به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) به نقل از مرکز اسناد انقلاب اسلامی؛ دیدار ۱۰ شهریور ۱۳۵۸ میان ابراهیم یزدی، وزیر امور خارجه وقت ایران در دولت موقت، و صدام حسین، رئیسجمهور وقت عراق، در حاشیه اجلاس سران جنبش عدم تعهد در هاوانا، یکی از مقاطع کلیدی در تحولات دیپلماتیک پیش از آغاز جنگ ایران و عراق به شمار میرود. انعکاس اولیه این نشست در جریده کویتی «القبس» به تاریخ ۱۴ شهریور ۱۳۵۸ (۵ سپتامبر ۱۹۷۹)، نشاندهنده مواضع رسمی و اعلامی دو کشور بود؛ جایی که یزدی با اشاره به مذاکره پیرامون مسائل خوزستان، کردستان و کنترلهای مطبوعاتی، فضای کنفرانس را صریح و سازنده توصیف کرد و از ارائه دعوت رسمی به صدام حسین جهت سفر به تهران خبر داد. پاسخ ظاهری صدام مبنی بر اینکه «علاقه دارم، چون خوب است که وضعمان را با همسایگانمان روشن کنیم»، در چارچوب دیپلماسی آشکار، پیامی مبتنی بر تمایل به حل اختلافات تلقی گردید؛ جملهای کنایهآمیز که تشابه معنایی شگرفی با پاسخ بعدتر او به امیر کویت داشت؛ زمانی که در برابر دعوت وی گفته بود «به شیوه خودم خواهم آمد».
با این حال، اسناد بازخوانیشده (از جمله متن کامل گفتوگوها که ۳۵ سال بعد توسط یزدی منتشر شد نشان دادند که در ماورای دیپلماسی آشکار، خوانشهای متفاوتی از موازنه قدرت در جریان بوده است. صدام حسین در متن مذاکرات هاوانا، با تاکید بر «عدم تجربه و تازهکاری» مسئولان ارشد جمهوری اسلامی ایران به بازخوانی مناقشات سال ۱۹۷۴ میان رژیم بعث و حکومت پهلوی پرداخت. وی توضیح داد که عراق در آن مقطع به دلیل مواجهه با بحران شدید کمبود مهمات (به طوری که تنها ۳ عدد بمب برای نیروهای سهگانه باقی مانده بود) و برای بازسازی ساختار ارتش، تن به مصالحه سیاسی داد که در نهایت به امضای قرارداد ۱۹۷۵ الجزائر انجامید. مطرحشدن ادعای بازگرداندن جزایر سهگانه به امارات از سوی صدام و پاسخ متقابل یزدی با استناد به قدمت ۹۰۰ ساله حوزه علمیه نجف و نفوذ معنوی اسلام در برابر سابقه ۵۰ ساله حزب بعث، ابعاد ایدئولوژیک این چالش را در همان مقطع میان ایران که با انقلاب اسلامی خود را داعیهدار جهان اسلام در منطقه میدانست به او نمایان ساخت.

تحلیل رفتار صدام حسین پس از این دیدار، بر اساس شهادت صلاح عمر العلی (عضو وقت شورای فرماندهی کشوری حزب بعث و از حاضران در جلسه)، گواهی بر وجود یک «شکاف راهبردی» میان اظهارات رسمی و تصمیمات پشتپردهای حکومت عراق است. العلی در گفتگویی با شبکه الجزیره تصریح میکند که پس از پایان جلسه و ابراز خرسندی اولیه از احتمال فروکاهش بحران، صدام حسین با رد ارزیابیهای دیپلماتیک، وضعیت پس از انقلاب در ایران شامل جابهجایی در ساختار قدرت، کاهش توان عملیاتی ارتش و پراکندگی نیروهای نظامی را یک «فرصت استثنایی تاریخی که شاید در یک قرن یک بار اتفاق میافتد» برای بازپسگیری ادعاهای ارضی و لغو یکجانبه پیمان الجزائر قلمداد کرده است.
در مجموع، بررسی تاریخی این رویداد نشان میدهد که پاسخ کنایهآمیز صدام حسین به دعوت طرف ایرانی، بیش از آنکه نمایانگر تمایل به دیپلماسی سازنده باشد، مبتنی بر ارزیابی ضعف ساختاری طرف مقابل و اتخاذ استراتژی بهرهبرداری از شرایط ژئوپلیتیک وقت بوده است؛ رویکردی که رفتارهای بعدی عراق در قبال کشورهای منطقه را نیز شکل داد و در نهایت زمینه ساختاری لازم را برای آغاز مناقشه نظامی در شهریور ۱۳۵۹ فراهم ساخت.
نظر شما