شنبه ۱۸ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۱:۰۸
«مرغی که رویای پرواز در سر داشت» به بازار کتاب آمد

رمان «مرغی که رویای پرواز در سرداشت» نوشته سون می هوانگ، نویسنده و استاد دانشگاه کره جنوبی با ترجمه سارا زرگر منتشر شد.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، «مرغی که رویای پرواز در سر داشت»، رمانی نوشته سون می هوانگ است که اولین بار در سال ۲۰۰۰ انتشار یافت. داستان این رمان درباره مرغی است که دیگر از به اجبار تخم گذاشتن و مشاهده فرستاده شدن آنها به بازار به تنگ آمده، هر روز صبح به دنیای آن سوی حصارها نگاه می‌کند و حیواناتی را می‌بیند که آزادانه برای خود می‌گردند؛ به همین دلیل نقشه‌ای برای فرار می‌کشد.

این اثر که از پرفروش‌ترین کتاب‌ها در آمریکا و اروپاست، به بیش از ۱۰ زبان ترجمه شده و الهام‌بخش چندین نمایش‌نامه و انیمیشن بوده است. همچنین مترجم در مقدمه کتاب اشاره کرده که کتاب‌خوان‌ها در بسیاری از کشورها از این اثر استقبال کرده‌اند تا جایی که مثلاً در فرانسه در زمره کتاب‌های فلسفی و در چین در فهرست پیشنهادی دروس ادبیات و اخلاق برای مدارس ابتدایی و راهنمایی قرار گرفته است. در این کتاب با مرغی آشنا می‌شویم که رویایی دارد و برای تحقق آن تسلیم پیچ‌وخم‌های روزگار نمی‌شود و دست از تلاش برنمی‌دارد.

در بخشی از کتاب می‌خوانید: «اسپروت عاشق خیره‌شدن به محیط بیرون طویله بود. او ترجیح می‌داد به جای نوک‌زدن به غذایش اردک‌ها را تماشا کند که از سگ دوری می‌کنند. چشم‌هایش را می‌بست و در خیالش این سو و آن سو پرسه می‌زد. تصور می‌کرد در لانه‌ای روی تخمش نشسته یا با خروس در مزرعه گشت‌وگذار می‌کند و یا دنبال اردک‌ها می‌رود. آه کشید. خیال‌بافی بیهوده بود. هرگز این اتفاق‌ها نمی‌افتاد. در چند روز گذشته نتوانسته بود تخم بگذارد. تعجبی نداشت به سختی می‌توانست روی پاهایش بایستد.

اسپیروت پس از پنج روز تخم نگذاشتن، با صدای غرغر زن کشاورز از خواب عمیق بیدار شد. "باید ذبحش کنیم. از مرغدونی بیارش بیرون. " اسپروت هیچ‌گاه فکر نمی‌کرد روزی مرغدانی را ترک کند. او معنی کلمه ذبح را نمی‌دانست اما فکر بیرون رفتن از مرغدانی نیروی مضاعفی به او داد. تقلاکنان سرش را کمی بالا آورد و جرعه‌ای آب نوشید. روز بعد هم نتوانست تخم بگذارد. اسپروت حس می‌کرد بدنش دیگر قادر به تخم‌سازی نیست. با این حال کمی آب و دانه خورد. برای شروع زندگی جدیدش هیجان‌زده بود. او می‌خواست یک تخم بگذارد و جوجه‌اش را بزرگ کند. اگر می‌توانست برود به حیاط می‌توانست این کار را انجام دهد…»

نشر دیوار اخیراً این کتاب را با ترجمه سارا زرگر در ۱۸۱ صفحه و با شمارگان ۵۰۰ نسخه عرضه کرده است.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها