پنجشنبه ۱۱ بهمن ۱۳۸۶ - ۱۶:۳۵
سفر به ژرفاي جنگ

مريم مقيمي -جنگ‌ها هميشه نماد خشونت و خونريزي، زياده‌خواهي و زورگويي و.. اند و يادآور مظلوميت‌ها و محروميت‌هايي كه قربانيان اين قدرت طلبي، ناخواسته دچار آنند. گاهي جنگ براي جنگ است. سرزمين‌ها و حكومت‌ها اشغال مي‌شوند و به اشغال در مي‌آورند. مي‌كشند و كشته مي‌شوند تا.... اما زماني جنگ براي صلح است. در چنين كارزاري، مردان و زنان، اسلحه غيرت در دست مي‌گيرند و براي ماندگاري صلح، ايثارگرايانه با ارزش‌ترين دارايي خود را فدا مي‌كنند. مي‌روند تا رهايي يابند، كشته مي‌شوند تا بمانند، به اسارت در مي‌آيند تا آزاد باشند. هماناني كه براي مانايي اعتقاداتشان و ماندگاري وطنشان و تامين امنيت و آرامش آينده‌شان به مبارزه بر مي‌خيزند و تقدس صلح طلبي در دفاعشان نمودار مي‌شود. ثبت، ضبط، تحليل و سفر به اعماق اين گنجينه‌ها و جوانمردي‌ها و ايثارها، از درون انسان‌هايي مي‌تراود كه سال‌ها شاهدان اين ميدان بوده‌اند و با پيوند اسلحه و قلم، زيبايي عرصه دفاع مقدس را به تصوير كشيده‌اند. با يكي از ثابت قدمان در اين عرصه و به پاس زحماتش به گفت‌وگو نشسته‌ايم.

 


زندگي‌نامه
محمد دروديان در سال 1338 در تهران به دنيا آمد. وي دوران ابتدايي را در مدرسه مزيني گذراند. اما به دليل وضعيت نامناسب مالي مجبور به كار و كسب درآمد شد به همين دليل مقطع راهنمايي را تا سال دوم در مدارس شبانه خواند. در سال‌هاي 58-‌ 57 كه مصادف با پيروزي انقلاب بود و نيز در دوران دفاع مقدس تحصيلات خود را در فاصله بين رفت و آمدهاي به جبهه به طور متفرقه ادامه داد.
وي تا قبل از سال 66 كه در دانشگاه پذيرفته شد ،علاوه بر نوشتن مقالات و گزارش هاي متعدد ازسلسله عمليات  نظامي كتاب هاي "خرمشهر در جنگ طولاني " و" خرمشهر تا فاو" را انجام داده بود.با وجود قبولي در دانشگاه شهيد بهشتي در سال 66 به دليل حضور در جبهه‌ها در سال 1368 وارد دانشگاه شد و اين دوره را با وقفه سه ترمي در سال 1371 به اتمام رساند و مدرك كارشناسي خود را در رشته تاريخ اخذ كرد.در اين فاصله كتاب "از خونين شهر تا خرمشهر" را نوشت. 
وي در اين سال‌ها مسووليت هاي مختلفي را برعهده داشته و دارد كه بعضي از اين مسووليت‌ها عبارتند از:
-‌ تاسيس تاريخ نگاري جنگ در سپاه
-‌ طراحي و ساماندهي پروژه تدوين روزشمار جنگ ايران و عراق
-‌ رييس دفتر مطالعات و تحقيقات جنگ در ستاد كل نيروهاي مسلح
-‌ دبير گروه تهديدات و روش‌هاي مقابله در مركز تحقيقات راهبردي ستاد كل نيروهاي مسلح
-‌ مشاور وزير دفاع و پشتيباني نيروهاي مسلح
-‌ دبير معاونت دفاعي دبيرخانه شوراي عالي امنيت
-‌ سردبير فصل‌نامه تخصصي جنگ ايران و عراق (نگين)
*‌*‌*‌*
-‌ جامعه شناسي جنگ را چگونه مي‌بينيد؟
اين مساله مقدمه‌اي دارد. چون جنگ ما بعد از انقلاب اتفاق افتاده همه مشخصه‌هاي انقلاب، يعني، مردمي بودن با باورهاي اعتقادي و سياسي به آن منتقل و در واقع  جنگ جايگزين انقلاب شد. بنابراين براساس مباحث جامعه شناختي جنگ ما با عراق بي‌نظير است و آن را مي‌توان با جنگ ناپلئون مقايسه كرد. زيرا جنگ ناپلئون هم بعد از انقلاب فرانسه رخ داد. لذا، تمام تحولات نويني كه در عرصه نظامي به لحاظ تفكر، سربازگيري، لشگركشي و پيروزي‌ها و... به وجود آمد بيش از اين كه ناشي از ماهيت نظامي جنگ باشد، به تاثير از انقلاب قبل از آن است. البته همه جنگ‌ها شامل ابعاد جامعه‌شناختي هستند، زيرا با زندگي مردم سر و كار دارند.
جنگ يك نوع زندگي است و در افق آن صورت مي‌گيرد.در صلح، مساله اصلي زندگي و توسعه آن است اما در جنگ مساله حفظ زندگي و چالش براي بقاست. در جنگ ،متاسفانه رويكرد ما، سياسي و تبليغاتي است و ساير ملاحظات در نگاه ما به جنگ شكل نگرفته است. اما اين بدان معني نيست كه جنگ ما درون مايه جامعه‌شناختي ندارد بلكه نوع نگاه ما اجازه ايجاد نگرش جامعه شناختي   را به ما نداده است.
 
-‌ اما در آثار شما اين ملاحظات به چشم مي خورد و گويا نوع نگاه شما اين انگيزه را در شما ايجاد كرده است؟
بله، در مجموعه «نقد و بررسي پرسش‌هاي اساسي جنگ» كه پنج جلد است شروع آن با يك رويكرد جامعه شناختي است و به نوعي نظريه جامعه شناختي مبناي آن بود كه ريشه آن به مطالعاتم در تاريخ بر مي‌گردد. وقتي به دوران مشروطيت باز مي‌گرديم برخلاف آن كه مي‌گويند جنبش مشروطيت ريشه در جنبش تنباكو دارد، مي‌بينيم كه اينگونه نيست زيرا ريشه جنبش تنباكو خود در شكست ايران در جنگ‌هاي ايران و روس است.قدرت قاجار بعد از اين شكست‌ها رو به انحطاط رفت. عصر امتيازات كه در عصر ناصري صورت گرفت طي 50 سال سلطنت ناصرالدين‌شاه نشان مي‌دهد كه جامعه دچار انحطاط شده است. بنابراين آثار تحرك اجتماعي در جنبش تنباكو نمايان مي‌شود و بعد نيز در نهضت مشروطيت. پس از اتمام جنگ، دوم خرداد ذهنم را مشغول كرد به اين معنا كه اين حوادث چه نسبتي با جنگ دارند؟ با اين نتيجه رسيدم كه جنگ منشاء تحولات دهه اول انقلاب است و نحوه پايان جنگ منشاء تحولات دهه دوم انقلاب. بنابراين اين جريان و حادثه دوم خرداد متاثر از جنگ و نحوه پايان آن است . اين مسايل، در مقدمه كتاب نقد و بررسي پرسش‌ها آمده است، يك نسل جنگيده و يك نسل آن را نقد مي‌كند و هر دو از منظر اجتماعي مورد تامل است منتها يكجا صورت سياسي آن غلبه دارد و يكجا صورت نظامي و انساني آن. 

-‌ انگيزه شما براي نگارش كتاب درباره جنگ چه بود؟
در مرحله اول در زمان جنگ، فقط تاريخ نگاري وقايع جنگ به طور خاص بود. اين ايده از سال 1360 در دفتر سياسي سپاه  شكل گرفت و در آن وقت مسوول آن مركز-آقاي محمد زاده- پس از سفر به منطقه و گفت و گو با مسوولان و فرماندهان جنگ از من خواست تا اين كار را انجام دهم و اينگونه از خرداد سال 1360 با تاريخ نگاري و ثبت و ضبط و تدوين وقايع جنگ درگير شدم. 

-‌ منظور از وقايع نگاري اتفاقات روز به روز جنگ است يا اتفاقات خاصي مثل عمليات و...؟
ابتداي جنگ -‌در خرداد 1360-‌ كه كار را شروع كرديم در واقع روي پيامدهاي آن متمركز شديم. يعني در مناطق جنگي با فرماندهان، مسوولان و مردم گفت‌وگو مي‌كرديم و مسايل جنگ را از زبان آن‌ها مي‌شنيديم. اين گزارش‌ها به روش تاريخ شفاهي ثبت و ضبط شدكه حدود 700 نوار را به خود اختصاص داده است. مصاحبه‌ها نيز شامل گفت‌وگو با شهيدان همت و جهان‌آرا و سرداران شمخاني و صفوي و... بود.
از نيمه دوم سال  60 13 باشكل گيري روند آزادي  مناطق اشغالي و تشكيل تيپ ولشكر و قرارگاه،جنگ نظم جديدي به خود گرفت. در نتيجه شكل كارهاي ما نيزتغيير كرد.برجسته ترين مشخصه كار ما اين بود كه وقايع را هم زمان با وقوع ضبط مي‌كرديم. الان بيش از30 هزار نوار ضبط شده داريم كه تمام نكات ريز هرعمليات‌  را در خود دارد. بنابراين ما از همان ابتدا درگير ثبت و ضبط و گزارش نويسي بوديم. در سال 1361 پس از آزاد سازي مناطق اشغالي، اولين كتابي كه نوشته شد، "دو سال جنگ نام داشت كه جمعي نوشته شده بود وشامل مقالات متعددي مي‌شد. 

-‌ اولين كتابتان را با چه موضوعي و در چه سالي نوشتيد؟
در سال 1361 پس از تجاوز اسراييل به جنوب لبنان، به آن كشور اعزام شدم تا تشكيلاتي را در آنجا به وجود بياوريم كه كارهاي تاريخ‌نگاري و صحنه جنگ لبنان را انجام دهد. مسووليت تاريخ نگاري  جنگ به شخص ديگري واگذار شد.پس از بازگشت از آنجا به فكر اين بودم كه مقاومت خرمشهر بحث بسيار مهمي است. لذا درگير نوشتن كتاب مقاومت خرمشهر شدم كه نام آن بعدها شد «خرمشهر در جنگ طولاني» و اين اولين كتابم بود. بعد از آن در سال 65 كه فاو فتح شد ، «از خرمشهر تا فاو» را نوشتم. بعد از پايان جنگ نمي‌توانستم خودم را با شرايط آن زمان وفق بدهم بنابراين تحصيل در دانشگاه را رها و شروع به نوشتن درباره عمليات باعظمت بيت‌المقدس كردم و كتابي را در اين باره به رشته تحرير درآوردم به نام «از خونين شهر تا خرمشهر». بعد از نگارش اين كتاب نويسندگي من در اين موضوع روي غلتك افتاده بود. بعد از پايان دوران كارشناسي نگارش مجموعه «سيري در جنگ» را به پايان رساندم كه يك دوره 5 جلدي است. كم‌كم اينگونه موضوعات درونم شكل گرفت و خداوند عنايتي كرد و هنوز مي‌نويسم. 

-‌ به نظر شما كتابهايتان چقدر بر نسل امروز تاثيرگذار است؟
اشكالي كه در كتاب‌هايم وجود دارد اين است كه خواننده نمي‌تواند از منطق حاكم بر اين كتاب‌ها رها شود و اين يكي از آسيب هاي آن  است.اخيرا به اين نتيجه رسيده ام. 

-‌ در اين باره توضيح دهيد؟
جايي خواندم كه شاگرد يك شخص و يك فيلسوف بزرگ كسي است كه راه جديدي را آغاز كند حتي اگر عليه معلمش باشد. شاگردي كه در استادش تكرار شود در حقيقت مرگ آن استاد است. شاگرد خوب در نقطه پايان استاد، آغازگر است و استاد خوب نيز بايد افق‌هاي جديدي را براي شاگرد بگشايد. حتي اگر ضد خودش باشد و اين ويژگي در آثار من نيست. كسي كه مي‌خواند گرفتار همين نوشته‌ها مي‌شود و چه بخواهد يا نخواهد اين مدل‌ها را تكرار مي‌كند و اين آسيب كار من است كه نتوانستم به گونه‌اي بنويسم كه راه‌هاي جديدي را براي خواننده باز كنم. 

-‌ فكر نمي‌كنيد كه اين از ويژگي‌هاي آن دوره و از خصوصيات جنگ است زيرا شما مجبور به نوشتن آنچه اتفاق افتاده با همان منطق خاص هستيد؟
خير-‌ مي‌شود طرح مساله كرد. آنچه كه من نوشته‌ام همه جنگ نيست و خواننده نبايد احساس كند كه اين همه واقعه است . ما در اين موضوع گرفتاريم. ما هميشه به دليل محدوديت‌ها و امكانات و ظرفيت‌هاي محدود دچار خطا و لغزش مي‌شويم و شايد به همين دليل است كه هميشه بايد براي خود متذكر باشيم و به حبل المتيني چنگ بزنيم.  
-‌ درباره رفتار شناسي رزمندگان و انتقال آن به نسل امروز كاري كرده‌ايد؟
خير-‌ رويكردما سياسي، نظامي بود لذا در اين بعد كاري نكرده‌ايم. بحث هاي آثار مركز مطالعات هم بحث‌هاي تاريخي، نظامي جنگ است و كمي هم پيامدها و تحليل آن و نسبت به اين بحث (رفتارشناسي) غفلت شده است. 

-‌ چرا؟
به اين دليل كه انقلاب و انقلابي‌گرايي و آرمان‌گرايي در آن دوره ذهنمان را مشغول كرده بود ،درچنين شرايطي و ذهن كلي و جزمي است. اهل نقد و بررسي و تفكيك در آن دوره خاص نبوديم لذا جنگ را كلي مي‌ديديم اما الان وقتي نگاه مي كنيم مي‌بينيم آدم‌ها در جنگ قابل دسته‌بندي‌اند و ما هيچ وقت در اين موضوع تامل نكرديم. كلازويتس آن‌ها را 4 دسته مي‌كند وقتي مطالب كلازويتس را خواندم به اين موضوع فكر كردم كه چرابه مديريت و فرماندهي در جنگ به مسايل مختلف از جمله مساله رفتارشناسي نپرداخته ام و چرا خودم از اين منظر نگاه نكردم. در آن زمان فكر مي‌كرديم كه تفكرورفتاري كه الان غالب است در آينده هم خواهد ماند و آينده امتداد همين رفتار است. اما الان مي‌بينيم كه نسل امروز بسيار با ديروز متفاوت است و رفتارشان با گذشته همخواني ندارد و بايد هم اينگونه باشد. زماني كه امام خميني(ره) گفتند: «نگذاريد اين‌ها (مسايل جبهه و جنگ) در پيچ و خم زندگي فراموش شود». آن زمان يعني اين حرف را نفهميديم. حتي ما كه بخشي از آن بوديم اين حرف را درك نكرديم و الان به آن حرف مي‌رسيم. 

-‌ به نظر شما اگر كمي بيشتر توجه مي‌شد مي‌توانستيم به اين گفته امام(ره) جامعه عمل بپوشانيم؟
بله-‌ مي‌توانستيم البته اين بي‌توجهي عمدي نبود و قرارهم نبود كه همواره همه چيز را ببينيم. بسياري از تكنيك‌ها را در ضمن كار بايد آموخت، نمي‌شود گفت كه كاش از قبل مي‌دانستيم. بسياري از تجربيات با آغاز كار حاصل مي‌شود. اصلا بخشي از كاري كه آدمي انجام مي‌دهد يادگيري در حين آن است. 

-‌ اما بازتاب اين يادگيري در ضمن كار به جامعه امروز آسيب رسانده، نظر شما چيست؟
 بله،اين مساله در نتيجه افراط و تفريط است .  

-‌ اگر رفتار شناسي در آن زمان وجود داشت دچار اين افراط‌ها نمي‌شديم. الان چه فكري براي جبران اين مساله داريد؟
تصميم دارم يك مجموعه 5 جلدي بنويسم كه بررسي همين ملاحظات است و به همين رويكردها و همين بحث‌ها مي‌پردازد. موضوعاتي به ذهنم مي رسد اما نمي‌شود همه را تبديل به كتاب كرد. خصوصا اين كه برخي از اين موضوع ها تخصص مي‌خواهد. اما در هر صورت بخشي از ذهنم را مشغول كرده است. 

-‌ در آثارتان سير جنگ به چشم مي‌خورد. به تفاوت ابتدا و انتهاي جنگ و تحولات آن از شروع تا پايان هم به لحاظ عقيدتي و هم به لحاظ تجربي هم پرداخته‌ايد؟
خودم با اين هدف كار نكرده‌ام اما چون در نوشته‌هايم روندي را دنبال كرده‌ام خواننده اين مطالب را در آن مي‌بيند. البته من نظريه مرگ مولف را تا اندازه اي پذيرفته‌ام. خواننده نمي‌تواند الزاما نيت نويسنده را به طور حتم بفهمد-‌ و فقط مي‌تواند حدس بزند. هر كسي با خودش زندگي مي‌كند و برداشت‌هاي ما از مسايل زندگي همان است كه خودمان داريم. از كتاب و نوشته‌ها هم همين طور برداشت مي‌شود. شايد در زمان نوشتن چيزهايي را كه به ذهنم مي‌آيد نتوانم آنگونه كه بايد روي كاغذ بياورم و خواننده نيز هيچ وقت قصد و هدف اصلي مرا نفهمد گرچه قصد و نيت نويسنده مساله اصلي نيست بلكه آن چيزي كه دغدغه نويسنده و خواننده است، مهم است.  

-‌ جنگ را از ديد كشورهاي ديگر هم نوشته‌ايد؟ و اگر نه، تصميمي در آينده براي آن نداريد؟
خير-‌ ننوشته‌ام، به لحاظ رواني وقتي با جنگ درگير شديم نمي‌توانستيم غير از خودمان كس ديگري را ببينيم و همه را در نسبت با خودمان سنجيده‌ايم. جنگ اجازه اين گونه درك را به ما نداد كه بتوانيم به ساختار ذهن عراقي‌ها و... در مورد خودمان بپردازيم.مدتي بود برخي از مراكز به دنبال ترجمه برخي از كتاب هايم بودند.تلاش زيادي هم كردم و در آخر به اين نتيجه رسيدم كه اين كتاب‌ها با رويكرد داخلي نوشته شده و هيچ يك قابل ترجمه نيست و ما آن را براي خودمان نوشتيم. 

-‌ اما توجه به ديد كشورهاي ديگر مي‌تواند براي آينده ما مفيد باشد و به نوعي آسيب‌شناسي كند؟
بله-‌ وقتي الان به جنگ نگاه مي‌كنم و مي‌بينم كه بيشتر ناظر بر نيازهاي امروز و آينده است مي‌فهمم كه در مورد جنگ كاري نكردم.
 
-‌ بعد از پايان جنگ وضعيت جانبازان را چگونه ديده‌ايد و آيا درباره آن چيزي نوشته‌ايد يا مي‌خواهيد بنويسيد؟
متاسفانه خير-‌ و اين بخشي از آسيب كارهاي ماست. جانبازان بخشي از جنگ هستند. اما ما نمي‌توانستيم به همه اين مباحث با هم بپردازيم و بايد حوزه‌هاي مختلف اين كار را انجام مي‌دادند. نمي‌شد كه هم مواضع كشورهاي ديگر را ديد. هم روان‌شناسي جبهه را انجام داد. هم جانبازان و... مثلا ثبت خاطرات را دفتر ادبيات سوره  حوزه هنري يانجام مي‌دهد. پرداختن به جانبازان يك رويكرد انساني و اجتماعي به جنگ است در حالي كه رويكرد من نظامي و تاريخي است.اشخاص،نهادهاو مجموعه ها با انگيزه ها و رويكردهاي خاصي كار مي كنند.

-‌ در حال حاضر اگر بخواهيد كتابي را مطالعه كنيد سراغ چه موضوعي مي‌رويد؟
به شعر و داستان كه علاقه‌اي ندارم. كتاب‌هايي را دوست دارم كه ذهنم را به هيجان مي‌آورد و مساله جديدي را برايم خلق مي كند  بيشتر متون فلسفي يابا رويكرد فلسفي را دوست دارم.به آثارپديدار شناسان به ويژه هايدگر علاقه دارم. درباره هرمنوتيك مطالعه مي كنم. اخيرا هم كتاب" درباره جنگ" نوشته كلازويتس را مي خوانم.   

-‌ با توجه به تاريخ نگاري كه درباره جنگ انجام داده‌ايد، معماري جنگ را چگونه ديده‌ايد؟
آنچه كه ما داريم، بيش از آن كه حاصل معماري ما باشد حاصل اتفاقاتي است كه رخ داده. ما در شرايط جنگ بيشتر منفعل و در بخش كمي از آن دخيل بوده‌ايم و اين‌ها حاصل هيجانات ناشي از جنگ و انقلاب است كه خلاقيت‌هاي فردي و گروهي را به وجود مي‌آورد و از سطح به طرف بالا مي‌آيند. بنابراين در معماري كلي جنگ ما، انفعال ديده مي‌شود و در معماي انديشه ضعيفيم.
 
-‌ در زمان حاضر معماري انقلاب را چگونه مي‌بينيد؟
انقلاب يعني عمل‌گرايي برپايه آرمان گرايي كه البته جنگ با مشخصات و ويژگي‌هاي مخصوص به خود اين مساله را تقويت كردو جنگ جايگزين انقلاب شد. بنابراين جنگ به انقلاب فرصت نظريه‌پردازي نداد.چون ظاهر مدد از باطن مي‌گيرد. باطن هم تفكر است و فيلسوفان و صاحب نظران متفكران جامعه‌اند.شأن فيلسوفان در جامعه ما نشان مي‌دهد كه ما دچار چه وضعي هستيم. امروز قدرت و تاثير يك شهردار و فرماندار و مسوول اجرايي از يك فيلسوف در زندگي بيشتر است. در صورتيكه مدينه بر اساس انديشه سامان مي گيرد. 

-‌ اگر بپذيريم كه انقلاب عمل گرايي است، بايد اين سير دائما ادامه داشته باشد. نظر شما چيست؟
به نظر من انقلاب يك حالت است و يك وضعيت. ريشه در درون انسان‌ها دارد. التهابي است در درون انسان‌ها و اراده‌اي است كه ظهور مي‌كند لذا هميشه اين اتفاق نمي‌افتد و هر بار انقلاب نمي‌شود. وقتي انرژي تخليه و تبديل به ساختارها و نهادها شد، تمام مي‌شود.
انقلاب دائمي امكان پذير نيست. با روح و طبع بشر تناسب ندارد.
-‌ اگر تمام شود چه اتفاقي مي‌افتد؟
رويكردهاي عقلاني حاكم مي‌شود. روش ها عوض مي‌شوند. تفكرات و نسل نيز تغيير مي‌كنند. 

-‌ اگر اين اتفاق بيفتد احتياج به انقلاب دوباره است؟
اگر خوش بينانه نگاه كنيم هر نسلي يك بار انقلاب مي‌كند. نسل جديد چنبن اراده اي را ندارد. در مقايسه بين ما و نسل جديد اين موضوع به خوبي قابل مشاهده است. 

-‌ اگر نسل جديد هم در شرايطي باشند كه ما بوديم در اين امر توانا خواهند بود؟ اينطور نيست؟
شرايط چيزي نيست كه ما درون آن قرار بگيريم. ما بخشي از شرايطيم. فرزندان ما تصوري را كه ما از انقلاب داريم ندارند. فرزند زمان خودشان هستند. ما براي انقلاب آماده شديم ولي آنها گرفتار پيامدها و نتايج يك انقلابند.

-‌ چقدر در روز مطالعه مي‌كنيد؟
ميانگين مطالعه ام 8تا10 ساعت در روز است. 

-‌ براي نوشته‌هايتان چقدر زمينه‌سازي مي‌كنيد؟ 
به موضوع زياد فكر مي كنم. آنچه را كه مي‌خواهم بنويسم در ساختار ذهنم شكل مي‌گيرد. ابتدا هندسه ايده‌اي كه دارم را مي‌سازم و مراتب و جايگاهشان را ترسيم مي‌كنم. لذا در نوشتن گرفتاري و مشكلي ندارم. وقتي ساختارش مشخص و منابع تكميل شد شروع به نوشتن مي‌كنم و دچار ترديد نمي‌شوم. 

-‌ وضعيت كتابخواني را در جامعه كنوني چگونه مي‌بينيد؟
خوب نيست. اساسا نسل ما مطالعه‌اي نمي‌كند. مطالعه يك امر تفريحي نيست حتي خواندن رمان. نسبت بين تيراژ كتاب و تعداد افراد اين موضوع را بيشتر مشخص مي‌كند. در دوران جنگ تيراژبرخي كتاب ها در چاپ اول به  100 هزار نسخه مي‌رسيد. الان در خانواده 5 ميليوني رزمنده تيراژ كتاب به 3 هزار جلد هم نمي رسد.
 
-‌ چه راهكارهايي را براي رواج كتابخواني پيشنهاد مي‌كنيد؟
نوع نگاه اين نسل به زندگي در روند كتابخواني موثر است. با تغيير نگاه درست مي‌شود. وقتي در جامعه ما كساني با سطح سواد كم به زندگي نسبتا مرفهي مي‌رسند در حالي كه بسياري از تحصيل كردگان، هنوز در مسايل ابتدايي زندگي و در رفاه اوليه مشكل دارند طبيعي است كه نگاه به مطالعه و بالا بردن سطح علمي شكل نمي گيردو ساختار منطقي جامعه به هم ريخته مي‌شود. 

-‌ از جايي سفارش كار مي‌گيريد؟
بيشتر با مركز مطالعات كار كرده ام . با هم در تعامليم؛ يا من پيشنهاد مي‌دهم يا آن‌ها.
 
سخن آخر
از همسرم ممنوم و مديون او هستم اگر او در شرايط سخت زندگي همپاي من نبود و بار زندگي را به دوش نمي‌كشيد. من به موفقيت‌هايي كه الان دارم نمي‌رسيدم.

آثار محمد دروديان
          الف: مجموعه سيري در جنگ در پنج جلد
          1-‌ خونين شهر تا خرمشهر
          2-‌ خرمشهر تا فاو
          3-‌ فاو تا شلمچه
          4-‌ شلمچه تا حلبچه
          5-‌ پايان جنگ
ب: مجموعه پنج جلدي نقد و بررسي جنگ
          1-‌ پرسش‌هاي اساسي جنگ
          2-‌ اجتناب ناپذيري جنگ
          3-‌ علل تداوم جنگ
          4-‌ روند پايان جنگ
          5-‌ گزينه‌هاي راهبردي در جنگ
ج: ساير كتاب‌ها
          -‌ خرمشهر در جنگ طولاني
          -‌ آغاز تا پايان
          -‌ نبرد در شرق بصره
          -‌ بازيابي ثبات
د: مقالات (بيش از 20 مقاله درباره جنگ ايران و عراق)در فصلنامه‌هاي نگين، سياست دفاعي و كتاب مجموعه مقالات .
هـ: گفت‌وگوي اختصاصي درباره جنگ با فرماندهان و شخصيت‌هاي سياسي و خارجي  كه در مجله نگين چاپ  يا در كتاب ها استفاده شده اند.

محمد دروديان براي بهره‌برداري بيشتر و بهتر از آثارش، سير مطالعاتي زير را پيشنهاد كرده است.
مرحله اول: آغاز تا پايان-‌ در صورت تمايل به اطلاعات تفصيلي به مجموعه سيري در جنگ مراجعه شود (هدف آشنايي اجمالي با كل جنگ است)
مرحله دوم: سير تحليلي جنگ
          -‌ اجتناب ناپذيري جنگ
          -‌ جنگ بازيابي ثبات
          -‌ علل تداوم جنگ
          -‌ روند پايان جنگ
مرحله سوم: نقد و بررسي
          -‌ سرمقاله فصلنامه 9 نگين (رويكردهاي سه‌گانه)
          -‌ پرسش‌هاي اساسي جنگ
          -‌ گزينه‌هاي راهبردي در جنگ

***

دغدغه بي رقيب

 محمد دروديان با دو مجموعه كتاب، شناخته و مشهور شد. نخستين مجموعه شش جلد شد و سيري در وقايع سياسي، تاريخي و نظامي جنگ عراق با ايران بود. دومين مجموعه -‌كه جلد پنجم آن به تازگي راهي بازار كتاب شد-‌ به نقد و بررسي شرايط مختلف (از نظر سياسي، تاريخي و نظامي) همين جنگ پرداخته است.
البته موضوع جنگ عراق با ايران، محمد دروديان را پيش از اين‌ها به عنوان راوي جنگ مي‌شناسد و بعد از اين‌ها -‌اگر خدا بخواهد-‌ به عنوان صاحب نظر و متفكري در اين زمينه معرفي خواهد كرد.
گف‌وگوهاي مختلف با دروديان، نشان داده است كه او به مناسبت مختلف -‌كه در سرگذشت و آثارش پيداست-‌ دغدغه پايداري براي كشف حقايق دوران دفاع هشت ساله -‌ كه در زبان و نگاه عام و خاص و به دلايل روشن «مقدس» نام گرفته است -‌دارد و هرچه پيش مي رود و اين دغدغه عميق‌تر مي‌شود، نياز جامعه اطراف او به اين ژرف نگري، واضح‌تر به نظر مي‌رسد.
اين نكته را هم از نظر نبايد دور داشت كه اگر محمد دروديان، در اين زمينه مطالعاتي و پژوهشي برجسته شده است -‌جداي از همت شخصي او-‌ كه در سرگذشتش پيداست-‌ و دغدغه بزرگ او-‌ كه آشكارا به نظر هر مخاطبي مي‌رسد-‌ وابستگي مستقيمي به اين‌ها دارد كه: 1-‌ مشابه فعالي مانند او -‌فعلا-‌ ديده نمي‌شود 2-‌ منتقد فعالي در مقابل آثار او مشاهده نمي‌شود. به اين علت، معمولا آثار محمد دروديان، معرفي و مطالعه مي‌شود، اما در نهايت فقط او و آثارش مورد ستايش قرار مي‌گيرند. مشابه و منتقد فعال هم در برابر هر كاري وجود نداشته باشد، آن كار چنان كه بايد محك نمي‌خورد.
محمد دروديان، بارها به زبان آورده است كه از دست و پنجه نرم كردن متفكرانه با مطالعه‌كنندگان و منتقدان اثارش لذت مي‌برد. اميدواريم «پرونده» او و آثارش در خبرگزاري كتاب ايران (ايبنا) به اين اتفاق بيانجامد.

*احد گودرزياني

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها