سرویس استانهای خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا): قزوینپژوهی سابقهای طولانی دارد؛ از «التدوین» امام رافعی و «آثارالبلاد» زکریای قزوینی گرفته تا پژوهشهای معاصر و آثاری مانند «مینودر» محمدعلی گلریز. در این میان، هر نسل از پژوهشگران تلاش کرده است بخشی از تاریخ و فرهنگ قزوین را ثبت و روایت کند؛ با این حال، هنوز بخشهای زیادی از گذشته این شهر نیازمند تحقیق و بررسی دقیق است. امروز، در کنار کمبود برخی پژوهشهای تخصصی، تکرار مطالب پیشین و گسترش روایتهای نادرست در فضای مجازی نیز به یکی از مسائل قزوینپژوهی تبدیل شده است؛ روایتهایی که گاه بدون بررسی منابع، بازنشر میشوند و به مرور جای واقعیت تاریخی را میگیرند.
در آغاز هفته فرهنگی قزوین، برای بررسی پیشینه و وضعیت قزوینپژوهی، مهمترین آثار و پژوهشهای انجامشده، کاستیهای موجود و آنچه میتواند مسیر این حوزه را در سالهای آینده مشخص کند، با مرتضی میرزاحسینی، معمار، پژوهشگر و قزوینپژوه، گفتوگو کردهایم. دو جلد کتاب «جستارهایی درباره قزوین» به کوشش او منتشر شده است.
مرتضی میرزاحسینی در پاسخ به این پرسش که «قزوینپژوهی بهعنوان یک جریان پژوهشی از چه زمانی شکل گرفت و مهمترین مراحل تحول آن چه بوده است؟» گفت: در یک چشمانداز تاریخی هر کوششی که به خوانش محیط و جامعه و ارزشهای فرهنگی قزوین انجامیده زیرعنوان قزوینپژوهی قرار میگیرد. اگرچه این عنوان محصول دوران جدید است اما با نگاهی مدرن به دستاوردهای تاریخی در این حوزه میتوان تمام کوششهای انجام شده را تحت این عنوان معرفی کرد. از اولین کوششهای درونی همچون «التدوین امام رافعی» و «آثارالبلاد و اخبار العباد زکریای قزوینی» گرفته تا سرآمد تاریخ نگاران مستوفی و تلاشهای معاصر همچون «مینودرِ» مرحوم گلریز و دیگران، همگی در این دستهبندی قرار میگیرند. البته نظرات مختلفی در این زمینه وجود دارد که از حوصله این بحث خارج است.
به گمانم خودآگاهی تاریخی مهمترین عامل خلق آثاری است که امروز تحت این عنوان دستهبندی میشوند؛ اشعار به مکان و زمان و پدیدههای فرهنگی و سیاسی و اجتماعی و ضرورت ثبت آن به عنوان شیوه نگرش و تفکر یک جامعه و منعکس کننده روح زمان در هر دورهای از مراتب خودآگاهی است. بنابراین مبدا و سرآغاز این جریان را میتوان به نگرش و نسبت آگاهانه ساکنان این سرزمین به مقولات تاریخی مرتبط دانست.

وی در پاسخ به پرسش «تأثیرگذارترین قزوینپژوهان از گذشته تا امروز» اذعان کرد: از قلههای رفیع و پیشگامان پیشرو در این سنت همانطور که قبلتر عرض کردم باید به رافعی اشاره کنم؛ نگاه پیشرو در معرفی ساختار شهر تاریخی از محلات گرفته تا قنوات و گورستانها و درهم تنیدگی این ساختار از جمله مواردی است که در زمانه او واجد مدرنیت قابل تاملی بوده است.
زکریای قزوینی نیز همینطور. او در اثر مشهورش ساختار شهر تاریخی را با دقت تبیین میکند، کروکی شهر قزوین را رسم میکند و از روایتهای زمانه خود نیز به راحتی نمیگذرد. در جایی که به معرفی مساجد میرسد مینویسد: «هر کس در این مسجدها دعا کند، خدا او را میپذیرد[...] گویند ابدال به آن مسجدها میآیند». و اما آثار حمدالله مستوفی که متر و معیار مناسبی است برای مقایسه با آثار پیشینیاناش برای فهم توسعه شهر تاریخی تا قرن هشتم. محلات شهر قزوین و آرایش سیاسی و مذهبی و اجتماعی شهر و حلقه باغات اطراف شهر و نیز تحولات شهرسازی نشان از اشعار به مراتب محیط از سوی وی دارد.
این معمار با اشاره به کتاب «مینودر» افزود: دیگر عنوان معروف و معتبر در ادامه تداوم این مسیر تاریخی کتاب مینودر تالیف زندهیاد محمدعلی گلریز است که مهمترین منبع قزوینشناسی در دوران ما به حساب میآید، کتاب اگرچه به لحاظ ساختاری و دستهبندی با مشکلاتی روبرو است اما محتوا و دادههای بیشمار آن راه را برای پژوهشهای بعدی فراهم کرده است. در ادامه مرحوم ورجاوند و دبیرسیاقی منشا اثر بودهاند و هریک به نوبه خود حدود قزوینشناسی را فراتر بردهاند.
میرزاحسینی در ادامه با اشاره به اهمیت آثار گلریز و دبیرسیاقی در حوزه قزوینپژوهی گفت: به طور مشخص امروز کتاب «مینودر» اثر مرحوم گلریز و همچنین کتاب «سیر تاریخی بنای شهر قزوین و بناهای آن» تالیف مرحوم دبیرسیاقی را بیش از آثار دیگر، محل رجوع علاقهمندان در سطوح مختلف دانست.

این پژوهشگر با تاکید براهمیت مطالعه تاریخ قزوین در شناخت تاریخ ایران تشریح کرد: برای مثال شما تنها کافی است با یک نگاه اجمالی به تاریخ رجال در دورههای مختلف تاریخی به اهمیت جایگاه و نقش و حضور پر رنگ قزوینیها در تحولات دورانساز در جغرافیای سیاسی و فرهنگی ایران پی ببرید. از نظر اهمیت مکانی همانگونه که مطلعاید قزوین همواره از کانونهای مهم زیستی در ایران بوده است. امروز براساس آخرین یافتههای باستانشناسی عمر سکونت در این سرزمین بیش از هرجای دیگر در ایران است. همچنین مسئله پایتختی قزوین در عصر صفوی در کنار بسیاری از پدیدههای جغرافیایی و فرهنگی و اجتماعی و سیاسی باعث شده، قزوین همواره در کانون تحولات تاریخی ایران نقش آفرین باشد. لذا قزوین بخش مهمی از پازل فرهنگی و تاریخی ایران را شکل میدهد.
وی با اشاره به پرداختن به مسائل بعضا تکرای در پژوهشهای قزوینشناسی، تاکید کرد: آنچه به نظرم قزوین وقزوینی در امر مطالعه و پژوهش به آن گرفتار شده، کلیگویی و تکراریگویی است. باید توجه داشت زایش از دل رفتن به بحر عمیق حاصل میشود. امروزه روز برخی مسائل بیش از ظرفیتی که داشتهاند به آنها بها داده شده و دیگر به دور باطل افتادهاند. خلاء پژوهش جدی و درخور، مثلا در مورد مسجد جامع و شهر سلجوقی یا مطالعه عمیقی در مورد دولتخانه و خیابان و قناتها یا شهر قاجاری در دورههای مختلف آن و ... به چشم میخورد، از طرفی شما بارها شنیدهاید که موضوع باغستان از سوی عدهای مطرح شده اما دریغ از یک برگ نوشته عمیق. به طور کلی آنچه عیان است، وزندهی به موضوعات آنچنان که باید و شاید مورد توجه نبوده است. البته در این بین بعضا منافعی نیز مطرح است که از ورود به این بحث اجتناب میکنم.
میرزاحسینی در پاسخ به این پرسش که « آیا در روایتهای تاریخی مربوط به قزوین با تحریف، افسانهسازی، بزرگنمایی یا تکرار مطالب بدون بررسی منابع مواجه هستیم؟» گفت: این سوال جای تامل و درنگ فراوان دارد. در شرایطی که مرجعیت علمی و فرهنگی متاسفانه از سوی حاکمیت به قشر بیاطلاع واگذار شده بیم این میرود که این بدعتهای جبرانناپذیر بر هویت و اصالت شهر خدشه وارد کرد. اخیرا دستگاههای فرهنگی، تولید محتوا را به اصحاب فضای مجازی واگذار کردهاند. برای مثال مکان مسجد جامع را همان آتشکده ساسانی معرفی میکنند که با هیچ سند و مدرکی همخوانی ندارد. این کلیپها از سوی چندصدهزار نفر دیده میشوند و اصلاح آن تقریبا نشدنی است و در دراز مدت اثر خود را نشان خواهد داد. هر روایت ناصحیحی در این شهر از سوی عدهای برای جلب توجه در حال انتشار است. برخی آگاهانه و برخی براساس ناآگاهی. متاسفانه شاهد این هستیم که رفتهرفته این افسانهسراییها به متون هم راه پیدا کرده که خطر بسیار بزرگی است.

میرزاحسینی در مورد دسترسی پژوهشگران قزوینی به اسناد تاریخی بیان کرد: خوشبختانه مراکزی مثل سازمان اسناد و کتابخانه ملی در قزوین ارتباط بسیار تنگاتنگی با پژوهشگران و محققان در این حوزه دارد. میراث فرهنگی هم همواره در بخشهای مطالعاتی داشتههایش را دریغ نکرده است. اما به طور کلی روحیه قزوین و قزوینی کمی انحصارطلب و عدم انعطاف در گفتوگو، کار را برای همفکری سخت میکند. قزوین در حوزه کتابخانههای خانوادگی و شخصی واجد میراث غنی است که البته دسترسی به بسیاری از موارد کاری سخت و حتی نشدنی است. با اطلاع عرض میکنم که بسیاری از نسخ با ارزشی که میتواند مطالعات قزوینپژوهی را گامی جلو ببرد امروز در دست مردم در حال نابود شدن است.
این محقق با توضیح در مورد شیوه تاریخنگاری در قزوین اظهار کرد: سنت تاریخنگاری قزوین به طور کلی همچنان به روش قدما جلو میرود. سیستماتیک نوشتن حول یک اصل اساسی در قزوین بسیار مرسوم است. کمتر پیوندی میان دیسیپلینهای مختلف علمی در مطالعات قزوینپژوهی به چشم میخورد. حتی بعضا با فرمهای جدید مثل جستارنویسی هم مخالفتهایی وجود دارد. فرمهای هیبریدی و حتی روایی که از زوایای مختلف به موضوع نگاه میکنند مورد بیتوجهی قرار گرفتهاند. به طور کلی نوعی روحیه سختنویسی و خشکنویسی بر متون حاکم است.

این پژوهشگر تاریخ در خاتمه و در پاسخ به پرسش «مهمترین اولویتهای قزوینپژوهی در سالهای آینده» گفت: آنچه به ذهن منِ کنجکاو میرسد، تاریخ جزئیات است. ما باید گامی هرچند کوچک به سوی تاریخ جزئیات برداریم. درون چارچوب بنویسیم و از کلیگویی پرهیز کنیم. یک پاراگراف موثر بهتر از یک کتاب تکرارشونده و حوصلهسربر است. امروز زمان آن رسیده با خوانشهای جدید باب جدیدی در مطالعات قزوینپژوهی شروع شود؛ گامی که لازمه آن غور در معنا است. گامی که با سطحیگرایی میانهای ندارد و تمام حرفش از بحر عمیق معنا است. به قول حافظ: به لفظ اندک و معنی بسیار.
نظر شما