شنبه ۱۷ تیر ۱۴۰۲ - ۲۰:۵۸
هر سر شوریده‌ای مست است و شیدای غدیر/ مباهله و غدیر دو تاج بر سر مسلمانان هستند

محفل شعر «غدیر تا مباهله»با حضور جمعی از شاعران و استادان شعر آیینی در تالار مهر حوزه هنری برگزار شد.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، در این محفل شعر که عصر امروز، 17 تیر به همت مرکز آفرینش‌های ادبی حوزه هنری برگزار شد، محمود حبیبی‌کسبی که مدیریت اجرای این برنامه را به عهده داشت، گفت: عید مباهله از اعیاد شیعی است که در سال‌های اخیر بیشتر به آن پرداخته شده و علاقه‌مندان بیشتر از این عید اسلامی و قرآنی شنیده‌اند.
 
این شاعر در ادامه شعری از مجد الدین کسایی مروزی خواند:
مدحت کن و بستای کسی را که پیمبر
بستود و ثنا کرد و بدو داد همه کار
آن کیست بدین حال و که بوده است و که باشد؟
جز شیر خداوند جهان، حیدر کرّار
این دین هدی را به مثل دایره‌ای دان
پیغمبر ما مرکز و حیدر خط پرگار
علم همه عالم به علی داد پیمبر
چون ابر بهاری که دهد سیل به گلزار
 
نغمه مستشار نظامی اولین شاعری بود که در این مراسم شعری به شرح زیر قرائت کرد:
 با پنج نور ناب بهشتی، با حرف حق مجادله سخت است
تسلیم اقتدار تو هستند، بر عالم این معادله سخت است
 با پنج نور ناب بهشتی، از راه آمدی و دلم ریخت
در شهر دیرهای قدیمی، حتی خیال زلزله سخت است
همراه تو ولی خداوند، هم‌پای تو دو سر بهشتی
با توست روح سوره کوثر، با آیه‌ها مقابله سخت است
 این پنج تن عصاره عشق‌اند، این پنج تن سلاله نورند
نجرانیان مقابله کردن، با این جبال و سلسله سخت است
 این وعده را مسیح به ما داد، اینک زمان تابش عشق است!
دیدار نور ناب به جز در، دل‌های پاک و یکدله سخت است
 با اهل بیت پاک نبوت، غیر از سلام و نور مگویید
با مستجاب دعوه‌ترین‌ها، جان بردن از مباهله سخت است

 آرش شفاعی، روزنامه‌نگار و شاعر حاضر در جلسه، شعر زیر را خواند:
 هر سر شوریده‌ای مست است و شیدای غدیر
خم به رقص افتاد تا گل کرد مینای غدیر
لذتی دارد تماشا کردن رقصی زلال
خلسه ای دارد شگفت آور تماشای غدیر
هرچه افلاطون در اینجا کودکی بیچاره است
عاشقان دانند اسرار معمای غدیر
دست بر بالای دست هرکسی بسیار هست
دست تا محشر نخواهد بود بالای غدیر
آبروی آب‌ها را برکه‌ای کوچک خرید
هفت دریا ناگهان افتاد در پای غدیر
روحم از سکر تماشای شما آتش گرفت
در تنم مانده است تا امروز گرمای غدیر
حیف در قاموس شیخ و شحنه بعد از اندکی
محو شد در سیل شک و شبهه معنای غدیر
خنده بر لب دشنه پنهان کردگان رسوا شدند
تا خس و خاشاکشان را شست دریای غدیر
دست‌های بیعت امروز چندی صبر کن
در مصافت تیغ در دستند فردای غدیر
روزگار شیعه نیمی خنده نیمی گریه است
نوحه‌ها باید چه ها دیده است مولای غدیر
 
 
محمدحسین ملکیان از دیگر شاعران حاضر در این مراسم نیز شعری را قرائت کرد:
 من ماجرا را خوب یادم هست، چون کاروان ما جلوتر بود
پیکی رسید و گفت برگردید، دستور، دستور پیمبر بود
 چرخید سرهای شترهامان چون با محمد بود دلهامان
فرمانبری از حرف پیغمبر، با حج برای ما برابر بود
 خیل عظیم حج گزاران را گرد درختانی کهن دیدیم
کار بنای سایه بان ها با عمار و سلمان و ابوذر بود
زنگ شترها از صدا افتاد، از دشت حتی رد نمی شد باد
راوی به حرف خویش پایان داد، یعنی محمد روی منبر بود
«الیوم اکملت لکم دینی من کنت مولاه علی مولاه»
بانگ رسایی داشت پیغمبر، هرچند بعضی گوش‌ها کر بود
آنها که می‌دیدند می‌خواندند از چشم پیغمبر مرادش را
آنها که نشنیدند می‌دیدند در دست او دست برادر بود
هم برکه هم دریا شهادت داد هم طور هم سینا شهادت داد
حتی شن صحرا شهادت داد حکم ولایت دست حیدر بود
از خندق و از بدر تا خیبر، تا لحظه آخر که در بستر
از ابتدا حرف از ولایت بود، آری! ولایت حرف آخر بود
 
ملکیان شعر دیگری با موضوع مباهله خواند:
میان باطل و حق باز هم مجادله شد
گذاشت پا به میان عشق و ختم قائله شد
محمد آمد و اهل کساء را آورد
ورق ورق کتب کفر، برگ باطله شد
محمد آمد و با پنج پاسخ محکم
جوابگوی هزاران هزار مسئله شد
چه دید اسقف نجران درون انجیلش؟
که بین راه پشیمان از این معامله شد
خدا به خلق جهان حرف آخرش را زد
و حرف آخر او، آیه مباهله شد
 
محمدرضا طهماسبی از شاعران کشورمان شعری خواند که بخشی از آن چنین است:
من علی گشتم و علی شد من یک وجودیم اگر چه در دو بدن
از چه ناراحتی تو؟ حرف بزن از علی دلخوری تو یا از من؟
من اگر موسی ام علی هارون من اگر مسجدم علی است ستون
از علی نزد تو به یمن و شگون بارها گفته ام به سر و علن
دست یزدان در آستین من است من امینم خود او آمین من است
جان شیرین و جانشین من است بانگ برزن به کوچه و برزن
که علی پادشاه راه ملک دل است شاهد نص ثم نبتهل است
او به حق حق به او چو متصل است نشد او را مسلط اهریمن
رهروان را امیر قافله او سائلان را جواب مساله او
سال‌ها پیش از مباهله او جانشینم شده نه تدریجا
 
علی انسانی از مداحان و پیر غلامان اهل بیت گفت: مباهله و غدیر دو مقوله‌ای است که گویی دو تاج بر سر مسلمانان است. شعرا در مورد این دو موضوع خوب به میدان آمدند و خون در رگشان از ولایت می‌دوید و با زبان دل صحبت کردند. مراجع ،صداو سیما و وزارت ارشاد و بسیاری از نهادها به میدان آمدند.
 
 
بشری صاحبی نیز که از شاعران طلبه است در این مراسم شعری خواند:
 السلام علیک یا فاطمة الزهرا
 فراتر است از ادارک ما حقیقت ذاتش
کسی که آینه ذات کبریاست صفاتش
 کسی که وحی به شوق کتابتش شده نازل 
که خط کوفی او بوده زینت کلمات
 کسی که خطبه غرّاست واژه واژه سکوتش
کسی که حجت بحث ولایت است زکاتش
 کسی که شیفته نامه‌های اوست بلاغت
کسی که چشمه جوشان حکمت است دواتش
علی ست او که زمین مفتخر شده به حضورش
علی ست او که زمان معتبر شده به حیاتش
 علی ست معنی حی علی صلاة من و تو
علی کسی ست که میزان سنجش است صلاتش
 هر آنچه اشک به دامان چاه ریخت شبانه
بدل به درّ نجف شد یکایک قطراتش
 علی معادل عدل است آن عدالت دلخواه
بگو به دهر که تنها علی ست راه نجاتش
 
دف‌زنی حافظ ایمانی و آوازخوانی حسین روزبهانی و سید محسن حسینی از برنامه‌های جنبی این محفل شعر بود.
 
 

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها