چهارشنبه ۵ خرداد ۱۳۸۹ - ۱۳:۲۳
رويدادهاي تاريخي شاهنامه بر اساس گاه‌شماري است

فرانک دوانلو نويسنده و شاهنامه‌پژوه گفت: در شاهنامه برخي از رويدادها با تاريخ مشخص آمده که بر اساس نظام گاه‌شماري است. «خورداد» ايزد نگهبان آب و سپند است و در شاهنامه هر جا از «خوردادماه» ياد مي‌شود با نيک‌بختي و خوشبختي همراه است.

خبرگزاري كتاب ايران (ايبنا): «فردوسي دانشور توانايي بود كه اخطار زمانه را دريافت و نامه نامور ايران را با سرودن شاهنامه از گزند روزگار دور كرد. هر چند بيشتر تذكره‌نويسان از بردن نام او خودداري كرده‌اند اما كار بزرگ و ياد او تا به امروز باقي مانده است.»

آن‌چه بازگو شد بخشي از سخنان فرانك دوانلو نويسنده و پژوهشگر شاهنامه بود كه در موسسه فرهنگي هنري جمشيد جاماسيان برگزار شد. در اين نشست ياد شاهنامه و فردوسي به مناسبت جشن خوردادگان (يكي از امشاسپندان و به معني رسايي، كمال و تندرستي) گرامي داشته شد.

وي در ادامه سخنانش خاطرنشان كرد: درباره زندگي و روزگار فردوسي سخن بسيار است. اما تشخيص راست از ناراست دشوار است. از اين رو بايد فردوسي و بزرگان ديگر را، از راه آثارشان شناخت. فردوسي با زنده نگهداشتن زبان فارسي، براي هميشه در دل‌ها زنده ماند. او همچون فريدون، زنده‌كننده تمدن ايراني و چون ايرج صلح‌خواه و آرامش‌جو، و چون رستم برگزيننده راه‌هاي سخت بود.

نويسنده كتاب «گات‌هاي زرتشت (متن تطبيقی براساس هشت ترجمه فارسی)» گفت: در شاهنامه برخي از رويدادها با تاريخ مشخص آمده که بر اساس نظام گاه‌شماري ايران باستان است. در اين نامه نامور در چند مورد واژه خورداد آمده است. خورداد به معني ماه رسايي اهورامزدا است. خورداد ايزد نگهبان آب و سپند است. در شاهنامه هر جا از خورداد ماه ياد مي‌شود با نيک‌بختي و خوشبختي همراه است.

دوانلو در ادامه سخنانش افزود: نخستين جايي که در شاهنامه در آن از خورداد روز ياد مي‌شود، داستاني است كه در آن، فريدون فرخ همراه با مردم و درفش کاوياني در خورداد روز، به نبرد ضحاک مي‌رود.

وي افزود: فرانك، فرزندش فريدون را با فرهنگ ايراني آشنا مي‌كند. مردمان مي‌دانند كه او چون سپهري ‌نيك و فرخنده، براي سرزمين خويش خواهد بود. فرانك فريدون را براي دوري از گزند ضحاك به سرزميني مي‌برد كه فرهنگ و تمدن ايران در آن جاري است.

به گفته دوانلو، كوشش او براي بردن فرزندش به البرز كوه، كه جايگاهي بلند است، نشان از آن دارد كه او در پي يافتن مكاني مقدس بوده است تا فريدون به شيوه‌اي درست پرورش بيابد. مي‌دانيم كه كوه در فرهنگ ايران و مردم جهان، جايگاه مقدسي است كه در آن رودهاي مقدس جاري‌اند.

نويسنده «فرهنگ نام‌هاي ايراني بر بنياد شاهنامه فردوسي» گفت: از آن سو كاوه آهنگر بر ضحاك شورش مي‌كند و چرمه آهنگري‌اش را نشان قيامش مي‌گيرد. فريدون بر آن چرمه بی‌بها، گوهرهاي شاهانه مي‌افزايد و نام آن را درفش كاويان مي‌گذارد. اين درفش به رنگ سرخ و زرد و بنفش بوده است و برگرفته از گل شقايق است.

نوسنده كتاب «نمودار شاهنامه فردوسی» و کتاب راهنمای همراه آن به نمونه‌‌اي ديگر اشاره كرد و گفت: نمونه ديگر درباره‌ «پادشاهي بهرام گور» است که به او خبر مي‌رسد، همه‌ کشورها به جز«شمگن»، پادشاه هند از ايران فرمان مي‌برند. بهرام گور نيز نامه‌اي به پادشاه هند مي‌نويسد و در آن مي‌خواهد كه پادشاه هند به جنگ بيايد، يا اين‌که خراج بدهد. روز تاجگذاري پادشاهان ساساني نيز در ماه خورداد و خورداد روز بوده است.

وي به گوشه‌هاي ديگري از منابع تاريخي نيز اشاره‌ كرد و گفت: در روزگار کسرا نوشيروان، پادشاه چين که از شکوه ايرانيان مي‌شنود، براي دوستي با شاه ايران هدايايي مي‌فرستد که در ميان راه به تاراج مي‌رود و کسان بسيار از ميان مي‌روند. پادشاه چين جريان را براي شاه ايران باز مي‌گويد. کسرا نوشيروان براي استواري بيشتر از پادشاه چين دختري را به همسري در خورداد روز مي‌گيرد.

به گفته‌ فرانك دوانلو، يورش تازيان بر ايران نيز در خوردادروز بوده است. فردوسي تاريخ‌نگاري ايران باستان را بر اساس نظام گاه‌شماري نوشته است و رويدادهاي که در روز خورداد رخ داده‌اند چون رفتن فريدون به جنگ ضحاک و تاجگذاري شاهان ساساني در اين روز نمونه‌هاي بي‌شماري محسوب مي‌شود كه در شاهنامه آمده است.

عليقلي محمودي‌بختياري، دکتراي فرهنگ و زبان ايران باستان سخنران بعدي نشست بود، وي با اشاره به داستان شاهنامه، نيازهاي معنوي انسان‌ها را ارزشمند دانست و افزود: ما بايد نيازهاي معنوي خويش را به فرمان بهمن درآوريم و آن را پرورش داده و اهريمن را مهار کنيم.

بختياري به جشن خوردادگان اشاره کرد و گفت: هرسال، 365روز است که گاهي کم و زياد مي‌شود. به پنج روز آخر سال، کبيسه يا پنجه دزديده گفته مي‌شود. در گذشته، هر ماه داراي نام بود که به نام ايزدان خوانده مي‌شدند و روزها نيز به نام همين ايزدان بودند.

اين پژوهشگر و نويسنده به برگزاري جشن در شاهنامه فردوسي اشاره كرد و گفت: جشن دليلي براي توليد و فراواني است. جشن براي انسان، کار، توليد، فراواني را به همراه دارد و انسان با باشندگي در جشن به خود نيرو مي‌دهد.

وي خاطرنشان كرد: تا جشن و شادي نباشد توليد، کار و فراواني داده‌ها روي نمي‌دهد. وي فراواني داده‌ها را سبب ساز شادي دانست و گفت: در جامعه فقير شادي و جشن مفهوم ندارد.

محمودي‌بختياري، افزود: در نظام آفرينش همه‌چيز به شکل دايره است. معمار آفرينش دايره‌اي را ساخته که در آن نخستين و واپسين آفريده‌ها به هم پيوند مي‌خورد و هستي از آن انسان‌هاست.

عليقلي بختياري، جشن‌هاي بنيادين ايران را سده، نوروز و مهرگان دانست و در ادامه سخنانش از اهميت زنان در شاهنامه گفت: 18 زن در شاهنامه وجود دارند که جز سودابه همگي سودمند بوده‌اند. بانوان شاهنامه هر چند گمنام مانده‌اند اما نقش‌آفرينان ماجراها هستند.

وي افزود: با كمي ژرف‌نگري در آن داستان‌ها مي‌توان دريافت كه زنان، بنيانگذاران بسياري از رويدادها بوده‌اند و راه آزادگي را براي قهرمانان و پهلوانان شاهنامه هموار ساخته‌اند. بانوان شاهنامه در رويارويي با دشواري‌ها، جايگاه خود را مي‌شناختند و نقش سازنده خود را ايفا مي‌كردند. 

نشست ياد شاهنامه و فردوسي با نقالي، اجراي موسيقي و چکامه‌خواني همراه بود.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها