دکتر مهدی محسنیانراد*: نیازهای ارتباطی ما از پدرمان فراتر است. هنوز همانقدر به غذا و پوشاک نیاز داریم که نسلهای پیشین نیازمند بودند، اما نیازمندیهای ارتباطی آدمیان امروز بیش از گذشتگان است. تقاضای ما برای «پیام» رو به تصاعد است و از این رو به هر ابزاری که بتواند چنین نیازی را برآورد، روی آوردهایم. نقش کتاب به عنوان یک «رسانه»...
این است که کتاب در ماجراهای انسانی همچون تبلیغات ریاست جمهوری کشوری چون امریکا نقش ارتباطی مییابد. دیگر کتاب میتواند یک رسانه باشد. همانگونه که تلویزیون و رادیو نقش رسانهای دارد، کتاب هم برای برخی از مخاطبان به عنوان منبعی برای دریافت پیام ارتباطی تبدیل شده و اگر از چنین رسانهای استفاده نشود، بخشی از مخاطبان از پیام محروم ماندهاند.
در ایالات متحده از سال ۱۵۴۷ میلادی تاکنون میتوان هشت نسل مختلف برشمرد که با کتابخوانی در ارتباط بودهاند. کتاب برایشان نهادینه شده و با آن خو گرفتهاند. این امر سرمایهگذاران تبلیغاتی را بر آن میدارد تا «کتاب» را هم برای ارسال پیام و برآوردن نیازهای ارتباطی مخاطبان خود در کنار سایر رسانهها مورد استفاده قرار دهند.
در مورد این تردید که چنین کتابهایی تاریخ مصرفی مشخص داشته و صرفا جهت تبلیغات کوتاهمدت استفاده میشوند هم، به راحتی نمیتوان قضاوت کرد. از کجا معلوم که چنین نباشد؟ آیا به عنوان مثال کتاب انتخاباتی ابراهام لینکن (رییس جمهور ایالات متحده در قرن ۱۹ میلادی) در تبلیغات ریاست جمهوری زمان خودش، امروز نمیتواند به عنوان اثری تاریخی مورد رجوع قرار بگیرد؟
این در جامعه ما هم چندان کمسابقه نیست. میتوان ماجراهایی اجتماعی را بر شمرد که طی آنها کتاب نقش رسانهای یافته است. یکی از بارزترین آنها کتاب محمد جواد لاریجانی است پس از سفر انگلستان. وی که در اواسط دهه ۷۰ خورشیدی در مورد سفرش به بریتانیا و مذاکرات احتمالی در آن کشور با پرسشهای فراوانی از سوی رسانهها مواجه شده بود، با انتشار کتابی به نام «مذاکرات در لندن» به ابهامات پاسخ گفت و از کتاب به عنوان رسانه بهره جست.
اما با مقایسه جامعه خودمان با آنچه اکنون در ماجراهای تبلیغاتی ریاست جمهوری امریکا شاهد بودیم، دو ضعف مشخص میشود. اول همانکه به عنوان نهادینه شدن کتاب در یک جامعه بدان پرداختم. در جامعه ما به عنوان نمونه «فرش» امری نهادینه شده است و به خوبی میبینیم که نسلهای جدید همانند پیشینیان از این محصول استقبال میکنند. شاید فرش ماشینی بخرند، اما بر روی فرش ماشینی هم همان نقش و نگاری استفاده شده که بر روی فرشهای دستبافت گذشتگان نقش بسته بود.
در مورد کتاب هنوز شاهد چنین پدیدهای نیستیم. از سوی دیگر تواناییهای فیزیکی انتشار کتاب در مدت زمان کوتاه برای زبان فارسی هنوز به خوبی فراهم نیست. برای حروفچینی و صفحهبندی زبان لاتین پیشرفتهایی صورت گرفته که انتشار کتاب در مدت زمان بسیار کوتاه را ممکن میسازد؛ اما تا چنین تحولاتی برای الفبا و خط فارسی پدید نیاید، کتاب به سختی خواهد توانست همچون یک رسانه حاوی و حامل پیامهای مقطعی باشد.
*پژوهشگر ارتباطات، مدرس دانشگاه و نویسنده «ایران در چهار کهکشان ارتباطی»
نظر شما