به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، جلسه نقد و بررسی اقتباس سینمایی فیلم «شبهای روشن» ساخته فرزاد موتمن از داستان «شبهای روشن» فئودور داستایفسکی عصر دوشنبه 9 بهمن با حضور فرزاد موتمن، کارگردان فیلم، احمد نادمی و مزدا مرادعباسی در سرای داستان بنیاد ادبیات داستانی برگزار شد.
موتمن در این نشست گفت: «شبهای روشن» اثر مهمی در میان آثار داستایفسکی به حساب نمیآید. او در سن 26 سالگی این اثر را نوشته و در آن زمان داستانها و رمانهای «بالزاک» را به روسی ترجمه میکرد و در این اثر نیز بسیار تحت تاثیر بالزاک است. اگر نام داستایفسکی را از زیر عنوان این اثر برداریم، ممکن است مخاطبان آن را با داستانهای بالزاک اشتباه بگیرند.
وی افزود: من تا پیش از ساختن فیلم هیچ اقتباس سینمایی از داستان «شبهای روشن» را ندیدم، بلکه تنها یکبار قصه را خواندم و از آن خوشم نیامد. بنابراین در برگردان سینمایی چندان به متن وفادار نماندم.
این کارگردان سینما و تلویزیون در ادامه با اشاره به اینکه «شبهای روشن» فیلمی در ستایش ادبیات است، گفت: پیشنهاد من به سعید عقیقی، فیلمنامهنویس این بود که داستان شبهای روشن را به فرهنگ ایرانی خودمان متصل کنیم و فیلم اثری در ستایش از ادبیات ایران باشد. در این فیلم سعدی، فردوسی، احمد شاملو، سیستانی و... مطرح میشوند.
کارگردان فیلم «شبهای روشن» در ادامه با اشاره به تفاوتهای فیلم خود و داستان داستایفسکی گفت: شخصیت مرد داستایفسکی در این اثر، حتی از شخصصیتهای مشهور خلق شده توسط داستایفسکی در آثار مشهورش، دور است. داستان درباره مردی غیرجذاب است که دوست دارد با زنان و مردم شهر سنپترزبورگ معاشرت کند، اما اعتماد به نفس اینکار را ندارد، اما شخصیت اصلی فیلم ما، اتفاقا به شخصیتهای آثار مشهور داستایفسکی نزدیکتر است.
موتمن گفت: شخصیت مرد فیلم جذاب است و توانایی معاشرت با دیگران را داشته و از نظر اجتماعی جایگاه بالایی دارد، اما او خود و به اختیار، انزوا را گزیده است، چرا که میترسد جامعه به او صدمه بزند. به قول شخصیت دختر، خودش را در کتابخانه خود حبس کرده است.
موتمن در ادامه با اشاره به این نکته که فیلم «شبهای روشن» وامدار عطار و داستان «شیخ صنعان و دختر ترسا» است، گفت: شخصیت اصلی فیلم «شبهای روشن» مردی است که نابود میشود تا عشقورزی را یاد بگیرد. بر این اساس فیلم بیش از آنکه وامدار «داستایفسکی» باشد وامدار عطار و داستان «شیخ صنعان و دختر ترسا» است. اقتباس ادبی زمانی به درستی رخ خواهد داد که فیلمساز بتواند اثر نهایی را مال خود کرده و با آن حرف خودش را بیان کند، اگر این اتفاق صورت نگیرد، مخاطب با فتو رمان مواجه است.
احمد نادمی، منتقد حاضر در این جلسه پس از تشریح قسمتهای مختلف داستان «شبهای روشن» گفت: فیلم شبهای روشن یکی از آثار اقتباسی موفق در تاریخ سینمای ایران است، چرا که در این برگردان کار خلاقه صورت گرفته است.
وی افزود: فیلم فرزاد موتمن هم نشانههای متن مبدا را دارد و به آن وفادار است و هم متعلق به فرهنگ مقصد است. اقتباس با این دید چیزی مثل ترجمه است.
مزدا مرادعباسی، دبیر این نشست نیز در ابتدای جلسه درباره تاریخچه سینمای اقتباسی در ایران صحبت کرد. مرادعباسی گفت: در سال 1329 نخستین فیلم اقتباسی در سینمای ایران توسط اسماعیل کوشان ساخته شد.
وی افزود: سینمای ایران برای اقتباس در چهار نوبت سراغ آثار داستایفسکی رفته است. در سال 1338 ابراهیم باقری فیلم «افسانه شمال» را با اقتباس از رمان آزردگان این نویسنده مشهور روس ساخت. در سال 1346 نیز فیلم «وسوسه شیطان» با اقتباس از رمان «برادران کارامازوف» توسط محمد زریندست ساخته شد. فیلم «شبهای روشن» نیز در سال 1381 و فیلم جنایت با اقتباس از «جنایت و مکافات» توسط محمدعلی سجادی در سال 1382 ساخته شد.
تهران، شهری بیهویت
فرزاد موتمن در بخش دیگری از سخنان خود درباره اقتباس سینمایی فیلم شبهای روشن در پاسخ به سوالی از دبیرنشست درباره مقوله صدا در فیلم گفت: شبهای روشن یک فیلم شهری است، اما ما چیز زیادی از شهر در آن نمیبینیم.
وی افزود:شهر تهران در این فیلم کاملا در پسزمینه اثر قرار دارد و این نکتهای کاملا آگاهانه بود،چرا که تهران، شهری غیردراماتیک، بسیار زشت و بیهویت است. تهران با زشتیهایش به هیچ عنوان به کار اقتباس ادبی نمیآید، بنابراین من و فیلمنامهنویس به این نتیجه رسیدیم که فیلمی شهری بسازیم، اما شهرش کاملا در پسزمینه قرار بگیرد. شبهای روشن داستان دو آدم روشن است در جهان تیره و تاریک.
فیلم شبهای روشن در سال 1381 با نویسندگی سعید عقیقی و کارگردانی فرزاد موتمن ساخته شد. در این فیلم مهدی احمدی و هانیه توسلی نقشهای اصلی را بازی کردهاند.
«شبهای روشن» داستایفسکی در ایران توسط مترجمانی چون سروش حبیبی، نسرین مجیدی، قاسم کبیری و پرویز همتیان بروجنی ترجمه و انتشار یافته است.
نظر شما