در جلسه نقد كتاب «نخل‌های بی‌سر»در شاهين‌دژ از اینکه این کتاب قاسمعلی فراست پس از بارها تجدید چاپ کماکان دارای اغلاط املایی است، انتقاد شد.
«نخل‌های بی‌سر» بارها تجدید چاپ شده؛ ولی کماکان اغلاط املایی دارد!
به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در آذربایجان‌غربی، نشست نقد و بررسی كتاب «نخل‌های بی‌سر» اثر قاسمعلی فراست با حضور زاهده قلندر، دبیر محفل ادبی شهرستان شاهین دژ و منتقد اثر؛ احترام رضایی، دكترای ادبیات فارسی و عضو هیئت علمی دانشگاه پیام نور و جمعی از علاقمندان به كتاب و كتابخوانی در بستر فضای مجازی برگزار شد.

رقیه میرزایی، كتابدار كتابخانه مجتمع فرهنگی و هنری با بیان اینكه ترویج فرهنگ ایثار و دفاع مقدس یكی از وظایف خطیر كتابخانه‌های عمومی است، گفت: برای گرامیداشت دفاع مقدس و گسترش آن در جامعه، كتابخانه‌های عمومی همواره پای كار هستند. كتابداران وظیفه خود می‌دانند كه در ترویج فرهنگ و معرفی كتاب‌های دفاع مقدس سهمی ایفا كنند و كتاب‌های حوزه دفاع مقدس را به نحو شایسته‌ای به مخاطبان عرضه می‌كنند.

احترام رضایی، منتقد اول این نشست، ابتدا به شرح مختصری درباره نویسنده اثر پرداخت و بیان کرد: قاسمعلی فراست نویسنده اثر از نویسندگان فعال حوزه دفاع مقدس است كه آثار ارزشمندی هم در این حوزه علاوه بر نخل‌های بی‌سر دارد، كتاب «نخل‌های بی‌سر» برای اولین بار در سال 1362 منتشر شده و بارها و بارها تجدید چاپ شده است؛ اما، همچنان دارای غلط‌های نگارشی و املایی است و كتابی كه بارها و بارها تجدید چاپ شده، بهتر است فاقد اغلاط املایی باشد. زاویۀ دید كتاب بین دانای كل مطلق و دانای كل محدود در نوسان است.

وی افزود: مساله تجربه شهودی به یكی از مهم‌ترین مولفه‌ها در جان بخشیدن عنصر جذابیت و همچنین واقعیت موجود در آن اثر داستانی بدل می‌شود كه مهم‌ترین ثمره آن همراهی و همذات‌پنداری مخاطب با آن داستان یا رمان به شمار می‌رود و در رمان «نخل‌های بی‌سر» بسیاری از تجربیات حضوری و شهودی فراست را می‌توانیم در خلق این رمان به وضوح دریابیم. روایت رمان خطی است و می‌توان این اثر را جزء آثار رئالیستی یا واقعه‌گرایانه هم به حساب آورد؛ چرا كه به‌نوعی خاطره‌انگاری و روایت‌های شهودی فراست از دوران اشغال خرمشهر است.

رضایی همچنین به دسته‌بندی شخصیت‌ها در رمان پرداخت و به دو دسته شخصیت‌های پویا و ایستا اشاره نمود و شخصیت پدر در این داستان را شخصیتی خاموش و ایستا دانست كه از ابتدا تا انتهای داستان تغییری نمی‌كند، خاموش است و سیگار می‌كشد و با لفظ مرد (به جای پدر) از وی یاد می‌شود و از ناصر به عنوان قهرمان داستان به عنوان شخصیتی پویا نام برد كه داستان بیان درگیری‌های ناصر با خود و جامعه و سرانجام كنار آمدن او با درگیری‌ها و تضادهای درونی و شهادت ایشان است. مادر داستان كه رفته رفته شخصیت ایشان در جریان داستان تكامل می‌یابد و می‌پذیرد به بهای آزادی خرمشهر از فرزندانش در پایان داستان بگذرد. در متن داستان فراست هم می‌توان در بحبوحه جنگ ردپای انسان‌های خودخواه و منفعت طلب را دید و فراست این‌ها را به زیبایی به تصویر كشیده است.

رضایی افزود: عبارت «نخل‌های بی‌سر» از عبارت‌های ایهام‌دار در این كتاب است، این عبارت اولین بار از زبان شهناز دختر خانواده بیان می‌شود زمانی كه پیكر شهیدان را به خرمشهر می‌آورند و بار دوم از زبان حسین، پسر خانواده بیان می‌شود كه به خود خرمشهر و آوارگی‌ها و غربت آن اشاره می‌كند.

زاهده قلندر منتقد دوم این کتاب هم بیان کرد: گذشتن از فرزند بسیار كار سختی است و مادر در این كتاب از فرزند خود گذشت و امیدوارم ما بتوانیم با خواندن كتابهای دفاع مقدس این مادران و همسران شهدا را كه شیرزنان ما در عرصه دفاع مقدس هستند؛ الگوی زندگی خود قرار دهیم و فرزندان خوبی را تربیت كرده و تحویل انقلاب دهیم كه این جز با مطالعه میسر نمی‌شود، مخصوصا كتاب‌های دفاع مقدس می‌توانند منابع خوبی برای ما در این زمینه باشند.

وی همچنین زبان كتاب را بسیار صمیمی دانست كه خوانش آن بسیار ساده و برای تمام اقشار مناسب است و با اشاره به عبارت نخل‌های بی‌سر آن را سمبل استقامت و دلیری جوانان و رزمندگان ما در صحنه نبرد دانست كه در جنگی نابرابر پیروز میدان گشتند و یكی از زیبایی‌های كتاب را این گونه عنوان كرد: در این كتاب خبر فتح خرمشهر را صالح به مادر ناصر می‌دهد كه هم خانواده با همان واژه صلح است و نمونه‌هایی از این‌گونه ذوق و قریحه نویسنده در كتاب فراوان است.
کد مطلب : ۳۱۱۷۹۲
https://www.ibna.ir/vdcao6neu49n601.k5k4.html
ارسال نظر
نام شما
آدرس ايميل شما

سی‌وسومین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران