محمد مرادی نویسنده، پژوهشگر، محقق و مولف کتاب «تأویل در روایتهای تفسیری» که اثرش به مرحله داوری جایزه کتاب سال جمهوری اسلامی ایران راه پیدا کرده است، در گفتوگو با خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در قم اظهار کرد: کتاب «تأویل در روایتهای تفسیری» اثری است درباره یک مفهوم دینی بسیار کلیدی و مهم که در طول تاریخ مطالعات دینی، مورد توجه بوده و هر کسی از زاویهای به آن پرداخته است. تأویل چون در قرآن به صورت مکرر مطرح شده، به طور معمول تمامی مفسران کم و بیش به آن پرداختهاند و از آنجایی که بعدها تأویل دستمایه جریانهای فکری گوناگونی شده و در تفسیرها و یا کتابهای مستقل تأویلات ذوقی از قرآن ارائه شده، آثار قابل توجهی درباره نادرستی تأویل و یا تعیین ملاکها و شاخصهای تأویل درست به نگارش در آمد و همچنان هم ادامه دارد.
وی ادامه داد: از سوی دیگر، روایتهای اسلامی حاوی مطالبی تأویلی است که با برخی تأویلات انجام گرفته از سوی افرادی و یا نحلههای فکری، همخوانی دارد، بنده تصمیم گرفتم، روایتهای حاوی مطالب تأویلی را گردآوری و تحلیل کنم. نزدیک به ۲۰۰ روایت را گردآوری و بررسی کردم و محصول آن کاوش، این اثر است.
مرادی تصریح کرد: این اثر با یک مقدمه طولانی دربارۀ تأویل و کارهایی که دربارۀ آن در طول قرنها انجام شده، آغاز میشود و گزارشی توصیفی تحلیلی از گونههای روایتهای تأویلی و تعبیرهای به کار رفته در متون حدیثی، اعم از شیعه و سنی و غالباً شیعی ادامه پیدا میکند. این بخش در حقیقت گونهشناسی روایتهای حاوی تأویلند تا به درستی دریابیم که برای کشف واقعیت تأویل، باید سراغ چه نوع روایتهایی برویم. بخش دیگر این اثر، حاوی تحلیلِ گونههای خود تأویل بر پایۀ روایات است. بخش پایانی اثر، ضابطههای تأویل، هم به صورت عام و هم در بخش گونهها است.
این محقق علوم قرآنی یادآور شد: واقعیت این است که سالها ذهن من درگیر این موضوع بود و باید برای خودم حلش میکردم، از طرفی بر این باورم، برای درک درست مفاهیم دینی، باید خود متن دین در دستور کار قرار بگیرد. فهم درست دین، باید از دل همان متن و مفاهیم آن در بیاید. خیلیها دربارۀ تأویل کتاب نوشتهاند، اما وقتی به آنها مراجعه میکنید، میبینید حتی آیههای قرآن حاوی تأویل هم بهدرستی در آن کتابها انعکاس کامل و تحلیل دقیقی پیدا نکرده و نویسندگان، از خودشان حرف زدهاند و یا حرفهای همدیگر را نقل کردهاند و یا دیدگاه یک جریان فکری را بررسی و نقد کردهاند ولی من دنبال این بودم که متنکاوی و محتوا را تحلیل کنم تا به دست بیاروم روایتها چه نظری دربارۀ تأویل دارند و اینها را کنار فهم از آیات حاوی تأویل بگذارم تا بتوانم به معنایی نزدیک به واقع از تأویل دست یابم.

وی افزود: تالیف این اثر نزدیک به ۶ سال طول کشید. من ابتدا طرح اثر را تهیه کردم و به سمع و نظر استادانی رساندم. بعد سراغ مطالعه منابع حدیثی رفتم. بسیاری از منابع حدیثی را مطالعه دقیق و یا مطالعه مروری کردم و خیلی از موارد هم جستوجوی رایانهای کردم. میتوانم بگویم که من برای این پژوهش، تقریباً یک کتابخانه تخصصی تأویل فراهم کردم. کتاب و مقالههای بسیاری از جهان اسلام به دست آوردم و به بسیاری برای فهم بهتر و کشف واقعیت مراجعه کردم و خواندم. از این رو، منابع این اثر هم فراوان است.
مرادی بیان کرد: بعد از اتمام پژوهش، و حتی هنوز هم همچنان درگیرش هستم. ابعاد تازهای از موضوع و یا روایتی را پیدا میکنم و یا نوشتههای قبلیام را بیشتر دقت و اصلاح میکنم. چون تأویل را یکی از ارکان دینشناسی میدانم، مدام ذهنم درگیر آن است و تقریباً روزانه با اینکه کارهای زیاد دیگری دارم، درگیر موضوع تأویلم.
این پژوهشگر افزود: پیشتر اشاره کردم که کارهای زیادی درباره تأویل انجام شده بود و دهها اثر جدی از دورههای سابق داریم؛ اما مبتنی بر متنکاوی و تحلیل محتوا و بر پایه حدیث نبودند. اینجا که من می گویم حدیث، تصور نشود که حالا حدیث اصالت ذاتی و انحصاری دارد و همه چیز را باید از حدیث درآورد. خیر. منظورم این است که حدیث یکی از دو متن اصلی دین است و بدون آن نمیتوان به واقعیت مفاهیم دینی و تعالیم دین دست یافت. از این رو، تحلیل حدیث، از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است.
مرادی با بیان اینکه در میراث اسلامی، بیشترین نگاهها و کارها به تأویل، در دو حوزۀ تأویل متشابه و تأویلات باطنی بوده است، تاکید کرد: مفسران عموماً چه شیعی و چه معتزلی و چه اشعریان حتی، به تأویل متشابه پرداختهاند و آیههای زیادی را با همین رویکر تأویل کردهاند. تأویل باطنی هم که در میان عارفان و باطنگرایان و اسماعیلیان و أحیانا در برخی روایتها است و نسبت این گونه تأویل با متن مشخص نیست. در این دو حوزه، خیلی کارها شده است، اما واقعیت فراتر این است.
این استاد دانشگاه گفت: درباره تأویل در حدیث، در این دهه اخیر، البته چند اثر و تا جایی که یادم هست بیش از ۵ اثر، کار شده، اما هر کدام به موضوعی از تأویل در روایت، پرداختهاند و عمدتاً جایگاه اهل بیت علیهمالسلام در روایات تأویلی کاویده و به تحلیل آنها پرداخته شده، اما بحثی جامع و همهجانبه در گزارههای مربوط به تأویل در روایت نشده است. یکی از کارهای که در اثر این بنده انجام شده، گونهشناسی تأویل در روایتها است.
وی ادامه داد: من با کاوشی که در روایتها کردم، به این نتیجه رسیدم که در ادبیات دینی، و در قرآن و حدیث، تأویل یک کار برد ندارد. به احتمال بسیار، یک وجه مشترک دارد، و آن وجود معنای پنهانی در متن است، ولی کاربردهای آن بسیار متنوعند و تقریباً ۱۰ کاربرد دارد و این برای من خیلی کارگشا بود.
تاویل مسئله کلیدی در حوزه مطالعات دینی است
مرادی در پایان اضافه کرد: بعد از سالها مطالعه و تأمل و تدبر، عرض میکنم: تأویل - که من آن را در برابر تفسیر که معنا است، معنای معنا میدانم - مسئله بسیار کلیدی در حوزه مطالعات دینی است و هر دینشناسی باید تکلیف خودش را با آن روشن کند. نه میتوان از آن روی گرداند و نادیدهاش گرفت و نه میتوان بی مهابا آن را در فهم دین به کار گرفت و هر جا که دل خواست و با مشکل مواجه شد، از ابزار تأویل بهره جست. تحقیق و تدقیق در امر تأویل خیلی حیاتی است. این اثر از من بر میآمده انجام دادهام و همچنان درگیرش هستم تا بلکه بیشتر تعمیق و فهم شود و درست به کار برده شود و چون تفسیر اصول و قاعده و روش پیدا کند.
این کتاب به مرحله داوری چهل و سومین جایزه کتاب سال جمهوری اسلامی ایران راه یافته است.
نظر شما