چهارشنبه ۱۵ بهمن ۱۴۰۴ - ۰۸:۵۸
رمانی که از رنج‌های روحی زنان می‌گوید

مهشید میرمعزی گفت: «دروغ‌ها درباره مادرم» در ظاهر به موضوعی دم دستی اشاره دارد ولی این موضوع چنان جذاب و با ظرافت بیان شده که تمام زنان با آن ارتباط برقرار می‌کنند. امروزه بسیاری از زنان در سراسر دنیا تحت فشار جنون زیبایی قرار گرفته‌اند و دیگر مسئله از رنج چاقی گذشته و به وسواس و جنون تبدیل شده. دروشر هوشمندانه در لابه‌لای کلمات خود نشان داده که چگونه زنان از تمایل به زیبایی عبور کرده‌اند و به جنون کشانده شده‌اند. راوی داستان کودکی است که شاهد رنج‌های روحی واردشده به مادر چاقش از سوی پدرش است.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا رمان «دروغ‌ها درباره مادرم» نوشته دانیلا دروشر که از جمله نامزدان چهل‌وسومین دوره جایزه کتاب سال است، با زبانی ساده از زبان یک کودک هشت‌ساله به روایت فشارهای وارد بر یک زن می‌پردازد؛ مادر راوی داستان، زنی‌ست که شوهرش به وزن او وسواس دارد و معتقد است جثه‌اش مانع اصلی پیشرفت اجتماعی خانواده‌شان است.

دانیلا دروشر، نویسنده این کتاب در سال ۲۰۲۲ با همین رمان به لیست کوتاه جایزه کتاب سال آلمان راه یافت. آثار منتشرشده او شامل نمایشنامه‌های «صد گل»، «وحشت»، «گویی من از کاغذ هستم»، «کسی از من بنوشد»، «آهو می‌شود»، «متاهل‌ها و مجردها»، «اشباح در گوتینگن»، «پارسیفال»، «کسی از ما، با ما، در بین ما» و رمان‌های «چراغ‌های جرج سلمانزر»، «پولا»، «طبقه اجتماعی‌ات را عیان کن»، «دروغ‌ها درباره مادرم» و مجموعه داستان «گلوریا» است.

در ادامه گفت‌وگوی ما را با مهشید میرمعزی، مترجم این کتاب می‌خوانید:

«دروغ‌ها درباره مادرم» ظاهراً از آثار بسیار موفق دانیلا دروشر است و با استقبال خوبی روبه‌رو بوده و به زبان‌های زیادی ترجه شده است. به نظرتان دلیل اصلی موفقیت این رمان چیست؟ آیا مضمون آن باعث شده این‌قدر مورد توجه قرار گیرد؟

دروشر از نسل جدید نویسندگان آلمان است که این کتاب وی به زبان‌های دیگر از جمله ایتالیایی نیز ترجمه شده است. این کتاب در ظاهر به موضوعی دم دستی اشاره دارد ولی این موضوع چنان جذاب و با ظرافت بیان شده که تمام زنان با آن ارتباط برقرار می‌کنند. امروزه بسیاری از زنان در سراسر دنیا تحت فشار جنون زیبایی قرار گرفته‌اند و دیگر مسئله از رنج چاقی گذشته و به وسواس و جنون تبدیل شده است. دروشر هوشمندانه در لابه‌لای کلمات خود نشان داده که چگونه زنان از تمایل به زیبایی عبور کرده‌اند و به جنون کشانده شده‌اند. راوی داستان کودکی هشت‌ساله است که شاهد رنج‌های روحی واردشده به مادر چاقش از سوی پدرش است. از سوی دیگر دروشر در این اثر به مسئله قضاوت‌های ما درباره دیگران اشاره می‌کند که چگونه می‌توان با دیدن مسائل از دید افراد دیگر به نظرهای متفاوت رسید. دروشر نویسنده‌ای است که استادانه خواننده را همراه خود می‌کند تا به بهانه مسئله زیبایی یا زشتی اندام زنانه فداکاری‌های مادران را گوشزد کند. وی داستانی ساده و ملموس را پیش کشیده تا ناگفته‌های بسیاری را بیان کند. این کتاب بارها ترجمه شده که نشان‌دهنده موفقیت آن است.

موضوع محوری داستان، همانطور که اشاره کردید، مسئله چاقی و توجه زیاد به تناسب اندام به عنوان یک چالش فرهنگی است. آیا نویسنده با این داستان قصد دارد این چالش فرهنگی را که نتیجه تبلیغات است به زنان گوشزد کند؟

بله چون هیچکس دوست ندارد چاق باشد و نگاه عموم به افراد دارای اضافه وزن زیاد، خوب نیست و دروشر قصد دارد این طرز فکر عمومی را تغییر دهد. هیچ انسانی نباید به دلیل اندامش مورد تمسخر قرارگیرد. طرز فکر غلط درباره چاقی باعث شده که مسئله پیچیده‌تر شود و امروز شاهد انجام جراحی‌های خطرناک و وسواس غیرمنطقی در زنان کشورهای مختلف هستیم.

مادر در این داستان رازی دارد که به وضوح از آن صحبت نمی‌شود. راز او دقیقاً چیست؟

راز مادر علاقه پنهانی وی به پزشکش بود چراکه او را قضاوت نمی‌کرد و برخلاف شوهرش نگاه سنگینی به چاقی‌اش نداشت. پزشک به مادر نگاهی انسانی و عادی داشت و چاقی‌اش را نمی‌دید و همین باعث آرامش وی می‌شد.

به نظر شما مهمترین ویژگی شخصیتی مادر در این داستان چیست؟

شکیبایی مادر.

رمانی که از رنج‌های روحی زنان می‌گوید

مادر با اینکه مورد آزار روانی پدر است او را ترک نمی‌کند تا بتواند از کودکش نگهداری کند و این سرنوشت بسیاری از زنان است. به نوعی نویسنده دارد واقعیت رنج‌های مادران را بیان می‌کند، موافقید؟

بله در کشورهای جهان اولی هم هنوز کسی که پس از طلاق بیشتر لطمه می‌بیند زن است که ناچار است مسئولیت بزرگ کردن فرزند را بر عهده بگیرد و در تمام دنیا مادر که باشی دیگر مال و جانت متعلق به کس دیگری است. نویسنده به نوعی روایتگر فداکاری‌های مادرانه است و نشان می‌دهد چگونه زنان در کشورهای مختلف رنج‌ها و فشارهای روانی و اجتماعی را به جان می‌خرند تا فرزندانشان آسیبی نبینند.

این رمان بسیار شبیه زندگی واقعی خیلی از خانواده‌های ایرانی است. آیا استقبال از کتاب به نظر خودتان مطلوب بوده است؟

چاپ اول این کتاب با وجود حجیم بودنش و گران بودن، تمام شده و همین نشان می‌دهد استقبال از آن مطلوب بوده است. در شرایطی قرار داریم که با وجود فشارهای اقتصادی و مسئله گرانی کالاهای اساسی دیگر خرید کتاب نمی‌تواند اولویت اغلب خانواده‌ها باشد. پس همین که چاپ اول آن به پایان رسیده یعنی مخاطبان خود را یافته و من راضی هستم.

دلیل اهمیت دادن زیاد پدر به ظاهر خوب چه بود و چقدر موافقید که پدر آن جور که مادر عقیده دارد در تمام مدت زندگی تئاتر بازی می‌کند؟

هر انسانی به چیزی حساس است و همین حساسیت پدر به ظاهر و زیبایی همسرش باعث خلق این رمان شده است وگرنه اگر پدر از اندام مادر راضی بود داستانی به وجود نمی‌آمد. در سراسر دنیا هم شاهدیم و می‌بینیم اگر دسته‌ای از زنان می‌خواهند لاغر باشند به دلیل سلیقه شوهرشان است و این تفکر در ذهن مردان رایج شده که اگر همسرشان خوش‌اندام و لاغر نباشد طبقه اجتماعی خانواده پایین خواهد آمد.

چرا الا پدرش را به اندازه مادرش رازآلود و یک جعبه سیاه لعنتی می‌داند؟

چون به عنوان یک دختر کوچک هشت‌ساله خیلی چیزها را هنوز درک نمی‌کند و بارها این پرسش به ذهنش می‌آید که بالاخره پدر، مادرش را دوست دارد یا نه. اینکه پدر با زن دیگری می‌رقصد بدون اینکه دوستی و رابطه خاصی بین آنها باشد و یا تنها به سفر می‌رود برایش جای سوال دارد و پدر را رازآلود کرده است. این حس اسرارآمیز و جعبه سیاه بودن مسلماً در دوران بزرگسالی الا که خیلی از مسائل را می‌تواند درک کند دیگر وجود نخواهد داشت.

چرا الا اعتقاد دارد که مادران و فرزندان هرگز نمی‌توانند با هم دوست باشند؟

خود من به عنوان یک مادر همیشه سعی کرده‌ام رفتار دوستانه‌ای با فرزندم داشته باشم ولی نمی‌توانم هرگز رفیق او باشم چراکه من و فرزندم همنسل هم نیستیم. یک مادر می‌تواند حتی رازدار فرزندش باشد ولی بچه‌ها تمام حرف‌های خود را نمی‌توانند به مادرشان بزنند و با دوست و رفیق همسال خود مطرح می‌کنند. این امری طبیعی است. مادران می‌توانند دوست فرزندشان باشند و همیشه از آنها حمایت کنند ولی نمی‌توانند رفیق آنها باشند چراکه فاصله سنی و تفاوت نسل‌ها یک مانع برای درک تمام مسائل یکدیگر است.

رمانی که از رنج‌های روحی زنان می‌گوید

آیا مادر در وجود جسی عشقی را می‌دید که دیگران به او نداده بودند و به همین دلیل او را به خانه‌شان راه می‌داد؟

جسی کوچولو بی‌پناه و بدون حامی بود و نیاز به مادر داشت. مادر از خانواده خودش عشق نمی‌گرفت و جسی هم او را دوست داشت و بارها عشقش را به او نشان داده بود. مادر، فداکار بود ولی قدر مهربانیش را در خانواده‌اش نمی‌دانستند. او محبت و عشق موردانتظار را در وجود جسی کوچولوی بی‌پناهی که خانواده‌اش به او اهمیت نداده بودند پیدا می‌کرد و انگار دو شاخه نحیف بودند که به هم تکیه می‌دادند.

الا یک جا تعبیر جالبی از ارتباط والدینش دارد که با هم رقابت سر زمان و پول دارند و حق به جانب هستند و با هم گویی همیشه مبارزه می‌کنند. این رقابت و مبارزه را به دشمنی افراد طبقه پایین جامعه تشبیه کرده است. آیا می‌توان استدلال کرد که می‌خواهد بگوید خانواده‌های طبقه پایین جامعه با هم رقابت بیشتری دارند و طلاق در آن‌ها بیشتر اتفاق می‌افتد؟

بله چون خانواده‌های مرفه مشکلاتی را که خانواده‌های طبقه پایین تجربه می‌کنند ندارند؛ مسائلی که برای خانواده‌های کم‌درآمد چالش و دلیل دعوا و درگیری است. به عنوان نمونه خانواده مرفه نمی‌داند معنی گرانی دارو چیست چون تجربه نکرده است.

به نظر شما این داستان چقدر ظرفیت فیلم‌شدن را دارد؟ چون تصویرسازی‌های جذابی را در آن شاهدیم؟

خوشبختانه باخبر شده‌ام که در آلمان اخیراً فیلمی بر اساس این رمان ساخته شده که هنوز اکران نشده و به‌زودی عرضه خواهد شد. البته ساختن فیلم بر اساس یک رمان بخشی از ابهام‌های جذاب را از بین می‌برد. به عنوان نمونه ما به طور دقیق نمی‌دانیم واقعاً مادر چاق است یا کمی تپل است و اضافه وزن دارد که همین رمان را جذاب کرده است و بر قضاوت ما درباره پدر تاثیر گذاشته است، ولی فیلم این ابهام را از بین می‌برد.

رمانی که از رنج‌های روحی زنان می‌گوید
نمایی از فیلم ساخته‌شده براساس رمان «دروغ‌ها درباره مادرم»

چرا راوی این داستان یک فرزند هشت‌ساله است؟ این انتخاب چه کمکی به نوع روایت داستان و تاثیرگذاری آن کرده است؟

انتخاب یک کودک هشت‌ساله به عنوان راوی به نویسنده کمک کرده که داستانش بیشتر رازآلود و جذاب باشد چون نگاه یک کودک به اتفاقات اطرافش بدون پیش‌داوری است و صداقت بیشتری دارد. شاید اگر راوی مادر بود ما با داستان همراه نمی‌شدیم چون تصور می‌کردیم اگر قصه از زبان پدر تعریف می‌شد قضاوت ما درباره چاقی مادر تغییر می‌کرد. بنابراین بهترین انتخاب را نویسنده انجام داده تا مخاطب را تا پایان داستان با خود همراه نگه دارد و نگاهی بدون پیش‌داوری‌ها به رابطه پدر و مادر و مسئله چاقی زن داشته باشیم.

این کتاب تصویری از یک خانواده مردسالار را نشان می‌دهد. در کتاب‌های دیگر نویسنده هم به مردسالاری و مسائل خانوادگی اشاره شده است؟

من سایر کتاب‌های این نویسنده را نخوانده‌ام ولی علاقه دارم دو کتاب دیگر وی را که پس از «دروغ‌ها درباره مادرم» منتشر شده بخوانم. خودم نیز قائل به ادبیات فمینیستی نیستم و اعتقاد دارم ادبیات به جنسیت ارتباط ندارد و نباید نگاه‌های جنس‌گرایانه به داستان‌ها داشته باشیم. در سفری که به آلمان داشتم متاسفانه نتوانستم با خود نویسنده ملاقات کنم چون کاری برایش پیش آمد و به قرارمان نرسید ولی با واسطه ترجمه فارسی کتابش را به او رساندم.

محور این داستان راز و دروغ است و نویسنده اشاره کرده رازها نوعی خویشاوندی با دروغ دارند. موافقید؟

بله کاملاً موافقم و اعتقاد دارم که گاهی بیان نکردن برخی واقعیت‌ها به مثابه دروغ‌گفتن است. به عنوان نمونه اگر کسی به صمیمی‌ترین دوستش موضوع طلاق گرفتن خود را نگوید و پنهان کند انگار به او دروغ گفته است در حالیکه اگر به دوستان دورتر و یا همکارانش نگوید اشکالی ندارد. رازداری درباره افراد مختلف تفاوت دارد و گاهی پنهان‌کاری مانع دوستی است و ارتباطمان را با دوستان صمیمی و نزدیک از بین می‌برد. واقعاً هم رازها نوعی خویشاوندی با دروغ دارند.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها