كتاب «دايرهالمعارف افراد غيرعادي جهان» بررسي انديشه و سرگذشت افراد نابغهاي است كه به دركي از جهان پيرامونشان رسيده بودند، اما ياراي تحمل آن را نداشته، به خودكشي، اعتياد يا الكل پناه بردند. مولف اين اثر معتقد است كه نيچه نيز جزو افراد غيرعادي بود، اما با ساير غيرعاديها فرق داشت.
وي به برخي از اين افراد اشاره كرد و گفت: «ادگار آلنپو» نويسنده نامدار آمريكايي همواره مست بود و در پايان نيز جسد او را در يكي از جوي هاي خيابان پيدا كردند. همچنين «ارنست همينگوي» پنج بار دست به خودكشي زد. اين موضوع شامل كافكا و برخي نويسندگان ايراني نظير صادق هدايت و صادق چوبك نيز ميشود.
آخوندزاده ادامه داد: پس از معرفي اين افراد و ذكر مختصري از آثار و تاثيراتشان، آنها را در مقابل نيچه قرار دادم. نيچه نيز جزو افراد غيرعادي بود، اما با ساير غيرعاديها فرق داشت. او هرگز به فكر مست كردن و خودكشي نيفتاد و هميشه ميگفت: «از مستي و تخدير متنفرم» و اين از تعالي فكر او نشات ميگرفت.
وي نيچه را حكيم درد و پيامآور درمان برشمرد و گفت: او به دليل ابتلا به فلج پيشرونده مغزي، درد جسماني زيادي را در طول زندگي متحمل شد. نيچه اين درد را به ماهها حالت دريازدگي و تهوع توصيف ميكند. او همچنين پدرش را در سنين جواني از دست داد.
اين نويسنده و پژوهشگر ادامه داد: فيلسوف اگزيستانسياليست آلماني هفتدهم بينايياش را از دست داد و يكي از مريدانش مطالب تقريري وي را مينوشت. با اين وجود هرگز به فكر خودكشي نيفتاد. كافكا نيز دردشناس و درمند و درآشناست، ادگار آلنپو، آلبر كامو و ويرجينيا وولف نيز همينطور، اما چرا اين افراد با دردهاي خود كنار نيامدند؛ نظير وولف كه عاقبت خود را در رودخانهاي غرق كرد؟!
وي افزود: در كتاب اين سوال مطرح ميشود كه چرا اين افراد با دردهايشان كنار نيامدند و نتواستند افكارشان را كاناليزه كنند و به آنها جهت ببخشند؟ در واقع من ميخواستم دريابم كه نيچه چه ديد كه ديگران نديدند. شواهد مختلفي از او ذكر ميشود كه در مواقع متفاوت چه راهكارهايي براي دردمنديهايش داشت.
آخوندزاده خاطرنشان كرد: اين كتاب قشر ديگري از افراد را نيز معرفي ميكند كه درك زيادي ندارند و بنابراين با مشكل چنداني در حوزه فكري و روحي مواجه نميشوند، برخلاف دسته نخست كه قدرت درك بالايي دارند؛ نظير هدايت و كافكا و در نتيجه اين درك و فهم، خود را قرباني ميكنند. در اين ميان قشر سومي نيز وجود دارند كه با وجود درك عميق از جهان پيرامون، به ورطه نابودي نميافتند.
وي با اشاره به فرويد به عنوان فردي غيرعادي گفت: در اين كتاب نوشته شده فرويد نيز جزو افرادي است كه زندگي عادي نداشت. او يك نابغه بود كه با نوآوريهايش در روانكاوي خدمت بزرگي به بشريت كرد، چرا كه تا پيش از او افراد داراي مشكلات روحي و رواني جنزده خوانده ميشدند و درماني براي آنها انديشيده نميشد. او غيرعادي بود، اما يك غيرعادي كه كار بزرگي كرد. تمامي اين موارد و مثالها در اين كتاب گردآمدهاند تا در انتها به نتيجهاي قابل قبول برسيم.
وي افزود: اين افراد به لحاظ علم و فهم نيز مورد بررسي قرار گرفتند. مدت بيست سال است كه روي اين كتاب كار ميكنم.
آخوندزاده ديدگاه موجود درباره نيچه را نادرست خواند و گفت: به محض اين كه از نيچه اسم برده ميشود، جمله «خدا مرده است» او به ذهن همه ميآيد. در حالي كه اين سخن به خوبي درك نشده است. نيچه در كتاب «اكنون ميان دو هيچ» ميگويد: «خدايا به سوي تو ميآيم» يا «تقديم به خداي ناشناخته، آيا اكنون همه مرا ميخواهي؟» من سالهاست كه با انديشه نيچه مانوسم و همواره به ديده تحسين به او نگريستهام. به همين دليل برداشتهاي مثبتي را از وي دريافت كردهام.
كتاب «دايرهالمعارف افراد غيرعادي جهان» از سوي انتشارات عمران منتشر شده است.
نظر شما