سه‌شنبه ۲۴ شهریور ۱۴۰۵ - ۰۹:۱۵
روایت ایران؛ از ریشه‌های فرهنگی تا ساختن آینده

مراسم رونمایی از مجموعه کتاب‌های عفت خانی‌پور، شاعر، نویسنده و راهبردپرداز فرهنگی، با عنوان «روایت ایران از ریشه تا آینده» برگزار شد؛ نشستی که بهانه‌ای بود برای گفت‌وگو درباره ایران، فرهنگ و میراث مشترک ایرانی و چگونگی پیوند دادن ریشه‌های فرهنگی با آینده.

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) در این مراسم، جمعی از اهالی فرهنگ و اندیشه از جمله دکتر حسین رمضانی خردمردی، سیدعیوض علی کاظمی، مریم جلالی، نسرین تیموریان، دکتر فردین شورج و علیرضا فرهمند به بیان دیدگاه‌های خود درباره آثار و فعالیت‌های فرهنگی خانی‌پور پرداختند و هر یک از زاویه‌ای به مفهوم روایت ایران، نقش کتاب و ادبیات در انتقال تجربه میان نسل‌ها و ضرورت توجه به ریشه‌های فرهنگی پرداختند. عفت خانی‌پور نیز در این مراسم درباره انگیزه خود از برگزاری این نشست و شکل‌گیری آثارش سخن گفت و «روایت ایران» را روایتی فراتر از مرزهای جغرافیایی و سیاسی دانست؛ روایتی که از تاریخ، فرهنگ، ادبیات، هنر و تجربه‌های مشترک مردمان این حوزه تمدنی شکل گرفته و می‌تواند پلی برای ارتباط میان نسل‌ها و ملت‌ها باشد.

در بخش دیگری از این برنامه، آراد کرابی و شهداد کرابی نیز با اجرای نقالی و موسیقی برای حاضران، فضای مراسم را با روایت و موسیقی ایرانی همراه کردند؛ اجرایی که در کنار سخنان سخنرانان، بر پیوند میان ادبیات، هنر و حافظه فرهنگی در روایت ایران تأکید داشت.

میراث فرهنگی مشترک باعث نزدیکی ملت‌ها به هم می‌شود

عفت خانی‌پور، نویسنده، ضمن خوشامدگویی به حاضران در این نشست گفت: شاید این پرسش مطرح شود که چرا نام این نشست «روایت ایران از ریشه تا فردا» انتخاب شده است. این نام، انتخابی ناگهانی و اتفاقی نیست؛ بلکه حاصل سال‌ها فعالیت فرهنگی، هنری و اجتماعی، شعر گفتن، قصه نوشتن و آشنایی با انسان‌های مختلف است.
وی افزود: وقتی امروز به مسیر زندگی و فعالیت‌هایم نگاه می‌کنم، می‌بینم در کتاب‌هایم بیش از هر چیز تلاش کرده‌ام بخشی از دغدغه‌ها، اندیشه‌ها و تجربه‌هایی را که در طول سال‌ها از فعالیت‌های مختلف به دست آورده‌ام، با دیگران به اشتراک بگذارم. پس از دوره بیماری نیز این دغدغه برایم جدی‌تر شد و کوشیدم آنچه را در ذهن و تجربه‌ام شکل گرفته است، در قالب کتاب‌ها با مخاطبان در میان بگذارم.
خانی‌پور ادامه داد: در هر یک از این آثار، از زاویه‌ای متفاوت به انسان، زندگی و هویت و همچنین نسل آینده نگاه کرده‌ام. من یک دختر دارم و دغدغه خانواده‌ها و نسل آینده را از نزدیک می‌شناسم. شاید در ابتدای این مسیر نمی‌دانستم در ادامه چه اتفاقی خواهد افتاد، اما همواره یک پرسش ساده و در عین حال جدی برایم وجود داشت: ما از گذشته چه چیزی گرفته‌ایم و قرار است چه چیزی را به آینده برسانیم؟

وی تأکید کرد: برای من ایران فقط یک جغرافیا نیست. ایران حاصل قرن‌ها تجربه و زندگی، اندیشه و باور، ادیان و آیین‌ها، دانش و فرهنگ، شعر و ادبیات و شیوه زندگی مردمانی است که این تمدن را شکل داده‌اند. بنابراین ایران را نمی‌توان تنها در مرزهای سیاسی خلاصه کرد. در طول تاریخ، سرزمین‌ها و مردمان مختلفی با حوزه تمدنی ایران ارتباط داشته‌اند؛ از جمله مردم افغانستان و تاجیکستان که هرکدام امروز هویت و مرزهای سیاسی خود را دارند، اما بخشی از فرهنگ، زبان و تاریخ مشترک ما را نیز با خود حمل می‌کنند.

