چهارشنبه ۲۵ شهریور ۱۴۰۵ - ۰۹:۰۹
بازخوانی تاریخ کشاورزی ایران با تکیه بر اسناد و تاریخ شفاهی

البرز - «مسیر سبز» روایت بیش از یک قرن تاریخ آموزش کشاورزی در ایران است؛ روایتی که از دانشکده کشاورزی کرج فراتر می‌رود و بخشی از تاریخ علمی، اجتماعی و عمرانی این شهر را بازگو می‌کند. نویسنده در این کتاب، با تکیه بر اسناد و روایت‌های شفاهی، سرگذشت نهادی را روایت کرده که در تحولات کشاورزی ایران نقش داشته است.

سرویس استان‌های خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا): «مسیر سبز» کتابی متفاوت در میان آثاری است که در حوزه تاریخ معرفی منتشر شده‌اند. اثری که به سراغ تاریخ آموزش کشاورزی و یکی از مهم‌ترین مراکز علمی این حوزه در ایران رفته است. علیرضا عیّاری در این کتاب، تاریخ بیش از یک قرن دانشکده کشاورزی کرج و دانشکدگان کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه تهران را با تکیه بر اسناد، منابع مکتوب و تاریخ شفاهی روایت کرده است؛ روایتی که در کنار تاریخ یک نهاد علمی، به نقش آن در تحولات علمی، اجتماعی و عمرانی شهر کرج نیز می‌پردازد.

در گفت‌وگو با نویسنده این کتاب، از شکل‌گیری ایده مسیر سبز، روند پژوهش و گفت‌وگو با بیش از ۶۰ نفر از استادان و صاحب‌نظران تا چهره‌های علمی و رویدادهای مهم این مجموعه و تأثیر آن بر تاریخ کشاورزی ایران گفته‌ایم.

آقای عیّاری، اجازه بدهید گفت‌وگو را از نقطه شروع مسیر سبز آغاز کنیم. چه شد که سراغ موضوعی رفتید که شاید در نگاه اول چندان شبیه موضوعات معمول کتاب‌های تاریخی نباشد؟ چه چیزی در تاریخ این مجموعه و آموزش کشاورزی برای شما آن‌قدر جذاب بود که تصمیم گرفتید آن را در قالب یک کتاب روایت کنید؟

در پاسخ به سؤال شما باید بگویم که دانشکده کشاورزی کرج، یا به تعبیر امروزی، دانشکدگان کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه تهران، خودش یک داستان است؛ داستانی که فراز و نشیب‌های فراوان، اتفاق‌های مهم، شخصیت‌های تأثیرگذار و البته روایت‌های شنیدنی بسیاری در دل خود دارد.

برای من، جذابیت این مجموعه دقیقاً در همین ویژگی نهفته است. وقتی تاریخ آن را مرور می‌کنیم، با یک مؤسسه آموزشی صرف مواجه نیستیم؛ بلکه با بخشی از تاریخ کشاورزی ایران روبه‌رو هستیم. داستانی که بیش از ۱۲۶ سال پیش، در باغ موسوم به کاخ سلیمانیه آغاز شد و از آن زمان تاکنون همچنان ادامه دارد.

آنچه بعدها به دانشکده کشاورزی کرج و امروز به دانشکدگان کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه تهران رسید، ابتدا با عنوان مدرسه فلاحت شکل گرفت؛ سپس به مدرسه برزگران تغییر نام داد و در ادامه، به‌تدریج گسترش پیدا کرد و به نهادی ریشه‌دار و اثرگذار در آموزش و تحول کشاورزی ایران تبدیل شد. در واقع، می‌توان گفت یکی از پایه‌های آموزش نوین کشاورزی ایران در همین مجموعه گذاشته شد.

اهمیت این مجموعه البته فقط به خود دانشکده محدود نمی‌شود. دانشکده کشاورزی کرج در طول این سال‌ها بر شهر کرج و مردم آن نیز تأثیر گذاشته و از سوی دیگر، نقش و اثرگذاری آن در حوزه کشاورزی و منابع طبیعی کشور قابل توجه بوده است.

در این میان، انسان‌ها نقش مهمی داشته‌اند؛ استادان، دانشجویان، مدیران و همه کسانی که در دوره‌های مختلف در این مجموعه حضور داشته‌اند و هرکدام به سهم خود چیزی بر این بنا افزوده‌اند. هر یک از آنها بخشی از این تاریخ را ساخته‌اند و به آن هویت بخشیده‌اند.

به همین دلیل، وقتی به این مجموعه و گذشته آن نگاه می‌کنیم، با یک تاریخ خشک و صرفاً اداری مواجه نیستیم؛ با یک داستان سبز مواجهیم که هنوز هم ادامه دارد. همین تداوم و همین پیشینه، برای من بهترین انگیزه و بهانه بود تا این روایت را در قالب کتابی با عنوان مسیر سبز بازگو کنم.

حالا که از نقطه آغاز کتاب صحبت کردیم، به نظرم خود عنوان مسیر سبز هم جالب است و کمی کنجکاوی ایجاد می‌کند. این عنوان قرار است چه چیزی را به مخاطب بگوید؟ چرا مسیر سبز را برای کتابی با این موضوع انتخاب کردید و این مسیر از کجا شروع می‌شود و به کجا می‌رسد؟

مسیر سبز برای من فقط یک عنوان نیست؛ اشاره‌ای است به یک مسیر تاریخی که ریشه‌های آن را باید در پیشینه آشنایی ایرانیان با کشاورزی جست‌وجو کرد. اگر بخواهیم این مسیر را به‌صورت کلی مرور کنیم، می‌توان تاریخ کشاورزی در فلات ایران را در سه دوره مهم دید؛ دوره نخست، از مهاجرت اقوام آریایی تا پیش از شکل‌گیری حکومت‌های مقتدر؛ دوره دوم، هم‌زمان با تشکیل دولت‌های مرکزی مادها و هخامنشیان؛ و دوره سوم، پس از حمله مسلمانان و فروپاشی امپراتوری ایران و شکل‌گیری حکومت‌های اموی و عباسی.

البته بررسی دقیق تاریخ کشاورزی ایران مجال و تخصص دیگری می‌طلبد و آن را به اهل تحقیق واگذار می‌کنم. من در کتاب، قدری جلوتر می‌آیم و به نقطه‌ای مشخص‌تر در تاریخ آموزش کشاورزی ایران می‌رسم؛ یعنی ۲۷ مرداد ۱۲۷۹، زمانی که مدرسه فلاحت مظفری تأسیس شد. این مدرسه بعدها به مدرسه برزگران تغییر نام داد و پس از تحولات و تغییرات متعدد، به دانشکده کشاورزی کرج و در ادامه به دانشکدگان کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه تهران رسید.

این مجموعه در طول بیش از یک قرن، محل آموزش و تربیت نسل‌های مختلفی بوده است. تاکنون حدود ۱۸ هزار دانشجو، دختر و پسر، در رشته‌ها و مقاطع مختلف از این مجموعه فارغ‌التحصیل شده‌اند. تاریخ این مکان همچنین شاهد حضور استادان ایرانی و خارجی بسیاری بوده که تعدادی از آنان به شهرت جهانی رسیده‌اند.

بنابراین، وقتی از مسیر سبز صحبت می‌کنم، منظورم یک مسیر صرفاً جغرافیایی یا یک خط زمانی مشخص نیست؛ سخن از یک جریان مداوم است؛ جریانی که از آشنایی ایرانیان با کشاورزی آغاز شده، در طول تاریخ تکامل پیدا کرده و در دوره معاصر، یکی از مهم‌ترین ایستگاه‌های آن همین مجموعه آموزشی بوده است.

اگر بخواهم ساده‌تر بگویم، مسیر سبز روایت زندگی در مداری است که بیش از یک قرن ادامه داشته و هنوز هم متوقف نشده است؛ مسیری که از گذشته آغاز شده، از آموزش و دانش عبور کرده و همچنان به سوی آینده ادامه دارد.

در کتاب، شما یک بازه تاریخی طولانی، یعنی ۱۲۴ سال، را دنبال کرده‌اید. طبیعتاً روایت چنین دوره‌ای نیازمند جست‌وجوی اسناد و منابع متنوع است. می‌خواهم کمی درباره پشت صحنه نگارش کتاب بدانم؛ برای تدوین مسیر سبز به چه منابعی مراجعه کردید و در این مسیر با چه چالش‌هایی روبه‌رو شدید؟

بخش مهمی از اطلاعات تاریخی ما از طریق گفت‌وگو و نقل سینه‌به‌سینه منتقل شده است و متأسفانه در مجموع، چندان اهل نوشتن و نگهداری منظم مطالب نبوده‌ایم. به همین دلیل، در تدوین مسیر سبز در کنار منابع مکتوب، توجه ویژه‌ای به گفت‌وگو با افراد صاحب‌نظر و کسانی داشتم که خودشان بخشی از این تاریخ را دیده یا تجربه کرده‌اند.

در حوزه تاریخ کشاورزی ایران آثار قابل توجهی وجود دارد که به نظر من، یکی از مهم‌ترین آنها کتاب تاریخ کشاورزی ایران نوشته شادروان تقی بهرامی است که در سال ۱۳۳۰ نوشته و از سوی انتشارات امیرکبیر منتشر شده است. درباره روند شکل‌گیری و پیشرفت دانشکدگان کشاورزی و منابع طبیعی نیز منابع و مطالبی وجود دارد که در تدوین کتاب از آنها استفاده کرده‌ام. فهرست کامل منابع مورد استفاده نیز در پایان کتاب آمده است.

اما بخش مهم و شاید متمایز این پژوهش، گفت‌وگو با افرادی بود که اطلاعات دست‌اول و تجربه زیسته‌ای از تاریخ این مجموعه داشتند. در جریان تدوین کتاب، توفیق گفت‌وگو با بیش از ۶۰ نفر از استادان، مدیران و صاحب‌نظران را داشتم. از جمله می‌توانم به وحید اعتماد، عضو هیئت علمی گروه مهندسی جنگل‌داری و اقتصاد جنگل؛ کامبیز پورطهماسی، عضو هیئت علمی گروه علوم و صنایع چوب و کاغذ و معاون پژوهش و فناوری دانشکدگان؛ محمدحسین امید، عضو هیئت علمی گروه مهندسی آبیاری و آبادانی و رئیس فعلی دانشگاه تهران؛ عاطفه پرورش، عضو هیئت علمی گروه مهندسی آبیاری و آبادانی و رئیس کتابخانه دانشکدگان؛ علی سلاجقه، معاون وقت رئیس‌جمهور و رئیس سازمان حفاظت محیط‌زیست؛ تقی شامخی، استاد پیشکسوت گروه مهندسی جنگل‌داری و اقتصاد جنگل؛ و حسین لسانی، استاد پیشکسوت گروه مهندسی باغبانی و فضای سبز، اشاره کنم.

بازخوانی تاریخ کشاورزی ایران با تکیه بر اسناد و تاریخ شفاهی

این گفت‌وگوها کمک کرد تا در کنار اسناد و منابع مکتوب، روایت‌های انسانی و خاطراتی را هم ثبت کنم که شاید در هیچ کتاب یا سند رسمی دیگری پیدا نشود. به نظرم همین بخش از کار، به مسیر سبز کمک کرده است تا صرفاً یک روایت تاریخی مبتنی بر اسناد نباشد و بتواند بخشی از حافظه زنده این مجموعه را نیز ثبت کند.

البته این کار با یک افسوس بزرگ هم همراه بود. تعدادی از بزرگان و افراد مطلع از سرگذشت دانشکدگان، به دلیل کهولت سن امکان گفت‌وگو و مصاحبه نداشتند. این موضوع نشان می‌دهد که در پژوهش‌های مربوط به تاریخ شفاهی، زمان اهمیت زیادی دارد؛ چراکه بخشی از خاطرات و تجربه‌های ارزشمند، اگر به‌موقع ثبت نشوند، برای همیشه از دست خواهند رفت.

یکی از بخش‌های جذاب کتاب، حضور چهره‌های علمی و استادانی است که هرکدام بخشی از این تاریخ را ساخته‌اند. وقتی نام این افراد را کنار هم قرار می‌دهیم، در واقع با بخشی از تاریخ علم ایران روبه‌رو می‌شویم. در جریان پژوهش، کدام‌یک از این شخصیت‌ها یا روایت‌ها برای خود شما جذاب‌تر بود؟ آیا به چهره‌ای برخوردید که احساس کنید آن‌طور که باید شناخته و معرفی نشده است؟

بسیاری از استادان و دانش‌آموختگان این مرکز، بعدها در عرصه‌های مختلف جامعه، چه در بخش‌های دولتی و چه خصوصی، به چهره‌هایی تأثیرگذار تبدیل شدند. تعداد قابل توجهی از آنان نیز با مراکز دانشگاهی و علمی جهان همکاری‌های علمی و تحقیقاتی داشته و دارند.

تعداد این افراد بسیار زیاد است و طبیعتاً در این مجال نمی‌توان به همه آنها پرداخت؛ بنابراین به ذکر نام برخی از آنها بسنده می‌کنم؛ مرتضی کاوه، از بنیان‌گذاران مؤسسه سرم‌سازی رازی؛ کریم ساعی، بنیان‌گذار علوم نوین منابع طبیعی و تشکیلات جنگل‌بانی در ایران؛ سیدحسین میرشمسی، پایه‌گذار ساخت و تولید واکسن‌های فلج اطفال، اوریون و سرخجه؛ هایک میرزایانس، پایه‌گذار نخستین مرکز تحقیقات حشره‌شناسی و گیاه‌شناسی در ایران؛ پریچهر احمدیان، نخستین بانوی استاد دانشگاه تهران؛ و توفیق موسیوند، نخستین مخترع قلب مصنوعی جهان.

توفیق موسیوند پس از دریافت مدرک کارشناسی خود از دانشکده کشاورزی و اخذ مدرک کارشناسی ارشد در رشته مکانیک از کانادا، در حالی که ۳۷ سال داشت، ازدواج کرده و صاحب فرزند بود، تصمیم گرفت تحصیل در رشته علوم پزشکی را دنبال کند. او در این مسیر به موفقیت‌های بسیاری دست یافت که از جمله آنها اختراع نخستین قلب مصنوعی جهان بود. وی در ۸۷ سالگی درگذشت.

موسیوند در خاطرات خود می‌گوید: هزاران بار شکست خوردم و به هدف نرسیدم. بلند شدم و با پشتکار، امیدواری و با اعتماد به خداوند، مسیرم را ادامه دادم.

به باور من، اگر فرد در زندگی هدف مشخصی داشته باشد و روی آن به‌طور جدی تمرکز کند، تمام بدن و مغز او طوری کار می‌کنند که او را به هدف برسانند.

اگر از شخصیت‌ها کمی فاصله بگیریم و به خودِ مکان برگردیم، به کرج می‌رسیم. مجموعه‌ای که امروز دانشکدگان کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه تهران نام دارد، بخش مهمی از کتاب شماست. از نگاه شما این مجموعه در تاریخ آموزش کشاورزی ایران چه جایگاهی دارد و چه شد که کرج به یکی از مهم‌ترین مراکز آموزش و پژوهش کشاورزی و منابع طبیعی کشور تبدیل شد؟

این مجموعه وزین علمی را می‌توان پایه‌گذار کشاورزی نوین در ایران دانست. اگر بخواهم به برخی از وجوه تاریخی و علمی این مجموعه اشاره کنم، موارد قابل توجهی وجود دارد که اهمیت و جایگاه آن را نشان می‌دهد.

سابقه تأسیس گروه زراعت و اصلاح نباتات، به‌عنوان بزرگ‌ترین و قدیمی‌ترین گروه با این نام در ایران، به سال ۱۲۹۷ خورشیدی بازمی‌گردد. موزه جانورشناسی نیز در سال ۱۳۰۷ با همت والای شادروان جلال افشار تأسیس شد. قدیمی‌ترین دستگاه سمپاشی ایران که بیش از ۹۰ سال پیش از سوی روسیه به ایران اهدا شده، در این موزه نگهداری می‌شود.

در حوزه زراعت و اصلاح نباتات نیز فعالیت‌های قابل توجهی انجام شده است. شادروان منصور عطایی و همکارانش طی ۳۲ سال کار مداوم، بیش از ۱۵ هزار گونه گندم موجود در مناطق مختلف ایران را شناسایی کردند. در همین گروه، تاکنون بیش از هزار نمونه عدس، هزار و ۵۰۰ نمونه لوبیا، ۶۰ نوع نخود، ۲۳۰ نوع لوبیا چشم‌بلبلی، ۴۰۰ نمونه ماش و حدود ۴۰ نوع نخود سیاه شناسایی شده است. با توجه به این تنوع در نخود سیاه، به این نتیجه رسیدم که داستان نخود سیاه که قبلاً برای ما گفته می‌شد، فقط یک شوخی فرهنگی تاریخ است.

