شنبه ۲ بهمن ۱۳۸۹ - ۱۰:۰۷
سقراط هدف از زندگي را انساني زيستن مي‌دانست

دكتر شهين اعواني در نشست «سقراط كيست؟» كه 29 دي در سراي اهل قلم برپا شد، گفت: سقراط هدف از زندگي را انساني زيستن و دريافتن كمال انساني مي‌دانست. به گفته سيسرون، او كسي است كه فلسفه را از آسمان به زمين آورد.\

به گزارش خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا)، در اين نشست، دكتر شهين اعواني، عضو هيات علمي موسسه حكمت و فلسفه و دكتر علي‌محمد صابري مدرس و نويسنده حوزه فلسفه حضور داشتند.

صابري در ابتداي اين نشست، سقراط را آموزگار دانايي و حكمت نانوشته و شهيد راه حكمت و فلسفه برشمرد و گفت: او با شعار بزرگ «خودت را بشناس» وارد عرصه حكمت و فلسفه شد. سقراط سال 470 قبل از ميلاد متولد شد و هفتاد و يك سال زيست. به گفته شاگردانش او بهترين مردم زمانه خود بود و براي نخستين بار واژه «فلسفه» را ابداع كرد. او هيچ‌گاه خود را سوفيست نناميد، بلكه فيلوسوف به معناي دوست‌دار علم معرفي كرد. او هرگز ادعاي دانايي نكرد و به جهل خويش عالم بود.

وي با اشاره به درهم تنيدگي نظر و عمل در زندگي سقراط گفت: او براي تهذيب در كنار نظر و تفكر اهميت قايل بود و تفكر را گفت‌وگوي انسان با روح خاموش مي‌دانست و بر اين باور بود كه تفكر از مبدا حركت مي‌كند تا به مقصد برسد و اين فرآيند، مقام كشف و گشايش است.

سپس اعواني به ذكر برخي ويژگي‌هاي مختلف سقراط در موضوعاتي نظير شخصيت، زندگي، افكار و روش انديشيدن پرداخت و يادآور شد: عده‌اي او را عقل‌گرا، عده‌اي آرمان‌گرا و برخي ديگر او را افسانه دانستند. زبان‌شناسان نيز سقراط را فيلسوف زبان مي‌پندارند.

وي افزود: به عقيده عده‌اي مبارزه او براي اصلاح جامعه بود و عده‌اي نيز نظر ديگري درباره هدف تلاش‌هاي او دارند. تمام اين ضد و نقيض‌گويي‌ها درباره سقراط را نمي‌توان رد كرد، زيرا صفات و ويژگي‌هاي مختلف به صورت مستدل در افكار او قابل اثباتند. او به قدري مهم است كه منشا تاريخي دارد و فلسفه به قبل و بعد از دوران حيات وي تقسيم مي‌شود.

اعواني يادآور شد: سيسرون كه در فلسفه ما بسيار از او نام برده مي‌شود، درباره سقراط مي‌گويد كه او كسي است كه فلسفه را از آسمان به زمين آورد.

وي درباره ديدگاه فلاسفه مسلمان درباره سقراط گفت: در ميان فيلسوفان مسلمان نيز نظير غرب ديدگاه‌هاي متفاوتي درباره سقراط وجود دارد كه به سه دسته تقسيم مي‌شوند. نخست ابن سينا كه سقراط را نبي مي‌داند و ادعا مي‌كند كه او قطعا يكي از 124 هزار نبي خداست. برخي تاريخ‌نگاران اسلامي رفتار او را كاملا منطبق با آموزه‌هاي اسلام دانسته‌اند و مدعي شدند كه اگر او در دوران اسلام زنده ‌بود، به اين دين مي‌گرويد. برخي نيز نظير امام محمد غزالي او را كافر مي‌دانستند كه البته اين كفر به معناي فلسفي آن است.

اعواني پيش از ذكر چند نكته درباره زندگي سقراط، بررسي زندگي متفكران را مهم رشمرد و گفت: شرايط مختلف اجتماعي، سياسي و فرهنگي و همچنين شرايط خانوادگي به يقين بر شكل‌گيري انديشه شخص تاثيرگذارند. زندگي سقراط در رساله «دفاعيه» افلاطون به صورت مبسوط شرح داده شده است.

وي افزود: پدر سقراط سنگ‌تراش و مجسمه‌ساز و مادر او كه بسيار فداكار، دانا و كوشا در تربيت فرزندش بود به مامايي اشتغال داشت. او در كودكي نزد پدرش سنگ‌تراشي را آموخت، اما به توصيه پدر به اين علت كه دستان زمختي داشت از سنگ‌تراشي دست كشيد. سقراط دوران كودكي سالمي را گذراند.

اعواني ادامه داد: سقراط در سه لشكركشي بزرگ پلوپونز شركت كرد و از آن جايي كه اهل سفر نبود، سفرهايش به همين لشكركشي‌ها ختم شد. او در پنجاه سالگي با گزانتيب كه گفته مي‌شود بداخلاق بود ازدواج كرد. او ساده‌زيست بود و همواره تا هنگام مرگ ردايي سفيد بر تن داشت.

وي درباره شيوه كار سقراط گفت: او هرگز چيزي ننوشت و آنچه به وي منسوب مي‌دارند، نوشته افلاطون،‌ شاگرد اوست. سقراط بيش از هر چيز به نقد افكار و اعمال اجتماعي دوران خويش مي‌پرداخت. پرسش از چيستي امور براي او بر خلاف سايرين، مهم بود. وي از هيچ مساله‌اي به سادگي نمي‌گذشت تا آن را حل كند.

اعواني با اشاره به اصلي‌ترين هسته انديشه سقراط گفت: او معتقد بود كه هيچ فردي خواسته و دانسته كار بد نمي‌كند. اين جمله آغاز تفكر سقراط است. در اين تفكر اگر خوب و بد همه چيز را با عقل دريابيم به يقين رفتارمان نيز مبتني بر همين دريافت‌ها خواهد بود. او در واقع بر اهميت عقل تكيه مي‌كند و اراده را در انجام كارها بي‌اثر مي‌داند.

وي افزود: سقراط بر اخلاق فردي تاكيد دارد و سعادت جامعه را در تحول تك تك افراد جست‌وجو مي‌كند. انديشه او بر پايه استقرا بود نه استدلال، بر همين اساس از جزء به كل مي‌رسيد نه از كل به جزء. براي مثال او ابتدا به چيستي فضيلت مي‌پردازد، سپس كليت آن را درمي‌يابد. هنگامي كه اين كليت شناسايي شود به صورت قانون درخواهند آمد.

اعواني يادآور شد: سقراط معتقد بود كه هيچ چيزي وجود ندارد كه براهينش آن قدر صراحت داشته باشد كه بتوان آن را بدون تامل پذيرفت. او دليل كينه ورزيدن به ديگران را نشناختن خوبي‌هاي آنان مي‌دانست. به اعتقاد او درباره انسان‌ها بايد بدون پيش‌داوري قضاوت كرد.

به گفته اعواني سقراط هدف از زندگي را انساني زيستن و دريافتن كمال انساني مي‌دانست. وي افزود: سقراط با هم‌مباحثانش رفتاري بسيار دوستانه داشت و گواهي مي‌داد كه هيچ گاه احساس نكرده است او معلم و سايرين شاگرد اويند. روش تدريس او بر پايه اندرز و آزمايش استوار بود. او از دوگانه زيستي هم‌عصرانش بسيار رنج مي‌برد، افرادي كه رفتار و زندگي‌شان تابع شرايط بود.

سپس صابري درباره سه موضوع اصلي در رسالات سه گانه سقراط اظهار كرد: او در رساله «دين‌داري» بر اصلاح باطن و تهذيب نفس تاكيد داشت و در تعريف علم مي‌گفت كه بايد به دنبال دانش اصيل بود كه شوق رسيدن به حقيقت را در ما بپروراند.

وي افزود: سقراط در رساله «دفاعيه» تاكيد دارد كه انسان بايد به تربيت روح و روان خود بپردازد. او مي‌خواست سير تحولات روحي و معنوي را به مخاطبانش بياموزد.

صابري عشق و زيبايي را نظريه سقراط در رساله «ميهماني» ذكر كرد و گفت: عشق از نظر او چيزي است كه طلب مي‌كنيم و نداريم. عشق همواره خواهان خير و زيبايي و اشتياق عاشق به معشوق است.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

اخبار مرتبط

تازه‌ها

پربازدیدها