وی گفت: از نگاه من، این اشتراک‌ها نباید عاملی برای جدا شدن ما از یکدیگر باشد و هیچ‌یک از این ملت‌ها نیز بر دیگری برتری ندارد. برعکس، این اشتراک‌ها فرصتی است برای آنکه یکدیگر را بهتر بشناسیم، بیشتر با هم گفت‌وگو کنیم، به یکدیگر نزدیک‌تر شویم و در عین حال برای هویت و تفاوت‌های یکدیگر احترام قائل باشیم.
خانی‌پور ادامه داد: یکی از مهم‌ترین راه‌هایی که می‌تواند ملت‌ها را به یکدیگر نزدیک کند، همین میراث مشترک فرهنگی است؛ میراثی که در فرهنگ، ادبیات، شعر، قصه، هنر، تاریخ و خاطرات مشترک ما ریشه دارد. این عناصر می‌توانند به جای آنکه دیوار میان انسان‌ها باشند، پل ارتباطی میان ملت‌ها شوند.
وی تأکید کرد: تمدن ما در بهترین جلوه‌های خود، تمدنی مبتنی بر صلح و انسانیت است و جهان امروز نیز به همین مفاهیم نیاز دارد. یکی از پرسش‌های اساسی این است که خود انسانیت و «آدم بودن» چه معنایی دارد و چگونه باید این معنا را از یک نسل به نسل دیگر منتقل کرد.
این نویسنده با طرح این پرسش که آیا زنده بودن فقط به معنای بقاست، گفت: انسان برای زنده ماندن به نیازهای اولیه‌ای احتیاج دارد، اما جامعه تنها با تأمین این نیازها ادامه پیدا نمی‌کند؛ جامعه به دانش، فرهنگ، هنر و ارتباط میان نسل‌ها نیز نیازمند است.


وی افزود: اگر قرار باشد چیزی تنها از نسلی به نسل دیگر منتقل شود، بدون آنکه شناخت و ارتباطی با ریشه‌ها وجود داشته باشد، ممکن است به نوعی «ریشه‌پریشی» برسیم. ریشه‌داشتن به معنای ماندن و متوقف شدن در گذشته نیست. ما باید تاریخ، شعر و فرهنگ خود را بشناسیم و بدانیم از گذشته چه چیزی را باید با خود به آینده ببریم.
خانی‌پور تأکید کرد: قرار نیست در گذشته بمانیم؛ ریشه برای ایستادن نیست، برای رفتن است. حتی لازم است گذشته و میراث خود را نقد کنیم و از میان آن، آنچه را که انسان امروز به آن نیاز دارد، بسازیم.


وی ادامه داد: تمدن ایرانی در بهترین جلوه‌های خود، ما را به سوی آشنایی، مهر، مدارا و همزیستی هدایت می‌کند. اگر بخواهم نگاه شخصی خودم را بیان کنم، باید بگویم «ایران خانه من است و جهان خانواده من». این نگاه به معنای دوست داشتن ایران بدون فاصله گرفتن از جهان است.
این نویسنده گفت: هرچه ریشه‌های خود را بهتر بشناسیم، می‌توانیم از اشتراکات فرهنگی‌مان برای دوستی میان ملت‌ها بیشتر استفاده کنیم. در نهایت، این پرسش مطرح است که ما چه سهمی در ادامه این روایت داریم؟
وی تأکید کرد: تمدن، ساخته گذشتگان نیست که ما تنها آن را تحویل بگیریم و حفظ کنیم؛ ما نیز باید چیزی به آن اضافه کنیم؛ با دانش، با فکر کردن و با انسان‌تر زندگی کردن. باید ریشه‌هایمان را بشناسیم، اما در آن‌ها متوقف نشویم و از دل همین شناخت، آینده خود را بسازیم.

روایت ایران؛ از ریشه‌های فرهنگی تا ساختن آینده

روایت ایران از دل واژه‌ها و اندیشه‌های جوشیده شکل گرفته است

مریم جلالی، کارشناس توسعه و محقق فرهنگی و عضو شورای جهانی صنایع‌دستی، با اشاره به اهمیت «روایت» و «ایران» گفت: دو واژه «روایت» و «ایران» برای من همیشه مقدس بوده‌اند و تلاش کرده‌ام نسبت به این دو واژه تعهد داشته باشم. اگر امروز تصور و خیال مشترکی از ایران داریم و اگر ادبیات و اندیشه ایرانی همچنان زنده است، باید آن را مدیون مادرانی بدانیم که در طول تاریخ به فرهنگ و اندیشه ایرانی «مادرانگی» کرده‌اند. عفت خانی‌پور نیز در کنار همه راه‌بلدی و کاربلدی، چنین نقشی را ایفا کرده و در مسیر فرهنگ و اندیشه ایران، مادرانه تلاش کرده است.


وی افزود: ما ایران‌بانوهای بسیاری داشته‌ایم و هرگاه ایران را به‌عنوان «مام وطن» در نظر می‌گیریم، باید بدانیم که آنچه این ایران را می‌سازد، ادبیات، اندیشه، منش و روش ماست. واژه‌ای که از درون می‌جوشد، با واژه‌ای که صرفاً برای انتقال معنا ساخته و پرداخته می‌شود، تفاوت دارد. کوشش برای انتقال معنا ارزشمند و مقدس است، اما جوشش درونی ویژگی‌ای دارد که با هیچ دستور زبانی نمی‌توان آن را ارزیابی کرد. این جوشش را نمی‌توان مدیریت کرد؛ همان‌گونه که درخت گردو ممکن است ۱۵ سال صبر و پایداری کند تا به ثمر برسد.
جلالی تأکید کرد: ما حکمت ایرانی را در کنار هم بودن آموخته‌ایم و آنچه از فرهنگ ایرانی برای حکمت جهانی به ارمغان آورده‌ایم، از جنس همان کلماتی بوده که از درون جوشیده‌اند. از این منظر، روایت ایران تنها روایت مجموعه‌ای از واژه‌ها و آثار نیست، بلکه روایتی از اندیشه، فرهنگ، منش و شیوه زیستن مردمانی است که در طول تاریخ، این میراث را شکل داده و به نسل‌های بعد منتقل کرده‌اند.

روایت ایران؛ از ریشه‌های فرهنگی تا ساختن آینده

نوشتن فرصتی برای حضور و انتقال تجربه به نسل آینده است
دکتر فردین شورج، نویسنده و استاد دانشگاه، با اشاره به عنوان سخنرانی خود با نام «وقتی واژه‌ها راه زندگی می‌شوند» گفت: قلم فقط وسیله‌ای برای نوشتن نیست، بلکه می‌تواند راهی برای بازگشت به زندگی باشد. عفت خانی‌پور سال‌ها با نوشتن سروکار داشته است و بیماری مدتی او را از این مسیر دور کرد؛ دوره‌ای که تحمل آن برای خودش و خانواده‌اش دشوار بود. همه انسان‌ها در زندگی با بیماری و سختی مواجه می‌شوند، اما نباید همواره از بیماری سخن گفت؛ بلکه باید از تاب‌آوری گفت. تاب‌آوری یعنی توانایی بازگشت به زندگی عادی و حتی رسیدن به شرایطی بهتر از گذشته و این ویژگی را می‌توان در زندگی عفت خانی‌پور مشاهده کرد.


وی افزود: در این زمینه سه نکته اهمیت دارد؛ قدرت نوشتن، معنای امید و مسئولیت ما در قبال نوشتن. نوشتن یک فرصت برای حضور و اثرگذاری است. مدرک دکترا به‌تنهایی اهمیت چندانی ندارد، اما اگر انسان حضور داشته باشد و بتواند تجربه و دانسته‌های خود را به نسل بعد منتقل کند، این حضور معنا پیدا می‌کند. اگر بخواهیم از خود بپرسیم چگونه می‌توانیم مطمئن شویم در زندگی خطای کمتری کرده‌ایم، یکی از راه‌ها نوشتن است. نوشتن یعنی آنچه در ذهن ما شکل گرفته و حاصل تجربه، مطالعه و مشاهده است، از طریق دست به کاغذ منتقل شود. نوشتن، اندیشیدن و درست فکر کردن است. چرا باید بنویسیم؟ چون باید بخوانیم و مطالعه کنیم. دکتر شریعتی نیز بر اهمیت خواندن تأکید داشت و معتقد بود برای آنکه انسان اسیر استعمار، استحمار و استثمار نشود، باید بخواند و بر خواندن مداومت داشته باشد.


شورج با اشاره به مفهوم امید تأکید کرد: امید با اطمینان تفاوت دارد؛ امید یعنی هنوز همه‌چیز درست نشده است، اما ما همچنان کاری را پیدا می‌کنیم و آن را ادامه می‌دهیم. عفت خانی‌پور تاکنون ۱۲ کتاب نوشته و این استمرار، خود نشانه‌ای از امید و مداومت است. من در برابر نسل‌های آینده مسئولم و به آن‌ها مدیونم؛ بنابراین باید بنویسم. مسئله سوم نیز احترام به نویسنده است. اگر قرار است به یک نویسنده هدیه‌ای بدهیم، بهترین هدیه این است که کتاب او را بخوانیم و پس از خواندن، به مفاهیم و پیام‌های آن عمل کنیم. نویسندگان میهن‌دوست سنگ‌بنای تاریخ ایران را می‌گذارند و امروز نیز باید بنویسیم تا بتوانیم درباره این پرسش که چه باید کرد، اندیشه کنیم و پاسخی برای آن بیابیم.

روایت ایران؛ از ریشه‌های فرهنگی تا ساختن آینده

حسین رمضانی خردمردی، مدیرعامل انجمن همگرایی مواریث تمدن ایرانی، به‌عنوان آخرین سخنران، به مفاهیم کلیدی برآمده از این رویداد پرداخت و با اشاره به مفاهیم «زن»، «خانواده»، «شهر»، «کشور» و «ایران» اظهار داشت: «در ایران، زن در معنای این واژه، همسر و مادر و زاینده زندگی است؛ و در معنای «بانو»، نگهبان و تداوم‌بخش فرهنگ و تمدن ایرانی است؛ کسی که با حفظ ظرایف فرهنگ و هنر و انتقال آن‌ها از طریق تربیت فرزند در نهاد خانواده، این میراث را به نسل آینده منتقل می‌کند. مفهوم «خانواده» در ایران، اصیل، ریشه‌دار و مستمر است. از گذشته تاکنون، خانواده در ایران با همسری، هم‌فکری و هم‌دوشی زن و شوهر، به‌عنوان دو رکن اصلی نهاد خانواده، و با تقسیم کار منصفانه، تداوم‌بخش کیان ملی و نهاد دولت یا کشور در ایران بوده است.

وی در ادامه گفت: بر این باورم که راز ماندگاری و استمرار دولت در ایران ــ که پس از هجوم‌ها و یورش‌های فراوان در طول تاریخ، بارها در قالب دولت ایران ققنوس‌وار سر برآورده است در این است که خانواده در ایران اصالت، هویت مستقل، ثبات و استمرار داشته است. در حفظ این اصالت و هویت و در این ثبات و استمرار، جایگاه زن و مادر خانواده در تاریخ ایران، محوری و تعیین‌کننده بوده است. «شهر» را می‌توان جایگاه خانواده‌هایی دانست که با تقسیم کارهای متعدد و متنوع، تا حدودی خودکفا بوده‌اند. در تاریخ ایران نیز واژه «شهر» در دو معنا به کار رفته است: هم برای نام شهرهای مختلف و هم در ترکیب «ایران‌شهر»، به معنای دولت یا کشور ایران. دولت یا کشور، محصول شکل‌گیری سیاست در جامعه از طریق نهادی به نام حکومت است. ایران یکی از نخستین دولت ـ کشورهای تاریخ جهان بوده است. ایران نیز دو معنا دارد؛ هم به‌عنوان یک واحد سیاسی و هم به‌عنوان یک ریشه و یک مجموعه والای فرهنگی ـ تمدنی که در مفهوم «ایران‌شهر» بازتاب یافته است.

رمضانی خردمردی افزود: «ایران» به‌مثابه وطن و ریشه، به دلیل استمرار طولانی‌مدت در تاریخ و تحولات پرفرازونشیبی که پشت سر گذاشته، خود مفاهیم جدیدی خلق کرده است. در همین زمینه، با استناد به دیدگاه دکتر میرجلال‌الدین کزازی، استاد زبان و ادبیات فارسی، می‌توان از چهار مفهوم «ایران ملی»، «ایران تاریخی»، «ایران فرهنگی» و «جهان ایرانی» سخن گفت. ایران ملی، همان ایرانی است که ما امروزه شهروندان آن هستیم و با نام رسمی «جمهوری اسلامی ایران» شناخته می‌شود. ایران تاریخی، سرزمین‌ها و کشورهایی است که روزگاری در قلمرو سیاسی و حکومتی سلسله‌های حاکم بر ایران قرار داشته‌اند. ایران فرهنگی، کشورها یا سرزمین‌هایی هستند که هیچ‌گاه بخشی از ایران در ادوار مختلف تاریخ نبوده‌اند، اما فرهنگ ایرانی بدان‌ها راه یافته و این سرزمین‌ها تحت تأثیر فرهنگ و تمدن ایرانی قرار گرفته‌اند و همچنان نیز از این تأثیرات برخوردارند؛ نمونه بارز آن را می‌توان در کشمیر مشاهده کرد.

وی افزود: در نهایت، «جهان ایرانی» به شهرها، سرزمین‌ها و کشورهایی اطلاق می‌شود که ایرانیان به آن‌ها رفته و در آنجا سکونت گزیده‌اند؛ از جمله می‌توان به زنگبار، شهر قیروان در تونس و نیز شهرهایی با جمعیت قابل توجه ایرانی در دنیای امروز، مانند لس‌آنجلس، اشاره کرد. همچنین لازم می‌دانم موفقیت هنری خانم لاله مرزبان را به‌دلیل دریافت جایزه بهترین بازیگر زن بخش «افق‌ها» در جشنواره فیلم ونیز تبریک بگویم.

در ارتباط با سخنرانی ایشان در آن جشنواره، خاطره‌ای از خانم سیمین دانشور را یادآوری می‌کنم. روزی خانم دانشور را برای شرکت در مراسم «شب شعر گوته» به سفارت یکی از کشورهای غربی در تهران دعوت کردند. ایشان پرسیده بودند که قرار است علاوه بر شعر و داستان درباره چه موضوعی صحبت کنند. به ایشان گفته بودند که قرار است درباره سیاست سانسور در ایران نیز انتقادهایی مطرح شود. خانم دانشور در پاسخ گفته بودند: «ما رخت‌چرک‌هایمان را در حیاط همسایه نمی‌شوییم!» این جمله، به باور من، نشان‌دهنده درک درست از حاکمیت ملی و شأن مردم ایران است و ما باید از بزرگان فرهنگ و ادب این سرزمین، چنین نگاه و رفتار سنجیده‌ای را بیاموزیم.

رمضانی خردمردی در پایان گفت: همچنین باید توجه داشته باشیم که زنان ایرانی، از گذشته تا امروز و در هر نظام سیاسی مستقر در ایران، از جمله در جمهوری اسلامی ایران، از حقوق و جایگاه‌هایی برخوردار بوده‌اند که ممکن است برای زنان بسیاری از کشورها ناشناخته یا حتی نامفهوم باشد. یکی از این مفاهیم را می‌توان «حق هویت دائمی» یا «حق هویت اصیل» دانست؛ یعنی زن ایرانی با همان هویتی که در یک خانواده ایرانی زاده می‌شود، زندگی می‌کند و با همان هویت در خاکی که وطن و مادر اوست، آرام می‌گیرد. در مقابل، زنان بسیاری از کشورها، از جمله برخی زنانی که در جشنواره ونیز حضور داشتند، ممکن است در طول زندگی با تغییرات حقوقی، اجتماعی و فرهنگی در نام و هویت خانوادگی خود مواجه شوند. در برخی فرهنگ‌ها و نظام‌های حقوقی، نام و هویت خانوادگی زن با نسبت او به پدر و سپس همسر تعریف می‌شود؛ به‌گونه‌ای که ممکن است فرد با یک نام و هویت خانوادگی متولد شود و در ادامه زندگی با نام و هویت خانوادگی دیگری شناخته شود. از این منظر، لازم است درباره مفهوم هویت فردی و جایگاه زن در فرهنگ‌های مختلف، با دقت بیشتری گفت‌وگو کنیم و تجربه تاریخی و فرهنگی ایران را نیز در این مقایسه مورد توجه قرار دهیم.»

روایت ایران؛ از ریشه‌های فرهنگی تا ساختن آینده

در ادامه مراسم دکتر نسرین تیموریان؛ مدیر تشکل باشگاه‌های کتاب‌خوانی مطرح کرد: در مسیر ترویج کتاب و کتاب‌خوانی تلاش کرده‌ام با تشکیل و توسعه باشگاه‌های کتاب‌خوانی، زمینه‌ای را فراهم کنم که این باشگاه‌ها بتوانند در ارتقای فضای فرهنگی کشورمان نقش داشته باشند. حفظ تمدن ارزشمند ایرانی و فرهنگ غنی ایرانی، در دوره و زمانه ما رسالتی است که بر عهده همه فعالان حوزه فرهنگ قرار دارد؛ به‌ویژه نویسندگان ارزشمند کشورمان که با تولید آثار خود می‌توانند این میراث را به نسل‌های آینده منتقل کنند. براساس تجربه‌ای که در حوزه کتاب و کتاب‌خوانی دارم، به این باور رسیده‌ام که رسالت یک نویسنده زمانی می‌تواند پایدار و جاری در بطن جامعه باشد که کتاب او فقط در مرحله تولید متوقف نشود، بلکه برای خوانده‌شدن، معرفی‌شدن و ایجاد ارتباط با مخاطب نیز تلاش شود.

وی افزود: اگر از منظر آفرینش به موضوع نگاه کنیم، حتی کتابی که از کامل‌ترین سرچشمه معرفت سرچشمه گرفته است، برای آن‌که پیامش به انسان برسد، نیازمند ابلاغ و معرفی است. وجود یک کتاب به‌تنهایی کافی نیست؛ مهم این است که آن کتاب به دست مخاطب برسد، خوانده شود، فهمیده شود و پیام آن منتقل شود. در مورد کتاب‌هایی که ما انسان‌ها می‌نویسیم نیز همین مسئله وجود دارد. کتاب تا زمانی که فقط نوشته شود و در گوشه‌ای قرار بگیرد، بخش مهمی از رسالت خودش را انجام نداده است. کتاب زمانی زنده می‌شود که خوانده شود؛ زمانی اثرگذار می‌شود که درباره آن گفت‌وگو شود و زمانی می‌تواند در جامعه جریان پیدا کند که نویسنده و مجموعه‌های فرهنگی برای معرفی و رساندن آن به مخاطب تلاش کنند. بنابراین، من معتقدم رسالت نویسنده فقط نوشتن نیست. نویسنده‌ای که با هدف و اعتقاد، کتابی را برای حفظ تمدن، توسعه فرهنگ، تقویت هویت و ترویج کتاب‌خوانی تولید می‌کند، زمانی می‌تواند به رسالت خودش نزدیک شود که برای حضور اجتماعی آن اثر نیز تلاش کند. اینجاست که نقش باشگاه‌های کتاب‌خوانی اهمیت پیدا می‌کند.

تیموریان خاطرنشان کرد: باشگاه کتاب‌خوانی می‌تواند کتاب را از قفسه بیرون بیاورد و وارد زندگی مردم کند؛ می‌تواند زمینه گفت‌وگو درباره کتاب را فراهم کند و کاری کند که یک اثر، فقط یک محصول فرهنگی نباشد، بلکه تبدیل به یک جریان فکری و اجتماعی شود. من همیشه اعتقاد داشته‌ام که اگر قرار است فرهنگ ایرانی و این تمدن ارزشمند به نسل آینده منتقل شود، یکی از مهم‌ترین مسیرهای آن، کتاب و کتاب‌خوانی است. در همین راستا، امروز خوشحالم که در خدمت سرکار خانم خانی‌پور هستم؛ نویسنده‌ای که در آثارشان دغدغه فرهنگ، هویت و تمدن ایرانی به شکل جدی دیده می‌شود. آثاری که امروز درباره آن‌ها صحبت می‌کنیم، اگر فقط نوشته شوند و در کتابخانه بمانند، بخشی از ظرفیت خود را از دست می‌دهند؛ اما اگر خوانده شوند، درباره آن‌ها گفت‌وگو شود و به دست مخاطبان، به‌خصوص نسل جوان و نوجوان برسند، می‌توانند تأثیر بسیار بیشتری داشته باشند.

به همین دلیل، ما در تشکل باشگاه‌های کتاب‌خوانی وظیفه خودمان می‌دانیم که در کنار نویسندگان باشیم؛ آثارشان را به مخاطب معرفی کنیم و برای شکل‌گیری گفت‌وگو پیرامون کتاب‌ها تلاش کنیم. من معتقدم حفظ تمدن فقط با نگهداری از بناها و آثار تاریخی اتفاق نمی‌افتد. تمدن زمانی زنده می‌ماند که اندیشه و فرهنگ آن خوانده شود، فهمیده شود و به نسل بعد منتقل شود. در این میان، نویسنده، کتاب، خواننده و باشگاه کتاب‌خوانی، چهار حلقه از یک زنجیره مهم هستند؛ زنجیره‌ای که اگر درست شکل بگیرد، می‌تواند در حفظ و تداوم فرهنگ و تمدن ایرانی نقش مؤثری داشته باشد.

وی در پایان گفت: امروز امیدوارم این نشست فقط یک مراسم معرفی کتاب نباشد؛ بلکه آغاز گفت‌وگوها و همکاری‌های بیشتری برای خوانده‌شدن این آثار و گسترش فرهنگ کتاب‌خوانی در جامعه باشد.

روایت ایران؛ از ریشه‌های فرهنگی تا ساختن آینده

نقش کتاب در شکل‌گیری اندیشه و بیداری

سیدعیوض علی کاظمی، پژوهشگر افغان، با اشاره به مفهوم «ایران فرهنگی» اظهار کرد: اگر بخواهیم روایت ایران فرهنگی را از گذشته تا امروز و از امروز به آینده دنبال کنیم، یکی از مهم‌ترین موضوعاتی که باید مورد توجه قرار گیرد، جایگاه کتاب و میراث مکتوب در شکل‌گیری این روایت است. در طول تاریخ ادبیات فارسی، آثار و کتاب‌های فراوانی پدید آمده‌اند که هر یک بخشی از اندیشه، فرهنگ و تجربه تاریخی مردمان این حوزه جغرافیایی را در خود جای داده‌اند؛ با این حال، بخش قابل توجهی از این میراث به دلایل مختلف از میان رفته یا دسترسی به آن دشوار شده است.


وی افزود: بررسی وضعیت کتاب و نسخه‌های خطی در تاریخ نشان می‌دهد که حکومت‌ها در دوره‌های مختلف همواره رابطه آسانی با کتاب و اندیشه نداشته‌اند. کتاب می‌تواند زمینه‌ساز شکل‌گیری پرسش، تفکر و آگاهی شود و همین ویژگی سبب شده است که در بسیاری از دوره‌ها، آثار مکتوب با محدودیت، سانسور یا حتی نابودی مواجه شوند. از میان رفتن شمار زیادی از نسخه‌های خطی، تنها به معنای نابودی چند اثر ادبی نیست، بلکه بخشی از حافظه تاریخی و فرهنگی یک ملت را از بین می‌برد و امکان شناخت دقیق‌تر گذشته را محدود می‌کند.


کاظمی با تأکید بر پیوند میان مطالعه، تفکر و بیداری گفت: بیداری نتیجه مطالعه و تفکر است و تفکر نیز بدون ارتباط با دانش و آثار مکتوب شکل کاملی پیدا نمی‌کند. به همین دلیل، کتاب همواره می‌تواند عاملی برای تحول اجتماعی و فرهنگی باشد. اگر در تاریخ، برخوردهایی با کتاب و اهل کتاب صورت گرفته، باید آن را در همین چارچوب بررسی کرد؛ زیرا اندیشه بیدارگر می‌تواند زمینه‌ساز تحول شود و تحول نیز با ساختارهای مبتنی بر اطاعت و سکون سازگار نیست. از این منظر، حفاظت از کتاب و میراث مکتوب، در حقیقت حفاظت از امکان اندیشیدن و تداوم فرهنگی است.

روایت ایران؛ از ریشه‌های فرهنگی تا ساختن آینده

کتاب می‌تواند انسان را به سوی عقلانیت و اخلاق زیستن هدایت کند
علیرضا فرهمند، مدیر انتشارات فرهمند، با تأکید بر اهمیت مطالعه و کتاب‌خوانی افزود: مطالعه و خواندن کتاب یکی از لذت‌بخش‌ترین فعالیت‌های انسانی است و در کنار ایجاد لذت، زمینه آموزش، یادگیری و آشنایی با آخرین دستاوردهای بشری را فراهم می‌کند. کتاب به ما توانایی حل مسئله و مواجهه با مشکلات از زاویه‌های مختلف را می‌دهد و کمک می‌کند تنها به دیدگاه شخصی خود اکتفا نکنیم و با نظریه‌ها و نگاه‌های متفاوت آشنا شویم. همچنین مطالعه موجب می‌شود شناخت بیشتری از خود، دیگران و جهانی که در آن زندگی می‌کنیم پیدا کنیم و در نتیجه قدرت انتخاب بهتری داشته باشیم. اگر رنج و دشواری را بخشی گریزناپذیر از زندگی بدانیم، کتاب می‌تواند به ما کمک کند با تجربه‌های انسانی و رنج‌های دیگران آشنا شویم و از طریق شناخت آن‌ها، درک عمیق‌تری از زندگی پیدا کنیم.


فرهمند با اشاره به رویکرد انتشارات فرهمند در انتخاب و انتشار آثار ادامه داد: ما سال‌ها تلاش کرده‌ایم آثاری را منتشر کنیم که بتواند انسان‌ها را به سوی عقلانیت و اخلاق زیستن هدایت کند و در این مسیر، سهم خود را در این مأموریت انسانی ایفا کنیم. یکی از افتخارات ما در این مسیر، آشنایی با خانم خانی پور و شناخت درخشش اندیشه و توانمندی‌های ذهنی و ادبی ایشان بود که انتشار آثارشان را با کمال میل و افتخار پذیرفتیم. به گفته وی، شیوه بیان و نوشتار این آثار، در عین برخورداری از جنبه‌های آموزشی، با زبان نسل‌های مختلف، از کودکان و نوجوانان گرفته تا جوانان و بزرگسالان، ارتباط برقرار می‌کند و پیام‌هایی قابل تأمل و تأثیرگذار ارائه می‌دهد. فرهمند در پایان با اشاره به یکی از مضامین مطرح‌شده در کتاب «چهل چراغ» درباره احترام به زنان، آن را نمونه‌ای از پیام‌های انسانی و اخلاقی این آثار دانست و تأکید کرد که مفاهیمی همچون احترام، مراقبت و مسئولیت‌پذیری می‌توانند مخاطب را به درک عمیق‌تری از معنای انسان بودن و رسیدن به رضایت و آرامش درونی هدایت کنند.

قابل ذکر است که مریم سلطانی؛ مشاور پارلمانی وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی و عضو هیات رییسه انجمن گردشگری سلامت- فعال اقتصادی، دکتر گراوند؛ مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان ری، دکتر وحید غفارزاده؛ کارگردان، بازیگر، نویسنده و نمایشگر شاهنامه، جناب سرهنگ پورحضرت، جناب سرهنگ خانم هاشمی، دکتر شهرام مریخی؛ مدیرعامل موسسه بین المللی مریخ، استاد غلامرضا عمرانی؛ نویسنده و پژوهشگر سیستان بزرگ، جعفر صابری؛ اولین بنیانگذار تلویزین اینترنتی در ایران، آقای دکتر محمد رسولی؛ مدیر موسسه بزرگمهر حکیم فردوسی، دکتر مسعود عزیزی مدیر مسئول و صاحب امتیاز پایگاه خبری کارآفرینان موفق،الهام اکبری؛ رئیس اداره رفاه وزارت میراث فرهنگی، خانم صدیقه عبدی؛ آموزگار و هنرمند و فعال فرهنگی و کتابخوانی،مهتاب رستمی؛ فعال در عرصه هنر، رسانه و فرهنگ، مرجان قدیمی؛ مدیر و فعال باتجربه در عرصه آموزش، پرورش و فرهنگ، لیلا جعفری؛ شاعر، مهدی خانی پور؛ نمایشنامه نویس، فعال عرصه هنر و فرهنگ و رسانه ، فاطمه حبیبی گرافیست، خانم خردمردی فعال فرهنگی و اجتماعی، فاطمه سلطان آبادی داستان نویس، دکتر مونا حضرتی؛ کارشناس مجری ، مریم صافی؛ دبیر انجمن علمی دانشجویی مطالعات افغانستان در دانشگاه علامه طباطبایی به همراه تعدادی از دانشجویان افغانستانی از دیگر مهمانان فرهنگی این مراسم بودند.

روایت ایران؛ از ریشه‌های فرهنگی تا ساختن آینده

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها