به گزارش خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا)، به نقل از ستاد خبري سراي اهل قلم بيست و سومين نمايشگاه بينالمللي كتاب تهران، كتاب «تاريخ ايران در عصر افشاريه» در دهمين دوره جايزه كتاب فصل (تابستان 1388) شايسته تقدير شناخته شد. اين كتاب عصر چهارشنبه در غرفه ديدار بيست و سومين نمايشگاه بينالمللي كتاب تهران نقد و بررسي شد.
دكتر رضا شعباني، نويسنده كتاب «تاريخ ايران در عصر افشاريه» گفت: من به دوره افشاريه تعلق خاطر دارم و نزديك به 54 سال است كه عمده توجه و پژوهش من به دوره افشاريه اختصاص داشته است. عصر حكومت افشاريه يكي از مهمترين و حساسترين دورههاي تاريخي ايران به شمار ميرود؛ اما بهرغم آنكه برجستهترين نتيجه ظهور دولت آنان، سركوب و سقوط افغانان و بيرون راندن نيروهاي روس و عثماني از ايران بود، به چند دليل عمده مورد توجه محققان تاريخ ايران قرار نگرفته است.
شعباني تآكيد كرد: برخي از اين دلايل عبارتند از قرار گرفتن دوره نسبتا كوتاه دولت افشاريه بين دو دوره طولاني و با اهميت صفويه، اصلاح روابط ايران با همسايگانش و خشونت جنونآميز نادر در 3 سال پاياني فرمانرواييش كه چهره فرمانروايي مستبد و بيرحم از او در تاريخ ايران ترسيم كرده است.
وي افزود: نادرشاه افشار يكي از 5 نابغه بزرگ عالم است و از برجستهترين چهرههاي تاريخ محسوب ميشود. نادر توانست قدرت متجاوز روسيه و عثماني كه يك سوم از خاك ايران را به خود اختصاص داده بودند، كنار بزند و به ايران اعتبار خاصي بخشد و آمادگي بزرگي به ملت ايران بدهد.
اين تاريخپژوه خاطرنشان كرد: نادر اقدامات بزرگي انجام داده است و من به اين نتيجه رسيدهام كه به دليل گرفتاريهاي مختلف تاريخپژوهان، به نادر كمتر پرداخته شده است. درباره نادرشاه افشار در سطح جهان تنها 50 جلد كتاب منتشر شده است و من وظيفه خود ميدانستم كه به اين موضوع بيشتر بپردازم.
وي افزود: نادر در سه چهار سال آخر عمر خود دچار عدم تعادل شد و حوادثي كه در دوران عمر او اتفاق افتاد و نابخرديهاي مردم كه نتوانستند قدر او را بدانند، كمك كرد تا به او كمتر پرداخته شود و تنها كاري كه به طور مستمر از دست من ساخته بود و با دلبستگي خاصي كه به او داشتم، توانستم تاريخ، عصر، زندگي و... نادرشاه افشار را در زمينههاي مختلف به رشته تحرير درآورم.
اين استاد دانشگاه خاطرنشان كرد: حدود 10 كتاب درباره عصر نادرشاه افشار به رشته تحرير درآوردهام و بيش از 54 سال از عمر خود را صرف نادر كردهام و مجموع مطالعات خود را در يك مجموعه دو جلدي با نام «تاريخ ايران در عصر افشاريه» گردآوري كرده و در دسترس تاريخپژوهان قرار دادهام.
وي افزود: بيش از 30 كتاب مختلف نوشتهام؛ كتابهايي در زمينه كوروش بزرگ، داريوش هخامنشي، جشن نوروز و...، نگارش اين كتابها به صورت تفنني بوده ولي هر مقاله و كتابي درباره افشاريه نوشتهام، از ديد تخصصي به آن نگريستهام زيرا نادر جايگاه ارزندهاي داشته و با انديشههاي خود توانست به دنيا ثابت كند كه ايراني ميتواند جايگاه ارزشمندي داشته باشد.
غلامحسين زرگرينژاد، تاريخپژوه سخنران بعدي نشست بود. وي نادرشاه افشار را احيا كننده ايران دانست و گفت: نادر احيا كننده ايران در حال فروپاشي بود. در تاريخ بعد از صفويه دو شخصيت داريم كه به آنها توجه نشده، نخست نادرشاه افشار و سپس آقا محمدخان قاجار است.
وي افزود: شورش افغانها، متلاشي شدن وحدت سياسي در ايران و از بين رفتن همه امكانات كه در دوره صفويه پديد آمده بودند، باعث شد كه به نادرشاه افشار كمتر توجه شود. شيوه غلط دوره صفويه و مرگي كه قدم به قدم اين نظام را در كاخ خود فرو برد و فرو ريختن آن نظام، مصيبت و بلايي براي كشور ايران بود. قحطي، گرسنگي، خونريزي و عدم امنيت واقعيتي بود كه بعد از فروپاشي صفويه بر ايران حكمراني ميكرد.
زرگرينژاد خاطرنشان كرد: روسها وارد ايران شده بودند و عثماني نيز به راحتي انديشه انتزاع قفقاز را از ايران به همدان به اجرا گذاشته بود و بر سر اين مسأله عهدنامه نوشته بودند. نخستين قرار داد رسمي براي تجزيه ايران، عهدنامه سلاطين عثماني و روسيه است. بخشي از قفقاز و گيلان به روسها داده شد و آذربايجان و همدان به عثماني تعلق گرفتند.
وي افزود: ما بلاي تقسيم ايران را در آن دوره داشتهايم و اگر نادرشاه افشار در اين فضاي مصيبت زده ظهور نميكرد، ديگر ايران و ايراني باقي نميماند. اين نقش بزرگي است كه نادر در اين زمينه داشته است. از نظر فرهنگي نيز موارد متعددي در زندگي نادر برجستگي دارد و آن طرح نظريه اتحاد اسلام در ايران براي نخستينبار است. نادر معتقد بود دو كشور ايران و عثماني كه قرآن واحد، پيامبر واحد و دين واحدي دارند، نبايد همديگر را بكشند و بر كشتههاي مردم جشن بگيرند.
اين تاريخپژوه يادآور شد: نادر شخصيت برجستهاي دارد، آزادي اقوام، صادر كردن فرامين، احترام به ارامنه و ديگر اقليتهاي ديني ايران و... از خصوصيات ارزشمند نادر است. اما آنچه نظر مرا به خود جلب كرده، نگاه هنديها به نادر است كه نادر را در رديف شخصيت خونخواري چون آتيلا، چنگيز، هولاكو و تيمور قرار ميدهند. از ديد هنديها نادر با انديشه غارتگرانهاي چون محمود غزنوي به هند حمله كرده است. همچنين نادر با مجموعهاي از افاغنه روبهرو بوده است و در كنار شاه تهماسب دوم، شاهد تاراج ايران بوده است.
وي در سخنان پاياني خود گفت: اين پرسش همواره وجود داشته كه چرا نادرشاه افشار به هند تاخته و غارتهاي بسيار كرده و از نظر هنديها، به يك خونخوار مبدل شده است؟
سپس عطاالله حسني تاريخپژوه و مدير گروه تاريخ دانشكده شهيد بهشتي، گفت: تاريخنگاري دوره افشاريه كمبودهاي بسياري دارد و بيشتر با متنهاي مبالغهآميز روبهرو هستيم و آن طور كه بايد چهره سياسي، نظامي، اجتماعي و... نادرشاه افشار به تصوير كشيده نشده است.
وي افزود: دكتر رضا شعباني در هر تحقيقي كه انجام ميدهد به آن پيام انساني و ايراني ميدهد و در سطر سطر كتاب ميتوانيد با پيام انساني و ايراني روبهرو شويد. شعباني قهرمانجوست همانطور كه فردوسي در ديوانش به دنبال رستم است، شعباني نيز تاريخ را ميكاود و به دنبال شخصيتهاي شاخص و اثرگذار ميگردد. نادر، كوروش، داريوش و... شخصيتهاي برجسته تاريخ محسوب ميشوند.
حسني يادآور شد: شعباني تمايلات حسي خود را نسبت به شخصيتها پنهان نميكند و هنگامي كه به نادر ميپردازد، با انواع صفات مثبت و شاخص از آن ياد و در نوشتن كتاب كوروش و داريوش نيز همين مسأله را دنبال ميكند. شعباني در كتاب «تاريخ ايران در دوره افشاريه» كار آگاهانهاي ارايه داده است، از طرفي كار تحقيقي كرده و بحث خود را تا آنجا كه سند و مدرك اجازه ميدهد، مطرح ميكند و تاريخ تحقيقي مينويسد.
وي افزود: شعباني در نگارش تاريخ تعليمي، به دنبال شخصيت دادن به وجوه تمدني است تا بتواند به فرزندان ايراني اعتماد به نفس ايراني بودن بدهد. اين يكي از وجوه كار و پژوهش دكتر شعباني است. شعباني، هدفمند عمل و پيام شخصيتهاي برجسته تاريخي ايراني و انساني را به جهانيان عرضه ميكند.
نظر شما