جمعه ۴ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۱۱:۳۱
«دشمن»؛ کتابی برای دعوت به صلح سنجش‌گرانه است

خراسان رضوی - یک پژوهشگر و منتقد ادبیات کودک و نوجوان گفت: کتاب «دشمن» به قلم دیوید کالی صحنه جنگ را از دید یک سرباز توصیف می‌کند و سرباز مشابه خودش را در جبهه مقابل، دشمن می‌خواند، این اثر از مصادیق مفهوم چهارم ادبیات کودکانه جنگ به شمار می‌رود که کودکان را به صلح دعوت می‌کند، اما نه صلحی انگیزش‌ورانه، بلکه صلحی سنجش‌گرانه.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) در مشهد، مهدی فردوسی مشهدی در دهمین نشست از سلسله نشست‌های ابک‌تاب، که شامگاه پنجشنبه در قالب باشگاه دانش‌افزایی و بهره‌وری ادبیات دینی کودک و نوجوان (بادبادک) با موضوع نقد و نظریه ادبیات کودکانه جنگ و بررسی نمونه‌ای کتاب «دشمن» نوشته دیوید کالی در موسسه پردیس هنر و رسانه، برگزار شد، ضمن معرفی دیوید کالی نویسنده ایتالیایی ـ سوئیسی معاصر که متولد ۱۹۷۲ گفت: این نویسنده کتاب‌های تصویری و رمان‌های گرافیکی زیادی برای کودکان و بزرگسالان پدید آورده است. می‌دانیم که جنگ‌ را می‌توان در سطح فرماندهان (دولت‌ها)، سطح سربازان (رزمنده‌ها) و سطح مردمان (ملت‌ها) روایت کرد، این کتاب به سطح دوم می‌پردازد؛ یعنی صحنه جنگ را از دید سربازی توصیف می‌کند که بنابر محتوای دفترچه راه‌نما و توصیفات فرماندهی، «دیگری» دشمن و هیولا و خون‌ریز است.

این پژوهشگر گفت: به تعبیر دیگر، این کتاب از دید سرباز جنگ روایت می‌شود؛ سربازی که سرباز مشابه خودش را در جبهه مقابل، دشمن می‌خواند و بر اثر تبلیغات رسانه‌ای، او را هیولایی وحشی و خشن می‌پندارد، اما سرانجام درمی‌یابد که او هم از دید همان دشمن، دشمنی با همان ویژگی‌های منفی است، اما پس از دیدن صحنه جنگ از دید همان هیولا و پس از رفتن به پناهگاه وی (گودال دشمن) درمی‌یابد که دشمن نیز او را دشمنی با همان ویژگی‌های منفی می‌بیند.

کتابی برای دعوت به صلح سنجش‌گرانه

مهدی فردوسی مشهدی بیان کرد: این تغییر منظر موجب همدلی می‌شود و به همین سبب می‌گوید «پس بیا من و تو به یکدیگر شلیک نکنیم تا جنگ به پایان برسد، یعنی صلح کنیم.» بنابراین، این کتاب از مصادیق مفهوم چهارم ادبیات کودکانه جنگ به شمار می‌رود که به صلح دعوت می‌کند، اما نه صلحی انگیزش‌ورانه، بلکه صلحی سنجش‌گرانه.

وی افزود: سربازی که پس از ریختن بمب بر دبستان کودکان به وجدان‌درد دچار نمی‌شود، بلکه به پایگاه برمی‌گردد و شاید به خانواده‌اش تلفن کند و حالشان را بپرسد، چه تصوری از دشمن دارد؟ او تنها با پلید و خبیث و شوم و مخرب و هیولا فرض کردن یکان یکان اعضای گروه دشمن حتی کودکانش، می‌تواند به فرماندهان وفادار بماند و شلیک کند. اگر او می‌توانست از منظر دشمن بنگرد که خانواده‌ای و دلبستگی‌هایی و سهمی از انسان بودن دارد، با منطق مأمور معذور به میدان نمی‌آمد.

«دشمن»؛ کتابی برای دعوت به صلح سنجش‌گرانه است

نقد ادبی و نقد پشتوانه‌ای

این پژوهشگر و منتقد ادبیات دینی کودک و نوجوان ضمن اشاره به پیشینه حوزه مطالعاتی نقد و نظریه ادبی تأکید کرد: نقد ادبی به آثار و محصولات هنری مکتوب، یعنی ادبیات ناظر است، اما نقد پشتوانه‌ای به نام نظریه یا نظریه‌ها دارد که از حوزه‌های معرفتی متنوع سرچشمه می‌گیرند و به تعبیر دیگر، نقد در چارچوب نظریه صورت می‌پذیرد.

وی افزود: البته نسخه‌هایی از نقد بدون اعتنا و التفات به نظریه‌ها در محافل ادبی و حتی برخی از نشست‌های تخصصی وجود دارند که آن‌ها را نوعی اظهارنظر شخصی و ارزیابی سلیقه‌ای و ارزش‌داوری ذوقی مبتنی بر خوش‌آیند و بدآیند می‌توان برشمرد وگرنه، کار و بار نقد بدون نظریه‌ها، ابتر می‌ماند.

این مدرس دانشگاه در بخش دیگر سخنانش پس از اشاره به تعریف‌های پدیده انسانی «جنگ»، افزود: بیش‌تر محققان این تعریف رابج را درباره جنگ پذیرفته‌اند که «جنگ مهارت سازمان‌دهی و به کارگیری تسلیحات و نیروهای مسلّح برای رسیدن به مقصود است». هر جنگی هدفی دارد و کاربست نیروی نظامی ماهر در استفاده از تسلیحات برای خشونت‌ورزی در سطح اعلی، یعنی کشتن طرف مقابل که به آن «دشمن» گفته می‌شود، جنگ خوانده می‌شود.

وی افزود: جنگ را بر اساس معیارهای مختلف هم تقسیم می‌‏کنند، مثلا بر پایه هدفی که می‌تواند عادلانه و یا ظالمانه باشد، یا بر پایه گستره جغرافیایی که می‌تواند محلی، منطقه‌‏ای، فرامنطقه‌‏ای و جهانی باشد، جنگ می‌تواند بر پایه انضباط و تاکتیک یعنی منظم (کلاسیک) و نامنظم (چریکی) باشد.

او بستر جغرافیا را از دیگر معیارهای مختلف تقسیم جنگ دانست و اظهار کرد: جنگ می‌تواند دریایی، هوایی و زمینی باشد، یا بر پایه قلمرو جغرافیایی، داخلی و خارجی باشد و یا بر پایه ابزار یعنی تن به تن، هسته‌‏ای‌، شیمیایی، میکروبی و سایبری باشد.

تمایز «ادبیات» از دیگر هنرها

این استاد دانشگاه پس از اشاره به تمایز «ادبیات» از دیگر هنرها و تأکید بر این‌که مقصود هنر مکتوب در مقایسه با دیگر هنرهاست، به پرسش «ادبیات جنگ چیست» چنین پاسخ گفت: کسانی گفته‌اند ادبیاتی که مستقیم به صحنه‌ها و موقعیت‌های جنگی و زد و خورد و تعقیب و گریز و زخمی شدن و جراحت و دیگر روی‌دادهای خشونت‌آمیز جبهه و سنگر می‌پردازد، «ادبیات جنگ» است.

وی گفت: اما کسان دیگری ادبیات جنگ را ادبیاتی تعریف می‌کنند که مستقیم به کنش‌های نظامی ناظر نیست، بلکه بیش‌تر درباره پشتیبانی جنگ‌جویان و مبارزان و به اصطلاح، به پشت جبهه‌ها ناظر است. همچنین برخی از منتقدان گفته‌اند ادبیات جنگ؛ یعنی ادبیاتی که به کنش‌های مدافعانه و مقاومانه در برابر مهاجمان و متجاوزان می‌پردازد و کسانی آن را ادبیاتی تعریف می‌کنند که به ویژگی‌های بایسته اخلاقی (فضیلت‌های انسان) برآمده از موقعیت‌های جنگی ناظر است.

مهدی فردوسی مشهدی در ادامه تشریح ادبیات جنگ، ابراز کرد: ادبیات جنگ، ادبیاتی است که به ماجراها و رویدادهای پس از جنگ و کنش‌های متقابل طرف‌های درگیری پس از درگیری می‌پردازد.

ادبیات جنگ برای کودک و نوجوان؛ آری یا خیر؟!

وی با تأکید بر تلفیق‌پذیری این تعاریف افزود: پرسش تعیین‌کننده در این بحث این است که آیا رواست برای کودک و نوجوان ادبیات جنگ (با هر تعریفی) تولید شود؟

این پژوهشگر تاکید کرد: گروهی از منتقدان در پاسخ به این پرسش می‌گویند با توجه به محتوای کنوانسیون‌های حقوق بشری درباره کودکان، هیچ ادبیات جنگی نباید برای کودکان تولید کرد، اما در برابر این افراد، شماری از منتقدان می‌گویند با توجه به ناگزیر بودن رویداد جنگ، باید ادبیات جنگ حتی به معنای نخست برای کودکان تولید شود تا هم با این پدیده آشنا هم برای رویارویی با آن آماده شوند.

وی ادامه داد: گروه دیگری با تلفیق این دو توصیه بر این نکته تأکید می‌کنند که با توجه به اخلاقی نبودن فعالیت خشونت‌آمیز و با توجه به اخلاقی نبودن انفعالیت در برابر خشونت دیگری، باید ادبیاتی ناظر به تعریف سوم یعنی «مقاومت»، «دفاع» و «پایداری» و تعریف چهارم یعنی «ایثار» و «شجاعت» و «صلح» برای کودکان تولید کرد.

رویکرد تذوقی و رویکرد تفکری

این منتقد و پژوهشگر ادبیات کودک و نوجوان هم‌چنین از دو رویکرد به ادبیات کودکانه جنگ با عنوان «رویکرد تذوقی» و «رویکرد تفکری» به این نوع هنری یاد کرد و گفت: ‌ ‌مقصود از رویکرد تذوقی یا عاطفی - ارادی؛ یعنی این‌که پدیدآور اثر ادبی، مخاطب را فقط مجموعه‌ای از ‌احساسات ببیند و در اثر خودش بکوشد عواطف منفی او را درباره دشمن برانگیزد و زمینه‌ای برای جنبش اراده و معطوف به کنش حماسه‌گری و مبارزه‌گری و رجزخوانی فراهم بیاورد.

فردوسی مشهدی با اشاره به رویکرد تفکری گفت: این رویکرد به این معنی است که پدیدآور به‌رغم توجه به این‌که مخاطبش از ویژگی‌های عاطفی هم برخوردار است، او را فقط توده گدازان احساسات نمی‌بیند، بلکه او را مستعد بررسی و غربال‌گری و ارزیابی منصفانه و خردورزی و سنجش‌گری می‌بیند و به فراهم آوردن زمینه‌ای برای اندیشیدن مخاطب به چرایی پیدا شدن جنگ‌ها و مخاصمه‌ها، کیستی دشمنان، چیستی انگیزه‌های آنان، چیستی توجیهات آنان و دیگر پرسش‌های ناظر به جنگ می‌پردازد.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها