سرویس ادبیات خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)- صادق رحمانی، منتقد ادبی: نخستین کتابهای داستانی معمولاً حامل ردّ پاهای پررنگتری از زیستِ آغازین نویسندهاند؛ جاهایی که قلم هنوز در پی پنهانکردن سرچشمههای خود برنیامده و جهان داستان بیواسطه از همان هوا، خانهها، خاطرات و اضطرابهای دور شکل میگیرد.
مجموعهداستان «تشخین» نوشتهٔ سمیه کشوری دقیقاً در همین نقطه ایستاده است: اثری ۲۷۲ صفحهای شامل ۲۴ داستان کوتاه که حاصل سالها نوشتن، آزمودن فرمهای گوناگون و انباشت تجربههایی است که سرانجام از حافظه به کلمات منتقل شدهاند.
نام کتاب، «تشخین» برآمده از پیوند «آتش» و «خون» در بافت زبانی جنوب، از همان ابتدا افق جهان داستانی نویسنده را ترسیم میکند. این نامگذاری حاصل یک تمایل صوری نیست، بلکه ریشه در فرهنگی دارد که نویسنده در آن قد کشیده است.
کشوری از نسلی برآمده که نوشتن را از کارگاهها و نشستهای هفتگی انجمن شاعران و نویسندگان گراش آغاز کرد؛ جایی که در آن شعر، هایکو، داستان کوتاه و خوانش متون از هدایت و چوبک تا گلشیری و وفی تجربه میشد. سپس این مسیر با ورود به دانشگاه هنر، تحصیل در رشته فیلمنامهنویسی و کار در زمینه اقتباسهای شنیداری رادیو صیقل خورد و در نهایت به فرمی از داستاننویسی رسید که در آن تصویرپردازی سینمایی، دقت در جزئیات صحنه و ایجاز صوتی دست در دست هم دارند.
«تشخین» در دو مدار اصلی حرکت میکند: مدار نخست، رئالیسمِ موقعیتهای خانگی است. بخش عمدهای از داستانها در دل مناسبات خانوادگی، خویشاوندی، آبرو، تنهایی، ازدواج و مراقبتهای روزمره اتفاق میافتند. نویسنده در این بخشها دوربین خود را به گوشههای خلوت خانه میبرد. شخصیتهای زن در این داستانها درگیر فشارهای خاموشاند؛ فشارهایی که الزاماً به شکل درگیریهای بیرونی بروز پیدا نمیکنند، بلکه بیشتر در قالب بازدارندههای پنهان، تردیدها و سکوتهای تحمیلی خود را نشان میدهند.
شعرگونگی و ایجاز در لحظات حساس عاطفی یکی از ویژگیهای بارز این داستانهاست؛ در داستان «ته باغ»، تنش اصلی در ناتوانی از بیان صریح یک تصمیم شخصی شکل میگیرد؛ جایی که راوی دلش میخواهد بگوید قصد ازدواج ندارد، اما کلمات روی زبانش خشک میشوند. در همین لحظه، حافظه حسی به کمک روایت میآید و بوی سمنو و صدای مادر شخصیت را به اعماق کودکی پرتاب میکند. این پیوند میان بدن، میل فردی و موانع سنتی، نگاهی زنانه به روایت میبخشد که بیش از آنکه حاصل بیانیههای مرسوم باشد، ناشی از درک دقیق جزئیات زیسته است.
مدار دوم داستانهای مجموعه، حرکت به سمت فضاهای وهمآلود، خوابگونه و هراسهای بینام است. کشوری هرجا که بار فشار عاطفی یا خاطره از ظرفیت روایت رئالیستی فراتر میرود، داستان را به سمت فضایی غریب و تعلیقزا سوق میدهد.

داستان «در شهر فاجعهای رخ داده» نمونه گویای این وضعیت است؛ در این داستان فاجعه تعریفی مشخص یا دلیلی عینی ندارد، اما سنگینی حضور آن در کوچهها، خانههای خالی و سکوت مردم حس میشود. نویسنده نشان میدهد که ترس چگونه میتواند بدون نامگذاری مشخص، در سراسر یک بافت جمعی رسوخ کند و خود به واقعیتی انکارناپذیر تبدیل شود.
عنصر بوم در این مجموعه نقشی ساختاری دارد. گراش و اقلیم جنوب در داستانهایی مانند «تشخین» و «نخل روبرو»، فضایی زنده و پیشبرندهاند. معماری، گرما، نخل، لهجه، سکوت کوچهها و پیوندهای خویشاوندی در بافت روایت تنیده شدهاند. نویسنده از فضا نه برای زینتبخشی به ماجرا، بلکه بهعنوان بستری که رفتارها و واکنشهای شخصیتها را شکل میدهد، استفاده میکند.
نقش اشیا نیز در داستانهای کشوری قابلتوجه است. اشیا در این مجموعه ابزارهای بازگشت به گذشتهاند. در «عینک آقای سیناوی»، گمشدن عینک و ساعت، تنها یک فراموشی سالمندانه نیست؛ بلکه لغزش زمان و فروپاشی نظمی است که هویت فرد را سر پا نگه داشته است. در «آن شب کبری» نیز دفتری قدیمی به مخزن نگهداری رازها، عشقهای ناممکن و انتظارهای ناگفته بدل میشود.
«تشخین» اثری است که تکیهاش بر خردهروایتها، حافظه، هراسهای خاموش و لحظههای گذرا در مدار خانه است. کتاب نشان میدهد که نویسنده توانسته با تکیه بر تجارب زیستی جنوب و گذر از آزمونهای مختلف فرمی، به صدایی ویژه و داستانی متمرکز بر درون آدمها دست پیدا کند؛ جهانی که در آن زندگی، میان واقعیتهای سخت خانگی و وهمهای عمیق روانی در نوسان است.
تشخین را نشر همسایه در تهران منتشر کرده ودر فروشگاه مجازی طاقچه نیز در دسترس است.
نظر شما