امير علي نجوميان در نشست «ما و تفكر نقادانه» انجمن علمي نقد ادبي، حوزههای مختلف تفكر نقادانه را برشمرد و گفت: تفكر نقادانه به محدوديتها و تنگناها آگاه است و خود را در درون تاريخ مشاهده ميكند.\
وي تعريفهاي خود را در قلمرو نقد ادبي اينگونه بيان كرد: نقد، قضاوت متن است و كنشي علمي، و تحقيق به شيوهاي نظاممند است و هدف از آن لذت و فهم عاطفي متن است. نقد همچنين، كشف چيزي در درون متن و تاويل آن است.
اين پژوهشگر تعاريف ديگر خود را از نقد، اينگونه توضيح داد: نقد، خواندن متن است و در فرآيند ارتباط متقابل خواننده و متن شركت ميكند و ديگر آنكه نقد، پيچيده و مشكل كردن فرآيند خواندن متن است.
اين استاد دانشگاه در ادامه با بيان توضيحات ديگري درباره نظريه ادبي و ويژگي هاي آن گفت: نظريه ادبي را گاهي با نقد ادبي همراه شمردهاند. نظريه ادبي، نوعي مشاهده كردن است؛ نه به كار بردن. نظريه ادبي، نوعي تفكر درباره ادبيات و نقطه تلاقي بين فلسفه و ادبيات است و ديگر آنكه نظريه ادبي چيستي ادبي است.
وي خاطرنشان كرد: مهمترين سوال نظريه ادبي اين است كه ادبيات چيست؟ چه كساني يا نهادهايي ادبيات را براي ما تعريف ميكنند و در چه ساختارهايي اين اثر ادبي شكل ميگيرد؟ نقش نهادهاي آموزشي كجاست؟ رسانهها، جايزهها و تشويقها و همچنين مناسبات قدرت در ارايه آن چه نقشي دارند؟ نسبت نويسنده و خواننده چطور است؟
اين استاد دانشگاه كه در ادامه سوالهاي ديگري را درباره كاركردهاي نظريه ادبي مطرح ميكرد، گفت:اينكه آيا نويسنده در تاويل اهميت دارد؟ نقش هويت جنسي و نژادي در نظريه ادبي چيست و آيا ما به نظريه ادبي نياز داريم؟ از جمله پرسشهاي ديگري است كه در اينباره مطرح ميشود.
نجوميان در ادامه توضيح داد: نظريه ادبي، مفهومي قابل انعطافتر است و نوعي فرارفتن از نظام زبان راتداعي ميكند. نظريه ادبي، امروز حوزهاي بينامتني و بينارشتهاي است. وقتي از نظريه ادبي حرف ميزنيم، در حقيقت داريم از موسيقي، سينما و امثال آن نيز صحبت ميكنيم. اين نشان ميدهد كه نظريه ادبي پتانسيلهاي زيادي دارد كه در همه حوزهها كارآمد است.
اين استاد دانشگاه با بيان نقش تاريخ در تحول نظريه ادبي اضافه كرد: هر نظريه ادبي هميشه تاثير گرفته از نظريههاي قبلي و تاريخمند است و بالاخص نظريه، همان نقد است و گويي ماهيتا نميتواند از نقد جدا شود.
نجوميان در پايانبندي صحبتهاي خود به شرح هشت حوزه در تفكر نقادانه پرداخت و گفت: تفكر نقادانه در يك چهارچوب از پيش تعيين ساخته حركت نميكند و جسارت خارج شدن از زمان را دارد و در بند قلمروها نميماند. تفكر نقادانه حوزههاي متفاوت دانش بشري را در مناستبي ميانمتني روايت ميكند و به فرآيند تفكر با نگاهی بستاري و صادقانه مينگرد.
وي همچنين افزود: تفكر نقادانه به محدوديتها و تنگناها آگاه است و خود را درون تاريخ مشاهده ميكند. اين تفكر به نفوذ ايدئولوژي به درون فرآيند تفكر آگاه است.
نظر شما