نخستين نشست تخصصي انجمن نقد ادبی با عنوان «ما و تفكر نقادانه» عصر ديروز در حالي برگزار شد كه ادامه آن با در گرفتن بحثهاي چالشي ميان استادان حاضر در جلسه همراه بود. در اين جلسه عليمحمد حقشناس، با بيان اينكه آثار ادبي اصيل و منطبق با فطرت انسان، كهنه نميشوند، اظهار داشت: آثار ادبي راستين مثل تاريخند و مانند هستي، بي زمان و مكان هستند.
وي با طرح چند سوال در توضيح گفتههاي خود اينگونه گفت: در وهله اول بايد بدانيم آيا تاريخ ما تاريخ سلطهگري است؟ آيا انحصارطلب است؟ آيا ضد پيشرفت نيست؟ و سوال ديگر اينكه ما نقد ادبي و نظريه ادبيات را براي چه ميخواهيم؟
وي در ادامه توضيح داد: ادبيات از منظر نقش و نگرش را ميتوان شيوهاي در نظرآورد كه براي ما مجالي براي بودن با گذشتگان و آيندگان فراهم کرده و امكان ورود به اذهان ديگران را از روزن خيال به وجود ميآورد.
اين زبانشناس تاكيد كرد: ادبيات مرزهاي بين مردگان و زندگان و مرزهاي بين آشكار و نهان و مرزهاي بين شناخته و ناشناخته را بر هم ميزند و امكان ميدهد كه ما هستي را فارغ از انواع شرطيشدگيها بازيابيم و با آن نه همدل، بلكه يگانه شويم.
حقشناس با بيان توضيحات عميقتري از ذات ادبيات اضافه كرد: در ساحت ادبيات، انسان به شناختي راه ميبرد كه به تماميت هستي و خود او متعلق است. اين شناخت، با شناختي كه از رهگذر تعقل در حوزههاي علم و فلسفه حاصل ميشود، متفاوت است.
اين استاد دانشگاه با اشاره به شاخصهاي آثار ادبي اصيل، خاطرنشان كرد: آثار ادبي راستين هرگز كهنه نميشوند؛ چرا كه خود تاريخند و مثل خود هستي بي زمان و مكان و جاويدانند. با اين تلقي از ادبيات، ميشود پرسيد نقش نظريه و نقد ادبي ادبي در ادبيات چيست؟
حقشناس در ادامه با بيان نقش «فراشناخت» در نظريه و نقد ادبي گفت: میتوان دريافت كه نظريه ادبي پيش از هر چیز، ابزاري در دست منتقد ميگذارد و اين منتقد است كه با استفاده از نظريه به ايجاد زمينهاي همت ميگمارد تا به شناخت هر چه پذيرفتنيتر دست يابد.
وي با اشاره به نقش خود خواننده در دريافت فراشناخت اين گونه توضيح داد: اين زمينهسازي منتقد به آن معني نيست كه فراشناخت را به خواننده بدهد؛ بلكه اين خواننده است كه خود، فراشناخت را فراخور حال و هواي خود درمييابد. به بيان ديگر خواننده نيز همچون آفريننده نقد ميكند و نه همچون دريافتكننده منفعل.
اين پژوهشگر در ادامه اين بحث افزود: در حقيقت خواننده، اثر را بازميآفريند و كمكي كه نقد و نظريه ميكند، كمك بلاواسطه يا غيرمستقيم است. دخالت نقد و نظر چه در كار آفرينشگر و چه در كار خوانندهاي كه باز ميآفريند، دخالتي ويرانگر است؛ چراكه ذات شناخت را به شناختي معمولي بدل ميكند.
حقشناس توضيحات خود را اين گونه تكميل كرد: نقد و نظر در گذشته درست در همين چارچوب عمل ميكرد و سخن از نظريه ادبيات مستقيما به ميان نميآمد و نظريه را، نقد ادبي تلقي ميكردند.
وي با اشاره به حوزههاي مختلف نقد، يادآور شد: همانطور كه نقد فني و اجتماعي و علمي هر كدام حوزهاي خود را پوشش ميدهند، نقد ادبي نيز در خدمت تحليل و تفسير نظاممند ادبيات است.
نظرات