خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا)- سال 1350 نادر ابراهيمي، موسسه پژوهشي «همگام با كودكان و نوجوانان» را تاسيس ميكند؛ اكنون 8 سال از انتشار اولين كتاب وي، يعني «خانهای برای شب» ميگذرد و داستان «دشنام» اين مجموعه اسم و رسمي براي خود پيدا كرده است. ابراهيمي زماني كه نخستين اثرش منتشر شد(1342) به اتهام همكاري با نهضت 15 خرداد در زندان بود.
نگارش حدود 120 كتاب در حوزههاي مختلفي مثل ادبيات كودك و نوجوان، ادبيات بزرگسال، سينما و تئاتر در طول 73 سال زندگي، از نويسنده «ابوالمشاغل»(زندگينامه نويسنده) مردي پركار و تاثيرگذار ساخت.
اكنون كه حدود كه يكسال و نيم از پرواز نويسنده «بار ديگر شهري كه دوست ميداشتم» ميگذرد، مدير اجرايي نشر «روزبهان»(ناشر آثار ابراهيمي) به «ايبنا» ميگويد: «تاكنون حدود يك ميليون نسخه از كتابهاي نادر ابراهيمي روانه بازار نشر شده است.»
مرحوم مرتضی ممیز، پدر گرافیك نوين ايران، در جايي مينويسد: «گمانم هشتاد درصد جلد کتابهای نادر ابراهیمی را من طراحی کردهام. این امر نشانه علاقهای است که به شیوه نویسندگی او دارم. او زندگی سالم و نثر زیبایی دارد و اینها برایم ارزشمند است. هرچند خلق و خوی و خط کشیهای اخلاقی و سلیقهای نادر با همه کس تطبیق نمیکند، او کسان بیشماری را همراه و رفیق دائمی خود کرده است.»
حامد کنی، مدير اجرايي نشر روزبهان ميگويد: آثار نادر ابراهیمی از ابتدای تاسیس انتشارات روزبهان به این نشر سپرده شد و تاکنون نیز 22 عنوان کتاب از وی توسط روزبهان به چاپ رسیده اند.
علاوه بر حدود 120 كتابي كه از ابراهيمي روانه بازار نشر شده، فرزانه منصوري، همسر و همراه وي، با بيان اينكه او آثار نيمهتمامي دارد كه تلاش داريم آن را منتشر كنيم، ميگويد: «باید این کارهای منتشرنشده را از قفسههای اتاق کار او بیرون بکشیم.»
منصوري ميافزايد: ممكن است اين كارها را به نويسندهاي معتمد بسپاريم تا پس از تصحيح و تكميل روانه بازار شوند، حتي برخي آثار ابراهيمي تا مرحله تصويرگري هم جلو رفته، اما هنوز منتشر نشده اند.
برخي از فیلمسازان مشهور سینمای ایران هم خود را مدیون نادر ابراهیمی میدانند. «کمال تبریزی»، «ابراهیم حاتمیکیا» و «کیومرث پوراحمد» از جمله فيلمسازاني بودند كه در مراسم تشييع پيكر ابراهيمي از علاقه خود به او سخن گفتند. پوراحمد درباره وي ميگفت: «وجود نادر ابراهیمی یکسره عشق به ایران و طبیعت بود و در وجود سراپا عشق، جایی برای بخل و تنگنظری باقی نمیماند.»
نادر ابراهیمی در ۱۴ فروردین ۱۳۱۵ در تهران متولد شد و در دبیرستان دارالفنون دیپلم ادبی گرفت و به دانشکده حقوق تهران راه یافت؛ ولي پس از دو سال دانشكده حقوق را رها كرد و به دانشکده ادبیات رفت. ابراهيمي در رشته زبان و ادبيات انگليسي از اين دانشكده فارغالتحصيل شد.
ابراهيمي به جز نگارش تعداد زيادي كتاب، حدود ۱۵ فيلم داستانی، مستند و سینمایی در مقام نویسنده، کارگردان و تدوینگر تهيه كرد. مطرحترين اثر او سریال «آتش بدون دود» (۱۳۵۳تا ۱۳۵۴) بود که بر اساس رمان بلند و چند جلدی وي با همین نام ساخته شد.
كيومرث پوراحمد در جايي عنوان ميكند: «افتخار ميكنم كه 35 سال پيش در مجموعه آتش بدون دود شاگردي نادر ابراهيمي را ميكردم.»
آنچه اين روزها در قفسههاي كتابخانه ابراهيمي خاك ميخورند، كتابهايي در حوزه كودك و بزرگسالند كه خانواده ابراهيمي تلاش دارند آنها را روانه بازار نشر كنند. از طرفي، راهاندازي بنياد نادر ابراهيمي، ديگر موضوعي است كه خانواده اين نويسنده فقيد با تلاش فراوان آن را دنبال ميكنند.
کتابهای «بر جادههای آبی سرخ»، «مردی در تبعید»، «یک عاشقانه آرام»، «هزارپای سیاه»، «رونوشت بودن اصل»، «افسانه باران»، «انسان، جنایت، احتمال»، «خانهای برای شب»، «آتش بدون دود»، «چهل نامه کوتاه به همسرم» و «بار ديگر شهري كه دوست ميداشتم» به چاپ هاي مكرر رسيدهاند. فرزانه منصوري در گفتوگويي درباره «هليا»، شخصيت اصلي كتاب «بار ديگر شهري كه دوست ميداشتيم» ميگويد: «سالها پیش نادر ابراهیمی در حالی که با اتوبوس از تهران به اصفهان سفر میکرد، شروع به بازی و در هم ریختن واژه "الهی" کرد تا بتواند از دل آن نامی خوشآهنگ و متفاوت بسازد. پس از مدتی واژه خودساخته "هلیا" را از به هم ریختن حروف واژه "الهی" ساخت و در داستان بلندش بار دیگر شهری که دوست میداشتم بهکار برد.»
آنگونه كه از قرائن برميآيد، در آينده نزديك، با سطرهايي منتشر نشده از ابراهيمي همراه ميشويم كه احتمالا چون گذشته انتشارات روزبهان آنها را منتشر ميكند. ارایه فهرستي كامل از شغلهای ابراهیمی و پاسخ به اين سوال كه او كه بود و چه كرد، كار دشواری است. او خود در دو كتاب «ابن مشغله» و «ابوالمشاغل» ضمن شرح وقایع زندگی، به فعالیتهای گوناگون خود اشاره دارد. ابراهيمي خود مينويسد «كمككارگر تعمیرگاه سیار در تركمن صحرا»، «كارگر چاپخانه»، «حسابدار و تحویلدار بانك»، «صفحهبند روزنامه و مجله»، «میرزایی یك حجره فرش در بازار»، «مترجم و ویراستار»، «ایرانشناس عملی و چاپ مقالههای ایرانشناختی»، «فیلمساز»، «تصويرگر كتابهای كودكان»، «مدیر كتابفروشی»، «خطاط و نقاش» و «مدرس دانشگاه» بوده است؛ اما در عين حال، او مردي بود كه خيلي دوستش ميداشتيم.
نظر شما