در گروه صنایع غذایی نیز آثار و تجهیزات تاریخی ارزشمندی نگهداری می‌شود؛ از جمله نخستین دستگاه چوبی کره‌زنی، نخستین ماشین خامه‌گیر و نخستین دستگاه بسته‌بندی کره در ایران که هر سه ساخت کشور سوئد و مربوط به سال ۱۹۲۷، یعنی ۹۹ سال قبل، هستند.

اما سابقه این مجموعه فقط به فعالیت‌های علمی و آموزشی محدود نمی‌شود. افتتاح نخستین سینمای دانشکده در کرج با ظرفیت ۱۸۰ نفر در سال ۱۳۱۲، که نهمین سینمای ساخته‌شده در ایران است؛ افتتاح بیمارستان هفت‌تختخوابی دانشکده در سال ۱۳۱۳؛ وجود انجمن اسلامی در سال ۱۳۲۶؛ گشایش نخستین خوابگاه دانشجویی با ظرفیت ۲۹۶ نفر؛ افتتاح زورخانه دانشکده در نیمه نخست سال ۱۳۴۵؛ و افتتاح کتابخانه تخصصی دانشکده در سال ۱۳۵۰، که نخستین ساختمان کرج بود که در آن سال دارای آسانسور شد، از دیگر بخش‌های این تاریخ است.

همچنین برگزاری نخستین نماز جمعه بعد از انقلاب کرج در دانشکده و افتتاح مسجد در سال ۱۳۷۷، از دیگر رویدادهای قابل اشاره در تاریخ این مجموعه است.

آقای عیّاری، در بخشی از کتاب به ارتباط میان شکل‌گیری و توسعه دانشکده کشاورزی کرج با روند عمران و آبادانی این شهر پرداخته‌اید. به نظر می‌رسد هم‌زمان با گسترش فعالیت‌های این مجموعه، کرج نیز به‌تدریج توسعه پیدا کرده است. در کتاب مسیر سبز این ارتباط و هم‌زمانی را چگونه روایت کرده‌اید و چه نمونه‌هایی از روند عمران و آبادانی کرج در این دوره مورد توجه شما قرار گرفته است؟

پیش از پاسخ به این سؤال، لازم می‌دانم به کتاب کرج‌نامه اشاره کنم. این کتاب در سال ۱۳۴۴ خورشیدی، یعنی ۶۱ سال قبل، توسط پرویز نیلوفری، استاد فقید گروه علوم و صنایع چوب و کاغذ دانشکده کشاورزی کرج، نوشته شد. مطالعه این کتاب، آغاز آشنایی بیشتر اینجانب با استان البرز و به‌ویژه شهر کرج بود.

هم‌زمان با تأسیس و توسعه دانشکده کشاورزی، عمران و آبادانی کرج نیز شدت گرفت. در ادامه، به برخی از این موارد اشاره می‌کنم؛ ساخت جاده زیبای کرج ـ چالوس در سال ۱۳۱۲ آغاز شد و در سال ۱۳۱۶ به پایان رسید. خیابان شهید بهشتی، یا قزوین سابق، که طولانی‌ترین خیابان کرج به شمار می‌آمد، در سال ۱۳۱۳ آسفالت و آماده بهره‌برداری شد.

اراضی صوفی‌آباد از سوی عبدالعلی دهستانی خریداری شد و این اقدام موجب عمران و آبادانی مناطق حصارک و باغستان شد. محمدصادق فاتح یزدی نیز با خرید زمینی به وسعت ۴۰۰ هکتار در سال ۱۳۱۷، ساخت و احداث کارخانه‌های مختلف و منطقه جهانشهر را آغاز کرد.

عباس عظیمی آرام با خرید روستاهای علی‌آباد و حسن‌آباد، اقدام به ساخت منطقه عظیمیه کرد. لطف‌الله ترقی نیز با خرید زمین‌های کشاورزی منطقه وهرجرد، سبب آبادانی گوهردشت شد.

عبدالله مقدم، صاحب کارخانجات فاستونی مقدم، با فروش زمین به مردم، ساخت ۴۵ متری گلشهر و کوچه‌های اطراف آن را آغاز کرد. خانم انصاری نیز با قطعه‌بندی و فروش زمین‌های اطراف میدان سپاه و مناطق جنوبی آن، زمینه آبادانی این منطقه را فراهم آورد.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها