چاپ نخست جلد پنجم كتاب «انديشه سياسي ـ تربيتي علوي در نامههاي نهجالبلاغه (نامههاي 42 تا 52» نوشته آيتالله دكتر احمد بهشتي، از سوي موسسه بوستان كتاب منتشر شد.\
نهجالبلاغه، الهامبخش انسانهاي مظلوم و محروم براي ظلمستيزي و حرمانبراندازي است. نهجالبلاغه، پرچم برافراشته انسانهاي آزاديخواه و حقجو و باطلستيز و همچنين استوارنامه سفيران هدايت و درسآموز ارباب فنون و بلاغت و خطابت و كتابت است.
در واقع نهجالبلاغه را نبايد به حجم كوچك يا متوسطش نگريست؛ بلكه به حق بايد گفت كه بحري است ژرف و بيكرانه در كوزهاي؛ چرا كه انشاء كننده خطبهها و نامهها و كلمات قصار آن جهاني است، بنشسته در گوشهاي.
صاحبان انديشه و قلم، شروح بسياري به لسان پوياي تازي و زبان شيرين پارسي بر نهجالبلاغه نگاشتهاند و بازهم خواهند نگاشت و جريان اين سنت حسنه تا نفح صور در كام جانها استمرار مييابد؛ ولي نه به معناي تكرار مكررات، بلكه هركسي با بينشي ويژه و بياني نو، در اعماق آن بحر محيط به كاوش پرداخته و نوآوريهايي كرده است.
نويسنده اين اثر اينگونه مينگارد: «نميدانيم به شاگردان مكتب نهجالبلاغه توصيه كنيم كه علي(ع) را به نهجالبلاغهاش بشناسند يا نهجالبلاغه را به علي(ع). هركس امام علي(ع) را به عنوان قهرمان فنون سخن و پهلوان ناوردگاه نظم و نثر و رجز و وعظ و حكمت بشناسد، ناخوانده و ناشنيده تصديق ميكند كه چنان شخصيتي كلامش فوق كلام مخلوق و دون كلام خالق است، و هركس ـكه سخنشناس باشدـ و بدون توجه به اين كه گوينده و پديدآورنده كيست؛ نهجالبلاغه را بخواند، در برابر او سر تعظيم فرو ميآورد و بر نبوغ و ابتكار و طبع لطيف و ذوق شريفش درود ميفرستد و آيت اعجاز را در جبينش قرائت ميكند. از هزار دستان گلشن عصمت، چه انتظاري جز اين ميتوان داشت؟!
نام زيباي نهجالبلاغه، با نام گردآورنده آن ـسيدرضيـ با هم گره خورده است. گرچه عمرش طولاني نبود، اما بسيار پربركت بود. او كتابهاي ديگري هم نوشت و در آنها مراتب فضل خود را نشان داد، به ويژه كتاب «المجازاتالنبويه» كه از مقام والاي وي در ادبيات حكايت ميكند و كتاب «حقايقالتنزيل» كه برخي از اهل نظر، آن را بهترين تفسير تا زمان مولف شمرده و گفتهاند از تفسير «تبيان» شيخالطائفه بزرگتر و نيكوتر و نافعتر و مفيدتر بوده است. محدث نوري در «مستدركالوسائل» گزارش كرده است كه جلد پنجم آن را كه از اول سوره آلعمران تا ميانههاي سوره نساء است، مشاهده كرده است. او در حقيقت، آيات مشكله را مطرح ميكند و ضمن دفع اشكال از آن آيه، آيات متعددي هم تفسير ميكند.»
سيدرضي كه در سال 406 در سن 47 سالگي دار فاني را وداع گفت، با توجه به نبوغ ادبي و نيز احاطهاي كه به معارف اسلامي داشت، از لابهلاي خطبهها، نامهها و كلمات كوتاه حكيمانهاي كه از امام علي(ع) به يادگار مانده بود، آن چه را جذابتر و شيواتر و دلنشينتر و پربارتر يافت، گزينش كرد و كتاب هميشه ماندگار نهجالبلاغه را فراهم آورد.
او خود در مقدمه نهجالبلاغه توضيح ميدهد كه چگونه در عنفوان جواني و دوران نشاط زندگاني، انگيزه گردآوري نابترين سخنان علوي در نهادش زبانه ميزند و چگونه از بوته عدم به ديار هستي و از قوه به فعل ميرسد.
خداوند چنان مقدر كرده بود كه او نخست به فكر نوشتن كتابي بيفتد كه در آن فضيلتهاي خاص امامان معصوم(ع) گردآوري شود تا گلچيني از بوستان و گلستان اخبار و صندوقي آكنده از گوهرهاي گرانبهاي گفتار و نوشتار آنان باشد. مقدر چنين بود كه بخشي از آن كتاب كه مخصوص اميرالمومنين(ع) بود، نگاشته شود و بقيه كار به تاخير افتد.
پايان آن بخش به سخناني كوتاه از امير والامقام كلام، از پندها و حكمتها و آداب و امثال شگفت، زينت يافته بود و از خطبهها و نامههاي مفصل، چيزي ثبت و ضبط نشده بود. اين جا بود كه دوستان و ياران باصفا الهامبخش سيد بزرگوار شدند و از وي تقاضا كردند كه به كتابي بپردازد كه مشتمل بر گزيدهاي از همه سخنان مولا باشد. علت اين بود كه از معاني زيبا و اسلوب بديع و جانفزاي آن چه گردآوري شده بود، بسيار لذت ميبردند و در شگفت ميشدند، چرا آن چه تا قيام قيامت مايه اعجاب انسانهاي خوشذوق و حساس و خردمند و آگاه و الهامبخش دلهاي مستعد و سينههاي گشاده است، آن هم توسط گوهرشناس علم و ادب، گلچين نشود و چرا نخلي تناور و پربار و بر ـكه ريشهاش در اعماق سرزمين دلهاي پاك و شاخ و برگش در آسمان بلند ارواح چالاك جاي دارد و بر همه افلاك بلند، سايه افكنده استـ به وجود نيايد و تا ابد از بار و بر شيرينش جانهاي آماده فيض را نيرو و نشاط نبخشد؟!
سيدرضي پيشاپيش ميدانست كه آن چه آنها درخواست كردهاند، در ميراث وحيگونه علوي فراوان است و اگر به برآوردن تقاضاي دوستان اقدام كند، كتابي پديد ميآورد كه طراز فصاحت و پيرايه بلاغت است. چنين كتابي زبان عربي را به اوج عظمت ميرساند و ماندگار و پايدارش ميسازد. يعني در ادامه كاري است كه قرآن براي زبان عربي كرد و از گوشهاي ـكه همان شبه جزيره عربستان بودـ به همه قارهها برد و با كاروان تيزتك زمان تا دامن ابديت، هدايتش كرد.
سيدرضي تمام سخنان امير كلام را بر سه محور يافت: خطبهها، نامهها و حكمتها. از اينرو، خطبههاي اعجابانگير امام را در بخش نخست و نامههاي دلاويز را در بخش دوم و سخنان كوتاه و حكمتآميز را در بخش سوم نهجالبلاغه قرار داد. وي در همه مراحل موفق شد كه بهاي سخنان امام علي(ع) را در بازار فصاحت و در برابر ديدگان بهتزده صرافان بلاغت آشكار كند و محاسن و فضائل بيشمار و بيحد و حصر را كه در زواياي آن نهفته است، به نمايش گذارد و بر همگان ثابت كند كه او در اين ميدان پهناور، يكهتاز و ممتاز است. او بر قلهاي گام نهاده كه ديگران در نيمه راه آن به نفسزدن افتاده و از وصول به آن واماندهاند. ديگران هر چه باشند، قطرهاند و او درياي خروشان و اقيانوس بيكران.
سيدرضي مدعي نيست كه در كتاب نهجالبلاغه در همه اقطار كلام علوي سير و سفر كرده و هيچ چيزي را از دست نداده، بلكه بر اين باور است كه آن چه به دستش نيامده، ممكن است بيش از آن باشد كه به دستش رسيده و آنچه در كمند نگارش او نيفتاده، بيش از آن باشد كه در كتابش گرد آمده است.
او از كوشش و تلاش خود راضي و خشنود است، بهويژه كه خود را مديون الطاف الهي و راهگشاييهاي او ميداند. وي كتابش را نهجالبلاغه ناميد؛ زيرا توجه داشت كه درهاي بلاغت را بر روي افراد مستعد ميگشايد و راه رسيدن به قله سخن را براي تكاپوگران هموار ميسازد.
در اين كتاب يك دوره كامل مباحث فلسفي و كلامي مطرح است. بحثهاي هستيشناسي و معرفتشناسي نهجالبلاغه بسيار فراگير و گسترده است. از همينرو در عصر ما، كتابهاي فراواني در اينباره تاليف شده و دانشجويان الهيات، پاياننامههاي متعددي نوشتهاند. در عين حال بايد توجه داشته باشيم كه نهجالبلاغه، نه كتاب فلسفي و نه كتاب كلامي و نه كتاب مربوط به يكي از شاخههاي علمي و نه در حوزه يكي از فلسفههاي مضاف است و در عين اين كه همه آنها هست؛ هيچ يك از آنها نيست، بلكه بهتر است بگوييمكه نهجالبلاغه، نهجالبلاغه است.
مجموعه حاضر، 11 نامه اميرالمومنين(ع) را بررسي كرده است.
چاپ نخست كتاب «انديشه سياسي ـ تربيتي علوي در نامههاي نهجالبلاغه» (جلد پنجم) در شمارگان 1500 نسخه، 536 صفحه و بهاي 98000 ريال راهي بازار نشر شد.
نظر شما