غلامرضا عزیزی در گفتوگو با خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در خرمآباد، درباره پیشنهادهای خود برای برگزاری هرچه بهتر جایزه کتاب سال ایران با اشاره به پیشینه برگزاری این جایزه و فرآیند دریافت آثار در این جایزه گفت: جایزه کتاب سال جمهوری اسلامی ایران از سال ۱۳۶۲ بهمنظور ارتقای فرهنگ جامعه اسلامی، حفظ استقلال و هویت فرهنگی و حمایت و تشویق مؤلفان، مترجمان و مصححان کشور آغاز شده است، هر سال ناشران، مولفان، مترجمان و مصححان کشور نسخهای از کتابهایی که برای نخستینبار طی سال قبل منتشر کردهاند، به دبیرخانه کتاب سال ارسال میکنند. این کتابها در رشتههای مختلف و در سه بخش تالیف، ترجمه و تصحیح مورد ارزیابی قرار میگیرد. ارزشیابی کتابها در دو مرحله انجام میشود و سرانجام رأی نهایی صادر میشود.
وی با اشاره به اینکه بر چگونگی و فرایند جایزه کتاب سال (همچون مواردی مشابهی که در سطح کشور ساری و جاری است) انتقادهایی مطرح شده و میشود، افزود: اگر دامنه این فرایند را بهطورکلی بر سه حوزه سیاستگذاری و برنامهریزی، فرایندهای اجرایی و روند داوریها تقسیم کنیم، ظاهراً نقد به داوریها بیشتر به به گوش میرسد.
پاسخگو نبودن هیئت داوران به انتقادهای مطرح شده پس از برگزاری جایزه کتاب سال
این پژوهشگر تاریخ افزود: پس از برگزاری هر دوره این انتقادات جسته و گریخته بر آن سه حوزه شنیده و پیشنهادهایی برای بهبود فرایند (بهویژه داوری) در آینده ارائه شده که ظاهراً هنوز به طور کامل به نتیجه نرسیده است. یکی از آنها به موضوع پاسخگو نبودن هیئت داوران به انتقادهای مطرحشده باز میگردد. به نظر میرسد جای این بخش در دبیرخانه کتاب سال خالی است.
ضرورت برگزاری جلسات نقد و بررسی آثار برگزیده جایزه کتاب سال
عزیزی با اشاره به اینکه از این منظر دبیرخانه بهمثابه موجودی زنده، نباید منتظر بماند تا با فراخوان بعدی کتابها را گرد آورد و رویداد دیگری را رقم زند، بیان کرد: دبیرخانه میتواند با برگزاری جلسههای نقد و بررسیِ کتابهای برگزیده شده، همچنین پاسخگویی به نویسندگانی که مدعی دیده نشدن کتابهایشان هستند، از یکسو برای هیئت داوران و برگزارکنندگان جایزه کتاب سال این سودمندی را به همراه داشته باشد که کار خود را ارزیابی کنند و داوران را از جوشن پولادین پاسخگو نبودن در آورند و از سوی دیگر به جامعه فرصت طرح مسئله ناقدان و شنیدن پاسخ داوران را بدهند.
این مدرس دانشگاه گفت: فکر میکنم دستکم یکی از بهرههای برگزاری چنین جلسههایی، فرصت آموزش عملی برای کسانی را فراهم میآورد که در ساحت نقد علمی گام برمیدارند یا میخواهند به این عرصه وارد شوند؛ ضمن آنکه یا بر تصمیم گرفته شده داور مهر تایید مینهد و یا آنکه داور را با نقطه خطای خویش آشنا میکند و به داوران این انذار را میدهد که داوریشان قابل داوری است.
جایزه کتاب سال نباید رویدادی یک روزه باشد
عزیزی ادامه داد: نکته دوم درباره ادامه حیات دبیرخانه در دوره فترت بین دو جایزه کتاب سال، به آن بازمیگردد که متولیان امر، ظاهراً پس از برگزاری جایزه و اعلام اسامی برگزیدگان و شایستگان تقدیر و اهدای جوایز نقشی برای خود قائل نیستند و پرونده جایزه بسته میشود. درصورتیکه به نظر میرسد افراد دیگری که در این جایزه سهم داشتهاند، نادیده انگاشته شدهاند؛ افرادی همچون ناشر، ویراستار، صفحهآرا و صحاف. نباید انتظار داشت که تیراژ کتاب صرفاً به دلیل این جایزه افزون خواهد شد و اینان نیز بهنحوی از تاثیر بُعد معنوی جایزه بر تیراژ و بازچاپ اثر برخوردار خواهند شد.
جای خالی سیاستهای حمایتی پس از برگزاری جایزه کتاب سال
وی گفت: به این دلیل بهنظر میرسد سیاستهای حمایتی پسینی از انتشار آثار برگزیده میتواند هم به نفع مولف، هم به سود ناشر و مجموعهاش باشد و هم سهولت دسترسی مخاطب به اثر را فراهم آورد. اما کدام الزامات حمایتگرانه فراگیر در بین کتابخانههای عمومی، تخصصی، دانشگاهی و … آنان را ملزم به خرید این آثار ساخته است؟
عزیزی در پاسخ به این پرسش که سیاستهای حمایتی از خریداران این آثار را (با توجه به تنوع و گستره آنان) چگونه میتوان فراهم آورد؟ گفت: به نظر میرسد وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی جایگاه مهمی را به خود اختصاص داده است. از سوی دیگر حمایت دستاندرکاران این وزارت از ناشران کتابهای برگزیده نیز میتواند تاثیر و فایده دوسویه (ناشر-مخاطب) را بازی کند. پیگیری این فرایندها را میتوان بهعنوان فعالیت جانبی دیگر دبیرخانه کتاب سال در دوره فترت دو جایزه دانست.
نظر شما