را با دغدغههای اجتماعی آمیختهاند. همچنین فرهنگ شفاهی مردم خراسان، که برایم بسیار الهامبخش بوده است.
نظر شما