سرویس هنر خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) - رویا سلیمی: فیلم مستند «شکوفههای زمستان» به کارگردانی تورج کلانتری، روایتی از تاسیس و شکل گیری فعالیتهای فرهنگی و هنری مسجد جواد الائمه (ع) است. مسجدی نه چندان بزرگ و مطرح در دل محله سی متری جی که با تایید و نظر امام جماعتش، فعالیتهای فرهنگی را به شکل گسترده آغاز میکند. وقتی فضای جامعه در دهه ۵۰ در دو قطبی شدید قرار میگیرد، عموم جامعه پیوند و ارتباط چندانی با فضاهای هنری مسلط ندارند.
تئاتر، سینما و هنرهای تجسمی به کالایی ضد فرهنگی و ضد دینی تبدیل میشود که از نگاه گروه عمده جامعه نقش مخرب و تخدیری در مخاطب خواهد داشت. گسترش این فضای ناسالم با اتفاقاتی که در جشن هنر شیراز و برگزاری تورهای هنری توسط هنرمندان مطرح دنیا در ایران رخ داد، فاصله میان جامعه و طبقه هنرمند قبل از انقلاب را بیش از بیش عمیق کرد.
اما مسجد جوادالائمه (ع) نگاه سلبی خود را بر محورهای هنری مطرح شده، با انفعال همراه نمیکند. افرادی مانند مرحوم امیرحسین فردی، فرجالله سلحشور، بهزاد بهزادپور و ... در تقابل با فضای هنری مسلط، کتابخانه مسجد را از رکود خارج کرده و گسترش این کتابخانه زمینه بسیار مساعدی را برای جذب نسل جوانی فراهم میکند که هنر را نه تنها برای هنر بلکه وجوه کارکردی و اجتماعی آن را مورد توجه قرار میدهد.
کلانتری سعی دارد فضای دو قطبی هنری را در دل مستند خود بازنمایی کرده و از دل اتفاقات تاریخی دهه ۵۰ در عرصه هنر، گفتمان غالب هنر انقلاب و هنر متعهد را مطرح کند. گفتمانی که هنر را برای رشد و تعالی بشر لازم می داند اما مفاهیم و اصول آن را فارغ از تقلید از فرهنگهای دیگر، بر کارکردهای اجتماعی و فرهنگی جامعه استوار میکند. نقش تاثیرگذار افرادی مانند امیرحسین فردی در توسعه و ترویج کتابخانه و جلسات قصهخوانی، مقدمهای برای شروع فعالیت طیف مذهبی و انقلابی برای ورود به عرصه هنر میشود.
نقش او هر چند در این مستند تا حدودی مطرح میشود، اما اهمیت و جایگاه او در تیتراژ به سالهای بسیار بعد یعنی در میانه دهه هفتاد گره میخورد. مستند با تایید نظر وی در مورد رمان «من او» نوشته رضا امیرخانی، سعی دارد قلاب جذاب خود را برای روایت مطرح کند. قلابی که به روند شکل گیری و بسط مفهوم هنر متعهد ارتباطی ندارد و تنها نگاه حمایتگرانه و همدلانه مرحوم فردی را در همراهی با نویسندگان نسل جوان بعد از انقلاب بازتاب میدهد.
در کنار تاکید گذرا به نقش امیرحسین فردی، به قصهخوانی بهزاد بهزاد پور و سپس کارگردانی تئاتر او اشاره میشود. بهزادپور که در آن سال های نوجوانی از اعضای مستعد مسجد محسوب میشود با قرار گیری در کنار افرادی مانند مرحوم فردی و سلحشور، میتواند استعداد هنری خود را بر بستر مسجد و کتابخانه جوادالائمه (ع) رشد و نمو دهد و تا سالیان سال در این حرفه خود را تثبیت کند.
مهندسی اطلاعات در «شکوفههای زمستان» از نظم و منطق مشخصی پیروی نمیکند. پس از گذشت نیم ساعت از فیلم، اتصال این گروه به حوزه هنری و جایگاه آنها در شکل گیری حلقه اولیه حوزه هنری مشخص نمیشود. علیرغم اطلاعات و حضور کارشناسان و منابع دست اول در روایت اتفاقات تاریخی فعالیتهای هنری در مسجد جواد الائمه (ع) تصویر دقیق از اتصال این حلقه با گروه های اولیه شکلگیری حوزه هنری به دست نمی دهد.
گسترش فعالیتهای بچههای مسجد از کتابخوانی تا قصهخوانی و سپس گرایش به تئاتر و موسیقی و هنرهای تجسمی، به خوبی در فیلم بسط پیدا نمیکند. آنچه بیش از هر چیزی می توانست نقش و جایگاه این فعالیتهای را در مقابله با هنر مسلط و جریانساز مورد علاقه رژیم تبیین کند، نوع شکل گیری و رسیدن به ایده هنر انقلابی و متعهد بود که در این زمینه چندان روایتی از دل این مستند مطرح نمیشود.
هنری که میتواند ضمن پرداختن به گونههای مختلف، شهید تربیت کند و غنیپور و ریاضی و ... از دل آن به جامعه معرفی شود، در دل روایتی مغشوش و تکه پاره گم میشود. حتی نوع شکل گیری جایزه شهید غنی پور به عنوان یکی از جوایز مطرح سالهای متمادی در دل ادبیات داستانی ایران، شرح و بسط پیدا نمیکند. جایزهای که چندین سال است در محاق رفته و به عنوان یکی از جریانهای مستقل هنر انقلابی رو به افول است.
پرداختن به مضامین هنر متعهد در جامعهای که میان چند گفتمان گاها گرفتار تعلیق و سردرگم میشود، انتخاب درستی برای روایت در فیلمی مستند است. اما به نظر میرسد پرداختن به فعالیتهای فرهنگی و هنری مسجد جواد الائمه (ع) که فقط هفت هزار عضو کتابخانه داشت و از دل مطالعه و امانت گرفتن کتاب، شرایطی برای ورود به عرصه هنر در بعد از انقلاب را پیدا کرد، نیاز به دقت و حوصله بیشتر مستندسازان خواهد داشت.
نظر شما