سه‌شنبه ۷ اسفند ۱۳۸۶ - ۱۵:۱۰
روانشناسی زبان  مبحثی میان رشته‌ای است

دكتر گلفام عضو هيأت علمي گروه زبانشناسي دانشگاه تربيت مدرس است و مديريت گروه زبانشناسي انتشارات سمت را به عهده دارد. وي همچنين مدير گروه نحو و رده‌شناسي و معاون آموزشي انجمن زبانشناسي ايران است. به بهانه چاپ مجدد كتاب «روانشناسی زبان» با وي به گفت‌وگو نشستيم.

به گزارش خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا) دکتر ارسلان گلفام در1346 در ملاير متولد شد. پس از دريافت مدرك كارشناسي زبان و ادبیات انگلیسی از دانشگاه علامه طباطبایی در سال 1369، به تحصيل در رشته زبانشناسي در دانشگاه تربيت مدرس پرداخت و سرانجام سال 1377 موفق به كسب عنوان دكتري زبانشناسي از دانشگاه تهران شد. 
 
از آثار وي مي‌توان به ترجمه كتاب‌هاي «تحول زبان» نوشته رابرت لارنس ترسك و «روانشناسی زبان» نوشته دني استاينبرگ و تأليف «اصول دستور زبان» اشاره كرد. 

«اطلس زبان‌ها» نوشته كامبري و ديگران نيز به زودي با ترجمه دكتر گلفام منتشر خواهد شد.

*آيا «روانشناسي زبان» را بايد به عنوان يك مبحث ميان‌ رشته‌اي در نظر گرفت يا به عنوان يك رشته مستقل مباحث آن را دنبال كرد؟ 

** روانشناسی زبان ذاتاً مبحثی میان رشته‌ای است که مطالعات زبانشناختی را بر اساس بنیان‌های ذهنی و فرایند‌های شناختی به بحث می‌گذارد. اما این موضوع میان رشته‌ای می‌تواند و باید در مقاطع تکمیلی به عنوان یک تخصص یا گرایش ارائه شود. 

* اگر زبانشناسی و روانشناسی را دو رشته مادر در نظر بگیریم، «روانشناسي زبان» بيشتر ميراث‌دار كدام يك از این دو رشته است؟ 

** روانشناسی زبان ریشه در سنت زبانشناسی چامسکیایی دارد و موضوعات اصلی آن شامل فراگیری زبان نخست، زبان دوم، تولید گفتار و درک گفتار می‌شود. در واقع این واژه ترجمه PSYCHOLINGUISTICS است. اما آن‌چه در حوزه مطالعاتی روانشناسان قرار می‌گیرد، در واقع PSYCHOLOGY OF LANGUAGE است که حیطه گسترده‌تری را در بر‌می‌گیرد و مباحثی مانند حافظه، تمرکز، پردازش محتوای تفکر و تصمیم‌سازی را شامل می‌شود.

* آیا مردم با این رشته آشنا هستند و چگونه می‌توان سطح اطلاعات افراد را در این زمینه بالا برد؟

** اگر منظور از مردم، افراد غیر‌دانشگاهی باشد پاسخ منفی ا‌ست، اما در سال‌های اخیر و با طرح مطالعات میان رشته‌ای به‌نظر می‌رسد موضوع تا حدی برای متخصصان غیر زبا‌نشناس نیز آشنا باشد. مسلماً برای آشنایی بیشتر غیر زبانشناسان و تا حدی عموم جامعه، مطبوعات و صدا و سیما می‌تواند نقش موثری داشته باشد. البته معرفی این موضوع در مقاطع پیش از دانشگاه در سطح آموزش و پرورش نیز برای دانش‌آموزان می‌تواند جذاب باشد و به طرح چنین مباحثی در سطح جامعه کمک کند. 

*  منابع اين رشته چقدر در ايران شناخته شده است؟

** منابع تا حد قابل قبولی برای اهل فن شناخته شده‌اند، به‌ويژه دانشجویان مقاطع تکمیلی با توجه به اینکه درس‌هایی را در این زمینه می‌گذرانند و مقالاتی را باید بنویسند و در مواردی پایان‌نامه خود را در حوزه روانشناسی زبان می‌نگارند، منابع روز را به خوبی می‌شناسند.

* آيا براي گسترش اين رشته بايد در پي ترجمه منابع معتبر باشيم يا در پي توليدات داخلي؟

** به گمانم با توجه به جوان بودن این رشته در دانشگاه‌های ایران و نگارش کتاب‌ها و مقالات متعدد، ترجمه از اولویت برخوردار است، اما قطعاً وقت آن فرا‌رسیده تا اساتید و دانش‌آموختگان جوان و آشنا با موضوع نیز دست به تألیف بزنند و بر اساس نوع مخاطب و در سطوح مختلف منابعی را در اختیار علاقه‌مندان قرار دهند.

* آیا اصولاً تألیف در این زمینه صورت گرفته و استادان و مولفان چقدر به کار در این زمینه علاقمندند؟

** متأسفانه هنوز کتابی در زمینه روانشناسی زبان تألیف نشده  یا من از آن بی‌خبرم. لازم به ذکر است طرح‌های مقدماتی برای نگارش کتاب در این زمینه را دیده‌ام اما متأسفانه این طرح‌ها عمدتاً ترجمه‌هايي اند كه از چند کتاب انتخاب شده‌اند.

* با توجه به اینکه دانشگاه‌های ایران اکثراً به زبانشناسی همگاني می‌پردازند، آیا لازم است این رشته به صورت گرايش تخصصي در دانشگاه‌ها تدریس شود؟

** به اعتقاد من زبانشناسی در ایران ریشه دوانده و زمان ارائه گرایش‌های تخصصی فرا رسیده است. دانشجويان ما در حال حاضر مطالبی را در همه زمینه‌ها می‌خوانند بدون ‌آن که در حوزه‌های خاص متخصص باشند. به اعتقاد من، جذب دانشجو در مقطع دکتری با عنوان زبانشناسی عمومی بی‌معناست و گروه‌های آموزشی باید با گرایش‌های تخصصی این مقطع را برگزار کنند. روال آموزشی باید به گونه‌ای باشد که دانشجویان اطلاعات کلی را در مقطع کارشناسی ارشد کسب کنند و در مقطع دکتری در یکی از رشته‌های روانشناسی زبان، جامعه‌شناسی زبان، کاربرد‌شناسی، زبانشناسی شناختی، زبانشناسی رایانه‌ای و سایر تخصص‌ها آموزش ببینند.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها