دوشنبه ۲ دی ۱۳۸۷ - ۰۸:۰۰
مرزهای بی‌پایان ادبیات

عبدالله کوثری مترجم: جهانی از ادبیات پیش‌روی ماست. دنیایی بی حد و مرز که مرزهای سیاسی و جغرافیایی را پس می‌زند و یگانگی بشریت را نوید می‌دهد. گاه خیال می‌کنیم نسبت بالای انتشار آثار ادبی ترجمه شده از سایر زبان‌ها در مقابل کتاب‌های تالیفی و تحقیقی نشان از ضعف ما دارد....

خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) عبدالله کوثری*: جهانی از ادبیات پیش‌روی ماست. دنیایی بی حد و مرز که مرزهای سیاسی و جغرافیایی را پس می‌زند و یگانگی بشریت را نوید می‌دهد. گاه خیال می‌کنیم نسبت بالای انتشار آثار ادبی ترجمه شده از سایر زبان‌ها در مقابل کتاب‌های تالیفی و تحقیقی نشان از ضعف ما دارد. هرچند برای چنین برداشتی می‌توان آمار نشر را مثال نقض آورد که نشان می‌دهد تالیف چندان هم از ترجمه عقب نیست و گاه پیش است، اما باید یادآور شد که این تصور باطل است و چنین مقایسه‌ای از اساس ناصحیح. اگر هم کمیت تالیف، از ترجمه عقب باشد چندان اتفاق غریبی رخ نداده. دنیای عریض و طویلی از ادب و هنر در مقابل ما قرار دارد که ما تنها بخشی از آنیم. برای تمام جهان چنین است و هیچ خطه‌ای نمی‌تواند از نظر کمیت تولیدات ادبی با تمام جهان رقابت کند.
 
آنچه اهمیت دارد تلاش برای افزایش کیفیت آثار ادبی است که کمیت هرگز نه توان رقابت دارد و نه کسی خواهان چنین رقابتی است. هنر و ادبیات رقابت نمی‌شناسد، اما پیشرفت چرا و برای پیشرفت کیفیت ادب و هنر سرزمینمان چه چیز بهتر از شناخت آنچه خارج از حوزه زبان فارسی می‌گذرد.

ترجمه ادبی نیز خود پدیده‌ای فاقد اهمیت و جایگاه هنری نیست. یک مترجم همانند یک نویسنده عمل می‌کند، اما با محدودیت بیشتر. نویسنده با واژه‌های خودش فکر می‌کند و می‌نویسد، اما کار مترجم نه فقط برگردان واژه‌ها، که انتقال معنا و مفهوم و فرهنگ و تمام لذایذ ادبی اثر یک نویسنده دیگر است.

این است که مترجم نه‌تنها باید زبان نویسنده اصلی را نیک بداند، که لازم است قلمی در حد نویسنده پدید آورد، فرهنگ و تاریخ و جامعه خالق اصلی اثر را بکاود و مهم‌تر اینکه در زبان مقصد خبره و کارشناس باشد. مترجم، پژوهشگر زبان خودش است و آنچه برای او بیشتر اهمیت دارد زبان نهایی اثر است.

نویسندگانی چون فاکنر و همینگوی و وولف و دیگران،‌ هریک استاد زبان و ادبیات خود بوده‌اند، اما ما با کمک آشنایی اندکی با یک زبان خارجی و استفاده از انواع لغت‌نامه‌ها آثار این نویسندگان را به فارسی بر می‌گردانیم و این جای تاسف دارد. بسیاری از افراد به مجرد اینکه لیسانس زبان گرفته‌اند و یا آشنایی مختصری با یک زبان خارجی دارند، دست به ترجمه آثار ادبی می‌زنند.
 
درحالی که دانستن زبان، تنها یکی از شرط‌های آغاز ترجمه است و حتی مهم‌ترین شرط نیست. مهم‌ترین اصل برای ترجمه به فارسی، آشنایی با زبان فارسی است. مترجم اول باید یک نویسنده باشد و فارسی را به خوبی بشناسد.
 
هرگاه [مترجم] قلمش به تمام زیر و بم‌های زبان فارسی استوار شد،‌ آنگاه می‌تواند اثر دیگری را به زبان فارسی ترجمه کند. حال اگر مترجمانی از این دست دروازه‌های دنیای ادبیات را به روی خواننده و نویسنده فارسی زبان بگشایند، اتفاقی فرخنده رخ داده است. هرچه بیشتر از ادب و هنر سایر ملت‌ها و سرزمین‌ها ترجمه کنیم، ادبیات خودمان را غنی‌تر کرده‌ و ارزش‌های ادبیات کهن‌سال سرزمینمان که از پس نسل‌ها و قرن‌ها به دوش ما افتاده را افزون کرده‌ایم.

نهایت می‌ماند رعایت اصل ویرایش، وفادار ماندن به اصول حرفه‌ای و حرکت در چهارچوب اخلاق تا از گزند پدیده‌هایی چون ترجمه همزمان یک اثر، کتاب‌سازی به نام ترجمه و چاپ و نشر کتاب‌های بی‌کیفیت، مضر و فرهنگ‌ستیز در امان باشیم.
------------------------------------------------------------------------------
*مترجم و برنده جایزه «کتاب‌سال» در ترجمه ادبی

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

اخبار مرتبط

تازه‌ها

پربازدیدها